وب‌نوشته‌های یک شیشه‌بر

علی مصلحی
وب‌نوشته‌های یک شیشه‌بر

روزنامه‌نگاری که کارمند بانک بوده و اکنون شیشه‌بری می‌کند

طبقه بندی موضوعی
بایگانی

۹ مطلب در مرداد ۱۳۸۸ ثبت شده است

دولت دهم دولت مستعجلی است

سه شنبه, ۲۷ مرداد ۱۳۸۸، ۱۰:۲۷ ب.ظ

دولت دهم دولت مستعجلی است. این پیش‌بینی نیازی به آداب‌دانی در جمبل و جادو و کف‌بینی یا آشنایی و تسلط به علومی چون ستاره‌شناسی و نجوم و رمل و اسطرلاب و هیپنوتیزم و مسائلی از این دست ندارد.
 حتی لازم نیست برای یافتن این واقیعت عریان، چندین سال وقت و عمر گران‌بهایتان را به‌عنوان دانشجوی علوم اجتماعی و جامعه‌شناسی پشت میزهای دانشگاه و در کنفرانس‌های علمی و کارگاه‌های عملی برای چنین علومی سپری کرده باشید.

 نه هیچ‌کدام از این‌ها لازم نیست. فقط کافی‌ست از نعمت دیدن و شنیدن بی‌بهره نباشید و صد البته ضمن برخورداری از نعمت‌ها در غفلت و خواب و بی‌بهره‌گی هم نباشید که الحمدلله امروزه اکثر مردم چنین نیستند و در یک جنبش بیداری حضور دارند و اغلب خلایق خواب نیز در حال بیداری و پیوستن به این جنبش می‌باشند.

شاید اگر در ماه‌های پایانی سال ۱۳۵۸ کمتر کسی می‌توانست پیش‌بینی و باور کند که انتخاب دکتر «سید ابوالحسن بنی‌صدر» با بیش از ۷۵ درصد آرا ماخوذه به ریاست‌جمهوری اسلامی ایران، سرآغاز دورانی از تشنج و درگیری سیاسی و اجتماعی خواهد بود که مهر تعجیل را بر پیشانی دولت وی برای سرآمدن نابهنگام دولتش خواهد زد، اما امروزه اغلب رای‌دهندگان به دکتر «محمود احمدی‌نژاد» به فاصله بسیار کوتاهی از کرده خود پشیمانند و امروز در کنار آنان قرارگرفته‌اند که از ابتدا با آنان هم‌رای و با آقای دکتر «احمدی‌نژاد» همراه نبوده‌اند.

 این همراهی زودهنگام، زودهنگامی پایان غم‌انگیز آقای دکتر «محمود احمدی‌نژاد» و مستعجل‌بودن دولت دهم را نوید می‌دهد.

برای درک سیاهی شرایطی که در آن به‌سر می‌بریم و لزوما، بر اساس نتایج اعلام‌شده در شام‌گاه جمعه ۲۴ خرداد ۱۳۸۸ آقای دکتر «محمود احمدی‌نژاد» به عنوان ریس‌جمهور که بر اساس نص صریح قانون اساسی شخص دوم کشور تعریف شده است، مدیریت و مسئولیت کامل آن‌را بر عهده دارد، لازم نیست به علوم غیبی متوسل شوید. کافی کمی دقیق‌تر شوید.

اصلن لازم نیست با خودتان جدال داشته باشید که آیا صداو سیما که می‌گوید «ترانه موسوی» زنده است راست می‌گوید؟ یا شیخ «مهدی کروبی» که می‌گوید «ترانه موسوی» مرده است؟ و یا این‌که آیا بنا به گفته برگزارکنندگان دادگاه، اعترافات آقایان «ابطحی» و «عطریانفر» و ... صادقانه و واقعی است؟ یا بنابر گفته نامزدهای معترض به نتیجه انتخابات، احزاب متبوع بازداشت‌شدگان وخانواده‌ها و حامیانشان، اعترافات از روی اجبار و تحت شرایط سخت زندان اخذ شده است؟

نه اصلن لازم نیست برای کشف حقیقت تناقض در اخبار سایت‌ها و رسانه‌ها روی شبکه جهانی اینترنت و یا شبکه‌های خبری ماهواره‌ای بی‌بی‌سی یا صدای آمریکا با اخبار شبکه‌های متعدد رسانه ملی خودمان، خود را آزار دهید.

اصلن لازم نیست به مغزتان ـ برای انجام کار سخت و صعب کشف صداقت از لابه‌لای کلمات کاملا متناقض «کیهان»، «رسالت»، «جوان» و ... با کلماتی که توسط «اعتماد»، «اعتماد ملی»، «آفتاب یزد» و ... به شما ارائه می‌شود ـ فشار بیاورید.

گمان می‌کنید اگر به شک افتادید که آقای «خامنه‌ای» که، جبهه می‌رفته است، ریس‌جمهور بوده است، نمازجمعه می‌خوانده و می‌خواند، امروز تلویحا می‌گوید که: «میر حسین موسوی» که اتفاقا او هم، هم جبهه می‌رفته، هم نخست‌وزیر محبوب و مورد تایید امام بوده، هنرمند بوده و هست و کوچک‌ترین نقطه مشکوکی در زندگیش نیست و ... آدم خوبی نیست، اصل بدیهی فلسفه که دو نقیض با هم جمع نمی‌شوند فاقد اعتبار است؟

اصلن چرا بی‌راهه و کج‌راهه برویم خیلی ساده همین چند روز پیش در کیفرخواست تنظیمی از طرف دادگاه موسوم به «دادگاه محاکمه متهمان کودتای مخملی» آمده بود که بر اساس اقاریر شرعی و عرفی و حقوقی و البته صادقانه اکثر متهمان، جریان کودتا در شب‌های نزدیک به ۲۲خرداد ۱۳۸۸در جلسه‌ای با حضور آقایان «کروبی، موسوی، خاتمی و هاشمی» طراحی و کلید خورده است. حتما آن‌قدر ساده نیستید که شک کنید این کیفرخواست و اصلن این دادگاه توسط خدای ناکرده «موساد» و «سیا» و «ک.گ.ب» طراحی و اجرا شده است. نه خیر همه این تشریفات دقیقا زیر نظر‌‌ همان قوه قضاییه‌ای برگزار شده که دیروز در مراسم تودیع و معارفه روسای قدیم و جدید آن، آقای «هاشمی رفسنجانی» یعنی‌‌ همان متهم اصلی کیفرخواست حضور داشت و اتفاقا سخنرانی هم کرد.

نه اصلن بیایید همه این‌ها و صد‌ها مثال و موارد مشابه از این دست را‌‌ رها کنید. برای باور این‌که دولت دهم دولت مستعجلی است چند اتفاق خیلی ساده و کوچک اسناد غیرقابل‌خدشه‌ای بر این ادعاست.

شما کافی است فقط شب‌ها ساعت هشت‌ونیم غروب برنامه بیست‌وسی را دقیقا ببینیند. همه چیز دستگیرتان می‌شود. دیگر این‌که تماشای نمایش دادگاه موسوم به کودتا را هم فراموش نکنید. وقتی برنامه‌نویسان و طراحان بخش خبری بیست‌وسی آن‌قدر دستپاچه هستند که از یک دقت ساده در این‌که نام «ترانه» و نام خانوادگی «موسوی» آن‌قدر در ایران پر کاربرد و فراگیر است که عدد۳ برای نشان‌دادن فراگیری آن فوق‌العاده مضحک است، متوجه عجله بیش از حد آن‌ها برای سقوط ریس‌جمهور محبوبشان می‌شوید.
و وقتی مشاهده می‌کنید که در کیفرخواست بدون توجه به سن متهم اقرار او مبنی بر این‌که او ریس دفتر نخست‌وزیر «موسوی» بوده است، با شادی بسیار درج می‌شود و بعد با احتساب سن متوجه می‌شوی که این آقا در آن‌زمان کودکی ۱۱ساله بوده است، حالا عطش دادگاهیان را برای سقوط متوجه می‌شوی.

اما از همه جالب‌تر شتاب زایدالوصفی است که شخص آقای رییس‌جمهور برای این کوچ ناخواسته از ساختمان پاستور دارند. دقت کنید: در پی ادامه تمرد میرحسین موسوی از دستورات واجب‌الاطاعه دکتر احمدی‌نژاد، حکم عزل وی از ریاست فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی ایران صادر و طی حکم جداگانه‌ای، پروفسور سعید حدادیان از چهره‌های ماندگار و خدوم عرصه فرهنگ و هنر کشور به ریاست این نهاد عالی هنری فرهنگی منصوب شد.

اما یک تفاوت بزرگ بین دوران ریاست‌جمهوری دکتر «سیدابوالحسن بنی‌صدر» و دوران امروز ما و ریاست‌جمهوری آقای دکتر «احمدی‌نژاد» هست. و آن این‌که در دوران «بنی صدر» اکثر مردم می‌خواستند او باشد و امام نمی‌خواست، اما امروز اکثر مردم نمی‌خواهند آقای «احمدی‌نژاد» باشد ولی مقام رهبری می‌خواهند.

تا خدا چه خواهد؟
پی‌نوشت: بعدا متوجه شدم بند مربوط به سعید حدادیان طنز بوده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ مرداد ۸۸ ، ۲۲:۲۷
علی مصلحی

پرده سوم

دوشنبه, ۲۶ مرداد ۱۳۸۸، ۱۰:۲۵ ب.ظ

امروز برای اولین‌بار در دادگاه‌های موسوم به متهمان کودتای مخملی، بعضی از متهمان جوان اقرار نمودند  ــ یا بهتر است عنوان نمایم موفق به اقرار شدند ــ  که: اقاریر اخذشده در بازجویی اولیه و در زندان را انکار می‌نمایند.
 این انکار بعد از اقرار توسط متهمین در سومین دادگاه از این سلسله، در شرایطی اتفاق افتاد که اکثر متهمین حاضر در دادگاه امروز، نه چهره‌های بزرگ و مطرح با سوابق درخشان سیاسی قبل و بعد از انقلاب، بلکه اکثرا جوانان حامی و هوادار نامزدهای معترض به نتایج انتخابات بودند.

 البته می‌توان به خوبی دریافت در بین معترضان آرام و آگاه به نتایج انتخابات و حوادث بعد از آن، علاوه بر جوانان اصلاح‌طلب واقعی و مسلمان علاقه‌مند به سرنوشت کشور، کم نبودند اغتشاش‌گرانی که نه تنها علاقه‌ای به هیچ نامزد انتخابات از هر طیف و جریانی، نداشته‌اند، بلکه عملا هیچ علاقه‌ای به سرنوشت کشور هم نداشته و چه بسا شرایط را برای برخی بهره‌برداری‌های سوء و ماهی گرفتن از این آب گل‌آلود مناسب دیده و اکنون دست‌اندرکاران این دادگاه نمایشی نیز فرصت را برای بهره‌برداری سوء سیاسی و نمایشی و تخریب چهره اصلاح‌طلبان از این منحرفان پیدا نموده‌اند.

این اتفاق در شرایطی هوشیاری بیشتری را از سوی دوستان طلب می‌کند که در دو پرده قبلی از این دادگاه نمایشی، متهمان بزرگ سیاسی و رهبران اصلی جنبش که اینک به حکم نامزد به‌اصطلاح پیروز انتخابات در جایگاه متهم نشسته‌اند، در دادگاه و در مقابل دوربین تلوزیون هیچ علاقه‌ای به انکار تمام یا قسمتی از اقاریر خود در بازجویی‌های اولیه در زندان نداشتند و یا باز تاکید می‌نمایم اجازه چنین انکاری را نیافته بودند تا دادگاه راحت‌تر و بهتر بتواند مقاصد خود را پیش ببرد.

سومین پرده از سلسله نمایش‌های دادگاه‌های موسوم به دادگاه متهمان کودتای مخملی، امروز در شرایطی که بعضی موارد خاص ایرادات دادگاه‌های اولیه را نداشت (مثل حضور وکیل مدافع متهم در دادگاه و اجازه دفاع از موکل) به شکل دقیقی با طراحی حساب‌شده برای یک بهره‌برداری تبلیغاتی تنظیم و اجرا شد.

 شایسته است تحلیل و انعکاس اخبار دادگاه امروز به‌دور از ذوق‌زدگی از چند مورد ایراد ساختگی نسبت به کیفرخواست و اشتباهات تنظیم‌کننده آن، که با طراحی قبلی توسط متولیان دادگاه تنظیم و توسط متهم اجرا شده است، بوده، و انعکاس تحلیل‌ها پیرامون آن با هوشیاری بیشتری همراه باشد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ مرداد ۸۸ ، ۲۲:۲۵
علی مصلحی

از «احمد رشیدی‌مطلق» تا «احمد خاتمی»

يكشنبه, ۲۵ مرداد ۱۳۸۸، ۱۰:۱۷ ب.ظ

تهاجم همه‌جانبه، وسیع و مشترک از اغلب پایگاه‌های نماز جمعه در سراسر کشور، بر علیه «مهدی کروبی» به بهانه تنظیم و انتشار نامه‌ای که در آن شیخ اصلاح‌طلب به صراحت ادعا نموده است که، بازداشت‌شدگان اتفاقات اخیر در بعضی موارد مورد هتک‌حرمت و سوء‌استفاده جنسی قرار گرفته‌اند، و مهم‌تر از آن، این‌که، شیخ پس از آن‌که جوابی از «اکبر هاشمی‌رفسنجانی» ریاست مجلس عالی خبرگان رهبری دریافت نکرد و نامه را علنی کرد و با تکذیب‌های صریح و شدید روبه رو شد، پا را فرا‌تر گذاشت و به موارد مستندی از این ادعا در سال‌های قبل نیز اشاره کرد، از یک‌طرف و انصراف بحث برانگیز «هاشمی» از حضور در جایگاه امامت‌جمعه این هفته تهران که قاعدتا براساس یک سنت قدیمی این‌هفته اقامه نماز جمعه و قرائت خطبه‌ها نوبت او بوده است، از طرف دیگر از یک طراحی مشخص با اهداف خاص حکایت می‌نماید.

در تهران به دنبال غیبت «اکبر هاشمی رفسنجانی» اقامه نماز به عهده «سید احمد خاتمی» خطیب همیشه عصبانی و خشمگین موقت تهران گذاشته شد، تا شاید خط‌و‌نشان‌کشیدن‌های خشم‌گینانه او نسبت به شیخ اصلاحات، طرف‌داران ناراضی او را از خیابان‌ها به خانه برگرداند. و از طرفی ظاهرا از طرف شورای سیاست‌گذاری ائمه جمعه سراسر کشور به تمام خطبای جمعه در سراسر کشور و خصوصا شهرهای بزرگ و مطرحی مانند قم به امامت «حجت‌الاسلام سعیدی» و مشهد به امامت «حجت‌الاسلام‌ سید احمد علم‌الهدی» تکلیف شده بود که این‌چنین سخت نامه و موارد اشاره شده در آن را تکذیب و به نویسنده نامه و منتشرکنندگان نامه اخطار نمایند که: با دم شیر بازی می‌کنند.

در تهران نیز پس از اتمام نماز، جمعی از نمازگذاران در خیابان‌های اطراف بر علیه جریان فوق راهپیمایی مختصری برگزار نموده و بر اساس بروشورهای چاپ‌شده‌ای که بعد از نماز بین نمازگذاران توضیع می‌شود، قرار می‌گذارند بعد از ظهر شنبه در مقابل دفتر روزنامه «اعتمادملی» ارگان حزب متبوع «مهدی کروبی» اجتماع نمایند.

بلافاصله پس از پخش چنین خبری، طرفداران شیخ در یک اقدام از پیش تعیین‌نشده ولی هماهنگ از طریق شبکه جهانی اینترنت (تنها رسانه فراگیر در دسترس اصلاح‌طلبان) هم‌دیگر را به حضور روبه‌روی دفتر روزنامه دقیقا در زمانی که نمازگذاران قصد حضور داشتند، دعوت نمودند و «مهدی کروبی» نیز از دادستان تهران درخواست کرد: با توجه به تهدید دفتر روزنامه و احتمال هرگونه خطر امنیت آن‌جا را بر عهده بگیرد.
 از طرفی نیز ضمن تشکر از طرف‌داران خود گفت: از حضور نمازگزاران جلو روزنامه استقبال نموده و مواضعشان را در نشریه منعکس خواهد کرد.
 وی از طرفداران خود خواست برای جلوگیری از درگیری احتمالی و سوء استفاده امروز نیایند و به جای آن دوشنبه جلو دفتر روزنامه حضور داشته باشند.
 وی همچنین اعلام کرد در تجمع روز دوشنبه خود نیز حضور خواهد داشت.
****
سی سال پیش «خلعتبری» وزیر امورخارجه از سفارت ایران در عراق گزارشی دریافت می‌کند مبنی بر این‌که آیت‌الله خمینی ضمن مسئله‌ای سلطنت را غیرشرعی اعلام کرده ... و شاه که از دریافت چنین گزارشی سخت عصبانی شده بود به وزیر دربار [هویدا] دستور می‌دهد که در رد و ذم آیت‌الله مطلبی نوشته و به روزنامه‌ها داده شود.
 این مطلب‌‌ همان مقاله‌ای بود که منابع تاریخی متعدد از آن به عنوان اولین برگ انقلاب یاد می‌کنند. مقاله «ایران و استعمار سرخ و سیاه» که به قلم «احمد رشیدی‌مطلق» در هفدهم دی‌ماه ۱۳۵۶ ذر روزنامه اطلاعات چاپ شد، نه‌تنها کمکی به شاه نکرد که تومار سلطنت او را درهم پیچید.

آیا بین این آقای «سید احمد خاتمی» خشمگین با آن آقای «احمد رشیدی مطلق» آرام شباهتی نمی‌بینید؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ مرداد ۸۸ ، ۲۲:۱۷
علی مصلحی

از آرایش ابرو تا کوری چشم

شنبه, ۲۴ مرداد ۱۳۸۸، ۱۰:۰۷ ب.ظ

قدیمی‌ها وقتی می‌خواستند دوشیزه‌ای را آرایش کنند، از ریسمانی استفاده می‌کردند که با استفاده از تابیدن تارهای موی ابرو، لای ریسمان در حال چرخش، مو از ریشه در می‌آمد و اصطلاحا می‌گفتند عروس را «بندریسمان» کردند.
حین انجام این آرایش احتمال این‌که به جای موی ابرو اشتبا‌ها موی مژه به بند ریسمان گیر کند و باعث کوری عروس بی‌چاره شود، و از‌‌ همان روزهای اول زندگی بختش برگردد هم چه بسا که بود. این‌که شنیده‌اید: «رفت ابرو را درست کند، زد چشم را کور کرد» به این اتفاق اشاره دارد.

این روز‌ها البته با اختراع لحظه‌به‌لحظه انواع و اقسام وسایل جدید آرایش، دیگر «بند ریسمان» کارایی خود را بطور کامل از دست داده. اما این‌که با حذف این ابزار قدیمی احتمال کوری عروس هم کاهش پیدا کند، احتمال دور از انتظاری دست ‌کم در کشور ایران است.
 
کشور ایران متاثر از تجددطلبی ظاهری رژیم گذشته، زود‌تر از دیگر کشورهای جهان سوم مظاهر تمدن را از غرب متمدن عاریت گرفت اما هیچ‌گاه برای ایجاد تعادل بین مظاهر و ابزار تمدن با تفکر غرب تلاشی درخور صورت نداد.
 نتیجه آن‌که استفاده ناشیانه از ابزار غربی باعث شد به‌جای درست کردن ابرو چشم را کور کنند.

مدیران رسانه ملی ایران به‌طور اعم و مسئولین و تهیه‌کنندگان بخش خیری بیست‌وسی به‌طور اخص ظاهرا هنوز در دوران «بند و ریسمان» خبر سیر می‌کنند و غافلند از این‌که دنیا سال‌های سال است از ابزارهای بزرگ و مدرن دریافت آنلاین اخبار و اطلاعات استفاده می‌کنند.

 بخش خبری بیست‌و‌سی شبکه دوم سیما برای اثبات ‌ــ به‌رغم خودشان ــ اخبار دروغ در مورد قتل‌ها و اتفاقات مربوط به آن (سوء استفاده جنسی و ...) اقدام به انتشار گزارشی در مورد دختری به نام «ترانه موسوی» نمود و در این گزارش در یک شتاب‌زدگی ناشیانه اعلام نمود: بر اساس استعلام از مراجع رسمی سه نفر بیشتر به این نام ثبت نشده است.

به فاصله کمتر از شاید پنج ساعت موج شدید استعلام‌های مغایر با این ادعا ‌ــ حتی یک مورد اخبار یک روزنامه رسمی در مورد یک گروه موسیقی که یک نوازنده ابوا با نام ترانه موسوی داشت روی خروجی‌های متعدد شبکه جهانی اینترنت قرار گرفت.

این برای چندمین‌بار پیاپی بود که اخبار ناشیانه بیست‌و‌سی مورد تکذیب رسانه‌ای قرار می‌گرفت.

اما دردآور‌تر از این اتفاق و گزارش و تایید، به دنبال پخش نامه تکان‌دهنده «مهدی کروبی» به ریاست مجلس خبرگان رهبری و علنی شدن ادعای آزار جنسی بازداشت‌شدگان درگیری‌های اخیر، آقای «علی لاریجانی» ریاست مجلس شورای اسلامی اعلام می‌نماید: مجلس نامه «کروبی» را پی‌گیری می‌کند و به فاصله تنها یک روز پس از این وعده خوش، اظهار می‌کند تنها در طول ۴۸ ساعت، کمیته بررسی مجلس موضوع نامه مهدی کروبی در مورد «آزار جنسی» برخی از بازداشت‌شدگان را بررسی کرده و به این نتیجه رسیده که سخنان کروبی کذب است.

حالا قضاوت با شما: حضرت آیتالله «مصطفی محقق داماد» شوهر خواهر آقای «لاریجانی» چند روز پیش در نامه سرگشاده به ریاست قوه قضاییه رسما تایید می‌نماید اتفاقاتی مغایر با اصلی‌ترین اصول اخلاقی انسانی طی دو ما ه گذشته در کشور و در زندان‌های تحت‌نظر مسئولین انتظامی و قضایی کشور اتفاق افتاده و آقای «لاریجانی» هم هیچ احساس نیاز به پی‌گیری در مورد این نامه روشن‌گرانه نمی‌کنند اما پس از آن هنگامی که احساس نیاز به پی‌گیری نامه روشن‌گرانه و در عین حال تکان‌دهنده دیگری می‌کنند، این احساس نیاز عمیق طی کم‌تر از یک‌روز وبا شتاب‌زدگی فراوان جامعه عمل پوشیده و نتیجه اعلام می‌شود: ادعاهای یک روحانی ۷۰ساله، ریاست دو دوره مجلس، عضو سابق مجمع تشخیص مصلحت نظام، دارای چندین نمایندگی و مسئولیت مهم از طرف بنیان‌گذار جمهوری اسلامی و ... کذب محض است.

بدون توجه به عوارض چنین اظهارنظری در سطح جهان. ظاهرا آقای «لاریجانی» ریاست مجلس شورای اسلامی هم هنوز فکر می‌کنند در عصر نوسنگی زندگی می‌کنند و امکان مخفی کردن اخبار، و اسناد مربوط به آن وجود دارد. غافل از آن‌که اولا چنین امکانی دیگر با وجود گستردگی فراوان رسانه‌های دیجیتالی و جهانی وجود ندارد، و ثانیا «مهدی کروبی» آن‌طور که ایشان حدس می‌زنند، آدم ساده‌ای که بدون داشتن اسناد دقیق اقدام به پخش خبری به این وسعت نماید نیست.

اما آن‌چه ریاست مجلس شورای اسلامی در پی این تکذیب به دنبال آن بود آرایش آبروی نظام و کشور بود که باید گفت: زد چشم آن را هم کور کرد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ مرداد ۸۸ ، ۲۲:۰۷
علی مصلحی

ترفندهای دروغ‌سازی

دوشنبه, ۱۹ مرداد ۱۳۸۸، ۰۹:۵۷ ب.ظ

یک ضرب‌المثل قدیمی می‌گوید: «هنگامی که می‌خواهید املت درست کنید، قبلا از سالم بودن تخم‌مرغ‌ها مطمئن شوید»

کمتر از یک هفته پیش خبر درگذشت یک نوجوان ۱۲ ساله در اثر ضربه باتوم در مراسم چهلم «ندا آق‌سلطان» در بهشت زهرا به شکل زیر روی لینک‌های داغ «بالا‌ترین» قرار گرفت:

«شهادت نوجوان ۱۲ ساله بر اثر اصابت ضربهٔ باتوم + عکس ـ۱۰۳۴۹ کلیک
علیرضا همراه با پدرش برای شرکت در چهلم شهدای سرکوب اخیر به بهشت ندا رفته بودن در هنگام بازگشت لحظه‌ای دست...
توجه: ۱۵ کاربر بر این باورند که این لینک مشکل «خبر غیرواقعی» دارد.»

و هم‌چنان‌که مشاهده می‌کنید، سایت «بالا‌ترین» بر اساس رسالت رسانه‌ای خود و بر اساس ضوابط تعریف‌شده اعلام نمود که این خبر مشکل «غیرواقعیبودن» دارد.

بلافاصله فردای آن روز لینک زیر روی سایت قرار گرفت.

«دوستان بالاترینی! هوشیار باشیم و فریب ترفندهای اطلاعاتی کودتاچیان را نخوریم+عکس از اعلامیه مراسم چهلم نوجوان علیرضا توسلی ـ۷۰۵۷ کلیک
عکس پیوست از اعلامیه مراسم چهلم نوجوان «علیرضا توسلی» است که در اثر تصادف حدود چهل روز پیش در گذشته است. کودتاچیان برای مقابله با جنبش و ضربه‌زدن به آن متوسل به ترفند اطلاعات نادرست و نهایتن اثبات این نادرستی به منظور تخریب جنبش هستند. خبر مشکوکی درباره این نوجوان منتشر شد و گفته شد که در بهشت زهرا در چهلم ندا بر اثر ضربه باطوم این نوجوان درگذشته است. خبر مشکوک فقط بدون ذکر نام خانوادگی و عکسی از اعلامیه ختم منتشر شده بود. با انتشار اعلامیه ختم شب هفتم و اعلامیه پیوست مشخص است که کودتاچیان قصد دارند از این خبر کذب بهره‌برداری کنند تا جایی که صحت این خبر قرار است در مجلس بررسی شود. لطفن هوشیار باشیم و هر خبری را بدون منبع موثق باور نکنیم.»

اما متاسفانه دوستان در اطلاع‌رسانی اخبار مربوط به وقایع پس از انتخابات خرداد ۸۸، به هیچ روی به تذکر این دوست بزرگ‌وار توجهی نکرده و بدون توجه به محل استناد یا توثیق، اقدام به پخش خبری که بدون شک و بر اساس پیش‌بینی قید شده در لینک فوق، توسط مدیران کودتا جهت ضربه‌زدن به جنبش صادقانه و سبز مردم عزیز ایران، با توسل به ترفند اطلاعات کذب و نهایتا اثبات این نادرستی و کذب به نام جنبش، طراحی و در اختیار مردم قرار گرفته بود، نمودند.

بخش خبری بیست‌وسی و اخبار ساعت ۲۱ شنبه هفدهم مرداد پس از پخش قسمت‌هایی از استناد شبکه ماه‌واره‌ای «صدای آمریکا» به این خبر و زمینه‌سازی لازم، با پدر و مادر این نوجوان و همچنین راننده‌ای که ادعا می‌شد این نوجوان با اتومبیل او تصادف نموده و درگذشته است، مصاحبه نمود تا از این نمد کلاهی نصیب خود نماید که: اخبار جنبش اصلاح‌طلبی امروز مردم ایران بر «دروغ» استوار است.

در این باره اقدام بعضی مراجع خبری جنبش که بلافاصله مراجع دریافت خبر را معرفی و قبول مسئولیت این دروغ‌سازی یا تکذیب خبر صدا و سیما را از آن‌ها درخواست نموده بودند، شایسته تحسین است.

اما هیچ رسانه، گروه، حزب یا جمعیتی از آن‌جا که متشکل از افراد انسانی است و بنا بر اعتقاداتی در فقه شیعه امامیه هیچ انسانی به غیر از چهارده معصوم، مصون از خطا و اشتباه نیستند، بنابر این احتمال خطا و اشتباه امری کاملا طبیعی است اما جای تعجب نخواهد بود رسانه ملی که این‌روز‌ها در انتشار گزارشات کذب و اخبار دروغ پیش‌تاز است، یک اشتباه خبری را این‌گونه تحت‌پوشش وسیع خبری قرار دهد.
خیام سروده است:

شیخی به زن فاحشه گفتا مستی
هر لحظه به دامن کسی پابستی

زن گفت: آری چنین که گویی هستم
 آیا تو چنان که می‌نمایی هستی؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ مرداد ۸۸ ، ۲۱:۵۷
علی مصلحی

محمدحسین مصلحی

جمعه, ۱۶ مرداد ۱۳۸۸، ۰۹:۴۴ ب.ظ

روی سنگ‌های غسال‌خانه، پیکر سه شهید قرار داشت و اطراف دو شهید «محمد مدرس‌زاده» و «عباسعلی زارع‌مجرد» خانواده‌هایشان اجتماع نموده بودند.
 کمی آن‌طرف‌تر روی سومین سنگ غسال‌خانه پیکر شهیدی بود که کسی از خانواده‌اش حضور نداشت. زیر چفیه خونین او کاغذنوشته‌ای بود: «شهید محمدحسین مصلحی وادقانی».
به گل‌زار شهدا برگشتم.

سال‌های اولیه کودکی، زمانی که هنوز حافظه من دقیقا شکل نگرفته بود، تاریک‌روشنی در ذهن و حافظه ناقصم برچای مانده از جوان پرشور و شری که هر از گاهی به خانه ما می‌آمد.
 من آن‌روز‌ها از مفاهیم برادر و خواهر و پدر و مادر و بستگی نسبی بین انسان‌ها هیچ نمی‌دانستم. این‌که این جوان پر شر و شور کیست؟ کجا زندگی می‌کند؟ و چه ارتباطی با خانواده ما دارد؟ هیچ نمی‌دانستم.
تنها چیزی که برجسته‌تر از دیگر اتفاقات در حافظه‌ام مانده اینست که: هر بار که این جوان به خانه ما می‌آمد با خودش کلی کتاب و نشریه می‌آورد و در جایی که در خانه‌های روستایی ما «دولاب» نامیده می‌شود، روی هم تلنبار می‌کرد.

بعد‌ها که حافظه من کم‌کم شکل کامل‌تری گرفت و اغلب مفاهیم برایم معنی پیدا کرد، متوجه شدم که این جوان «محمدحسین مصلحی» برادر بزرگ من است که در شهر کاشان مشغول تحصیل است و هر از گاهی آخر هفته‌ها و تعطیلات به روستای محل تولد و خانه پدری و خانواده سر می‌زند. و باز بعدتر‌ها که کمی با درس و مشق و سواد آشنا شدم و به کتاب‌های تلنبار شده‌اش در «دولاب» خانه سرک کشیدم، متوجه شدم که روی اکثر کتاب‌ها نام «دکتر علی شریعتی» نوشته شده‌است.

انقلاب که پیروز شد، هشت ساله بودم. بعضی از شر و شور و رفتارهای انقلابی این برادر را آن‌چنان که می‌دیدم، بیاد دارم و آن‌چه را که نمی‌دیدم این‌طرف و آن‌طرف از دوستان و هم‌ولایتی‌ها و آشنایان شنیده‌ام.
 مدیریت راهپیمایی و تظاهرات وشعاردادن در روزهای انقلاب در روستای ما را به عهده داشته است و در شهر کاشان نیز اغلب کلاس و مدرسه را برای شرکت در راهپیمایی‌های انقلاب، توزیع اعلامیه و پوستر امام و ... ‌‌‌ رها و نهایتا در آستانه اخذ دیپلم ترک تحصیل می‌نماید.

فرصت بسیار کمی یافتم برای درک حضورش. بلافاصله با شروع جنگ تحمیلی به مناطق جنگی جنوب اعزام و تاپایان دوره خدمت سربازی در خرمشهر و آبادان حضوری پررنگ داشت. پس از اتمام خدمت سربازی در آموزش‌کده به‌ورزی استان اصفهان آموزش به‌ورزی دید و به استخدام شبکه بهداشت و درمان کاشان درآمد و در خانه بهداشت روستا به عنوان به‌ورز مشغول خدمت شد.
طی این مدت چندین‌بار زندگی و کار را‌‌‌ رها و به مناطق جنگی اعزام شد.

در آستانه سال‌های پایانی دفاع مقدس تلاش می‌کرد که به صورت داوطلب آزاد ادامه تحصیل دهد. اما پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ در ماه‌های آغازین تابستان ۱۳۶۷ جنگ از زاویه دیگری شروع شد. این‌بار نیز او درس و خانواده را‌‌‌ رها و به عنوان «پزشکیار» به مناطق غربی کشور اعزام شد.

 سال ۶۷ من مشغول تحصیل در کاشان بودم و در چنین روزهایی به علت بازی‌گوشی و تجدیدی در چند درس مجبور بودم گرمای طاقت‌سوز کاشان را تحمل کنم.
قبل از ظهر شانزدهم مردادماه ۶۷ در شهر قدم می‌زدم که ماشین بنیاد شهید در سطح شهر گشت می‌زد و اعلام می‌کرد که: پیکر سه شهید دفاع مقدس امروز بعد از ظهر در شهر تشییع خواهد شد.
ساعت ۴ بعد از ظهر عقب یک وانت باری خودم را رساندم به غسال‌خانه «دارالسلام گلابچی» کاشان. روی سنگ‌های غسال‌خانه پیکر سه شهید قرار داشت و اطراف دو شهید «محمد مدرس‌زاده» و «عباسعلی زارع مجرد» خانواده‌هایشان اجتماع نموده بودند. کمی آن‌طرف‌تر روی سومین سنگ غسال‌خانه پیکر شهیدی بود که کسی از خانواده‌اش حضور نداشت. زیر چفیه خونین او کاغذ نوشته‌ای بود: «شهید محمدحسین مصلحی وادقانی».
به گل‌زار شهدا برگشتم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ مرداد ۸۸ ، ۲۱:۴۴
علی مصلحی

دوستان دیروز

شنبه, ۱۰ مرداد ۱۳۸۸، ۰۹:۳۰ ب.ظ

آقای «احمدی‌نژاد» دیروز در یک سخنرانی در جمع اساتید بسیجی در شهرستان مشهد، در پاسخ به آنان که سعی دارند با مستمسک قراردادن انتصاب آقای «اسفندیار رحیم‌مشایی» به سمت معاون اولی رییس‌جمهور و تاخیر در پذیرش و اجرای حکم حکومتی آقای خامنه‌ای برای کان‌لم‌یکن نمودن آن انتصاب، چنین القاء نمایند که بین دولت و رهبری اختلاف وجود دارد، گفت:
 «در روزهای اخیر عده‌ای با خیال خام خود به تکاپو افتادند تا رابطه دولت و رهبر عزیز انقلاب را خدشه‌دار جلوه دهند و با جار و جنجال، جدایی و فاصله بین دولت و رهبری را القاء کنند، در حالی که آنان نمی‌دانند که نوع رابطه ما با مقام معظم رهبری فرا‌تر از قالب‌های سیاسی و اداری است و از جنس محبت، اعتقادی و پدر پسری است.»

وی تصریح کرد: «وارد شدن بدخواهان در چنین عرصه‌ای و القاء چنین شبهاتی حرکتی بی‌نتیجه است و آن‌ها قطعا چنین آرزویی را به گور خواهند برد و این راه به روی شیاطین بسته است.»

شکی نیست که مخاطب چنین سخنانی، معترضان به نتایج اعلام‌شده انتخابات ریاست‌جمهوری دهم و افراد و گروه‌های اصلاح‌طلب نیستند. چه این‌که نامزدهای معترض به نتایج اعلام‌شده در بیانیه‌های رسمی ضمن عدم پذیرش نتایج اعلام شده، اعلام نموده‌اند که: دولت برآمده از چنین تقلباتی را هم به رسمیت نمی‌شناسند و طبعا اعتراض به تصمیمات چنین دولتی برای آنان محلی از اعراب ندارد.
 گو این‌که هم‌زمان با این انتصاب و تصمیم، اصلاح‌طلبان با رصد شرایط حاضر این طرف و آن‌طرف و یک‌صدا در رسانه‌های محدود اما پر مخاطب خود در سایت‌های اینترنتی اعلام نمودند این تصمیم و انتصاب صرفا یک ترفند طراحی‌شده برای انحراف اذهان جامعه از اتفاقات تلخی است که در سراسر کشور در سطح وسیعی در حال افتادن بود. (تقلب وسیع در امر انتخابات، اعتراضات پراکنده و شدید به این تقلب، دستگیری و بازداشت گسترده معترضین و انتقال به اماکن و بازداشت‌گاه‌های نامعلوم و خلاصه ضرب و شتم وکشتار بی‌سابقه مردم بی‌دفاع در خیابان‌های کشور) و اصلاح‌طلبان هوشیار‌تر از آن بودند که در چنین دام‌هایی گرفتار شوند. و نهایتا این دام طراحان را گرفتار کرد.

براین اساس و بر پایه شواهد متعدد موجود مخاطب این سخنرانی و سخنان آقای رییس‌جمهور مشخصا آقایان «محسنی‌اژه‌ای» «صفار هرندی» «جنتی» «حدادیان» انصار حزب‌الله و اغلب گروه‌های سیاسی و افرادی که تحت‌عنوان «اصول‌گرایی» تعریف می‌شوند، می‌باشند.
یعنی اکثر همراهان، همکاران و همه آن‌هایی که در انتخابات نهم و دهم از آقای «احمدی‌نژاد» حمایت نموده و دوستان دیروز بودند امروز «نفهم» «اهل جار و جنجال» «بدخواه» و ... هستند و به آن‌ها اعلام می‌شود که آرزوی جدایی بین دولت و رهبر را به گور خواهند برد.

 اما در کنار این اهانت‌ها آن‌چه مهم و جالب‌توجه است، لحن کلام و نوع گفتار آقای «احمدی‌نژاد» است که مثل همیشه گزنده و همراه با تمسخر و تحقیر است.‌‌ همان ادبیات و گفتاری که اکثر عقلا و سیاست‌مداران با کفایت بار‌ها به رییس دولت نهم درباره بکارگیری آن به وی اعتراض نمودند و گفتند که این نوع گفتار شایسته شخصیت اول دیپلماتیک و سیاسی کشور نیست ولی آقای «احمدی‌نژاد» نه‌تنها به این اعتراضات توجهی نداشت که آن را از افتخارات خود هم می‌دانست و می‌داند.
 اما این بار این ادبیات درباره کسانی بکار گرفته می‌شود که همیشه مشوق وی بوده و در کنار او از این الفاظ و بیان اظهار رضایت و لذت می‌نمودند و حالا خود موضوع آن ادبیات واقع شده‌اند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ مرداد ۸۸ ، ۲۱:۳۰
علی مصلحی

محمد هم رفت

دوشنبه, ۵ مرداد ۱۳۸۸، ۱۲:۴۶ ب.ظ

«محمد خلیلی‌وادقانی» کارمند اداره آموزش و پرورش کاشان و از بازماندگان پیش‌گام و جانبازان پیش‌کسوت «دفاع مقدس»، پس از سال‌ها تحمل درد و ناراحتی ناشی از اثرات جانبازی در سال‌های آغازین «‌ دفاع مقدس»، سرانجام در غروب شنبه سوم مردادماه در بیمارستان سینای اصفهان دعوت حق را لبیک کفته و به دیدار معشوق شتافت.

 «مرحوم خلیلی» به دلیل وسعت‌نظر و نبوغ و استعداد شایسته اغلب مورد احترام خاصی در بین دوستان ما بود.
 وی که به دلیل شرایط خاص مالی خانوادگی علیرغم نبوغ فوق‌العاده موفق به ادامه تحصیل در دوران نوجوانی و جوانی نشده بود، طی این سال‌ها با پشتکار فراوان تحصیل را ادامه و موفق به اخذ دیپلم شده بود که بیماری و گرفتاری مانع از پیگیری و ادامه تحصیل وی تا مقاطع بالا‌تر شده بود. اما علیرغم این مسایل شدت علاقه و اشتیاق وی به دانش و معرفت باعث می‌شد نامبرده هم‌واره و در کمترین مجال و فراقتی که می‌یافت به سرعت مشغول مطالعه آزاد باشد.

مجموعه نشانه‌های فوق از مرحوم «خلیلی» شخصیتی ساخته بود مورد احترام و دوست‌داشتنی.

مرحوم «محمد خلیلی» از آن‌جا که هم‌رزم و هم‌سنگر برادر من بوده است، برای من نقش برادر بزرگ از یک‌طرف، و یک استاد بزرگ‌وار به علت عمق اطلاعات و دانش از طرف دیگر را داشت.

 درگذشت این جانباز بزرگ‌وار واستاد عزیز را به خانواده عزیز، همسر مهربان و فرزندان مصیبت‌دیده و خصوصا استاد «ملاعلی محسنی» دایی بزرگ‌وارش تسلیت می‌گویم.

امروز روز جانباز بود

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ مرداد ۸۸ ، ۱۲:۴۶
علی مصلحی

دوست یا دشمن؟

يكشنبه, ۴ مرداد ۱۳۸۸، ۰۴:۳۹ ق.ظ

(هنر «عدالت» آن نیست که همه گنه‌کاران به مجازات برسند، هنر عدالت آن است که هیچ بی‌گناهی به مجازات نرسد)
منتسکیو ــ روح‌القوانین

هنگامی که مقام رهبری در خجسته سال‌روز میلاد حضرت مولی‌الموحدین علی‌بن‌ابیطالب(ع) در حسینیه امام خمینی (ره) فرمودند: «مبادا دشمن را با دوست اشتباه بگیریم و دوست را بخاطر یک خطا، دشمن به حساب بیاوریم.»، شاید هیچ‌کس باور نمی‌کرد این سخن به‌زودی و تنها پس از یک هفته، در بین نزدیک‌ترین و صمیمی‌ترین دوستان حضرات مصداق پیدا کند.
 «محمد نوری‌زاد» نویسنده سابق کیهان و فیلم‌سازی که در حمایت بی‌چون و چرا و متعصبانه از آقای «محمود احمدی‌نژاد» تا بدان‌جا پیش رفته بود که حتی از بی‌حرمتی به مراجع عظام تقلید نیز فروگذاری نکرده و در نامه‌ای خطاب به حضرت آیت‌اله ناصر مکارم شیرازی، از مراجع عظام تقلید از دخالت روحانیون و مراجع در همه امور کشور انتقاد کرده بود، به یک‌باره با نوشتن رنج‌نامه‌ای در وبگاه شخصی خود پرده از سیاه‌ترین رفتار‌ها و اتفاقات ــ که در گشتاپو نیز بی‌سابقه بوده است ــ در نظام امنیتی و پلیسی ایران در ایام پس از اعلام نتایج انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران، برداشت.

 «نوری‌زاد» که در اتفاقات پیش‌آمده پس از انتخابات برای آزادی فرزند دربندش به یک پایگاه مقاومت بسیج مراجعه و با بی‌حرمتی بسجی نگهبان روبه‌رو و پس از آزادی برای شکایت در مورد بازداشت غیر‌قانونی و جراحت فرزندش به مراجع متعددی مراجعه نموده بود، شرح این اتفاقات را در رنج‌نامه‌اش تحت‌عنوان «آن روز در آتن» منتشر و بلافاصله برای تایید رنج‌نامه فوق در مقاله دیگری «سمفونی‌ ای کاش‌های من» به تلویح اعلام کرد که از گذشته خود به شدت پشیمان است.
 این «نوشدارو» در شرایطی به دست آمد که حالا «سهراب اعرابی» جوان ۱۹ ساله‌ای که به گفته «پروین فهیمی» ماردش، خود را برای شرکت در کنکور سراسری آماده می‌کرد، یک هفته‌ای می‌شد که در آرامگاه ابدی خود در بهشت‌زهرا آرمیده بود. و تازه این در حالی بود که دست‌کم بیست «سهراب» دیگر نیزــ بنا به گفته مقامات امنیتی کشورــ طی ماه گذشته به خاک و خون غلطیده بودند.
 
اما بلافاصله به فاصله تنها کمتر از دو هفته از پخش خبر زندانی و مجروح شدن فرزند آقای «نوری‌زاد» خبر تکان‌دهنده ودرد‌آور دیگری به شکل وسیع در رسانه‌ها منتشر شد که خبر از شهادت «محسن روح‌الامینی» فرزند ۲۵ساله دکتر‌ «عبدالحسین روح‌الامینی» رییس موسسه انستیتو پاستور و از نزدیکان و هوادارن دکتر «محسن رضایی» کاندیدای بازنده و معترض به نتایج انتخابات دهم ریاست‌جمهوری می‌داد.

اخبار تکان‌دهند و موثقی درباره نحوه شهادت «محسن روح‌الامینی» در زندان، روز‌به‌روز در رسانه منعکس می‌شود، اما آ‌ن‌چه انعکاس موثق و دقیقی ندارد، خبر تعداد دقیق بازداشت‌شدگان و اماکن مخفی بازداشت و بی‌خبری تعداد قابل‌توجهی از خانواتده‌ها نسبت به سرنوشت عزیزانشان است.

به راستی اگر امثال آقایان «نوری‌زاد» و دکتر «روح‌الامینی» در حلقه تنگ دوستی آقایان جایی ندارند، پس وای به حال آن‌ها که هیچ‌گاه نه‌تنها به عنوان دوست شناخته نمی‌شدند، بلکه اصلی‌ترین دوست دشمنان بوده‌اند و اینک دربند صاحبان مکتب «داغ و درفش» اسیرند.

مادر «محسن روح‌الامینی» از لحظه ابتدایی در یافت خبر فرزندش فقط می‌گفته است: «محسن من که رفت به فکر محسن‌های مردم باشید»

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ مرداد ۸۸ ، ۰۴:۳۹
علی مصلحی