وب‌نوشته‌های یک شیشه‌بر

علی مصلحی
وب‌نوشته‌های یک شیشه‌بر

روزنامه‌نگاری که کارمند بانک بوده و اکنون شیشه‌بری می‌کند

طبقه بندی موضوعی
بایگانی

۱۰ مطلب در شهریور ۱۳۹۰ ثبت شده است

آیین اعدام، آیینه خشونت

پنجشنبه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۰، ۰۵:۰۵ ق.ظ

هنوز جامعه از روح لطیف عفو و گذشت «آمنه بهرامی» که نابودکننده زیبایی و بینایی خود را در آخرین لحظات بخشید و دنیا را به تحسین و تمجید مهربانی خود واداشت، سرشار است و سرشار خواهد‌بود. جامعه هیچ‌گاه نگاه مهربان چشم‌هایی که مهربانی را به دنیا نشان داد فراموش نخواهد کرد. هنوز جامعه با همه نگاه‌ها و اشاره‌ها و قلم‌ها و بیان‌ها اعلام می‌کند، که سخت محتاج چنین مهربانی‌ها و معرفت‌هاست.

شاید ۳۰، ۲۰، یا ۱۰ سال پیش، «یعقوبعلی جعفری» جوانی که ۶ آبان‌ماه ۸۸ در میدان کاج سعادت‌آباد تهران، «یزدان» را به ضرب چاقو کشت، و ۶۹ روز بعد به‌همین دلیل به‌قصاص محکوم و در ملاء‌عام اعدام شد، روزگاری از روی کنجکاوی و ناخواسته به تماشای «آیین اعدام» انسانی در خیابانی دیگر رفته‌بود و تا چند روز بعد از آن، از به‌یادآوردن صحنه‌های اعدام و جان‌کندن یک انسان کابوس می‌دید و حال خوبی هم نداشت.

بار دوم که برای تماشا می‌رفت، اگرچه دو گام به پیش و یک گام به پس بر‌می‌داشت، اما بعد از آن دیگر نه کابوس دید و نه یادآوری صحنه اعدام و جان‌کندن برایش رقت‌آور بود. با این‌همه اصلا گمان نمی‌کرد روزگاری انسان‌هایی برای تماشای «آیین اعدام» او خود را با زحمت به خیابان بکشند.

 «امیرقرایی» سال‌ها پیش، در کودکی شاید بار‌ها و بار‌ها به تماشای مراسم و آیین معرکه‌گیران که با دندان خودرویی را می‌کشند و به‌قوت بازو زنجیر‌های قوی پاره می‌کنند و ... رفته، و شاید آرزو نموده‌بود که‌ ای کاش جای آنان بود و زور آن‌ها را داشت. آرزویی که زمانی اندک، بر‌آورده شد. او حالا قهرمان قهرمانان بود و‌ای بسا کارهایی می‌کرد شگفت‌تر از معرکه‌گیران، اما اصلا باور نمی‌کرد اسیر معرکه‌ای شود که سرانجام آن سرگردانی باشد و به‌جای بازوبند پهلوانی داغ بزرگ قتل بر پیشانی داشته باشد و متواری باشد و در‌به‌در به دنبال عفو اولیاءدم و یا به انتظار «آیین اعدام»، و هروز روزی هزار بار با کابوس اعدام از خواب بیدار شود و دوباره سر بر بالین خواب بگذارد.
 
شاید پانزدهم دی‌ماه سال گذشته «علی‌رضا‌ ملا‌سلطانی» که در تاریخ بیست‌و‌ششم تیرماه گذشته در خیابان پونه گلشهر «روح‌الله داداشی» را به ضرب چاقوی خود کشت، یکی از‌‌ همان جوانانی بوده‌است که با علاقه و زحمت بسیار صبح زود خود را به چهارراه قدس رسانده بود تا «آیین اعدام» «یعقوب» را به‌خوبی از نزدیک ببیند، اما لحظه‌ای و ذره‌ای به مغزش خطور نمی‌کرد که روزی و روزگاری جوانانی هم‌سن خودش، کم‌تر یا بیش‌تر با‌‌ همان علاقه یا کم‌تر و بیش‌تر برای «تماشای خوب» «آیین اعدام» او خود را به‌زحمت اندازند. (+)
شاید ... .
و  هنوز جامعه با همه نگاه‌ها و اشاره‌ها و قلم‌ها و بیان‌ها اعلام می‌کند، که سخت محتاج مهربانی‌ها و معرفت‌هاست. محتاج پهلوان‌هاست محتاج «آمنه»هاست.
.....
و ما هم‌چنان
دوره می‌کنیم
شب را و روز را
هنوز را
(شاملو)
این نوشته در خودنویس این‌جا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۰ ، ۰۵:۰۵
علی مصلحی

گاف مشترک رسانه‌های خبری ایران

دوشنبه, ۲۸ شهریور ۱۳۹۰، ۰۴:۵۲ ق.ظ

مهم‌ترین و یا شاید تنها وظیفه دبیر سرویس عکس در روزنامه و خبرگزاری‌ها، عکاسی از سوژه درصورت در دسترس‌بودن، و یا انتخاب عکس از آرشیو آماده قبلی برای انتشار در رسانه است.


سرویس عکس در رسانه‌ها برای مواقع احتمالی که سوژه در دسترس برای تهیه عکس نباشد، بایگانی منظمی از عکس‌های تهیه‌شده قبلی ایجادنموده تا عنداللزوم در اختیار سردبیر رسانه برای انتشار قرار گیرد. 

اگر در موتورهای جست‌وجوی اینترنت عبارت «منصور صادقی» یا «امیر منصور‌آریا» را جست‌وجو نموده و گزینه عکس را انتخاب نمایید، سایت‌های مشابه با عکس‌های یک‌سانی به شما معرفی می‌شود که هیچ‌کدام البته عکس «امیر منصور آریا» نیست و همه عکس‌ها اکثرا عکس «منصور صادقی» معاون استان‌دار آذربایجان‌شرقی و فرمان‌دار شهرستان مراغه می‌باشد، که هیچ ارتباطی با اختلاس صورت‌گرفته و «امیر منصور آریا» جز تشابه اسمی ندارد. اما عکس او از چند روز پیش در تیراژ وسیع توسط اکثریت قریب‌به‌اتفاق رسانه‌های خبری و خبرگزاری‌های رسمی و معتبر کشور تحت نام «امیر منصور آریا» متهم اصلی اختلاس بزرگ اخیر منتشر شده‌است.

 اشتباه در همه جا امری گریز‌ناپذیر است، اما سهل‌انگاری مجموعه رسانه‌ای تا بدان‌جا که عکسی از یک شهروند و یک شخصیت حقوقی و تا اندازه‌ای معروف به جای تصویر یک متهم معرفی و در تیراژ وسیع منتشرشود جای تعجب فراوان دارد. 

با همه این‌ها همیشه به‌ترین راه جبران اشتباه دست‌ِکم عذر‌خواهی از افرادی است، که به خاطر اشتباه خسارت دیده‌اند، آیا رسانه‌هایی که بدون توجه به مسؤلیت، با انتشار این عکس به اعتماد مخاطبین خود و شخص ثالثی خسارت وارد نموده‌اند، حاضر به عذرخواهی و جبران اشتباه هستند؟
این نوشته در پارسینه این‌جا
 در خودنویس این‌جا
در نیوزبان اینجا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ شهریور ۹۰ ، ۰۴:۵۲
علی مصلحی

رهبری نظام امسال در پیام نوروزی خود به‌مناسبت آغاز سال ۱۳۹۰ خورشیدی، این سال را سال «جهاد اقتصادی» نامیدند. نامی که در بین اکثر فعالین سیاسی و اجتماعی و اقتصادی با اما و اگرهای زیادی هم‌راه بود.

اگرچه سیستم حکومتی کشور، شرایط برای تحقق انواع دزدی و رانت و سو‌ء‌استفاده را به به‌ترین شکل ممکن فراهم نموده، و طی ۶ سال گذشته نیز این شرایط بسیار روان‌تر و راحت‌تر شده‌است، با این‌همه هیچ‌کس باور نمی‌کرد که در همین سال «جهاد اقتصادی» بزرگ‌ترین «جهاد اختلاسی» تاریخ بانک‌داری و درست‌تر از آن، بزرگ‌ترین اختلاس تاریخ کشور، به نام حاکمیت جمهوری اسلامی ثبت شود.

 این‌روز‌ها سخن از اختلاس و دزدی و رانت و ویژه‌خواری در بین مسؤلین سیاسی و اجرایی و بانکی، مهم‌ترین خبر است اما برای شهروندان دیگر این خبر‌ها خیلی مهم جلوه نمی‌کند.
چه این‌که سال‌هاست که هر از گاهی گوش‌ِشان به شنیدن چنین خبرهایی عادت کرده و این عادت حساسیت‌شان را در برابر چنین اتفاقات دردناکی از بین برده‌است.

از طرف دیگر گسترش بی‌غیرتی عمومی در قبال نارسایی‌های اجتماعی که از طرف سیستم اجرای کشور هر روز بر آن افزوده می‌شود نیز، مزید بر علت است تا حساسیت‌ها به کم‌ترین درجه ممکن کاهش پیدا کند.

 خبر بزرگ‌ترین اختلاس تاریخ بانک‌داری و بزرگ‌ترین اختلاس در کشور ایران، این‌روز‌ها نقل محفل و مجلس تمام اصول‌گرایان‌ست، اما غافل از آن‌که اختلاس‌کننده اصلی همین اصول‌گرایان هستند و بدون کم‌ترین تردید هر یک از این اصول‌گرایان در هر پست و مقام و جای‌گاهی، به اندازه خودشان در این اختلاس و اتفاق و اتفاق‌های از این دست، سهم داشته، شریک جرم و رفیق قافله‌اند.

شاید امروز موضع ناراحتی و مخالفت گرفته و به وضعیت موجود معترض باشند. شاید که ژست‌ ساده‌زیستی و مردم‌داری و مدارای‌ِشان گوش فلک را کر کرده باشد و امروز هم از‌‌ همان مواضع، داد عدالت و تنبیه مجرم سرمی‌دهند، اما حقیقت آن‌َست که این داد و بی‌داد و سر و صدا از نوع فریاد دزدی است که حین تعقیب، برای فریب مردم فریاد «آی دزد» سر‌می‌داد، که در بین جمعیتی که همه همین گزاره را فریاد می‌کردند، شناخته نشود.

آفت بزرگ دروغ‌گویان و البته دروغ‌گویانی که لباس «اصول‌گرایی» بر تن دارند «فراموشی» است و اصول‌گرایان فراموش کرده‌اند که حدود دو سال پیش تمام بوق‌های تبلیغاتی خود را بر اثبات ۶۳ درصد به‌کار انداخته بودند و امروز‌‌ همان بوق‌ها را بر تبری از آن ۶۳درصد فعال نموده‌اند.
مردم اما درست است که حافظه تاریخی ندارند اما مطمئنا حافظه آن‌ها از این فراموش‌کاران به‌تر است.
 
اما از این خبر بگذریم. یک کاربر برجسته اینترنت و مدیر سایت «بلاگفا» در وبلاگ شخصی خود نوشته است که «بانک صادرات ایران» بدون اعلام به مشتریان خود، و بدون تنظیم هرگونه قراردادی، در ازای هر یک‌بار ورود اینترنتی مشتری به حساب، مبلغ ۲۵تومان کارمزد از حساب مشتری کسر می‌کند.

 مبلغ ۲۵ تومان در مقابل ۱۲۳ میلیارد تومان و ۱۲۳ میلیارد تومان در مقابل ۳ هزار میلیارد تومان رقم قابل‌توجهی نیست، اما مهم‌ترین نتیجه‌ای که می‌توان از آن گرفت این‌َست که نظام حاکمیت موجود وقتی مشاهده کرد که شهروندان در مقابل تخم‌مرغ‌دزدی او سکوت می‌کنند، بلافاصله اقدام به شتردزدی می‌کند و صد البته که دیری نمی‌گذرد که شتردزدی هم برای آن‌ها به قولی «اُف» داشته و به سرقتی دست‌می‌زنند که، کاروان شتر با بارش هم در آن قابل رویت نیست.
و نتیجه درخشان و البته دردناک این‌که:
هرجا سخن از اعتماد نیست، نام بانک مرکزی ایران می‌درخشد.
این نوشته در امروز نیوز این‌جا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ شهریور ۹۰ ، ۰۴:۳۳
علی مصلحی

جای خالی «اخلاق» در برنامه‌های صداوسیما

يكشنبه, ۲۰ شهریور ۱۳۹۰، ۰۶:۲۹ ق.ظ

تمام ادیان آسمانی و تمام مکاتب برساخته بشری که اخلاق در آن موضوعیت دارد، به پیروان و هم‌راهان‌ِشان سفارش می‌کنند که از مسخره‌کردن و دست‌انداختن یک‌دیگر به‌شدت پرهیز کنند.
 
دین اسلام صریحا به پیروانش از زن و مرد توصیه می‌کند که، یک‌دیگر را مسخره، و از یک‌دیگر عیب‌جویی نکنند و با القاب و عناوین ناپسند یک‌دیگر را یاد نکنند.(حجرات ۱۱)

این‌که تنها رسانه تلوزیونی و ملی یک کشور به خودش اجازه می‌دهد، به‌آسانی با درنوردیدن مرزهای اخلاق، و بی‌توجهی به حقوق و شخصیت فردی و اجتماعی جمعی از شهروندان، و با توسل به دست‌انداختن، تمسخر و درآوردن ادای آن‌ها با بی‌احترامی، فرصت شادی و خنده برای دیگر شهروندان و مخاطب اندک خود فراهم کند، به شفاف‌ترین شکل نشان می‌دهد که کف‌گیر این رسانه نه‌تنها در برنامه‌سازی و جذب کار‌شناس، که حتی در اخلاق نیز سخت به ته دیگ خورده‌است.

رسوایی و وقاحت سازمان صداوسیمای ملی ایران در برنامه مضحک، نازل و زشت «خنده بازار» آن‌قدر شدید است که به‌رغم تمام اعتراض‌های بیان‌شده از طرف افرادی که در برنامه یادشده، سوژه طنز و تمسخر و خنده مخاطبین این رسانه شده‌بودند، نه‌تنها به اعتراضات بیان‌شده، بلکه به هیچ آسیب‌شناسی کار‌شناسی در این حوزه اعتنا نشده و تهیه‌کنندگان ترجیح می‌دهند کماکان برنامه خود را بر‌‌ همان مدار سابق تنظیم، و روی آنتن بفرستند.

رسانه ملی طی چند سال اخیر نشان داده‌است که، لزوم احترام به قواعد حرفه‌ای رسانه و احترام به حقوق افراد جامعه، کم‌ترین جای‌گاهی در سلوک رفتاری آن رسانه نداشته و نتایج خسارت‌بار این نوع رفتار نیز کم‌ترین توجهی را در آن‌ها بر‌نخواهد انگیخت. اما سکوت کار‌شناسان مسائل رسانه، و مسائل اجتماعی در برابر این رفتار و عدم آسیب‌شناسی و تذکر به‌موقع، به رواج بی‌اخلاقی و بی‌احترامی عمومی و نهایتا تهی‌شدن جامعه از آموزه‌های اخلاقی و مذهبی خواهد انجامید.

در تمام رسانه‌های معتبر دنیا، طنز، یک ابزار قدرت‌مند برای کنترل رفتار دولت‌مردان و نظارت بر رفتار سیاست‌مداران است. به‌شکل روشنی در تمام رسانه‌های مخصوص طنز توصیه می‌شود که: باهم بخندیم به هم نخندیم. آن‌چه که رسانه ملی ایران دقیقا خلاف آن‌را توصیه و اجرا می‌کند.
این نوشته در امروزنیوز این‌جا

مرتبط:
منشور بی‌اخلاق، اخلاق بی‌منشور

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ شهریور ۹۰ ، ۰۶:۲۹
علی مصلحی

سنگی که «احمدی‌نژاد» به چاه انداخت

يكشنبه, ۲۰ شهریور ۱۳۹۰، ۰۴:۴۷ ق.ظ

یکی از زشت‌ترین رفتار خلاف اخلاق و ادب و سیاست، در جمهوری اسلامی، رفتاری بود که «محمود احمدی‌نژاد» در شب مناظره با «میرحسین‌ موسوی» بدان دست زد و با زدن اتهامات سنگین فساد مالی به افرادی که در هیچ دادگاه صالحی محاکمه و محکوم نشده، و  فرصت دفاع از خود به‌علت عدم حضور در میز مناظره را نداشتند، خود را قهرمان مبارزه با فساد اقتصادی و رانت‌خواری معرفی، و فضای مناظره را با به‌هم‌زدن قاعده بازی به‌نفع خود مصادره نمود.

این‌که فساد مالی و سوء‌استفاده از قدرت طی سه دهه گذشته، شدیدا دامن‌گیر نظام مدیریتی کشور بوده، حقیقتی است روشن‌تر از خورشید.
مبارزه با فساد و رانت و اختلاس و جلوگیری از زمینه‌های رشد و گسترش آن، پس از بسط مقدمات اجتماعی و بستر‌سازی مناسب فرهنگی، سازوکارهای کار‌شناسی امنیتی، حقوقی و قضایی خاص دارد و در به‌ترین حالت با کمک مطبوعات آزاد، قوه قضاییه مستقل از دولت و در شرایط آزادی اقتصاد، فراهم می‌شود نه با جنجال و سروصدایی که نه‌تنها منفعتی به حال جامعه ندارد، بلکه آب را برای سوء‌استفاده بیش‌تر فاسدان گل‌آلود هم می‌کند.

سبک و سیاقی که آقای «احمدی‌نژاد» برای مبارزه با این فساد و دزدی و رانت به آن متوسل شده بود، اکنون نتایج سحرش را در اخبار و رسانه‌های مخالف او نشان می‌دهد و نشانه‌های به‌ترش را می‌شود از زبان نمایندگان مخالف دولت او در مجلس اصول‌گرایان شنید.
ناگفته پیداست که صبح دولت چنین سبک و سیاقی به چه «شهر هرتی» خواهد انجامید.

  «سقای‌بی‌ریا» مشاور سابق امور روحانیت ریس‌جمهور، اخیرا پس از دو سال سپری‌شدن از مکافات مناظره جنجالی سیزدهم خرداد ۸۸ و پس از آن‌همه خسارت و اتفاقات غم‌انگیز، در مصاحبه با روزنامه قدس، مدعی شده‌است که؛ در شب مناظره «احمدی‌نژاد» به تحریک، سفارش و تایید «مشایی» نام افراد را با اتهام فساد بر زبان آورده است.

 ناگفته پیداست که اگر آقای «سقای بی‌ریا» اشاره‌ای به زشت‌بودن آن رفتار و آن اتفاقات هم نکند، انتساب آن رفتار به آقای «مشایی» به اندازه کافی شدت زشتی و انزجار او و جناح مطبوع‌َش از آن را به خوبی بیان می‌نماید.

به عبارت دقیق‌تر این رفتار چون به سفارش «مشایی» سرزده زشت است و ناپسند و الا تاکنون عین صواب و مورد رضایت همه بوده‌ و اکنون که حضرات کشف نموده‌اند که به سعایت «مشایی» صورت‌پذیرفته، مراتب کراهت آن نیز برملا شده‌است.

بسیار ساده‌لوحانه است باور این‌که «احمدی‌نژاد» صرفا به تحریک «مشایی» و بدون اذن و اطلاع رهبری، به اقدامی تا بدین پایه خطرناک دست زده باشد. اما با فرض قبول این ادعا باید از آقای «سقای‌بی‌ریا» و جناح مذکور و هم‌راهان او پرسید: اگر این رفتار آن‌چنان‌که امروز به آن معترض هستند و از آن و تشویق‌کننده و تحریک‌کننده آن تبری‌می‌جویند؛ زشت بوده که مطمئنا بوده، چرا در زمان مناسب آن و در زمانی که ریس‌مجلس «خبرگان رهبری» اقدام به نوشتن نامه سرگشاده به رهبری نظام کرد و نسبت به عواقب وخیم سکوت در برابر آن هش‌دار داد و نوشت که «سر چشمه شاید گرفتن به بیل/ چو پر شد نشاید گرفتن به پیل» تاکنون سکوت کرده و اینک لب به سخن گشوده‌اند؟

 مشاور سابق امور روحانیت ریس‌جمهور هم‌چنین مدعی شده‌است: «مقام معظم رهبری راجع به این‌که آقای احمدی‌نژاد در مناظره اسم شخصی را نیاورد، تأکید داشته‌اند، اما احمدی‌نژاد اسم آورد.»
این گاف را چگونه می‌توان توجیه کرد؟ آقای خامنه‌ای از کجا خبر داشته‌اند که آقای «احمدی‌نژاد» می‌خواهد اسم بیاورد که تاکید داشته‌اند اسم نیاورد؟

با این‌همه، از دو حال خارج نیست: یا لجن‌مال کردن «هاشمی» و «ناطق‌نوری» در مناظره، با علم و اطلاع کامل و از قبل رهبری صورت‌پذیرفته که «احمدی‌نژاد» آن‌گونه با خیال راحت و بر خلاف ابتدایی‌ترین اصول اخلاقی و حقوقی و اصول تبلیغات انتخاباتی، جلو دوربین تلوزیون، مستقیما با افترا بستن به آنان و خانواده‌‌هایشان، حاکمیت پشت سر را لجن‌مال کند و روزگاری جدید بنیان‌ گذارد، و یا رهبری اصلا اطلاع نداشته و ناگهان در مقابل عمل انجام‌شده قرار گرفته‌است.

اما در صورت پذیرفتن عدم اطلاع ایشان از آن اقدام سخیف و زشت، و سکوت و انفعال، دست‌ِکم پس از خواندن نامه سرگشاده، و اعتراض آتشین «هاشمی» (+) و قبول این موضوع که، این اقدام «احمدی‌نژاد» ابتکار، پیش‌بینی و درایت «مشایی» بوده، و به درخواست او صورت پذیرفته است، حالا رهبری نظام و نزدیکان او باید پاسخ دهنده این شبهه و اشکال باشند که اگر «مشایی» از چنین درجه‌ای از درایت برخورداراست، پس تکلیف دیگر پیش‌بینی‌ها و ابتکارات او که عنوان‌شده و عنوان‌خواهد شد و تکلیف این جریان ساختگی موسوم به «جریان انحرافی» چه می‌شود؟

در صورت پذیرفتن این‌که این‌اتفاق با اطلاع رهبری صورت پذیرفته که این مورد بیش‌تر به صواب نزدیک‌تر است و قطعی‌تر می‌نماید، سکوت امروز رهبری در مورد ادعای مجموعه موسوم به «جریان‌انحرافی» که این اتفاق ابتکار ما بوده، چگونه توجیه می‌شود؟

در هر صورت هیچ یک از این ادعاها ذره‌ای از مسؤلیت مستقیم رهبری و اقداماتی که باید در این خصوص انجام می‌شد و  انجام نشد، کم نمی‌کند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ شهریور ۹۰ ، ۰۴:۴۷
علی مصلحی

۱۰سال بلاگستان فارسی

پنجشنبه, ۱۷ شهریور ۱۳۹۰، ۰۴:۲۲ ق.ظ

سرویس‌های میزبانی وبلاگ «بلاگر» و «وردپرس» از حدود یک‌سال پیش به این‌طرف در ایران فیلتر شده‌اند.
 وبلاگ‌نویسانی که مخاطب‌محور هستند و از دست دادن مخاطب یا مخاطبینی ــ که به هر دلیل نمی‌توانند از وبلاگ یا وب‌سایت‌های فیلترشده بازدید نمایند ــ برایشان اهمیت دارد، از ثبت و انتشار محتوای وبلاگ خود روی این دامنه‌ها خودداری نموده و سعی می‌کنند از سرویس‌های میزبانی وبلاگ وطنی استفاده نمایند.

خیلی از وبلاگ‌نویسان ارزش‌مند و مولف هستند که وبلاگ و تولید محتوای مفید، در کنار استفاده از خدمات مدرن و پشتیبانی قوی،  مطمئن و به‌روز برایشان اهمیت دارد، اما آشنایی کافی و حوصله فراگیری فنون کار با سرویس‌های وبلاگ خارجی را ندارند و به همین دلیل ترجیح می‌دهند وبلاگ خود را روی دامنه‌ی میزبانی وبلاگ ایرانی منتشر،  و از خدمات بهینه سرویس‌های بیگانه چشم‌پوشی نمایند.

برای عده‌ای از وبلاگ‌نویسان عموما تولید محتوای مفید و ارزش‌مند و نیاز به خدمات بهینه و پشتیبانی قوی، خیلی موضوعیت ندارد و متاسفانه باید گفت محتوای این‌گونه وبلاگ‌ها که به محتوای زرد مشهور است، مخاطبین خود را در میان طیفی جستجو می‌کند که ترجیح می‌دهند به شکل سهل‌الوصولی مطالب مورد علاقه خود را دریافت نمایند.
مطالب اکثر این وبلاگ‌ها که متاسفانه با عدم احترام به حقوق مولف و کپی و بازنشر مطالب از دیگر سایت‌ها و وبلاگ‌ها هم‌راه است، مطالب سخیف، نازل، سطحی و گاها همراه با عکس‌ها و مطالب مستهجن می‌باشد.

اما در میان طیف متنوع وبلاگ‌نویسان ایرانی بعضی از وبلاگ‌نویسان هستند که «وبلاگ» و «وبلا‌گ‌نویسی» و تولید محتوای مفید برایشان اهمیت ویژه‌ای دارد.
برای این گروه نوع مخاطب و نگاه و بازخورد، بسیار مهم‌تر از تعداد آن‌ها است. به همین دلیل محتوای تولیدشده باید در به‌ترین شکل و شرایط در اختیار مخاطب قرار بگیرد.
 چنین شرایطی به خدمات مدرن، به‌روز و پشتیبانی مطمئن هم‌راه با احترام به حقوق مولف و تضمین شرایط مناسب، نیازمند است که باید گفت، متاسفانه در سرویس‌های میزبانی وبلاگ وطنی مورد توجه قرار نگرفته و به همین جهت اکثر این وبلاگ‌نویسان ترجیح داده‌اند به‌رغم تمام محدودیت‌های موجود برای سرویس‌های میزبانی وب بیگانه، وبلاگ‌های خود را روی این دامنه‌ها ثبت و منتشر نمایند.
 
شانزدهم شهریورماه  روز «بلاگستان فارسی» است.
وبلاگ‌نویسان ایرانی فعال در حوزه‌های مختلف، برای این‌روز برنامه‌های خاصی داشته و دارند. از جمله آن‌که اکثرا پستی به‌مناسبت این روز و درباره مسائل مربوط به «بلاگستان‌ فارسی» و وبلاگ به‌طور کلی، در وبلاگ خود نوشته،  لینک آن‌را هم‌زمان به سایت «بلاگستان‌ فارسی» ارسال می‌کنند تا در آن سایت بازنشر شود.

یکی از اهدافی که فعالین این عرصه و برگزارکنندگان «هفته وبلاگ‌نویسی» و به‌دنبال آن «جشن‌واره‌های فضای مجازی» از برگزاری چنین روی‌دادهایی دنبال می‌کنند، ایجاد هم‌دلی و هم‌راهی بیش‌تر میان جماعت وبلاگ‌نویس و کمک  به ایجاد بستری مناسب‌تر برای فعالیت در این عرصه، در سایه قدردانی از پیش‌کسوتان و زحمت‌کشان این عرصه است.

من سال گذشته به این مناسبت‌ها دو پست (+) (+) نوشتم. امسال نیز پستی در روز جهانی وبلاگ نوشتم. به اکثر وبلاگ‌هایی هم که در این فراخوان شرکت کرده و طی هفته گذشته در این پروسه فعال بوده‌اند، سر زده و تا آن‌جا که برایم مقدور بود با گذاشتن کامنت و تبریک، هم‌دلی و هم‌راهی خود را به این دوستان اعلام نمودم.

نکته‌ای که توجه مرا به خود جلب نمود این بود که، اکثر قریب به اتفاق وبلاگ‌نویسان ایرانی فعال در این پروسه، وبلاگ‌های خود را روی سرویس‌های میزبانی وب خارجی از جمله «بلاگر» و «وردپرس» فعال نموده بودند و گرایش به سمت استفاده از خدمات رایگان سرویس‌های وبلاگ‌دهی وطنی  بسیار اندک و در حد ناچیز بود.

در همین‌روز نامه‌ سرگشاه‌ای با امضای «جمعی از وبلاگ‌نویسان ایران» روی شبکه جهانی منتشر شد، که در بین بیش از ۳۰ وبلاگ معرفی‌شده، یک وبلاگ متعلق به سرویس‌های وبلاگ وطنی هم موجود نبود.

 این عدم اقبال وبلاگ‌نویسان برتر ایرانی به سرویس‌های وبلاگ ایرانی موضوعی است که به‌گمانم شایسته دقت نظر و توجه از طرف، هم وبلاگ‌نویسان و هم مدیران و مسؤلین این سرویس‌ها است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ شهریور ۹۰ ، ۰۴:۲۲
علی مصلحی

روز جهانی وبلاگ

پنجشنبه, ۱۰ شهریور ۱۳۹۰، ۰۴:۱۳ ق.ظ

از سال ۲۰۰۵ به این طرف روز ۳۱ اگوست به‌عنوان «روز جهانی وبلاگ» شناخته می‌شود. این روز برای وبلاگ‌نویسان در سراسر جهان با آیینی هم‌راه است.
طبق رسمی که تاکنون مرسوم و معمول بوده، در این روز هر وبلاگ‌نویس تلاش می‌کند ۵ وبلاگ و وبلاگ‌نویس را در دنیای مجازی، بنابر سلیقه شخصی خود در یک پست به مخاطبین‌اش معرفی نموده و این معرفی را به وبلاگ‌نویسان یادشده اطلاع دهد.

یادداشت و معرفی سال گذشته من در این روز را این‌جا بخوانید.

۱- روزهای پایانی تیرماه ۱۳۹۰ هم‌راه با خبر تلخی برای فعالان محیط زیست ایران بود. مهندس «یاسر انصاری‌» مدیر پایگاه خبری سبزپرس و دبیر کانون عالی گسترش فضای سبز و حفظ محیط زیست، دار فانی را وداع گفت.
به روح بلند او ادای احترام نموده و بدون نیاز به هرگونه توضیح وبلاگ «دیده‌بان محیط‌زیست‌ ایران» متعلق به بانو «مژگان جمشیدی» همسر مرحوم مهندس «انصاری» را به‌شما معرفی می‌کنم.

۲- شاید آن‌ها که با جامعه وب آشنایی عمیق ندارند، گمان کنند که «وبلاگ‌نویس» باید تحصیلات مرتبط با اینترنت و کامپیو‌تر و مسائل مربوط به آن داشته باشد و دیگر انسان‌ها از ورود به این عرصه محروم و ممنوع‌اند. اما وقتی به این فضا نزدیک می‌شوند، با وبلاگ‌نویس‌هایی آشنا می‌شوند که نه تنها تحصیلات آکادمیک در این حوزه ندارند، بلکه تحصیلات کم‌تر از آن‌را هم ندارند و فقط خواندن و نوشتن می‌دانند و علاقه شدید آن‌ها را به یادگیری کار اینترنت و وبلاگ‌نویسی کشانده.
وبلاگ «وطن من بیدگل» وبلاگی که به قولی «از شیر مرغ تا جان آدمیزاد» در آن یافت می‌شود، توسط «حسین‌ بیدگلی» که یک استاد نجار است به روز می‌شود. با مطالعه مطالب این وبلاگ‌ متوجه خواهید شد که «حسین‌ بیدگلی» نازنین، نه فقط در نجاری که در خیلی از فنون دیگر استادند.

۳- وبلاگ «این دفتر بی‌معنی» متعلق به یکی از نویسندگان نشریه‌ حرفه‌ای ورزشی و معدوم «جهان فوتبال» است. «مجتبی خلیلی» به من وبلاگ‌نویسی یاد داد تا دیگر وبلاگ خودش به‌روز نباشد.

۴ «قبل از نوشتن سوزانده شود» شاعرانه‌های خواهر بزرگ من «فاطمه رسول‌زاده» است.

۵- «چراغواره» وب ‌نوشته‌‌های برادر کوچک من «صادق‌مصلحی» است.

مرتبط:
روز جهانی وبلاگ
روز بلاگستان فارسی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ شهریور ۹۰ ، ۰۴:۱۳
علی مصلحی

آفتاب آمد دلیل آفتاب

جمعه, ۴ شهریور ۱۳۹۰، ۰۳:۴۲ ق.ظ

خبرگزاری «فارس» در توضیحاتی مدعی شده‌است که نوار صوتی مصاحبه‌ای که «فارس» ادعا نموده بود با حجة‌الاسلام «انصاریان» داشته ــ و بلافاصله دفتر ایشان تکذیب نمود ــ را در اختیار دارد و عندالزوم منتشر خواهد نمود.

 از مفاد توضیحات «فارس» چنین به‌نظر می‌رسد که دوتن از هم‌کاران این خبرگزاری در محل سخن‌رانی این استاد حوزه حاضر و از ایشان سؤالاتی پرسیده و پاسخ‌هایی را هم گرفته‌اند. اما خود را خبرنگار از طرف هیچ رسانه‌ای معرفی ننموده‌اند. اتفاقی که معمولا در حاشیه چنین مراسم‌هایی فراوان واقع می‌شود.

تا این‌جای کار اتفاق یا مسئله خاصی نیست. اما موضوع از آن‌جا خاص و مورد توجه می‌شود که ناگهان خبرگزاری «فارس» متن حاوی اطلاعاتی خاص از طرف این استاد را به‌عنوان مصاحبه روی خروجی خود قرار می‌دهد.
این اتفاق واکنش دفتر انصاریان  را به‌دنبال داشته و حالا خبرگزاری «فارس» به‌دنبال آن واکنش و تکذیبیه مدعی شده‌است که نوار صوتی مصاحبه یادشده را منتشر خواهدکرد.

در این‌باره یادآوری و توجه به چند نکته خالی از لطف نیست:
 اول براساس اخلاق روزنامه‌نگاری و اصول حرفه‌ای رسانه‌ای، خبرنگار موظف است هنگام انجام مصاحبه رضایت دقیق مصاحبه‌شونده را پس از دادن اطلاعات کامل به وی به‌دست آورد. اصول اخلاقی فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران ‏تصریح می‌دارد: «روزنامه‌نگار تنها باید با استفاده از روش‌های ‏منصفانه، خبر، عکس و سایر اطلاعات را به‌دست بیاورد. یک ‏راه منصف‌بودن این‌است که همیشه خود را خبرنگار معرفی ‏کنید، برای به‌دست آوردن اطلاعات سر مردم کلاه ‏نگذارید، خود را جای کس دیگری جا نزنید و کسی را ‏تهدید نکنید.»
بنابراین در صورت چنین اتفاقی اقدام خبرنگار «فارس» نافی اخلاق رسانه‌ای و ناقض اصول حرفه‌ای رسانه بوده و محکوم است.

دوم: همه می‌دانند یک نوع از تُن صدایی که به‌راحتی می‌تواند مورد تقلید و شبیه‌سازی دیگران قرار بگیرد، تُن صدایی است که لحن کلام آقای «انصاریان» دارد و اتفاقا سابقه هم دارد که یک‌بار دیگر نیز یک نوار سخن‌رانی نزدیک به نیم ساعت از ایشان مورد شبیه‌سازی، تقلید و سو‌ءاستفاده قرارگرفت، که بلافاصله مفاد آن نوار صوتی و انتساب آن به ایشان مورد تکذیب قرارگرفت و آن‌زمان از طریق بیانیه مکتوب به اطلاع شهروندان رسید.

من نمی‌خواهم شخص یا رسانه‌ای را به این رفتار متهم کنم. ولی در شرایطی که رسانه‌ای سعی در متهم‌کردن دیگران، آن‌هم یک استاد بلند‌پایه اخلاق حوزه دارد باید متوجه باشد که همین احتمال در مورد آن رسانه هم می‌تواند صادق باشد، که قصد دارد برای فریب مخاطبین خود نوار صوتی آقای انصاریان و مصاحبه مورد ادعا را جعل و شبیه‌سازی نماید. جدای از آن‌که این رسانه کارنامه سیاهی از چنین سوابقی در پرونده دارد و زمینه الصاق چنین اتهامی به آن رسانه بسیار راحت‌تر و نزدیک‌تر است تا یک استاد اخلاق حوزه.

 سوم آن‌که: بر فرض آن‌که حق با خبرگزاری «فارس» باشد و استاد «انصاریان» دروغ می‌گوید. با چنین فرضی دیگر «فارس» می‌خواهد به چه کسی افترا بزند و از چه کسی سلب افترا کند؟ غیر از آن‌َست که اثبات دروغ‌گویی یک استاد اخلاق حوزه، مقدمه لازم اثبات عمق فساد در دستگاه جمهوری اسلامی خواهد بود و به قولی: آفتاب آمد دلیل آفتاب.

مرتبط:
وقتی اخلاق در رسانه موضوعیت ندارد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ شهریور ۹۰ ، ۰۳:۴۲
علی مصلحی

وقتی اخلاق در رسانه موضوعیت ندارد

جمعه, ۴ شهریور ۱۳۹۰، ۰۳:۱۰ ق.ظ

 «محرمانه‌آنلاین» دیروز قبل از آن‌که مصاحبه جعلی خبرگزاری «فارس» با «انصاریان تهرانی» منتشر شود، شمشیر را بر علیه این واعظ برجسته پایتخت، از رو بست و در یادداشتی اعتراضی، حاوی بی‌احترامی، تلویحا وی را به نادیده‌گرفتن حضور و نقش آقای «خامنه‌ای» در هدایت انقلاب و نظام متهم، و سخنان صادقانه و دل‌سوزانه این روحانی بلندپایه حوزوی را بی‌اساس خواند.

این یادداشت که عمدا با ادبیات تحقیرآمیز تنظیم شده‌بود، در تمام نوشته، این استاد باسابقه و برجسته حوزه را بدون ذکر لقب حوزوی و تنها با عنوان «شیخ‌» مورد خطاب قرار‌می‌داد.
ناگفته پیداست که مخاطب قراردادن یک روحانی کهن‌سال و صاحب کرسی استادی در حوزه علمیه، بدون لقب حوزوی و تنها با عبارت «شیخ» تداعی‌کننده بی‌حرمتی است و این نوع ادبیات عمدا در دستور کار نویسنده یادداشت قرارگرفته بود.

اما از آن‌جا که گرداننده‌گان این رسانه و رسانه‌های مشابه، ارزشی برای اخلاق از یک‌طرف، و شعور و احترام و ارزشی برای مخاطبین اندک و سرگردان خود قائل نیستند، لذا با اندک اتفاق و وزشی بلافاصله در‌‌ همان مسیر جدید تغییر جهت داده و رنگ عوض می‌کنند.

 «محرمانه‌انلاین» کم‌تر از یک روز پس از انتشار یادداشت یادشده، و پس از اطلاع از مفاد مصاحبه جعلی خبرگزاری «فارس» با این روحانی بلندپایه حوزه که تامین‌کننده علایق سیاسی این رسانه بود، بلافاصله یادداشت دیگری را مبتنی بر اطلاعات جعلی‌‌ همان مصاحبه تنظیم و منتشر نمود.
 اما ادبیات این یادداشت صدوهشتاد درجه با ادبیات یادداشت پیشین متفاوت شده و این‌بار «انصاریان‌ تهرانی» با عناوین محترمانه و القاب مودبانه مخصوص رجل حوزوی، اگرچه با چند درجه تخفیف، مورد اشاره قرار گرفت. البته نوک تیز حملات متوجه رسانه‌ای شد که جریان مراسم و سخن‌رانی واعظ شب قدر را صادقانه و بدون جعل و تحریف گزارش نموده بود اما به‌زعم این رسانه و خبرگزاری جاعل مصاحبه، «تحریف‌کننده» بیانات حجة‌الاسلام بود.

 اما طولی نکشید که بیانیه سایت «انصاریان تهرانی» رسما کذب و جعلی‌بودن اصل مصاحبه و خبر خبرگزاری «فارس» را اعلام کرد.
حالا باید متظر ماند و دید رسانه‌ی از هول حیلم در دیگ‌افتاده «محرمانه‌آنلاین» چگونه از دیگ جعلیات خود و رسانه مادر «فارس‌نیوز» خارج شده و درباره  این چرخش مواضع و تغییر رفتار، چه توضیحی برای مخاطب درمانده و سرگردان خود خواهد داشت.

مرتبط:
دروغ‌پراکنی در مورد شیخ شجاع

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ شهریور ۹۰ ، ۰۳:۱۰
علی مصلحی

سایت «محرمانه‌آنلاین» که پس از بستن یک‌شبه سایت‌های حامی و طرف‌دار «اسفندیار رحیم مشایی» جای‌گزین سایت «محرمانه‌نیوز» شد، رکورددار انتشار اخبار جعلی و بدون سند است.
 
به‌نظر می‌رسد گردانندگان این سایت که بیگانگی بیش از حدی با خبر و خبرنگاری و اخلاق حرفه‌ای در این حوزه دارند، این وب‌سایت را صرفا برای تفریح و سرگرمی راه‌اندازی نموده و هر روز در اتاق‌های فکر و خبر خود، پس از چند ساعت شوخی و تفریح و لطیفه تعریف‌کردن، هر از گاهی هم یکی از لطیفه‌ها را در اختیار تحریریه خبر قرار می‌دهند تا به‌عنوان خبر روی خروجی سایت قرار گیرد.

 از طرفی سنبه حمایت از این سایت هم، آن‌قدر پر زور هست که باکی از این دروغ‌پراکنی‌ها و جعلیات ندارند و این چرخه جعل و دروغ هیچ‌وقت با مشکلی روبه‌رو نشده و کماکان به دورغ‌پراکنی آنلاین مشغول است.

در تازه‌ترین فکاهی منتشره این سایت امروز ساعت۱۲ ظهر ادعا نمود: «بر اساس گزارش‌های رسیده مهدی کروبی تا ساعاتی دیگر نامه‌ای خطاب به ملت ایران منتشر خواهدکرد که محتوای کلی این نامه منفک از جزییات ابراز ندامت از افعال خود و در ‌‌نهایت خواستار آزادی خود و همسرش شده است.»

جدای از آن‌که سردرآوردن از این ادبیات به‌هم‌ریخته کار دشواری است و به‌نظر می‌رسد به‌عمد برای سرگردانی مخاطب، این‌گونه تنظیم‌شده، چنان‌چه «مهدی‌کروبی» نه‌تنها حاضر به نوشتن نامه ندامت مورد ادعای این خبر، که اگر حاضر به نوشتن و یا گفتن حرفی به‌مراتب کم‌تر از این نامه هم شده‌بود، تمام ارکان مملکت از صدر تا ذیل اکنون در کار آماده‌نمودن بساط شادمانی بودند و مطمئنا رسانه ملی از اولین لحظه این اتفاق نادر،  پخش تمام برنامه‌های عادی خود را قطع و اقدام به پوشش این خبر از طریق تمام شبکه‌ها می‌نمود و به‌هیچ عنوان اجازه نمی‌داد این خبر، این‌گونه ناشیانه آن‌هم از طریق سایتی نزدیک به «ریس دفتر ریس‌جمهور» که مغضوب تمام ارکان اصلی نظام هست و اتفاقا همین امروز نیز داغ‌دار برادر شده، (+) منتشر شود.

از زمان وعده این سایت که مدعی‌شده تا «ساعاتی دیگر» اکنون ۵ ساعت می‌گذرد. برای اثبات صداقت این ادعا و تحقق «ساعاتی‌ دیگر» باید ۱۷ ساعت دیگر صبر نمود. اما هم‌چنان‌که مخاطبین این سایت بار‌ها و بار‌ها این ۱۷ و ۲۴ ساعت‌ها را پشت سر گذاشته و خبری از تحقق وعده نبوده‌است، این‌بار نیز چنین خواهد شد.

 دستگاه قضایی که اراده‌ای برای پی‌گیری شکایت ریس‌دفتر ریس‌جمهور از مداح بیت رهبری ندارد، برای قبول و پی‌گیری شکایت مهدی کروبی اراده‌ای خواهد داشت؟
این نوشته در سحام نیوز این‌جا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ شهریور ۹۰ ، ۰۳:۰۲
علی مصلحی