وب‌نوشته‌های یک شیشه‌بر

علی مصلحی
وب‌نوشته‌های یک شیشه‌بر

روزنامه‌نگاری که کارمند بانک بوده و اکنون شیشه‌بری می‌کند

طبقه بندی موضوعی
بایگانی

۲۳ مطلب با موضوع «طنز» ثبت شده است

یادم هست همون سال اولی که «خاتمی» رفته بود سازمان ملل و طرح موسوم به «گفت‌وگوی تمدن‌ها» رو هم اعلام کرد و توجه خاصی هم به آن نشد، نوه پسری خودش را با خودش برده‌بود سازمان ملل. اون موقع همه رسانه‌هایی که این‌روز‌ها به دکتر «احمدی‌نژاد» ریس‌جمهور ساده‌زیست و عدالت‌طلب گیر بی‌خودی داده‌اند، خفه‌قون گرفته‌بودند.

 سال دوم که رفت، پسر دوم و نوزاد کوچکش رو هم با خودش برده‌بود. یادمه روزنامه «شلمچه» که بعد‌ها لغو امتیاز شد و به جاش مجوز هفته‌نامه «جبهه» رو گرفت، اون روز‌ها اصلا کاری به این‌ کارا نداشت و همه حواسش به این بود که چرا هنگام سخن‌رانی «خاتمی» هیئت‌های نمایندگی اکثر کشورهای دنیا، سالن سازمان ملل را خالی کرده‌اند و او فقط برای صندلی‌های خالی سخن گفته و اینا. یادم هست روزنامه «رسالت» اون‌روز‌ها تیتر‌زده بود:
 «سخن‌رانی برای صندلی‌های خالی»

خلاصه به همه چیز سفرهای «خاتمی» کار داشتند، الا این‌که تو هر سفر یه عالمه زن و بچه و نوه و عروس و داماد با خودش به آمریکا می‌برد و تازه هیئت هم‌راهش هم گاهی به ۴۰۰ نفر می‌رسید که هیچ‌کدام هم نه‌تنها از سیاست خارجی ذره‌ای سر درنمی‌آوردند، بلکه صحبت‌کردن به زبان مادری‌شان هم ناقص بود، زبان انگلیسی که زبان بین‌المللی هست و دیگر زبان‌ها پیش‌کش.

حالا همه آن‌ها که هشت سال که «خاتمی» سالی چندبار به اجلاس سازمان ملل می‌رفت، خواب بودند، یک‌بار که آقای «احمدی‌نژاد» ریس‌جمهور عدالت‌خواه، ساده‌زیست و مردمی، یکی دو تا از اعضای خانواده‌اش که متخصص امور سیاسی و دیپلماتیک هستند، و فرزند خردسال‌ش را هم ناچارا هم‌راه خود برای اجرای اهداف ویژه به آمریکا برده، چرت‌ِشان پاره‌شده و سروصدا راه‌انداخته‌اند که‌ ای داد!‌ ای بی‌داد! چه نشسته‌اید که آقای «احمدی‌نژاد» با پول مردم به ماه عسل خانوادگی رفته و چه کرده و چه نکرده و ...، انگار که آقای «احمدی‌نژاد» هم مثل «خاتمی» است که پول مردم را بخورد و آب هم روش.

نه‌خیر جانم! مردم ما خودشان مردم‌داری آقای «احمدی‌نژاد» و احترام به سرمایه‌هایشان را سر هر ماه با دریافت یارانه نقدی، و آرامش را؛ با سکونت در مسکن مهر، و تامین آینده‌ نوزادش را؛ با طرح تامین آتیه نوزدان، و صد‌ها و هزار‌ها طرح ارزش‌مند دیگر از نزدیک لمس و درک می‌کنند و فریب بوق‌های تبلیغاتی بی‌بی‌سی و صدای آمریکا را نخواهند خورد.
 تا سیه‌روی شود هر که در او غش باشد.
مرگ بر ضد ولایت فقیه
درود بر رزمندگان اسلام‌
سلام بر شهیدان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ مهر ۹۰ ، ۰۶:۵۹
علی مصلحی

جدیدترین نتایج نظرسنجی موسسه «ساندیس‌تلگراف»، وابسته به «سازمان تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم» که در دو جامعه آماری کاملا متفاوت اما با شیوه‌های آماری یک‌سان به‌دست آمده، نشان می‌دهد مردم دنیا علایق کاملا مشابهی به‌هم‌دیگر دارند.

یه گزارش سرویس سیاسی «فارس» از قم، این نظر سنجی که با روش میدانی و در دو جامعه آماری کاملا متفاوت، اما با شیوه یک‌سان تهیه‌شده، نتایج به‌دست آمده، بسیار جالب‌توجه است.

در جامعه آماری A و در پاسخ به این پرسش که «شما مقام معظم رهبری را بیشتر دوست دارید یا آقای خامنه‌ای را؟» ۷۵ درصد شرکت‌کنندگان در نظرسنجی، پاسخ داده‌اند که: «اصلا هیچ‌کس را دوست ندارند» ۷۵ درصد پاسخ داده‌اند که؛ «اصلا هیچ‌چیز را دوست ندارند»، ۷۵ درصد سؤال کرده‌اند: «مگر چیزی برای دوست‌داشتن وجود دارد؟» و باقی‌مانده شرکت‌کنندگان در نظر‌سنجی پاسخ داده‌اند که فقط «ساندیس» دوست دارند.
 در این جامعه آماری نوشیدن «ساتدیس» شامل محدودیت‌ها و ممنوعیت‌های شدید مذهبی و حکومتی است.

اما در جامعه آماری B و در پاسخ به همان سؤال جامعه آماری A یعنی «شما مقام معظم رهبری را بیش‌تر دوست دارید یا آقای خامنه‌ای را؟»، ۷۵ درصد شرکت‌کنندکان در این نظرسنجی اعلام نموده‌اند؛ «همه‌کس را دوست دارند»، ۷۵ درصد پاسخ داده‌اند «همه‌چیز را دوست دارند»، ۷۵ درصد سؤال نموده‌اند؛ «مگر مقام معظم رهبری وجود دارد»، ۷۵ درصد سؤال نموده‌اند «مگر آقای خامنه‌ای وجود دارد؟» و بقیه شرکت‌کنندگان در مراسم هم پاسخ داده‌اند فقط «ساندیس» دوست دارند.
 در این جامعه آماری نوشیدن «ساندیس» نه‌تنها شامل هیچ‌گونه محدودیتی نمی‌شود، بلکه نوشیدن آن با تشویق‌های مذهبی و حتی حکومتی نیز هم‌راه است.

به گفته «اکبر هاشمی رفسنجانی»، پژوهش‌گر برجسته موسسه «ساندیس تلگراف» و مدیر تیم نظرسنجی اخیر، نتایج به‌دست‌آمده از این نظرسنجی که در حال حاضر در مجهزترین لابراتوارهای علمی موسسه در حال پشت سرگذاشتن آخرین تست‌ها و آزمایش‌های علمی است، به‌زودی از طریق مونیتورینگ موسسه قابل مشاهده برای عموم خواهد بود.
 وی اعلام کرد چنان‌چه نتایج یافته‌شده در این نظر‌سنجی با پیش‌بینی‌های قبلی مطابقت داشته باشد، باید منتظر وقوع انقلابی عظیم در صنعت «علم» بود.
 این انقلاب بدون شک در آینده‌ای نزدیک به‌وقوع خواهد پیوست. آگاهان هرگونه ربط بین موفقیت‌های این موسسه با یافته‌های اخیر موسسه «چاه جمکران» را قویا رد می‌نمایند.

خبرنگار خبرگزاری فارس اعزامی به قم «احمد باطبی» کد خبر ۲۲خرداد۸۹

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ تیر ۸۹ ، ۱۰:۴۱
علی مصلحی

نمی‌دونم چطو شد که ایطو شد!

دوشنبه, ۲۱ تیر ۱۳۸۹، ۱۰:۱۶ ق.ظ

سلطان صاحب‌قران «محمودخان‌ احمدی‌نژاد» یا همان «سبورچیان» خودمان، «انارالله برهانه»، که نه‌تنها در تمام بلاد «فارس»، بلکه در تمام ارض و سما هیچ جنبنده‌ای بی‌اذن و اجازت او بنجنبد، قریب به دو یا سه هفته پیش، وزیر مربوط به دول بیگانه یعنی «منوچهرخان متکی» را امر و اشارت فرمودند که فی‌الفور سردم‌داران دو کشور را به پای تخت ایشان احضار نماید.

«منوچهرخان» چنین کرد و به دنبال آن سردم‌داران دول اجنبی از آن‌سوترین نقطه دنیا یعنی «برزیل» و از این‌سوترین نقطه دنیا یعنی «ترکیه»، «همت مضاعف» نمودند و آمدند در یای‌تخت سلطانی سلطان صاحب‌قران «محمودخان‌ احمدی‌نژاد» یعنی همان «سبورچیان» خودمان «انارالله برهانه». هم به جهت ادای فریضه دست‌وپابوسی ملوکانه، هم به جهت این‌که بعد از سلام و چاق‌سلامتی بنشینند به‌اشاره مبارک حضرت اجل، صورت‌مجلسی بنویسانند که مقدار ناقابلی «اورانیوم‌جات» غنی‌نشده از پای تخت سلطانی یعنی ایران به ارض اقدس یعنی همان بلده صغیره «ترکیه» به همان ترتیب که در سال ماضی ۱۸ میلیارد دلار ترانزیت شده، ترانزیت کنند، و در مقابل مقداری ناچیز اما غنی‌شده از همان جنس به ایران واترانزیتند بلکه و شاید این مخدره موزیه بانو «کلینتون» که تنها موجودی است در بین ارضیان و سمائیان که بلا امر (روم به دیوار روم به دیوار) سلطان صاحبقران جناب اجل «محمودخان‌ احمدی‌نژاد» همان ... «انارالله برهانه» هر از گاهی می‌جنبد، هم خودش و هم لبش و البته که این جنبش در آن‌سوی ینگه دنیا به خودی‌خود تاثیر و تاثری به حال ما ندارد اما وقتی جنبش آن سر دنیایی آن مخدره «بانو کلینتون» در این سر دنیا یعنی بلده راقیه مترقیه طهران «جنبشی سبز» بر پا می‌کند، اسباب دردسر سلطان صاحبقران حضرت اجل «محمودخان‌ احمدی‌نژاد» همان «سبورچیان» سابق و لاحق، می‌شود.

مصیبت عظمی در این پروسه مکروهه آن‌که، این دردسر و تاثیر و تاثر به بیت معظمی وصل است و این جنبش در آن بیت لرزشی به درجات بالا در مقیاس «ریشتر» ایجاد می‌نماید. این شد که امر فرمودند ارجوزه توافق طهران نوشته شود و بعد هم جارچیان بزرگ ولایت ازجمله «فارس نیوز» را امر کردند که در کوی و برزن ده‌کده جهانی پس از جارزدن مفاد توافق و دعا و ثنا، از قول «منوچهر متکی» اعلام نمایند که: آمریکا و شورای امنیت و غرب و شرق و چرق و زرق و برق و آب و گاز و تلفن و خلاصه هیچ‌چیز و هیچ‌کس دیگری هیچ شانسی برای صدور قطع‌نامه ندارند .به عبارت خودمانی‌: نمی‌توانند بر علیه ایران یعنی همان پای تخت سلطانی سلطان صاحبقران «محم....... » از خودشان قطع‌نامه (به غلظت «ع») دربکنند، ولی به قول اون کاکوی شیرازی: «نمی دونم چطو شد که ایطو شد» و همه به اتفاق اجماع کردند و از خودشان چهارمین را دربکردند. آره قربونش! اومدن دیدن جای خربزه قطع‌نامه است.
در این‌باره بازهم با هم دیالوگ خواهیم نمود. تا آن‌روز خدا یارتان دست حق به هم‌راه‌ِتان.
پایان نوشتمان. ذیلا تصویر اعلامیه فارس‌نیوز جهت استبصار درج می‌شود:

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ تیر ۸۹ ، ۱۰:۱۶
علی مصلحی

حاکمیت بی‌«حیا» شهروندان بی«حجاب»

يكشنبه, ۳۰ خرداد ۱۳۸۹، ۱۱:۱۵ ق.ظ

در راستای این‌که دولت فخیمه نهم به ریاست «محمود احمدی‌نژاد» موفقیت‌های بسیار زیادی در طرح مبارزه با مفاسد اقتصادی آقازادگان و خانم‌زادگان طی سی سال گذشته، و خلاصه فرزندان فاسد اعم از آقازاده و خانم‌زاده آقای «هاشمی رفسنجانی» به‌دست آورد و ریشه این مفاسد را در کره خاکی به کلی خشکاند تا آن‌جا که اثر این خشکی و خشک‌سالی به دریاچه «ارومیه» رسید و و مثل بختک دارد دریاچه «بختکان» را هم بخت‌کور می‌کند، لذا مجموعه دست‌اندرکاران و پااندرکاران این دولت فخیمه خصوصا پااندرکاران و دست‌اندرکاران این طرح برجسته و موفق از جمله آقایان «محمود احمدی‌نژاد»، «محمدرضا رحیمی» و «صادق محصولی» به‌عنوان اندرکاران سواره‌نظام و آقایان «الیاس نادران» و «الیاس نادران» و «الیاس نادران» و « علی مطهری» و « احمد توکلی» به‌عنوان پیاده‌نظام ، و سایت «جهان نیوز» و «الف» و ب پ و ت و ... به‌عنوان بخشی از «ارتش سایبری» این طرح مبروره، مسروره، مندوده، مخدومه، مختومه، شایسته تقدیر و تشکر شناخته شده و مقرر گردید از آقای «بیل گیتس» صاحب «مایکرو سافت» دعوت شود تا طی مراسم خاصی این موفقیت به‌عنوان سریع‌ترین موفقیت در «مایکروسافت» ثبت و ضبط شود .

خبرنگار «BB۴۰» در همین رابطه از برگزارکنندگان این دعوت سؤال کرد که چرا برای ثبت این رکورد از اندرکاران کتاب ثبت رکورد «گینس» دعوت نشده؟ و جواب شنید که کتاب ثبت رکوردهای «گینس» در ایران فیلتر می‌باشد، فلذا برای ثبت این رکورد تاریخی به جای «گینس» از «گیتس» دعوت شده است. هم‌چنان‌که در قضیه مبادله اورانیوم در خاک ترکیه نیز به جای «چین» و «روسیه» به‌عنوان دو کشور دارای کرسی دائم و حق «وتو» به‌علت فیلتر نظام از کشور«برزیل» دعوت و استفاده شد و همه دیدند که این کشور به‌خوبی از پس کار برآمد و رای منفی خود را به قطع‌نامه داد و کمر آمریکا و انگلیس و روسیه و چین و فرانسه و ایتالیا و دانمارک و اسراییل و خلاصه استکبار جهانی را شکست.

بگذریم، حالا و در شرایطی که هنوز چند صباحی از موفقیت برق‌آسای این دولت در طرح مبارزه با مفاسد اقتصادی نگذشته، و هنوز خستگی ناشی از بار سهمگین و سنگین این طرح روی دوش دولت‌مردان و زنان دولتی احساس می‌شود، و هنوز عرق‌ِشان خشک نشده و در راستای این‌که این‌روزها در دولت چیزی به نام استراحت عملا فاقد معنی علمی و پزشکی و ... می‌باشد، بلافاصله طرح مبارزه با مفاسد اجتماعی و بدحجابی و کم‌حجابی و شل‌حجابی و مواردی از این دست، در دستور کار دولت دهم قرار گرفته با این تفاوت اساسی که در قضیه مبارزه با مفاسد اقتصادی آقا‌زاده‌ها و خانم‌زاده‌ها و خلاصه فرزندان آقای «هاشمی» که البته گاهی برای خالی‌نبودن عریضه فرندان آقای «ناطق» هم به آن اضافه می‌شدند، دولت سواره‌نظام بود و مجلسیان پیاده‌نظام، اما در این طرح البته مبروره مخدومه منصوره مفتوحه، بر عکس، دولت پیاده‌نظام است و مجلس و آقای «جنتی» و آقای «علم‌الهدی» سواره‌نظام و ... فی‌المقدمه هم در راستای همین طرح مبارزه با مفاسد اقتصاد... ببخشید اجتماعی و بدحجابی اگه اشتباه نکنم تو فرودگاه اصفهان ریختن دخل چند زن بی‌حجاب را اساسی آوردن و مزاحمین نوامیس مردم هم به چنگال عدالت گرفتار آمده و قرار است که هر خانم بدحجابی که از چنگال عدالت پا به فرار گذاشت، شماره‌اش را برادران پلیس لباس‌شخصی بردارند تا سر موقع به‌خدمت آن‌ها برسند. البته این قضیه بی‌سابقه نبوده و قبلن هم آقای «عبدالرضا هلالی» با برداشتن شماره خانم‌های بی‌حجاب به خدمت آن‌ها می‌رسیده است که حتما تصاویر آن‌ها را دیده‌اید و اگر ندیده‌اید می‌توانید اینجا ببینید و در مورد آن بخوانید.

به‌پیوست تصویر مخصوص برداشتن شماره خانم‌ها جهت به‌خدمت رسیدن سرموقع تقدیم می‌شود.

پایان خبر خبرنگار شبکه خبری «bb۴۰» اعزامی به ایران نعیمه گمنام

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ خرداد ۸۹ ، ۱۱:۱۵
علی مصلحی

کام در ناکامی

چهارشنبه, ۱۹ خرداد ۱۳۸۹، ۱۰:۱۱ ق.ظ

سال‌ها پیش شاید سال ۶۶ بود. پسرعموی من در عملیات کربلای ۵ به شهادت رسیده بود. در یک روز بسیارسرد زمستانی، برای تحویل جنازه و سپس تشییع به غسال‌خانه رفته بودیم. هم‌راه با جنازه صحیح و سالم پسرعموی من، جنازه یک خلبان را هم آورده بودند که پس از مورد هدف قرارگرفتن پرنده‌اش، از طیاره با چتر نجات خارج شده ولی نتوانسته بود1389/3/19 در جایی خوبی فرود آید و ظاهرا به یک پرت‌گاه پرت شده و بعدا تکه‌تکه‌های بدنش را جمع‌آوری کرده و به پشت جبهه منتقل کرده بودند.
 چه سال‌های عجیبی بود آن سال‌ها. خالی از لطف نیست ضمن این روایت از دفاع مقدس به صحنه جالبی اشاره کنم. تنها کسی که از بستگان خلبان شهید آن‌جا حضور داشت پدر همسر او بود. پیرمردی بسیار محکم. اما از طرف یکی از هم‌رزمان خلبان اجازه دیدن جنازه را نیاقت. خلبان هم‌رزم شهید، دلیل خود را رقت‌انگیزبودن شدید جنازه متلاشی داماد اعلام نمود. پدر همسر خلبان شهید با خنده معنی‌داری به هم‌رزم داماد شهیدش گفت: هنوز چهل روز از دفن پسر شهیدش سپری نشده و جالب‌توجه آن‌که جنازه فرزند شهیدش را خودش کفن نموده و خودش در گور نهاده و همه‌گان مشاهده نمودهاند که خم به ابرو نیاورده‌است.
خواستم تجدیدخاطره ای با سال‌هایی داشته باشم که همه‌جا عطر شهادت پراکنده بود.

 بگذریم .عرض کردم جنازه شهید ما صحیح و سالم بود و جنازه خلبان شهید متلاشی شده. یکی از دوستان پسرعموی دیگر من، سر در گوش او گذارده و نجوا می‌کند: بروید خدا را شکر کنید که جنازه برادرتان سالم است. پسر عموی من که مثل من در مسائل مربوط به مرگ و ... بسیار بی‌غیرت است، همان زمان این مسئله را البته بدون نام بردن از طرف تبدیل به یک شوخی و طنز کرده بود که جنازه‌ای که فاقد روح است و تا لحظاتی دیگر به خاک سپرده خواهد شد، چه فرق می‌کند صحیح و سالم یا متلاشی.

خبرگزاری«مهر» انصافا دل ملت شهیدپرور و خانواده معظم شهدا و ریاست محترم جمهور و البته قبل از همه این‌ها مقام معظم رهبری را شاد کرد و من از هم‌اکنوم پیشنهاد می‌کنم جایزه به‌ترین نگاه و به‌ترین تیتر و به‌ترین گزارش و به‌ترین همه‌چیز را برای تقدیم به خبرنگاری که متن خبر امروز این خبرگزاری در مورد «قطع‌نامه ضدایرانی» را تنظیم نموده، آماده نمایند تا در یک فرصت مناسب و در یک جشن‌واره ویژه مطبوعاتی به نویسنده و خبرنگار مربوط تقدیم نمایند.
 خاک بر سر آمریکا و اسراییل و فرانسه و آلمان و ایتالیا و همه کشورهای دنیا که سر‌به‌سر ملتی می‌گذارند که خبرگزاری‌هایی این‌چنین و خبرنگارانی این‌چنین‌تر دارد.

و اما خبر: خودتان اصلش را این‌جا بخوانید و فرع مقدم بر اصل و اساس‌الاصل‌اش را ببینید که نوشته است: «آمریکا و هم‌پیمانانش با وجود تلاش‌های فراوان در به‌دست‌آوردن اجماع کامل برای تصویب این قطع‌نامه ناکام ماندند.»
 بنازم به این همه تیزهوشی و تیزبینی و تیزچشمی و تیز‌همه‌چیزی که تو داری و آمریکا و یازده کشور دیگر به‌علاوه لبنان ندارند. به قول خواجه علی مصلحی: نه هرکه سر بتراشد خبر‌نگاری داند.
 البته دولت و ملت و خانواده شهدا و مقام معظم رهبری که موفق شدند رای ممتنع لبنان را به‌دست آوردند کام ماندند یعنی بر عکس ناکام ماندند.

واقعا خدا را شکر که در کشور ی زندگی می‌کنیم که چنین خبر‌گزاری‌ها و چنین خبرنگارانی دارند. والا الان صدباره مرده بودیم و جنازه‌مان هم ناکام مانده بود و دل‌مان هم سوزیده‌بود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ خرداد ۸۹ ، ۱۰:۱۱
علی مصلحی

ایران با ظرفیت ۱۵۰میلیون فقیر

چهارشنبه, ۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۹، ۰۵:۵۳ ق.ظ

این آگهی در یکی از روزنامه‌های کشوری ثبت و منتشر شده‌است، که ریس‌جمهور آن کشور با خنده و تمسخر مدرنیته و علم، ادعا می‌کند؛ کشور متبوعش ظرفیت ۱۵۰میلیون نفر جمعیت را دارد و به‌همین دلیل اجرای طرح کنترل جمعیت و تنظیم خانواده از طرف دولت‌مردان سابق کار اشتباهی بوده‌است.

البته به هیچ‌ عنوان شما فکر نکنید که این کشور «ایران» و روزنامه منتشرکننده این آگهی هم روزنامه «ایران»است. نه‌خیر! کشور ایران گنجایش ظرفیت بسیار بیشتر از این‌ها را هم دارد. ولی ریس دولت و جمهور آن آدمی متمدن و مدرن است که به چنین خرافه‌هایی هیچ اعتقادی ندارد و این‌که زبان آگهی نیز فارسی است، از کجا معلوم در دنیا کشور فارسی‌زبان دیگری نباشد؟
باور نمی‌کنید؟ سندش در وزارت خارجه موجود است.

مرتبط:
دیگه دوتا بچه کافی نیست

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ ارديبهشت ۸۹ ، ۰۵:۵۳
علی مصلحی

از کرامات شیخ ما

جمعه, ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۹، ۰۵:۴۷ ق.ظ

چند سال پیش روزنامه کیهان تیتری به این مضمون زده‌بود از قول مقام رهبری:
«مردم ما می‌توانند از راه‌آهن استفاده کنند»

این جمله در راستای افتتاح خط‌آهنی ظاهرا در استان خراسان به زیور تکلم آراسته شده‌بود، و پس از آن نیز روزنامه وزین «کیهان» همت مضاعف نموده و به زیور طبع آرسته گردانیده بود.

امروز در وب‌گردی‌هایم در بالاترین به این تیتر برخوردم: «وقتی بسیجی دست به قلم می‌شود» و بلافاصله کلیک کردم این عکس آمد:

در مورد فرمایش وزین آقای «‌خامنه ای» در مورد استفاده مردم ایران از راه‌آهن دوستی به طنز گفت: من اگر جای روزنامه کیهان و آقای «شریعتمداری» بودم تیتر می‌زدم: «از کرامات شیخ ما اینست ؛ شیره را خورد و گفت شیرین است»

و من امروز درباره این عکس به این نتیجه رسیدم که: از کرامات شیره هم اینست شیخ ما خورد و گفت بی‌دین است!!.

به راستی جدای از همه اجحاف و ظلم و ناراستی‌های موجود، چه اتفاقی افتاده است که این‌گونه کودکانه، مبتذل و تمسخر‌آمیز در باره اتفاقات گفت‌وگو می‌شود و بدتر از آن، گاف‌های گفتاری بزرگان قوم، توسط مبلغین و تیم‌های رسانه‌ای، کلمات آسمانی و وحی منزل تلقی‌شده و با بی‌پروایی منعکس می‌شود؟

به راستی اگر شما کارمند ساده یک اداره بودید و مدیر اداره، متنی این‌چنین را برای تکثیر در اختیار شما قرار می‌داد، آیا وظیفه خود نمی‌دانستید برای حفظ آبروی ریس یا مدیرتان متذکر شوید که این نوع ادبیات مایه تمسخر حتی دوستان خواهد شد دشمنان یا رقبا که جای خود دارد؟

پس چه شده‌است که بالا و پایین با هم این‌گونه به بی‌آبرویی خود هم‌دست و هم‌داستان شده‌اند؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ ارديبهشت ۸۹ ، ۰۵:۴۷
علی مصلحی

همه وبلاگ‌هایم رفع فیلتر شدند

جمعه, ۱۳ فروردين ۱۳۸۹، ۰۶:۱۲ ق.ظ

شب گذشته آخرین‌باری که به وبلاگ‌م سرزدم، مشاهده کردم دوستی بسیار بزرگ‌وار زحمت‌کشیده و کار انتقال مطالب و آدرس وبلاگ‌م را از آدرس فیلترشده به آدرس فاقد فیلتر یعنی از آدرس alimoslehi۲ به alimoslehi۴ انجام داده و حالا وبلاگ من دیگر روی بلاگ اسپات فیلتر نیست.

خیلی خوشحال شدم. نمی دانستم کار چه کسی است. چون من نام کاربری و گذرواژه وبلاگ‌م را به چند نفر برای این کار داده بودم.
 اما خوشحالی‌‌ام امروز صبح بسیار بیشتر شد. صبح که از خواب بیدار شدم، در کمال ناباوری مشاهده کردم همه آدرس‌هایم روی blogfa , co.cc ,blogspot  همه رفع‌فیلتر شده‌اند.
 
راستش این اواخر نشانه‌های ضعیفی از بروز عقلانیت در بعضی از سطوح در راس هرم قدرت مشاهده می‌شد، اما باور این‌که به این سرعت امکان جابه‌جایی آزاد و آسان اخبار و اطلاعات و آزادی بیان به‌عنوان پیش‌زمینه‌های این عقلانیت بروز و ظهور نماید، کمی ساده‌انگاری را طلب می‌کرد.
 اما دیدیم و دیدید که ساده‌انگاری نبود .
خدا را شکر!

بسته‌بودن فضای رسانه‌ای یه جورایی انرژی می‌داد که پررنگ‌تر از همیشه فعال باشیم. خدا کند این بازشدن نا‌بهنگام فضا، انرژی قبلی ما را برای نوشتن نگیرد.
 با این آرزو از این پس بیشتر به‌روز خواهیم بود.
یا علی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ فروردين ۸۹ ، ۰۶:۱۲
علی مصلحی

مجلس ایران و مونتاژیسم

سه شنبه, ۱۱ اسفند ۱۳۸۸، ۰۵:۱۰ ق.ظ

من تا حالا فکر می‌کردم تمام تصاویری که در فیلم‌های سینمایی‌ می‌بینم، درست عین واقعیت است.
 مثلن وقتی در فیلم‌های مربوط به جنگ ایران و عراق، می‌دیدم که یک ایرانی به‌تنهایی یک لشگر عراقی را خلع‌سلاح می‌کند، یا مثلن یک جوان ایرانی به‌تنهایی بر چند سرباز غول‌پیکر عراقی چیره می‌شود، همه واقعی است.
باور کنید از خوشحالی و غرور در پوست خودم نمی‌گنجیدم.

من حتی این‌قدر کودن بودم که وقتی در پایان فیلم‌های «جکی جون» اتفاقات پشت صحنه را هم می‌دیدم، بلد نبودم یاد بگیرم، یا باور کنم که احتمال وقوع این اتفاقات در عالم واقع، تقریبن غیرممکن است.

از این گذشته من اگر یک‌بار یک هنرپیشه را در خیابان می‌دیدم که مثلن در فیلمی نقش امیرکبیر را بازی کرده بود، نزدیک بود از تعجب غالب تهی کنم. چرا که در تاریخ خوانده بودم «امیرکبیر» سال‌ها پیش کشته شده اما چگونه حالا در خیابان در حال تردد است؟

خلاصه این‌که من از هیچ هنری در حوزه سینما و تصویر و تصویربرداری و هیچ تکنیکی در چنین حوزه‌هایی سر در نمی‌آوردم، تا این‌که خدا پدر و مادر نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی را بیامرزد، که به من آموختند که نه‌تنها در حوزه سینما و تصویر، که در تمام حوزه‌ها و از آن‌جمله در سیاست، هنری و تکنیکی و فنی به نام «مونتاژ» وجود دارد و شبکه خبری و تلویزیونی «بی‌بی‌سی» در تهیه یک فیلم سینمایی سیاسی، به نام «‌حمله وحشیانه پلیس و لباس‌شخصی‌ها به کوی دانشگاه» از این فن استفاده کرده است.

و خدا پدر و مادر مردمی را بیامرزد که چنین نمایندگانی را برای ما انتخاب کردند و گرنه من می‌مردم و نمی‌دانستم که فیلم «یورش وحشیانه به کوی دانشگاه» مونتاژ است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ اسفند ۸۸ ، ۰۵:۱۰
علی مصلحی

چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند

چهارشنبه, ۹ دی ۱۳۸۸، ۰۴:۵۹ ق.ظ

 این‌جا که من هستم، از رسانه‌های سبز خبری نیست. صاحب‌خانه که آدمی است صدهزاربار دیوانه‌تر از من، هیچ علاقه‌ای به ماه‌واره و اینترنت و از این چیزها ندارد.
به‌دلیل حفظ امنیت و آسایش همین دیوانه (والا من که با مفهومی مثل امنیت کاملا بیگانه‌ام خصوصا از نوع ملی آن) یعنی صاحب‌خانه، تلفن همراه من هم خاموش است. (تا کور شود چشم حمید قاسمی که عکس گرفته بود با باتوم و آمده بود به دوستان من نشان می‌داد مثلا زهر چشم بگیرد. به قول جعفر کر ...)
بنابراین از همه‌جا بی‌خبرم.

اما چرا من باید این‌جا باشم و مثلا متواری؟ بازهم اگر بعضی‌ها فکر می‌کنند به‌خاطر گزارش ارسالی آن‌ها به سپاه است از حضور بنده در مراسم عاشورای تهران، مجددا عرض می‌کنم به قول همان جعفر مهربانی که گوش‌هایش سنگین بود ... (این نقطه‌چین‌ها حاوی بی‌ادبی است).
نه‌خیر یکی از دوستان ما آن‌طرف مرز بازداشت شد. بلافاصله از طریقی اطلاع‌رسانی کرد(ماشااله خبر‌رسانی سبز) ما هم بی سرخط و بی‌اطلاع گفتیم کاری که تا حالا توی همه عمرمان نکرده‌ایم بکنیم.
دوره افتادیم و آمدیم شیراز پیش مژگان خانم. یا شاید ابرقو پیش مهلا خانم یا شایدم پیش خدا. بنده خدا چه می‌داند؟

القصه شب آخری که کاشان بودم و آخرین دوستی را که دیدم گفت: علی تفالی برای سیدمان «میرحسین» زدم به حافط این بیت آمد:

هرکه را با خط سبزت سر سودا باشد
 پای از این دایره بیرون ننهد تا باشد

و من آمدم خانه و در حالی‌که برای اولین‌بار در عمرم ساک سفر می‌بستم، در آخرین لحطه تفالی زدم به حافظ. این ابیات آمد:

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
 چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند

من ارچه در نطر یار خاک‌سار شدم
رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند

چو پرده‌دار به شمشیر می‌زند همه را
 کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند

................

بدین رواق زبرجد نوشته‌اند به به زر
که جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند

ز مهربانی جانان طمع مبر حافظ
که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند.

این‌ها را با کامپیوتر این دیوانه تایپیدم. حالا می‌روم یک جایی حدود ۱ساعت دیگر بزنم توی وبلاگ‌م. صفحه نظرات هم فعال است بفرستید. می‌استقبالیم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ دی ۸۸ ، ۰۴:۵۹
علی مصلحی