وب‌نوشته‌های یک شیشه‌بر

علی مصلحی
وب‌نوشته‌های یک شیشه‌بر

روزنامه‌نگاری که کارمند بانک بوده و اکنون شیشه‌بری می‌کند

طبقه بندی موضوعی
بایگانی

۱۰ مطلب با موضوع «ورزش» ثبت شده است

«حمید سوریان» که امسال به طرز تاسف‌آوری در المپیک ناکام شد و مردم هم با ناکامی‌اش تلخ‌کام شدند، مهرماه ۸۸ بعد از بازگشت از رقابت‌های قهرمانی کشتی فرنگی مردان جهان در دانمارک، مدال طلای جهانی خود را به «محمود احمدی‌نژاد» رئیس‌جمهوری اسلامی ایران تقدیم کرد.

این‌کار «سوریان» در حالی که فضای جامعه از حوادث بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری دهم، به‌شدت ملتهب بود و بخش عمده‌ای از جامعه سهم زیادی از این التهاب را متوجه «احمدی‌نژاد» می‌دانستند، و از طرفی رویکرد شخصیتی احمدی‌نژاد در ۴ سال نخست ریاست‌جمهوری و حتی دوران شهرداری تهرانش خیلی قابل پسند طبقه متوسط نبود، با واکنش منفی عمومی مواجه شد و مردم نسبت به این کار «سوریان» اظهار سرگرانی و نادلخوشی کردند.

 البته میزان بالای محبوبیت سوریان در بین مردم باعث شد تا اعتراض‌ها به این رفتار او بسیار کمتر از اعتراض‌هایی باشد که مردم نسبت به «علیرضا افتخاری» در واکنش به در آغوش‌کشیدن «احمدی‌نژاد» در یک آیین رسمی داشتند. واکنش‌هایی که ترکش‌های آن تا چند سال بعد ادامه داشت و گویا هنوز هم ادامه دارد.
 
«افتخاری» بعد‌ها جسته و گریخته از قرار‌گرفتن در شرایط عمل انجام‌گرفته و تلویحا از مهندسی فضا برای انداختنش به دام «احمدی‌نزاد» سخن گفت و البته صدایش به جای نرسید. 

«سوریان» اما صبر کرد تا در یک فرصت مناسب و در زمانی که «احمدی‌نژاد» از اسب افتاده بود و دیگر سمتی نداشت، از طریق رسانه ملی و چشم در چشم مردم ایران پرده از سکوت چند ساله برداشت و اعلام کرد که داستان اهداء مدال به رئیس‌جمهور، نه براساس میل باطنی و شخصی، که بر اساس برنامه مدیریت و مهندسی شده‌ای بوده است که او در آن دخالتی نداشته‌است.  «محمد بنا» را هم بر گفته‌ها و ادعای خود شاهد گرفت و «بنا» هم حرف‌های «سوریان» را تایید کرد.

***
در جریان مسابقات المپیک ریو ۲۰۱۶، «کیانوش ستمی» و «سهراب مرادی» که در وزنه‌برداری مدال طلا، و سعید عبدولی که در کشتی فرنگی مدال برنز، گرفتند، بلافاصله در مصاحبه‌هایی اعلام کردند که مدال‌های خود را به مدافعان حرم تقدیم می‌کنند.

این رفتار ورزش‌کاران مدال‌آور المپیکی ما با واکنش‌های متفاوت و البته آلوده به ادبیات کلامی ناپسندی در بین شهروندان ایرانی و در شبکه‌های اجتماعی روبه‌رو شد.
عده‌ای صدرصد معتقد بودند که کار آن‌ها بهترین کار بوده و آن‌ها را تحسین کردند. عده‌ای کار آن‌ها نپسندیدند، اما این حق را به آن‌ها دادند که هر کاری که دلشان خواست با مدال و عنوان جهانی خود بکنند، و عده‌ای هم قویا و سوگ‌وارانه با توسل به ادبیات نامناسب به این رفتار واکنش اعتراضی نشان دادند.
***
  یک ورزش‌کار ملی، یک هنرمند، یک دانشمند یا یک چهره مشهور و به قول فرنگی و امروزیش سلبریتی، پیش از آن‌که متعلق به قلمرو عمومی باشد، یک انسان با حدود و حقوق شخصی و فردی است و حق دارد در حوزه و قلمرو شخصی خود، رفتاری داشته باشد که به هیچ کسی ربطی نداشته باشد.

از این منظر هم «حمید سوریان» حق دارد مدال طلای جهانی کشتی فرنگی خود را به «احمدی‌نژاد» تقدیم کند و هم «رستمی» و «مرادی» و «عبدولی» حق دارند هر بلایی که دلشان می‌خواهد بر سر مدال المپیکی خود بیاورند، و هیچ کسی حق ندارد به آن‌ها اعتراض کند.

 از طرف دیگر اما، سلبریتی‌ها، تمام یا بخش عمده‌ای از محبوبیت و سرمایه اجتماعی خود را مدیون شهرتی هستند که در بستر و فضای عمومی جامعه برایشان فراهم شده، و از این منظر، شایسته است که در بذل و بخشش این سرمایه و سرمایه‌گذاری صحیح آن، نهایت دقت و احتیاط را اعمال، و رویکرد مثبت یا منفی عمومی جامعه را هم مورد توجه داشته باشند.

با این وصف اگرچه هر قهرمان ملی، هنری، علمی یا یک شخصیت محبوب، حق دارد سرمایه خود را هرجا که می‌خواهد هزینه و خرج کند، اما قطعنا اگر به توقع مثبت جامعه یا هواداران خود در این سرمایه‌گذاری و بذل و بخشش‌ها توجهی نشان ندهد، قطعنا بالا‌ترین زیان متوجه خود او و سرمایه‌ اجتماعی‌اش خواهد شد.
 
از‌ این منظر می‌توان با چهره مشهوری که به این اصل توجه نکرده، همدل نبود و حتی می‌توان از دستش عصبانی هم بود، اما ابدا حق توهین و طلب‌کاری و رفتار ناشایست از این دست نسبت به وی وجود ندارد.

 با این همه اما، همچنان‌که «حمید سوریان» و «علیرضا افتخاری» فرصت و البته شجاعت پیدا کردند تا پشت‌پرده هزینه‌کردن از عنوان قهرمانی و سرمایه‌ اجتماعی‌‌شان به نفع شخصیتی که اقبال عمومی با او نبود را افشا کنند و اعتبار خود را ترمیم و بازسازی کنند، شاید قهرمانان امروز ما هم بعد‌ها این فرصت و شهامت را یافتند که پشت پرده تصمیم رفتار امروزشان را برملا کنند.

«حسین رضا‌زاده» که امروز زبان درآورده و مثل بلبل حرف می‌زند، بعد از یکی از قهرمانی‌هایش برابر دوربین تلوزیون، ریاست مجلس شورای اسلامی را «غلامعلی عادل حداد!!» خطاب کرد. مشخص بود پیش از سخن‌گفتن، کسی حرف‌ها را به او دیکته کرده و آن بنده خدا آن‌قدر از سیاست به‌دور است که یک نام مشهور و متعارف و متعلق به یکی از سران عالی نظام را بلد نیست.
خیلی از این بنده‌های خدا هم شاید اصلا نمی‌دانند مدافع حرم یعنی چه.

این نوشته در نگام این‌جا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ مرداد ۹۵ ، ۱۰:۵۷
علی مصلحی

اسنادش موجود است

پنجشنبه, ۲۴ فروردين ۱۳۹۱، ۰۶:۵۵ ب.ظ

پس از آن‌که آقای «احمدی‌نژاد» در مناظره تاریخی شب سیزدهم خرداد۸۸ به اخباری استناد کرد و اعلام نمود که «اسناد آن موجود است» و هیچ‌گاه نه‌تنها مردم عادی، که حتی کار‌شناسان و اهل فن هم اجازه پیدا نکردند که آن اسناد را مشاهده نمایند و دست بر قضا اسنادی دال بر کذب و دروغ‌بودن آن‌ها نیز مطرح و منتشرشد، ظاهرا این وضعیت استناد به اسنادی که کسی حق دیدن آن‌را ندارد، یک اپیدمی و روال طبیعی در بین دولت‌مردان ایران شده‌است.

در بین هوادارن فوتبال، کم‌تر کسی است که نداند «هوشنگ‌ نصیرزاده» یکی از به‌روز‌ترین کار‌شناسان مسائل داوری فوتبال در ایران است.
 «نصیرزاده» با دقت و وسواس خاصی مسائل پیرامونی این حوزه را پی‌گیری و رصد‌نموده و بر آن اشراف کامل دارد. بنابراین اگر در مورد موضوعی در این رابطه ادعایی مطرح کند، احتمال خطا و اشتباه در آن بسیار ضعیف می‌باشد.

این یک ادعای صرف نیست. بار‌ها و بار‌ها تجربه حضور او در برنامه‌های ورزشی و خصوصا برنامه پرطرف‌دار ۹۰ و نظرات صحیح و کار‌شناسانه او که با کم‌ترین ضریب خطا هم‌راه بوده، آن‌را ثابت نموده‌است.

پس از اتفاق غیرمنتظره و شاه‌کار «محمود‌ رفیعی» داور مسابقه پرسپولیس ـ داماش که بازی را در ثانیه‌های آخر به‌علت توهین تماشاگران و هوادارن پرسپولیس نیمه‌تمام گذاشت، مسلم بود که بحث این‌هفته برنامه ۹۰ بسیار داغ و شنیدنی خواهد بود. اما کسی باور نمی‌کرد این بدعت آشکار و خنده‌دار در کار داوری فوتبال، کار را به رویاوری «عسگری» نایب‌ریس کمیته داوران فدراسیون فوتبال و آقای «نصیرزاده» کشانده و دست‌پاچگی آقای «عسگری» در مقابل سؤالات ناگهانی و غیرمترقبه اما مستند به اطلاعات دقیق «نصیرزاده» کار را به پرت‌وپلاگویی و توهین به جای پاسخ منطقی آقای «عسگری» بکشاند.

در این‌که اطلاعات مورد استناد آقای «نصیرزاده» در مورد سوءاستفاده کمیته داوران از امکانات مدیریتی و مصادره تمام امکانات و ظرفیت‌ها به‌نفع خود و دوستان مطابق با واقعیت است، و او مستند به اسناد و اطلاعات دقیق ‌آن‌را مطرح نموده، کم‌ترین تردیدی هیچ‌کدام از مخاطبین و کار‌شناسان برنامه ندارند.

اما نکته جالب در این میان اسنادی است که آقای «عسگری» ادعا می‌کند در اختیاد دارد و می‌تواند به‌واسطه آن ثابت کند که حنای ادعاهای آقای «نصیرزاده» رنگی ندارد، اما کسی حق دیدن آن اسناد را ندارد و در پایان برنامه فقط به مجری برنامه نشان داده خواهد شد و ظاهرا دوربین‌های برنامه نمی‌توانند آن اسناد را به مردم نشان دهند.
 
از قدیم و ندیم گفته‌اند؛ آن‌که یک‌طرفه به قاضی برود راضی برمی‌گردد، در این میدان اما کسانی راضی‌اند که خود در جای‌گاه قاضی و قضاوت نشسته و قرار است پریشانی در کار قضاوت ورزش و فوتبال کشور را مدیریت کنند.
 یعنی «نمک قضاوت» است که در حال گندیدن است.
این نوشته در خودنویس این‌جا

مرتبط:
سردار شما دیگه چرا
 واکنش نصیرزاده به اظهارات نایب‌ریس کمیته داوران

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ فروردين ۹۱ ، ۱۸:۵۵
علی مصلحی

سردار! شما دیگه چرا؟

سه شنبه, ۲۲ فروردين ۱۳۹۱، ۰۵:۳۵ ب.ظ

تیم فوتبال پرسپولیس تهران که آقای «رویانیان» مدیریت آن‌را از چند ماه پیش برعهده گرفته، در یک مسابقه و در میدان ورزش نتیجه را به تیم «داماش» واگذار کرد. تماشاگران به نحوه قضاوت داور مسابقه معترض‌شده و اقدام به توهین و فحاشی به داور مسابقه نمودند.

داور مسابقه به‌درست یا غلط و در اعتراض به این رفتار، بازی را در آخرین لحظات و در حالی‌که تنها کسری از دقیقه به زمان پایانی بازی باقی مانده‌بود، نیمه‌تمام خاتمه داد.

کمیته انظباطی فدراسیون فوتبال روز دوشنبه ۱۳۹۱/۱/۲۱ برای این موضع تشکیل جلسه‌داده و علاوه بر آن‌که نتیجه بازی را ۳ بر ۰ به سود تیم «داماش» اعلام نمود، ۲ امتیاز دیگر نیز از تیم «پرسپولیس» کم نموده، ضمنا هر دو تیم را هم به پرداخت ۱۰ میلیون تومان جریمه نقدی محکوم کرد.
 
آقای «رویانیان» مدیریت محترم عامل باشگاه «پرسپولیس» که قبل از مدیرباشگاه‌بودن، نزد افکار و انظارعمومی به‌عنوان یک شخصیت انتظامی و قانونی و حقوقی شناخته می‌شود، و توقع آن‌َست که سمبل احترام به قانون و تصمیمات قضایی و قانونی باشد، در مصاحبه با رسانه‌های جمعی و از جمله در مقابل دوربین تلوزیون به رای صادره اعتراض نموده و در کمال تعجب و در حالی‌که انتظار می‌رود به‌عنوان یک چهره موجه و شخصیتی که سال‌ها بازوی اجرای قانون در کشور بوده و باید برای اعاده حقوق قانونی باشگاه تحت مدیریت خود، و اعتراض به احکام صادره به سازوکارهای قانونی متمسک و متوسل شود، متاسفانه به جنجال و شانتاژ متوسل‌شده و در مقابل دوربین تلوزیون و در پاسخ به سؤالات خبرنگار ورزشی، داور مسابقه را به اشتباه عمدی و با قصد مشخصِ تحریک تماشاگران متهم نمود، و صریحا اعلام کرد که اگر نتواند امتیازات کسرشده را به باشگاه برگرداند از «پرسپولس» خواهد رفت.

در این‌که هر تیم و هر مدیری حق دارد که به نتایج احکام صادرشده توسط کمیته انظباطی معترض بوده و اعتراض خود را به کمیته استیناف اعلام کند کم‌ترین تردیدی نیست.
 اما اگر قرار باشد هر شخص خود را محق بداند که پیش از اعتراض به مراجع قانونی، در جای‌گاه قاضی نشسته و بر علیه داور مسابقه اعلام اتهام نماید و احساسات طرف‌دارن را متوجه داور مسابقه نماید، از هیچ مدیر و مسؤلی پسندیده نیست و از آقای «رویانیان» با توجه به شخصیت حقیقی و حقوقی توامان ایشان ناپسندیده‌تر.

سردار «رویانیان» پیش از آن‌که یک چهره ورزشی و مدیرعامل یک تیم ورزشی باشد، یک شخصیت انتظامی و حقوقی و قانونی است و به‌رغم بازنشسته‌شدن از حرفه و سمت نیروی انتظامی و ورود به حوزه و عرصه‌ای دیگر، ولی امکان تفکیک شخصیت قبلی ایشان از شخصیت حقوقی فعلی اگر غیرممکن نباشد، بسیار ضعیف است.

این‌که ورود یک شخصیت با پیشینه مثبت و با نمره و امتیاز و کارنامه قبولی عالی در حوزه قانون و نظم و مدیریت بحران، به عرصه ورزش که جولان‌گاه شلوغی و جنجال و جنب‌وجوش است، کار درستی هست یا خیر موضوع دیگری است. اما جامعه همیشه و در همه‌حال از مردان قانون چه در لباس قانون باشند چه نباشند، چه در ماموریت باشند چه در حال استراحت، توقع دارند که مرد قانون باشند و مبادی آداب نظم و امنیت و احترام به حقوق و قانون.

مرتبط:
منشور بی‌اخلاق، اخلاق بی‌منشور

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ فروردين ۹۱ ، ۱۷:۳۵
علی مصلحی

جواب «های» همیشه «هوی» نیست

جمعه, ۲۸ بهمن ۱۳۹۰، ۰۴:۲۸ ب.ظ

اگر «اخلاق» مبنای رفتار سیاسی نباشد، باید اعتراف کرد که نه تنها سنگ روی سنگ بند نمی‌شود، بلکه انسان‌ها در بهترین حالت تبدیل به حیوانات جنگل می‌شوند و قانون و قاعده «تنازع بقا» به جای حقوق و اخلاق و قانون، حکم‌فرما شده، و در چشم برهم‌زدنی، بساط قصابی انسان توسط انسان برپا می‌شود.
در این پروسه معتقدین به اخلاق و مبادیان آداب شهروندی و اخلاق انسانی هم نه تنها مورد رحم قرار نمی‌گیرند، که حتی به آن علت که نقشی منفعل دارند، زود‌تر به آتش حرص و ولع دیگران گرفتار شده و قربانیان اولیه هستند. «قانون‌‌جنگل» تر و خشک نمی شناسد و همه را با هم می‌سوزاند.
اما ظاهرا واقعیت موجود این‌گونه سیاه و خطرناک نیست و به نظر می‌رسد انسان‌ها در کنار همدیگر نسبتا به آرامی زندگی می‌کنند و به همدیگر احترام می‌گذارند و «رحم» و «شفقت» به اندازه قابل توجهی در مناسبات بین انسان‌ها حاکم هست.
این واقعیت البته منکر وجود نا‌امنی و جنگ و بی‌رحمی و خون‌ریزی و کشت و کشتار، بین انسان‌ها در بعضی از نقاط زمین نیست، و نمی‌توان منکر شد، که هستند آدمیانی که تلاش می‌کنند مناسبات روزمره خود را نه بر مبنای اخلاق و قانون و حقوق، که بر مبنای اصل «تنازع بقا» تنظیم نموده و به اعتبار آنکه زور، یا پول بیشتری دارند، خواهان تسلط بر دیگر انسان‌ها بوده و تلاش می‌کنند تا آن‌ها را برده و بنده خود قرار دهند و اگر مقاومت نمودند، خونشان را می‌مکند.
 جوامع به‌‌ همان میزان که نسبت بیشتری با اخلاق برقرار نموده باشند، به‌‌ همان میزان هم از رضایتمندی و سعادت و آرامش بیشتری برخورداند. و هرچه نسبتشان با اخلاق کمتر باشد، نا‌آرامی و توحش و در نتیجه نارضایتی افزایش می‌یابد.
 پوشیده نیست که کشورهای استکباری، طی سالیان متمادی با استناد به «بر‌تر»ی‌های موهوم اقتصادی و نژادی و نظامی و... تلاش می‌نموده‌اند که کشورهای ضعیف‌تر را زیردست و دست‌نشانده و مستعمره خود نموده و حقوق اساسی و انسانی آن‌ها را پایمال نمایند.
برای این برتری‌جویی و سیادت، به هر ترفندی هم که ممکن بوده، روی آورده‌اند. حتی به اخلاق دستبرد زده و با تعریف باژگونه و غلط از آن، ابزاری برای استیلای غیر‌انسانی خود فراهم نموده‌اند.
اما به‌تدریج و طی سال‌های قرن‌های نوزدهم و بیستم، این برتری‌جویی و احساس سیادت، کم‌رنگ و کم‌رنگ‌تر شد. کشورهای مستعمره، استقلال خود را بازیافتند و تعصبات نژادپرستانه و قومیتی و... رنگ باخته و حرکت ملت‌ها به سمت آزادی شتاب بیشتری گرفت.
ناگفته پیداست، آنچه باعث شد میزان بهره‌مندی انسان‌ها از آزادی، هر روز بیشتر و وسیع‌تر شود، تنها و تنها احترام به قانون و اخلاق و دورشدن هرچه بیشتر کشور‌ها، از توسل به شیوه‌های استیلاجویانه و منافی اخلاق بود.
تردیدی نیست، توسل به شیوه‌های غیراخلاقی و غیرقانونی، در مقابل برتری‌جویانی که به ناحق خود را مستحق برتری‌هایی موهوم می‌دانند، و اقدام به مقابله به مثل با آن‌ها برای احقاق حق، نه تنها کمکی به این امر نمی‌کند، که برافروختن آتش فراگیر «قانون جنگل» و حرکت عقب‌گرد در مسیر دستیابی به آزدای و استقلال را به دنبال دارد.
اگر «نلسون ماندلا» برای احقاق حقوق سیاهان «آفریقای‌جنوبی» در مقابل «آپارتاید» به خشونت متوسل می‌شد، سالیان سال دیگر هم مردم مظلوم آن کشور نمی‌توانستند آزدای و آرامشی که امروز از آن برخورداند را کسب کنند و «ماندلا» هم امروز نامی فراموش شده و نفرین شده برای همه تاریخ می‌بود نه آنکه افتخار و الگویی باشد برای بشریت و اخلاق.
 «ایلات‌متحده‌امریکا» چندین سال است که با بی‌احترامی کامل به قواعد و قوانین رسمی جهانی در رفتاری زشت، از اتباع ایرانی که قصد ورود به خاک آن کشور را دارند، انگشت‌نگاری می‌نماید.
 این بی‌حرمتی مسلم سیاسی، از آنرو که جهانیان خاطره دهان‌کجی آشکار ایران به قواعد بین‌المللی و اشغال سفارت آن کشور را در حافظه داشتند، با رضایت تلویحی اکثر کشورهای جهان نادیده گرفته شده و محکومیت شایسته‌ای نیافت.
این رفتار ادامه داشت و هر ایرانی که قصد ورود به خاک آن کشور را داشت، به استثنا هیئت‌های بلندپایه دیپلماتیک، که قصد حضور در «مجمع عمومی سازمان ملل» را داشتند، باید در مبادی ورودی آن کشور انگشت‌نگاری می‌شد.
واکنش اصولی و تا اندازه‌ای درست ایران می‌رفت که به سرافرازی ایران و سرافکندگی طرف آمریکایی بیانجامد، که نوبت به نمایندگی برگزیدگان ماجراجوی مجلس هفتم، در مجلس شورای اسلامی رسید، که اسباب شرمندگی و سرافکندگی قابل توجهی را برای ایران، با تصویب طرح مقابله به مثل و انگشت‌نگاری از اتباع آمریکای در مبادی ورودی کشور، فراهم نمایند. (+)
بهانه به سادگی به دست جهان افتاد تا به راحتی کشورهای دیگری نیز در بی‌حرمتی آشکار به شهروندان ایرانی، بدون هراس از واکنش‌های جهانی پیش‌قدم شده، و با تکرار رفتار مشابه «ایلات متحده» شهروندان ایرانی را در مبادی ورودی کشور خود انگشت‌نگاری کنند.
در ادامه این پروسه ناهنجار، غیر اخلاقی و مبتذل، به تازگی و در واکنش به رفتار دولت عربستان، اعضای تیم «الاتفاق عربستان» حریف «استقلال» در مرحله دوم پلی‌آف لیگ قهرمانان آسیا در فرودگاه امام  انگشت‌نگاری شدند.(+)
جدای از نگاهی که سیاست و کشورداری به این رفتار داشته و ادعاهایی که طراحان این طرح و ماجراجویان مطرح می‌کنند و حقوقی که برای خود قائل هستند، بر فرض که این یک قاعده جهانی باشد و همه کشور‌ها برای استیفای حقوق خود به مقابله به مثل روی می‌آورند، و این یک روند جهانی است، پرسش اساسی اینست: آیا در آن کشور‌ها هم آنگونه که در کشور ایران ادعا می‌شود، سیاست عین دیانت هست؟
 و اگر نه، آیا در کجای دین و دیانت نوشته و توصیه شده که در برابر دورغ دروغ بگویید و در برابرخیانت خیانت کنید؟
 البته قاعدتا طرفداران این طرح‌ها و نظریه‌ها، قرائت خاص خود از دین و اخلاق را دارند و بر اساس دینی که آن‌ها بدان مومن هستند و بر اساس آن رفتار می‌کنند نه تنها این‌ کار‌ها مجاز هست که توصیه هم شده‌است.
 بزرگ‌ترین و بر‌ترین دلیل آن‌ها هم آنست که، دین آن‌ها نسبت به تمام ادیان دیگر «بر‌تر» و «کامل»‌تر است همانگونه که سفیدپوستان «آفریقایی‌جنوبی» اعتقاد داشتند‌ نژاد آن‌ها بر‌تر است و سیاهان را استثمار می‌کردند، و همانگونه امریکا معتقد بود و است که قدرت بر‌تر است.
خسروان کشور ایران بیش از سی سال است که صلاح کشور خود نمی‌دانند و هرچه می‌خواهند و به هر قیمتی انجام می‌دهند. اما بر این نمط هر چه آن خسرو کند شیرین نخواهد بود.
 شاملو سروده بود:
کوه با اولین سنگ آغاز می شود
و ظریفی نوشته بود:
جنگ با شلیک اولین گلوله
این نوشته در خودنویس اینجا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ بهمن ۹۰ ، ۱۶:۲۸
علی مصلحی

در حالی‌که «احمدی‌نژاد» و حاکمیت تلاش می‌کنند از طریق تمام تریبون‌های رسمی و غیررسمی، اعلام نمایند و نشان‌دهند که در به‌ترین شرایط و در به‌ترین رتبه‌ها و جای‌گا‌ه‌ها قرارداریم، و توجه مردم را به اشکال و با تبلیغات مختلف از لاغر‌تر شدن هر روزه سبد خرید و سخت‌تر شدن شرایط زندگی، منحرف نمایند، اما بعضی از واقعیات عریان جامعه امکان مخفی‌نمودن حقیقت و اجازه سرپوش‌گذاشتن بر دروغ‌های دولتی را نمی‌دهد.

 بالارفتن ناگهانی و بی‌سابقه قیمت نفت از ابتدای دولت نهم و درآمد افسانه‌ای حاصل از آن، چنان‌چه به شکل صحیحی مدیریت می‌شد می‌توانست تا سال‌ها و شاید دهه‌های متوالی کشور را در برابر صدمات احتمالی اقتصادی و خطرات پیش‌بینی نشده، بیمه نماید؛ اما نه‌تنها چنین نشد، بلکه آن ثروت در مسیر اختلاس‌های افسانه‌ای و به دست دزدها افتاد و یا هزینه تبلیغات دروغ و عوام‌فریبی‌ جاهلانه شد.

این‌روزها کم‌کم آثار این مدیریت غلط و ناتوانی دولت‌مردان از مهار و کنترل بحران‌های ناشی از آن آشکار می‌شود.
در شرایطی که «احمدی‌نژاد» ادعا می‌کند به لحاظ مالی در شرایط خوبی هستیم و همه جا امن و امان است و هیچ جایی هیچ مشکلی نیست، یک مقام فدراسیون قایق‌رانی ایران می‌گوید که به دلیل نبود بودجه، بلیت پرواز قایق‌رانان ایرانی اعزامی به مسابقات قهرمانی آسیا کنسل شده‌است.

 دقت فرمایید دولت با مدیریت مخرب بلایی بر سر ثروت افسانه‌ای آورده، که اکنون تنها پس از گذشت ۶ سال از فراهم‌کردن مقدمات سفر یک کاروان ورزشی به یک دوره مسابقه بین‌المللی ناتوان شده، و در حالی‌که مخفی نگه‌داشتن چنین واقعیاتی عملا غیرممکن است تمام رسانه‌ها خبر از شرایط مساعد و اوضاع روبه بهبود می‌دهند.

این واقعیت خیلی ساده است، اگرچه شاید بعضی دلایل مبهمی برای آن بتراشند. اما خیلی ساده دولت در چرخه مدیریت اشتباه به شرایطی افتاده، که نمی‌تواند هزینه‌های تبلیغ برای راست جلوه‌دادن دروغ‌ها را حذف کند. از طرفی باید سهم مردم‌فریبی‌های خاص را هم پرداخت کند و الا با مشکل‌‌ همان فریب‌خورده‌ها روبه‌رو خواهد شد و از طرف دیگر هزینه‌های واقعی و روزمره هم هست و چه به‌تر که به جای مخالف‌تراشی در طیف عظیم جوانان طرف‌دار فوتبال ورزش‌کاران عزیز ملی در یک رشته کم طرف‌دار و گم‌نام مثل قایق‌رانی را قربانی کنیم. خیلی ساده.
 
یک نکته جالب این خبر هم این است که این مخالف‌خوانی برای دولت و این دم خروس پیدا از خبرگزاری فارسی می‌آید که قسم حضرت عباسِ همه جا امن و امان است او هنوز قابل شنیدن است.
 این نوشته در امروزنیوز این‌جا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ مهر ۹۰ ، ۰۷:۴۴
علی مصلحی

قطر، جام‌جهانی‌فوتبال، ایران

دوشنبه, ۶ دی ۱۳۸۹، ۱۱:۴۷ ق.ظ

«سعیدلو» ریس سازمان تربیت‌بدنی، که در قطر به سر می‌برد، از آمادگی ایران برای هم‌کاری با قطر به‌منظور برگزاری بازی‌های جام جهانی ۲۰۲۲ خبر داد.
 آقای «سعید‌لو» گفته که «ما آمادگی خود را برای برگزاری برخی بازی‌های جام جهانی که شرایط آب و هوایی قطر اجازه برگزاری آن‌ها را نمی‌دهد، اعلام کردیم.»

همان‌طور که هیچ کشوری نمی‌تواند راسا و بدون نظر و انتخاب «فدراسیون‌ بین‌لمللی‌ فوتبال» (فیفا) میزبان جام جهانی فوتبال ــ که هر چهار سال یک‌بار به میزبانی کشوری برگزار می‌گردد ــ بشود، و میزبانی جام جهانی پس از داوطلب میزبانی‌شدن نیازمند طی‌کردن پروسه نفس‌گیر رضایت و انتخاب «فیفا» می‌باشد، به همان صورت کشور میزبان کم‌ترین حقی در تغییر کوچک‌ترین قانون مصوب آن فدراسیون ندارد و موظف است وظیفه میزبانی خود را طبق نظام‌نامه خاص «فیفا» که منشوری جهانی و بین‌المللی و مورد تایید اکثر کشورهای عضو می‌باشد، انجام دهد.

احتمال تخطی از این منشور، و یا احتمال آن‌که کشوری نتواند امکانات لازم و شایسته را برای برگزاری بهینه این مسابقات تدارک نماید، ممکن است به تجدیدنظر «فیفا» در تصمیم اتخاذشده و سلب امتیاز میزبانی از کشور انتخا‌ب‌شده، منجر شود.

از نگاهی دیگر چنان‌چه لازم آید در قوانین، منشور و مرام‌نامه تاییدشده فعلی، تغییراتی ایجاد شود، طی پروسه خاصی اعلام عمومی شده و پس از اخذ نظر کارشناسان موافق و مخالف و نهایتا رایگیری، تغیییرات ایجادشده رسما به تمام اعضا‌‌ء ابلاغ و توسط سخن‌گوی فدراسیون اعلام می‌شود.

طی نزدیک به یک قرن گذشته که مسابقات جام جهانی فوتبال هر چهار سال یک‌بار برگزار می‌شده، سابقه نداشته است که یک کشور میزبان باشد و سهمیه و امتیاز میزبانی را با کشور دیگری به اشتراک بگذارد.

به نظر می‌رسد هیچ‌یک از این اتفاقات در پروسه انتخاب همسایه جنوبی ایران «قطر» به‌عنوان میزبان جام جهانی فوتبال در سال ۲۰۲۲ نه اتفاق افتاده و نه قرار بوده است اتفاق بیفتد. والا هنگام اعلام رسمی میزبانی آن کشور این موضوع نیز رسما از طرف سخن‌گوی آن فدراسیون به اطلاع علاقه‌مندان فوتبال در سراسر دنیا می‌رسید.

اما علی‌رغم این‌ها روزگذشته آقای «سعیدلو» معاون ریس‌جمهور و ریس سازمان‌ تربیت‌بدنی، در جمع خبرنگاران از اعلام آمادگی ایران برای کمک به «قطر»‌به منظور میزبانی جام‌جهانی ۲۰۲۲ و هم‌چنین موافقت نسبی امیر قطر با برگزاری برخی دیدارهای این جام‌جهانی در ایران خبر داد.

اگر طی چند روز آینده طبق معمول یکی دو ماه اخیر، این خبر توسط یک مقام اجرایی دیگر تکذیب نشده یا ‌واکنش طرف قطری را به‌دنبال نداشته باشد، باید اذعان کرد که پرت‌وپلاگویی مسؤلین ایرانی طی پنج سال گذشته، تبدیل به یک اپیدمی منطقه‌ای شده و در اولین فرصت گریبان‌گیر کشور «قطر» و مسؤلین اجرایی آن کشور شده‌است.

جدای از این نکته که طنزی تلخ را روایت می‌کند، به نظر می‌رسد کشورهای منطقه فرصت برای سوءاستفاده، کلاه‌برداری و تحقیر مردم و سرزمین مقدس‌مان را در نتیجه بی‌کفایتی دولت‌مردان آن مناسب‌دیده و با دادن وعده پوچ و مضحک «اشتراک میزبانی» سعی در دوشیدن بیش از پیش و غارت سرمایه‌های مادی و معنوی کشور دارند.

جدای از همه این‌ها با فرض صحت این همه حرف و حدیث، این خبر نه‌تنها نمی‌تواند و نباید اسباب خوشحالی باشد، بلکه اسباب سرافکندگی و شرم‌ساری ملی و آدرس غلط‌دادن برای سرپوش گذاشتن بر اشتباهات مکرر مسولین مربوطه می‌باشد.

در همین رابطه:

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ دی ۸۹ ، ۱۱:۴۷
علی مصلحی

اخراج تاوان دست‌بند سبز

دوشنبه, ۲۵ مرداد ۱۳۸۹، ۰۳:۲۶ ق.ظ

اگر بخواهیم به کمک آیه و حدیث و روایت و اخلاق، ثابت کنیم که رفتار مجموعه ورزش کشور با «علی کریمی» اعجوبه فوتبال ایران اشتباه بوده‌است، راهی به جایی نمی‌بریم. چرا که به همان اندازه و حتما که بیش‌تر آن‌ها برای رد نظر ما، آیات و روایات و احادیث و تفاسیر و خلاصه مستندات مذهبی ارائه می‌کنند.

اما آن‌چه مشخص است و آن‌ها به کمک هیچ ابزاری غیر از دروغ نمی‌توانند ردکنند، آنست که نتیجه این نوع نگاه به مذهب و دیدن مذهب از دریچه سیاست و مذهب سیاسی داشتن، باعث شده‌است امر «مذهب» که علی‌القاعده یک امر آسمانی، قدسی و شخصی است، در همه امور مداخله داده شده و به‌دنبال این نگاه ابزاری، آلوده به اغراض شخصی سیاست‌مداران و ابزار سیاست‌ورزی آن‌ها طی سال‌های اخیر شده و به اندازه همان سیاست نازل، و لاجرم مورد تنفر قرارگرفته و نتایج عملی آن آنست که به جرات می‌توان گفت بیش از هشتاددرصد مردم در سراسر کشور در ماه مبارک رمضان نه‌تنها تمایلی به روزه‌گرفتن ندارند، بلکه تمایلی به پنهان‌کردن روزه‌نبودن خود هم ندارند.

به عبارت ساده‌تر؛ نتیجه نگاه ابزاری به امر مقدس دین باعث شده‌است مردم تنفر خود از سیاست را در تظاهر به بی‌دینی نشان دهند.
 این اتفاق بدون شک نتیجه رفتار و نگاه امثال آقای «آجرلو» و دیگر دست‌اندرکاران غریبه و غیرمتخصص در دستگاه ورزش کشور و کسانی است که به هیچ عنوان متعلق به دنیای ورزش و قهرمانی نیستند، اما در شرایطی که هیچ‌چیز و هیچ‌کس در جای‌گاه واقعی خود نیست، آن‌ها هم در جای‌گاه ورزش قرار گرفته و نتیجه این شده‌است که می‌بینیم و می‌شنویم.

در مورد جادو گر فوتبال ایران «علی کریمی» و اتفاقات مربوط به او، تا آن‌جا که مشخص است در این هوای گرم فوتبال بازی‌کردن و تمرین‌داشتن و نتیجه‌گرفتن و در کنار همه این‌ها، روزه‌گرفتن هم کاری است بس طاقت‌فرسا و به جرات می‌توان گفت از عهده کم‌تر کسی حتی آقای «آجرلو» و مربیان و کادر فنی تیم «استیل آذین» و مجموعه تنظیم‌کننده «منشوراخلاقی» برمی‌آید.
در نتیجه می‌توان ادعاکرد برای صاحبان باشگاه‌ها هم روزه‌گرفتن و مبادی آداب مذهب بودن بازی‌کنان یک باشگاه و تیم، فرع بر نتیجه‌گیری باشد.

 با توجه به این شرایط به‌نظر نمی‌آید اکثر ورزش‌کاران در چنین شرایطی روزه‌دار باشند. چنان‌که بازی‌کنان هم‌تیمی «کریمی» هم بدان اعتراف نموده‌اند.
اما چرا و به چه دلیل روزه‌نبودن یک نفر این‌گونه مشکل‌ساز و به‌دنبال آن علی‌رغم توصیه صریح دین اسلام، خبرساز می‌شود، باید جواب را در جای دیگری جست‌وجو کرد.

به جرات می‌توان گفت اگر «علی کریمی» یک دهم حمایت‌های آشکار «حسین رضازاده» از آقای «احمدی‌نژاد» را درباره ایشان انجام می‌داد و آن‌گونه آشکار در میادین بین‌المللی با بستن بازوبند سبز، حمایت آشکار خود از جنبش سبز ملت ایران را آشکار نمی‌کرد، نه‌تنها روزه‌خوردن و تظاهر آن محل اشکال نبود که همه آیات و روایات مستند تنبیه امروز او، مستند توجیه رفتار او شده و حالا به راحتی جای متهم و شاکی عوض‌شده و سردار سپاه آقای «آجرلو» اینک به جای آقای «کریمی» بر صندلی اتهام نشسته بود.

بلواگران بر علیه «علی کریمی» اگر به دین معتقد باشند و درد دین داشته باشند، بیش از نود درصد آیات و روایات و احادیث و تفاسیر، مومنین را به آبروداری و پرده‌پوشی گناهان توصیه می‌کند، نه رسانه‌ای کردن گناه احتمالی یک انسان.
مرتبط:
منشور بی‌اخلاق، اخلاق بی‌منشور

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ مرداد ۸۹ ، ۰۳:۲۶
علی مصلحی

خودافشاگری آقای مربی

چهارشنبه, ۵ خرداد ۱۳۸۹، ۱۲:۰۳ ب.ظ

همه چیز باید با هم جور باشد و به قولی به هم بیاید.
حدود یک‌سال پیش آقای «علی دایی» که انصافا بازی‌کن فوتبال خوبی است و این‌را نه من، که کاتالوگ‌های بین‌المللی رسمی مربوط به این رشته ورزشی تایید می‌نمایند، برخلاف قانون و قاعده نیم‌بند فدراسیون فوتبال ایران به عنوان مربی تیم ملی فوتبال انتخاب شد.

 این انتخاب اعتراض شدید مجامع ورزشی و رسانه‌ای را به‌دنبال داشت. آقای «دایی» اما بی‌توجه به این اعتراضات و سرمست از پستی که انصافا لیاقتش را نداشته و ندارد، کار خود را پی‌گرفت و نتایج این بی‌توجهی و کارنادانی و کارناشناسی، به‌علاوه سرایت نتایج آشفتگی مدیریت در سطح کلان حکومتی به ورزش و از جمله فوتبال، نتایج ضعیف و نهایتا حذف ایران از رقابت‌های جام جهانی ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی شد.

به‌دنبال این نتایج همان پروسه‌ای که برای انتخاب آقای مربی طی شده بود، برای برکناری وی هم طی شد. اما با این تفاوت که این‌بار به جای منتقدین این آقای «دایی» بود که ناراضی و ناراحت بود، اما باتوجه به این‌که فرایند مربی‌شدنش غیرشفاف و با توافقات پنهانی و پشت‌پرده طی شده‌بود، سکوت ناخواسته و اجباری وی را به‌دنبال داشت. و البته سکوت انتخاب‌کنندگان وی را هم.

یک‌سال سپری شد و اوضاع پرده‌نشینان چنان به‌هم ریخت که «علی دایی » فرصت را برای اعتراض و شکستن بغض‌هایی که یک‌سال مجال ظهور و بروز پیدا نکرده بود، پیدا کرد. اولدروم پلدروم شروع شد و آقای «دایی» که در تمام عمر مبارکش هرگز رنگ جبهه و جنگ را ندیده، در کارنامه «افشین قطبی» خطایی بزرگ‌تر از عدم حضور در ایران در زمان جنگ پیدا نکرد و حضور خود در کشور به‌هنگام جنگ را به رخ رقیب کشید.

در حاشیه بد نیست بدانید که یک آدم دیگر هم که در زمان جنگ در کمال امن و آرامش زندگی عادی خود را سپری می‌نموده و کاری به کار کشور و استراتژی آن نداشته است، و بعد از اتمام جنگ کم‌کم سر از تخم درآورده است و استراتژی‌شناس و تئوریسین بین‌المللی شده‌است یعنی همین آفای «حسن عباسی» معروف هم در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری دهم و در راستای پروژه تخریب اصلاحات به نفع کودتا، اهدای مدال ملی به همین آقای «دایی» را به‌دلیل سرمایه‌دار بودن و اشرافیت زیر سئوال می‌برد.

بگذریم. سروصدای آقای مربی درنیامده، از آن‌طرف سروصدای طرفین توافق نهانی و پشت‌پرده انتخاب آقا هم درآمد و در این گیرودرار معلوم شد که نه‌تنها آقای «دایی» از سرمایه شخصی به فوتبال ایران کمک نمی‌کرده _شایعه‌ای که برای توجیه انتخاب او به این سمت پخش شده بود‌ ــ بلکه مبلغ قابل‌توجهی مالیات هم به‌ مردم این کشور بده‌کار است.

نکته بسیار جالب در این پرده‌دری‌ها که به شما مژده می‌دهم تازه نتایج سحرش شروع شده، و هر روز بیش از پیش شاهد آن خواهیم و خواهید بود، اینست که از نظر حضرات، قبل از همه‌چیز سبزها هنوز «فتنه» هستند و «موسوی» و «کروبی» و ... سران فتنه.
آیا شما فکر می‌کنید اینها می‌دانند خجالت یعنی چه؟

مرتبط:
منشور بی‌اخلاق، اخلاق بی‌منشور

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ خرداد ۸۹ ، ۱۲:۰۳
علی مصلحی

منشور بی‌اخلاق اخلاق بی‌منشور

چهارشنبه, ۲۷ آبان ۱۳۸۸، ۰۳:۵۲ ق.ظ

من البته آدم اهل ورزش و پی‌گیر اخبار ورزشی نیستم اولا، و سعی فراوان هم می‌کنم که مثل اهالی جاهل عربستان در آستانه ظهور اسلام، هنگامی که صدای بلند صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران بلند می‌شود، پنبه‌های قایم در گوشم فرو کنم که مبادا صدای این سفیر رحمت به گوشم بخورد که رحمت شامل حالم شود ثانیا.
زهی سعادت که این جهالت.

اما «برنامه۹۰» و «عادل‌خان فردوسی‌پور» به قول نویسنده «تاریخ بیهقی»: از لونی دگر است و ارزش جهالت به جان خریدن دارد.

 گمان می‌کنم که «عادل»خان مشروح کامل گفت‌وگوهای نود را در سایت نود قرار داده باشد که می‌توانید بخوانید. اما عجالتا برایتان بگویم که این هفته مهمانان ویژه «نود» آقایان «عزیز محمدی» که نمی‌دانم در فدراسیون فوتبال چه سمتی دارد، «شاه حسینی» که به شرح قبلی ایضا اما می‌دانم که، تحصیل‌کرده حقوق است و آشنا به ادبیات حقوقی و «امیر حاج‌رضایی» که در فدراسیون هیچ سمتی ندارد و کار‌شناس فوتبال هست و قبلا هم فوتبالیست بوده‌است، به‌علاوه این‌که یک شخصیت مودب و دوست‌داشتنی است بر خلاف خیلی از اهالی فوتبال.

خوب حالا برویم سر موضوع برنامه که بر سر «منشور اخلاقی ورزش عموما و فوتبال خصوصا» بود.
قبل از ورود به بحث عرض کنم که همین‌طور که بار‌ها در طول بحث آقای «فردوسی‌پور» فرمودند، در این‌که در ورزش کشور ما موارد متعدد بی‌اخلاقی و سوء‌رفتار در اکثر رده‌های بازی‌گری، مدیریت، مربی‌گری و ... وجود دارد و این موارد متاسفانه منشا الگوبرداری بعضی از جوانان و طرف‌داران ورزش هم می‌شود، شکی نیست.
از طرف دیگر هم می‌توان به ضرس‌قاطع گفت؛ تنظیم‌کنندگان «منشوراخلاقی» با حسن‌نیت فوق‌العاده به قصد حذف و تعدیل بی‌اخلاقی‌های موجود به چنین اقدامی دست یازیده‌اند.

اما آن‌چه در تنظیم این منشور مورد غفلت قرار‌گرفته و از سال‌های اول انقلاب نیز تا کنون این غفلت جزء لاینفک برنامه‌های از این دست بوده‌است، اینست که تا کنون بیشترین تلاش بانیان خیر پاک‌سازی فضای عمومی جامعه و در مورد اخیر ورزش، از بی‌اخلاقی و فساد موجود، توجه به جنبه‌های بازدارنده جرم و بی‌اخلاقی و فساد بوده و در مورد بسترسازی برای حذف بستر‌ها و شرایطی که امکان بذرافشانی، بارداری و نهایتا ظهور و بروز جرم و فساد را باعث می‌شوند کمترین توجه صورت نگرفته و منشوری تنظیم نشده است.

شکی نیست تا زمانی که فرهنگ‌سازی برای تربیت کودکان و جوانان و ایجاد دبستان‌های فرهنگ که هزینه‌های کمتری را طلب می‌کند، در دستور کار متولیان فرهنگ عمومی قرار نگیرد، بازدارندگی که هزینه‌های چندین برابری را نیازمند است، نه‌تنها کمترین نتیجه و سود را نخواهد داشت، که خود نیز عامل بروز ناهنجاری و خلاف خواهد شد.

در مورد «منشوراخلاقی» اخیر که در مورد ورزش کشور طی یک‌سال گذشته تنظیم آن دستور کار فرهنگ‌بانان ورزش کشور بوده‌است، متاسفانه آن‌چه مورد غفلت قرار گرفته «اخلاق» است که خود را در نقیصه‌های اخلاقی و تناقضات فراوان حقوقی به وضوح نشان می‌دهد.
 البته از متولیان امور امروز انتظاری غیر از این نمی‌توان داشت. وقتی آقای «امیرحاج‌رضایی» داماد و برادرزاده «طیب‌حاج‌رضایی» پیش‌کسوت فوتبال و مرد مودب و اخلاقی ورزش و کار‌شناس فوتبالی صدا و سیما از آقای «عزیز محمدی» سوال می‌کند که، آیا همه مشکلات ورزش کشور حل شده و فقط مدل مو، ریش و آرایش ورزش‌کاران معضل هست؟، آدمی بلافاصله به یاد سخنان حکیمانه و البته رای‌جمع‌کنانه ریاست محترم جمهور نهم می‌افتد که «این‌قدر مشکل داریم که نمی‌رسیم به مدل مو و اصلاح جوانان‌مان کاری داشته باشیم» و بلافاصله پس از نشستن بر صندلی ریاست، سر و کله گشت ارشاد آقای «احمدی‌مقدم» باجناق آقای رییس از راه می‌رسد.

دغدغه کار‌شناس فوتبال اما خلف وعده و سوء‌استفاده شبیه مورد یادشده نیست. اما تنظیم منشور، قرارداد و ابزارهایی که ورزش‌کار را محکوم به رعایت مسائل اخلاقی و حقوق شهروندی و رفتاری، خارج از محیط‌های ورزشی می‌کند، و در صورت نافرمانی و تخلف تنبیهات و محرومیت‌هایی را برایش به‌دنبال دارد، که تجویز و صدور آن فقط و فقط بر عهده مقامات قضایی است، به آسانی می‌تواند به یک نافرمانی عمومی مدنی در درازمدت منجر شود.

به عنوان مثال دقت کنید که در متن منشور کلیه مربیان ورزش موظف به تست اعتیاد شده‌اند. شایسته است تنظیم‌کنندگان منشور فقط یک‌ساعت گشتی حول و حوش دادگاه‌های خانواده بزنند تا آثار مششع و البته اخلاقی تست اعتیاد هنگام ازدواج را مشاهده نمایند.
قابل توجه است که نود درصد خانواده‌هایی که برای نجات جان خودشان از دست همسر معتاد به دادگاه مراجعه می‌نمایند، برگه تست منفی اعتیاد را در پرونده خود دارند.

در طول برنامه فوق دوبار از طریق تلفن با آقای دکتر «آقانیا» استاد حقوق دانشگاه تهران، ورزش‌کار و اولین کسی که به تدوین حقوق ورزشی توجه داشته تا جایی‌که عنوان رساله دکترایش «حقوق ورزشی» بوده‌است گفت‌وگو شد. آقای دکتر ضمن بیان کاستی‌های متعدد منشور و موارد متعدد تخلف از قانون اساسی، حقوق مدنی و فرمان هشت ماده‌ای امام و ... به نکته تکان‌دهنده و دردآوری اشاره کرد.
 وی ضمن اشاره به گنجاندن مواردی مربوط به «سحر» و «جادو» در منشور از آقایان پرسید: «چه خوب است شما که به چنین نیروهایی معتقد و مسلط هستید، در بازی‌های بین‌المللی بر علیه رقبا از آن استفاده کنید.»
 وی همچنین گفت کاری نکنید که در ابتدای هزاره سوم، مردم دنیا به ما بخندند.

 عرض کردم «معجزه{ات} هزاره سوم» بیش از این‌هاست.

اشاره به بی‌اخلاقی‌های موجود در حوصله این مقال نیست. اجازه بدهید اشاره کنم که بی‌اخلاقی میهمانان برنامه کار را به جایی رساند که اواخر برنامه رودرویی شدید آقایان «عزیز محمدی» و «شاه‌حسینی» با وساطت موی سفید آقای «حاج رضایی» ختم به خیر شد.

بزرگ‌ترین ابزار در هدایت تمامی اقشار به سمت شهروندان اخلاقی و قانونی، توزیع قدرت، ثروت، امکانات و ... آزادی به شکل عادلانه در بین تمامی مردم است. چیزی که این‌روز‌ها بیش از پیش مورد غفلت قرار گرفته‌است.

تصور کنید چنان‌چه مفاد این منشور قابلیت وسیع اجرا پیدا کند، در بین مربیان کسانی که بیشترین تخلف از شمول این منشور را خواهند داشت، آقایان «علی دایی» مربی محبوب و مورد احترام ریس‌جمهور و آقای «محمد مایلی‌کهن» مربیی که بیشترین تعریف بسیجی و اخلاق به نام او تعریف می‌شود و آقای «فیروز کریمی» کسی که قبل از مربی ورزش یک افسر ارشد بازنشسته نیروی انتظامی «ایران» است، و کسی که کمترین تخلفات از شمول این منشور به نام او ثبت شود احتمالا آقای «افشین قطبی» خواهد بود. یعنی یک ایرانی که در یک کشور کمونیستی آمریکایی یعنی «کره جنوبی» بزرگ شده است.

به قول «سلحشور»: این یعنی کشک.

پی‌نوشت: بعدها متوجه شدم «احمدی‌مقدم» باجناق آقای «احمدی‌نژاد» نیست.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ آبان ۸۸ ، ۰۳:۵۲
علی مصلحی

گاف‌های رسانه‌ای

جمعه, ۵ مرداد ۱۳۷۵، ۰۳:۳۹ ق.ظ

در سال 1993 تیم ملی فوتبال «زامبیا» در حال پرواز به سمت سنگال بود تا در رقابت‌های انتخابی جام جهانی شرکت کند اما در طول مسیر دچار سانحه شد و تمام 30 مسافر آن از جمله 18 بازیکن تیم ملی زامبیا جانشان را از دست دادند.
نزدیک به یک‌سال بعد، «عباس بهراوان» گزارش‌گر فوتبال و مجری برنامه‌های تلوزیونی ایران یک مسابقه فوتبال بین یک تیم آفریقایی غیر از «زامبیا» را گزارش می‌کرد و به اشتباه فکر کرد تیمی که هواپیمایش سقوط کرده همین تیم بوده و در وصف این‌که چه زود توانسته‌اند تیم جدیدی را احیا و روانه مسابقات کنند داد سخن می‌داد غافل از آن‌که تیمی که هواپیمایشان سقوط کرده و همه بازیکنان آن مرده بودند، «زامبیا» بود نه تیم مورد نظر نظر آقای گزارش‌گر تلوزیون ایران
.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ مرداد ۷۵ ، ۰۳:۳۹
علی مصلحی