وب‌نوشته‌های یک شیشه‌بر

علی مصلحی
وب‌نوشته‌های یک شیشه‌بر

روزنامه‌نگاری که کارمند بانک بوده و اکنون شیشه‌بری می‌کند

طبقه بندی موضوعی
بایگانی

۵ مطلب در آبان ۱۳۸۸ ثبت شده است

منشور بی‌اخلاق اخلاق بی‌منشور

چهارشنبه, ۲۷ آبان ۱۳۸۸، ۰۳:۵۲ ق.ظ

من البته آدم اهل ورزش و پی‌گیر اخبار ورزشی نیستم اولا، و سعی فراوان هم می‌کنم که مثل اهالی جاهل عربستان در آستانه ظهور اسلام، هنگامی که صدای بلند صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران بلند می‌شود، پنبه‌های قایم در گوشم فرو کنم که مبادا صدای این سفیر رحمت به گوشم بخورد که رحمت شامل حالم شود ثانیا.
زهی سعادت که این جهالت.

اما «برنامه۹۰» و «عادل‌خان فردوسی‌پور» به قول نویسنده «تاریخ بیهقی»: از لونی دگر است و ارزش جهالت به جان خریدن دارد.

 گمان می‌کنم که «عادل»خان مشروح کامل گفت‌وگوهای نود را در سایت نود قرار داده باشد که می‌توانید بخوانید. اما عجالتا برایتان بگویم که این هفته مهمانان ویژه «نود» آقایان «عزیز محمدی» که نمی‌دانم در فدراسیون فوتبال چه سمتی دارد، «شاه حسینی» که به شرح قبلی ایضا اما می‌دانم که، تحصیل‌کرده حقوق است و آشنا به ادبیات حقوقی و «امیر حاج‌رضایی» که در فدراسیون هیچ سمتی ندارد و کار‌شناس فوتبال هست و قبلا هم فوتبالیست بوده‌است، به‌علاوه این‌که یک شخصیت مودب و دوست‌داشتنی است بر خلاف خیلی از اهالی فوتبال.

خوب حالا برویم سر موضوع برنامه که بر سر «منشور اخلاقی ورزش عموما و فوتبال خصوصا» بود.
قبل از ورود به بحث عرض کنم که همین‌طور که بار‌ها در طول بحث آقای «فردوسی‌پور» فرمودند، در این‌که در ورزش کشور ما موارد متعدد بی‌اخلاقی و سوء‌رفتار در اکثر رده‌های بازی‌گری، مدیریت، مربی‌گری و ... وجود دارد و این موارد متاسفانه منشا الگوبرداری بعضی از جوانان و طرف‌داران ورزش هم می‌شود، شکی نیست.
از طرف دیگر هم می‌توان به ضرس‌قاطع گفت؛ تنظیم‌کنندگان «منشوراخلاقی» با حسن‌نیت فوق‌العاده به قصد حذف و تعدیل بی‌اخلاقی‌های موجود به چنین اقدامی دست یازیده‌اند.

اما آن‌چه در تنظیم این منشور مورد غفلت قرار‌گرفته و از سال‌های اول انقلاب نیز تا کنون این غفلت جزء لاینفک برنامه‌های از این دست بوده‌است، اینست که تا کنون بیشترین تلاش بانیان خیر پاک‌سازی فضای عمومی جامعه و در مورد اخیر ورزش، از بی‌اخلاقی و فساد موجود، توجه به جنبه‌های بازدارنده جرم و بی‌اخلاقی و فساد بوده و در مورد بسترسازی برای حذف بستر‌ها و شرایطی که امکان بذرافشانی، بارداری و نهایتا ظهور و بروز جرم و فساد را باعث می‌شوند کمترین توجه صورت نگرفته و منشوری تنظیم نشده است.

شکی نیست تا زمانی که فرهنگ‌سازی برای تربیت کودکان و جوانان و ایجاد دبستان‌های فرهنگ که هزینه‌های کمتری را طلب می‌کند، در دستور کار متولیان فرهنگ عمومی قرار نگیرد، بازدارندگی که هزینه‌های چندین برابری را نیازمند است، نه‌تنها کمترین نتیجه و سود را نخواهد داشت، که خود نیز عامل بروز ناهنجاری و خلاف خواهد شد.

در مورد «منشوراخلاقی» اخیر که در مورد ورزش کشور طی یک‌سال گذشته تنظیم آن دستور کار فرهنگ‌بانان ورزش کشور بوده‌است، متاسفانه آن‌چه مورد غفلت قرار گرفته «اخلاق» است که خود را در نقیصه‌های اخلاقی و تناقضات فراوان حقوقی به وضوح نشان می‌دهد.
 البته از متولیان امور امروز انتظاری غیر از این نمی‌توان داشت. وقتی آقای «امیرحاج‌رضایی» داماد و برادرزاده «طیب‌حاج‌رضایی» پیش‌کسوت فوتبال و مرد مودب و اخلاقی ورزش و کار‌شناس فوتبالی صدا و سیما از آقای «عزیز محمدی» سوال می‌کند که، آیا همه مشکلات ورزش کشور حل شده و فقط مدل مو، ریش و آرایش ورزش‌کاران معضل هست؟، آدمی بلافاصله به یاد سخنان حکیمانه و البته رای‌جمع‌کنانه ریاست محترم جمهور نهم می‌افتد که «این‌قدر مشکل داریم که نمی‌رسیم به مدل مو و اصلاح جوانان‌مان کاری داشته باشیم» و بلافاصله پس از نشستن بر صندلی ریاست، سر و کله گشت ارشاد آقای «احمدی‌مقدم» باجناق آقای رییس از راه می‌رسد.

دغدغه کار‌شناس فوتبال اما خلف وعده و سوء‌استفاده شبیه مورد یادشده نیست. اما تنظیم منشور، قرارداد و ابزارهایی که ورزش‌کار را محکوم به رعایت مسائل اخلاقی و حقوق شهروندی و رفتاری، خارج از محیط‌های ورزشی می‌کند، و در صورت نافرمانی و تخلف تنبیهات و محرومیت‌هایی را برایش به‌دنبال دارد، که تجویز و صدور آن فقط و فقط بر عهده مقامات قضایی است، به آسانی می‌تواند به یک نافرمانی عمومی مدنی در درازمدت منجر شود.

به عنوان مثال دقت کنید که در متن منشور کلیه مربیان ورزش موظف به تست اعتیاد شده‌اند. شایسته است تنظیم‌کنندگان منشور فقط یک‌ساعت گشتی حول و حوش دادگاه‌های خانواده بزنند تا آثار مششع و البته اخلاقی تست اعتیاد هنگام ازدواج را مشاهده نمایند.
قابل توجه است که نود درصد خانواده‌هایی که برای نجات جان خودشان از دست همسر معتاد به دادگاه مراجعه می‌نمایند، برگه تست منفی اعتیاد را در پرونده خود دارند.

در طول برنامه فوق دوبار از طریق تلفن با آقای دکتر «آقانیا» استاد حقوق دانشگاه تهران، ورزش‌کار و اولین کسی که به تدوین حقوق ورزشی توجه داشته تا جایی‌که عنوان رساله دکترایش «حقوق ورزشی» بوده‌است گفت‌وگو شد. آقای دکتر ضمن بیان کاستی‌های متعدد منشور و موارد متعدد تخلف از قانون اساسی، حقوق مدنی و فرمان هشت ماده‌ای امام و ... به نکته تکان‌دهنده و دردآوری اشاره کرد.
 وی ضمن اشاره به گنجاندن مواردی مربوط به «سحر» و «جادو» در منشور از آقایان پرسید: «چه خوب است شما که به چنین نیروهایی معتقد و مسلط هستید، در بازی‌های بین‌المللی بر علیه رقبا از آن استفاده کنید.»
 وی همچنین گفت کاری نکنید که در ابتدای هزاره سوم، مردم دنیا به ما بخندند.

 عرض کردم «معجزه{ات} هزاره سوم» بیش از این‌هاست.

اشاره به بی‌اخلاقی‌های موجود در حوصله این مقال نیست. اجازه بدهید اشاره کنم که بی‌اخلاقی میهمانان برنامه کار را به جایی رساند که اواخر برنامه رودرویی شدید آقایان «عزیز محمدی» و «شاه‌حسینی» با وساطت موی سفید آقای «حاج رضایی» ختم به خیر شد.

بزرگ‌ترین ابزار در هدایت تمامی اقشار به سمت شهروندان اخلاقی و قانونی، توزیع قدرت، ثروت، امکانات و ... آزادی به شکل عادلانه در بین تمامی مردم است. چیزی که این‌روز‌ها بیش از پیش مورد غفلت قرار گرفته‌است.

تصور کنید چنان‌چه مفاد این منشور قابلیت وسیع اجرا پیدا کند، در بین مربیان کسانی که بیشترین تخلف از شمول این منشور را خواهند داشت، آقایان «علی دایی» مربی محبوب و مورد احترام ریس‌جمهور و آقای «محمد مایلی‌کهن» مربیی که بیشترین تعریف بسیجی و اخلاق به نام او تعریف می‌شود و آقای «فیروز کریمی» کسی که قبل از مربی ورزش یک افسر ارشد بازنشسته نیروی انتظامی «ایران» است، و کسی که کمترین تخلفات از شمول این منشور به نام او ثبت شود احتمالا آقای «افشین قطبی» خواهد بود. یعنی یک ایرانی که در یک کشور کمونیستی آمریکایی یعنی «کره جنوبی» بزرگ شده است.

به قول «سلحشور»: این یعنی کشک.

پی‌نوشت: بعدها متوجه شدم «احمدی‌مقدم» باجناق آقای «احمدی‌نژاد» نیست.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ آبان ۸۸ ، ۰۳:۵۲
علی مصلحی

دیپلماسی شلخته

پنجشنبه, ۲۱ آبان ۱۳۸۸، ۰۳:۴۳ ق.ظ

نزدیک به یک سال پیش، و پس از معرفی دکتر «علی کردان» به‌عنوان وزیر کشور دولت نهم، و در پی پی‌گیری‌های بعضی از نمایندگان مشخص شد که آقای دکتر «علی کردان» طی فرایندی که بعضی از موسسات آزاد آموزش عالی خارجی اما قلابی نیز در آن دست‌اندرکار بودند، عنوان عالی دکتری به نام دانشگاه معتبر «آکسفورد» را به نام و برای خود جعل نموده است.

ظاهرا در مورد این اتفاق غیراخلاقی حقوقی حداقل تبلیغی و یا ابزاری سیاسی برای ایجاد بعضی فشارهای تبلیغاتی بر علیه شخص و موسسه جاعل و نهایتا کشور متبوعش، برای دانشگاه و کشور متبوع و مرجع آن دانشگاه وجود داشت و می‌توانست داشته باشد که در زمان علنی‌شدن این سوء‌استفاده و رسوایی اخلاقی، دانشگاه «آکسفورد» و کشور «بریتانیا» ترجیح دادند از این حقوق خود استفاده نکنند.

 در تمام اسناد و مراسلات دیپلماتیک حداقل رسمی زمان یادشده، کوچک‌ترین اثری از اعتراض کشور و دانشگاه مذکور نسبت به کشور «ایران» و مقامات رسمی اجرایی ثبت و ضبط نشده است.

اما کم‌تر از دو هفته پیش‌‌، همان کشور و‌‌ همان دانشگاه در یک اقدام کاملا سیاسی و به قصد بهره‌برداری تبلیغی از آشوب و بلواهای ایجادشده پس از انتخابات دهم ریاست‌جمهوری در کشور ایران، یک بورس تحصیلی برای رشته فلسفه به نام مرحومه «ندا آق سلطان» که پس از ارسال تصویر تیرخوردن و جان‌سپردنش در حاشیه یک خیابان در تهران در سطح وسیع در رسانه‌های بین‌المللی تبدیل به سمبل آزادی و عدالت‌خواهی ملت ایران شده بود، دائر کرد.

 اما این اقدام دانشگاه «آکسفورد» و کشور «بریتانیا» بلافاصله مورد اعتراض شدید رسمی کشور ایران قرار گرفت.
مقامات دیپلماتیک ایران با ارسال یادداشتی این اقدام را دخالت در امور داخلی ایران قلم‌داد نموده و به‌شدت به آن اعتراض نمودند.

نکته جالب اینست که، معترضان به این بورس و این نام‌گذاری سال‌ها مخالف تغییر نام خیابان ستوان «خالد اسلامبولی» در تهران بودند که دولت مصر به‌عنوان پیش‌شرط برای بهبود روابط خود با ایران مطرح نموده بود و شورای شهر در دوره اصلاحات قصد انجام آن را داشت.

می‌توان چنین تصور کرد که «بریتانیا» دو سال صبر کرد و زمان گرفت تا بهترین فرصت را برای اعتراض به آن اقدام موهن و غیراخلاقی به بهترین شکل به دست آورد، و از این فرصت به بهترین‌شکل نیز بهره‌برداری نموده و خواهد نمود.

اما حالا تصور نمایید جمعی از ملوانان انگلیسی دو سال پیش بر خلاف اصول تعریف‌شده بین‌المللی بدون اجازه به حریم آبی کشور ایران وارد شدند.
 اقدام اولیه مناسب عرف دیپلماتیک صورت می‌گیرد. یعنی جلوگیری از تعرض بیشتر. اما یک‌باره شتاب‌زدگی و قهرمان‌بازی جای خود را به منطق دیپلماسی می‌دهد. ملوانان دستگیر و فریاد هل من مبارز برای کشور متعرض سر داده می‌شود.

نتیجه این شتاب‌زدگی و قهرمان‌بازی آنست که در زمان بسیار کوتاهی ملوانان با یک تشر ساده مقامات «بریتانیا» آزاد و با کت و شلوار‌ها و هدایای ارزش‌مندی به کشورشان بدرقه می‌شوند.

حالا‌‌ همان شتاب‌زدگی و قهرمان‌بازی در دستور کار مقامات ایرانی قرار گرفته است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ آبان ۸۸ ، ۰۳:۴۳
علی مصلحی

پلیس

چهارشنبه, ۲۰ آبان ۱۳۸۸، ۰۳:۳۳ ق.ظ

خبرگزاری ایسنا در روز شانزدهم آبان‌ماه گزارش داد که گشت انتظامی قیامدشت هنگام گشت در منطقه استحفاظی خود پس از مضنون‌شدن به سه خودرو که در حاشیه خیابان متوقف بودند، متوجه شد که شش نفر در حال تجاوز به یک زن هستند. در این رابطه پرونده‌ای تشکیل و هر شش نفر تحویل مقامات قضایی شدند.

شاکی پرونده که زنی ۳۲ ساله و خانه‌دار است به قاضی «رضوانفر» گفت: «ساعت ۷ شب در حال رفتن به سمت خانه بودم که در حوالی خیابان خاوران، راننده‌ی یک خودروی پراید برایم ایجاد مزاحمت کرد. به او توجه نکردم اما در یک لحظه راننده از خودرو پیاده شد و با تهدید چاقو مرا سوار کرد. پس از طی مسیری، یک جوان دیگر نیز سوار خودرو شد و مرا به نقطه‌ای متروکه در حوالی قیامدشت بردند. در آن‌جا نیز دو نفر دیگر به آن‌ها ملحق شدند و در کنار جاده خاکی در داخل ماشین اقدام به تجاوز کردند.»

وی ادامه داد: «در همین حین رانندگان دو ماشین نیز که در حال عبور از جاده بودند متوقف شدند و با معرفی خود به عنوان مامور قصد داشتند از چهار جوان اخاذی کنند که بعد از چند دقیقه آنان نیز به چهار نفر دیگر پیوستند و مرا مورد تجاوز قرار دادند.»

بر اساس گزارش «ایسنا» این اتفاق باید در روز سیزدهم‌آبان یعنی روزی که حضور سنگین نیروهای انتظامی و سپاه و بسیج از صبح زود برای جلوگیری از حضور پررنگ حامیان «جنبش سبز» و تحرکات احتمالی آن‌ها در تمام خیابان‌های شهر تهران احساس می‌شد و نیروهای مذکور بدون استراحت در خیابان‌های تهران به ماموریت تنبیه نیروهای معترض به وضعیت موجود مشغول بودند، اتفاق افتاده باشد.

حالا تصور کنید در ساعتی که این اتفاق دردناک در حاشیه یک خیابان تهران اتفاق می‌افتاد، مجموعه نیروی انتظامی که موظف بود در این ساعت در پست خدمتی خود حضور داشته باشد به مرخصی تشویقی بابت حضور موفقیت‌آمیز امروز صبح تشریف می‌برده است.

در چنین شرایطی تکلیف شهروندانی که برای امنیت خود و خانواده‌هایشان هر ماه مبالغی از حقوق‌ِشان به‌عنوان مالیات به صندوق مالیاتی دولت واریز می‌شود اما در موقع لزوم و نیاز به داشتن حاشیه امنیت، از حضور پلیس خبری نیست، چیست؟

این اتفاق تنها نمونه‌ای از خروار‌ها اتفاقی است که این‌روز‌ها به سبب تعاریف جدید از وظایف نیروی پلیس اتفاق می‌افتد و خبر آن اجازه رسیدن به افکار عمومی را پیدا می‌کند.
 اضافه کنید به این‌ها خبرهایی که اجازه رسیدن به گوش افکار عمومی را پیدا نمی‌کنند و یا قربانیان به دلیل حفظ ته‌مانده آبروی باقی‌مانده خود اجازه انتشار آن را نمی‌دهند.

راستی به کجا می‌رویم؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ آبان ۸۸ ، ۰۳:۳۳
علی مصلحی

تا ۱۶ آذر

سه شنبه, ۱۲ آبان ۱۳۸۸، ۰۳:۲۶ ق.ظ

فردا روز سیزدهم آبان است. «سیزده» عددی است که در ادبیات سنتی و نوستالوژیک ایرانیان و بر اساس یک افسانه قدیمی «نحس» است.
 در تاریخ معاصر ایران اما این نحسی در اوایل انقلاب گریبان «سیاست» و «سیاست خارجی» و روابط دیپلماتیک بین «ایران» و «آمریکا» و در ماه‌های اخیر گریبان «سیاست‌مداران» جوان و خام دیروز و پا‌به‌سن‌گذاشته و پخته امروز را گرفت.

بانیان اشغال سفارت «ایالات متحده آمریکا» و حماسه‌سازان «انقلاب دوم» چند ماهی‌ست که با رای و نظر متولیان نظام آب خنک زندان می‌خورند، و این آب خنک آن‌قدر اثر معجزه‌آسایی داشته است که بعضی از آن‌ها طی‌‌ همان ماه اول متنبه گردیده، متوجه شدند رفتارشان طی سی سال گذشته اشتباه بوده است.
 
اما در توجه و تنبه و اعترافات این دسته از «دانشجویان مسلمان پیرو خط امام» و بانیان «دفتر تحکیم وحدت» اثری از پشیمانی از رفتاری که در «سیزدهم آبان ۱۳۵۸» منجر به «انقلاب دوم» شد وجود نداشت.

اما به نظر می‌رسد در شرایط آزادی و عدم اجبار هم دیگر این‌روز‌ها در نظر این دوستان اثری از تعلق‌خاطر و دفاع نسبت به آن اتفاق که «انقلابی عظیم‌تر از انقلاب اول» خوانده شد وجود نداشته باشد.

سال‌های پیش مراسم «روز ملی مبارزه با استکبار جهانی» از روز یازدهم تا سیزدهم به اشکال متفاوت و توسط گروه‌های مختلف از جمله «جامعه اسلامی دانشجویان» به رهبری «حشمتالله طبرزدی» و «دفتر تحکیم وحدت» و همچنین «سازمان تبلیغات اسلامی» برگزار می‌شد و علی‌القاعده هر گروه نیز به‌تنهایی مراسم خود را برگزار می‌کرد و در مراسم گروه دیگر حضور نداشت.
 امسال اما ظاهرا در غیبت سران «دفتر تحکیم» که همه‌ساله مراسم خود را در روز سیزده آبان برگزار می‌کرد، خواست و اراده خداوند بر آن قرار گرفته است که همه گروه‌ها در یک روز واحد در مراسم هم‌دیگر حضور داشته باشند.

 «دفتر تحکیم وحدت» از چند سال پیش در یک تغییر مواضع آشکار و برای احترام به همه کشور‌ها، مراسم نمادین «آتش‌زدن پرچم آمریکا» که اصلی‌ترین برنامه هر ساله خود بود را برای همیشه از دستور برنامه‌های خود حذف کرد.

فردا آیا این فرصت برای دوستان «دفتر تحکیم» پیش خواهد آمد که برای همیشه شعار «مرگ بر» را برای احترام به «انسانیت» از برنامه‌های خود حذف کند؟

فردا برای دفاع از تفکر «سبز» جنبش نوین عدالت‌خواهی ملت ایران در مراسم «سعد» سیزده آبان سبز ایران شرکت می‌کنیم و از هرگونه شعار با بار خشونت پرهیز می‌نماییم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ آبان ۸۸ ، ۰۳:۲۶
علی مصلحی

چوپانان دروغ‌گو ۸

جمعه, ۱ آبان ۱۳۸۸، ۰۲:۱۰ ق.ظ


احکام چند تن از مته‌مان دادگاههای موسوم به «کودتای مخملی» صادر شده و در بین نام‌های مطرح‌شده نامی از سران اصلاح‌طلب متهم و زندانی به چشم نمی‌خورد.
 میزان جرم افرادی که حکم محکومیت‌ِشان صادر شده است نیز ـــ بر اساس آن‌چه به شکل علنی از رسانه ایران نمایش داده شد ـــ بسیار کم‌تر از سران اصلاح‌طلب متهم و زندانی است.

شکی نیست که مبنای صدور احکام قضایی اخیر اعترافات متهمان در مقابل قاضی دادگاه به‌عنوان مرجع صدور حکم و اداره‌کننده دادگاه به‌طور اخص، و آنان‌که که بیننده تصاویر تهیه‌شده از نمایش‌گاه‌ها بودند به‌عنوان افکار عمومی بطور اعم، بوده است.
صدا و سیمای ایران به‌همراه مقامات قضایی به خواست دولت‌مردان ایران با تهیه تصاویر از اعترافات و فرایند برگزاری دادگاه‌ها عملا سعی نمودند ضمن همراه‌نمودن افکار عمومی با خود، تایید افکار عمومی را برای احکام صادره به نفع عدالت تعریفی خود مصادره نمایند.
 در آینده نیز احکام سران اصلاح‌طلبی که در مقابل قاضی و دوربین تلویزیون به اتهامات وارده اعتراف نمودند صادر خواهد شد.

در چنین فرایندی تکلیف دادگاه با آنان‌که اتهامات وارده را نپذیرفته و حاضر به اعتراف نشدند چیست؟ و چگونه می‌توان موافقت و تایید افکار عمومی را پشتوانه صدور حکم برای اعتراف یا اقراری نمود که افکار‌ عمومی آن اعتراف را مشاهده ننموده است؟

افکار عمومی عملا و به عینه مشاهده نموده‌اند که در پروسه محاکمه آقایان «عبداله رمضانزاده» و «محسن صفایی فراهانی» و «احمد زیدآبادی» در مقابل دوربین‌های صدا و سیما و قاضی دادگاه به هیچ جرم کرده یا نکرده اعتراف ننمودند و لاجرم وقتی دلیلی مستندی هم بر محکومیت‌ِشان موجود نیست (چه آن‌چه اگر موجود بود قاضی یا دادستان هنگام انکار در محضر دادگاه بر علیه آن‌ها برای رد انکار، آن‌چنان که رویه کار دادگاه‌ها است به آن‌ها خصوصا و به افکار عمومی عموما اعلام می‌کرد) باید هرچه سریع‌تر آن‌ها آزاد و بازداشت‌کنندگان آن‌ها بدون دلیل می‌توانند و باید راسا توسط مدعی‌العموم تحت پیگرد قرار گیرند.
 قسمت اخیر پیش‌کش حضرات. جالب خواهد بود که متولیان دادگاه و برگزارکنندگان نمایش عمومی دادگاه حالا باید به افکار عمومی جواب دهند که:
 ۱- چرا علیرغم عدم اعتراف نام‌بردگان فوق، تاکنون هیچ تصمیمی برای آزادی آن‌ها صورت نگرفته؟
 ۲- اگر عدم اعتراف آن‌ها به معنای عدم مجرمیت نیست، چرا تاکنون اسناد جرم به افکار عمومی اعلام و یا به فرض محرمانه‌بودن افکار عمومی توجیه نشده؟
 ۳- فردا و فردا‌ها، دادگاه و متولیان امر با احکامی که بر علیه آن‌ها صادر و علیرغم تمام قوانین حقوقی و قضایی ملی و بین‌المللی احکام به مرحله اجرا هم خواهد گذاشت، چه پاسخی برای افکار عمومی که عملا خودشان بر علیه خودشان بسیج نموده‌اند و طلیعه‌هایش از هم‌اکنون قابل مشاهده است خواهند داشت؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آبان ۸۸ ، ۰۲:۱۰
علی مصلحی