وب‌نوشته‌های یک شیشه‌بر

علی مصلحی
وب‌نوشته‌های یک شیشه‌بر

روزنامه‌نگاری که کارمند بانک بوده و اکنون شیشه‌بری می‌کند

طبقه بندی موضوعی
بایگانی

۴ مطلب در آذر ۱۳۸۹ ثبت شده است

ISI، کله پاچه و ژورنال‌های پول

دوشنبه, ۱۵ آذر ۱۳۸۹، ۰۲:۴۷ ق.ظ

حمید ضیایی‌پرور :چندی پیش برخی از دانشجویان یکی از دانشگاه‌های فنی معتبر تهران مقاله‌ای را با عنوان «بهینه‌سازی‌ و طراحی شبکه‌های جغرافیایی با استفاده از روش کله پاچه» جهت درج در نشریه EGU از نشریات معتبر و مورد تأیید ISI به دفتر این نشریه ارسال می‌کنند.

این دانشجویان خوش ذوق، نام نویسندگان مقاله را به صورت «ب. گوسفند، خ. بز و ج. بره سفید» اعلام می‌کنند و مدعی می‌شوند که هر سه دارای مدرک PhD در «مهندسی علوم زمین» هستند.

جالب آن‌که این مقاله تحت شمارهEGU2009-6632 برای چاپ در شماره 11 مجله مذکور پذیرش می‌شود و در نوبت چاپ قرار می‌گیرد! این دانشجویان در خلاصه‌ مقاله خود هدف از تدوین آن‌را «پیداکردن روشی قابل اعتماد برای بهینه‌سازی در طراحی و تغییر شکل شبکه‌های رصد» عنوان کرده و نام این روش جدید را روش کله‌پاچه گذاشته‌اند.

نویسندگان مقاله در بخش آخر خلاصه مقاله خود آورده‌اند: «برای داشتن نتایج بهتر توصیه می‌کنیم که از این روش صبح اول وقت به همراه ملزوماتی چون: زبون، چشم و البته پاچه استفاده کنید. همچنین استفاده از آبلیمو پس از قسمت دوم ضروری است.»
قبل‌تر نیز یک گروه از دانشجویان، نرم افزاری را طراحی کرده بودند که قادر بود بخش‌هایی از مقالات ده‌ها ژورنال تخصصی را کپی کرده و طوری به هم بچسباند که به ظاهر دارای معنی باشد و این مقالات با ذکر دقیق منابع علمی و رسم نمودارها و جداول تحلیلی، شکل و شمای یک مقاله علمی پژوهشی را دارا بوده و چندین مقاله‌سازی‌ با روش مذکور در ژرونال‌های علمی دنیا پذیرش گرفته یا منتشر شده است.

این دو ماجرا از یک سو نشان‌دهنده آسیبی است که در حوزه تولید دانش و نشر مقالات علمی در ایران وجود دارد و از سوی دیگر حاکی از آفتی است که گریبان‌گیر نهادهای علمی ایران شده که سعی دارند به هر قیمت ممکن حتی با روش مقاله‌سازی،‌ آمار مقالات منتشره خود را در مجلات ISI بالا ببرند و از این موضوع نیز با عنوان تولید علم نام می‌برند.

این آفت، یعنی سعی در انتشار مقالات علمی در ژورنال‌های خارجی بدون اینکه در محافل علمی داخل کشور، چیزی برای عرضه داشته باشند، باعث ایجاد فضای کاذب تولید علم در کشور شده و در آینده می‌تواند ضربه‌های جبران‌ناپذیری بر پیکره نظام علمی ایران وارد کند.

سیستم اطلاع‌رسانی علمی کشور نیز به جای پیشگیری از چنین انحراف‌هایی، تنها راهی که در پیش گرفته جلوگیری از افشای تقلب‌های علمی در ایران است. اگر اجازه داده شود که دانشگاهیان خود بر یکدیگر نظارت داشته باشند، جلوی چنین روندهایی در زمان کوتاه گرفته خواهد شد در غیر این صورت حتی آنهایی که مقاله‌سازی‌ کرده و یا دست به کپی مقالات دیگران در داخل و خارج می‌زنند همچنان حاشیه امنی خواهند داشت و اطمینان پیدا می‌کنند که هیچ کس قادر به برخورد با آنها نیست.

.

منبع: همشهری آنلاین

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ آذر ۸۹ ، ۰۲:۴۷
علی مصلحی

روزجهانی معلولان

جمعه, ۱۲ آذر ۱۳۸۹، ۱۱:۰۴ ب.ظ

 برای نخستین‌بار در سال ۱۹۹۲ روز سوم دسامبر به عنوان «روز جهانی‌ معلولان» از طرف سازمان ملل متحد نام‌گذاری و معرفی گردید.

لزوم درک شرایط معلولان در جوامع و توجه شایسته به آن‌ها در چارچوبی درست، هم‌راه با وقار و حفظ شخصیت ارزش‌مند انسانی معلولان، و بررسی شرایط جهانی برای کاهش کمی معلولیت‌ها از اهداف اصلی این روز می‌باشد.

شرایط بد اقلیمی، بهداشتی و ناآگاهی نسبت به شرایط مناسب تغذیه، رعایت نکردن اصول علمی در دوران بارداری، بی‌توجهی به هش‌دارهای کارشناسان بهداشت و مهم‌تر از همه این‌ها، فقر در کنار عوامل ثانویه‌ای چون جنگ، تصادف، حوادث طبیعی از عوامل اصلی معلولیت می‌باشند که هم‌گرایی و هم‌فکری جامعه انسانی در سطح جهانی می‌تواند به کاهش چشم‌گیر عوامل و در نتیجه کاهش معلولیت کمک شایان‌توجهی داشته باشد.

در کشور ایران و بعد از جنگ هشت ساله و تقدس نگاه به معلولانی که به‌دلیل حضور در جبهه‌های جنگ به معلولیت نائل شده بودند، متاسفانه نگاه مردم به معلولان دچار طبقه‌بندی بسیار بدی شد و اگر معلولی در جامعه شناخته می‌شد که معلولیت‌َش ناشی از جنگ نبود، نگاه به او با نوعی تحقیر هم‌راه بود و در نقطه مقابل؛ نگاه به معلولان جنگ که حالا جان‌باز خوانده می‌شدند، با نوعی تقدس هم‌راه بود.

این نگاه متاسفانه از بالا و توسط اکثر مراجع سیاسی و مذهبی شروع و تبلیغ شد، و نه‌تنها که در تعریف جای‌گاه ارزش‌مند اجتماعی‌شان، بلکه شامل حقوق مادی و شرایط اقتصادی‌ِشان در اجتماع هم شد.

شاید بارها در سطح جامعه مشاهده نموده باشیم که نظام به‌شدت خود را موظف می‌داند به معلولی که معلولیت‌َش ناشی از حضور در جنگ بوده خدمات ارائه نماید و در طرف مقابل علاقه‌ای به ارائه خدمات به معلول دیگری در همین سطح و یا شاید به مراتب بیش‌تر که معلولیت‌َش ناشی از عوامل طبیعی و خدادادی بوده، ندارد و با ایجاد موانع متعدد در مقابل خدمات‌رسانی به آن‌ها سنگ‌اندازی می‌شده است.
گو این‌که این معلولان انسان حساب‌نشده و مثل سایر انسان‌ها حق حیات و زندگی ندارند.

سال‌ها از پایان جنگ هشت‌ساله ایران می‌گذرد و جامعه هنوز تاوان خسارت‌های مادی و معنوی آن سال‌ها را می‌پردازد و خواهد پرداخت. اما معلولی که در نتیجه فقر و فلاکت ناشی از جنگی که صدها و یا هزاران سال پیش به وقوع پیوسته و او در آفرینش آن نقشی نداشته هم انسان است و نیازمند توجه. هم‌چنان‌که من و تو نیازمند توجه هستیم و هم‌چنان‌که من و تو از ترحم و تحقیر بر‌آشفته می‌شویم.

با گرامی‌داشت این روز یک‌بار دیگر نگاه‌ِمان به جامعه معلولان را نو کنیم. از نزدیک‌ترین افراد کنارمان‌ شروع کنیم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ آذر ۸۹ ، ۲۳:۰۴
علی مصلحی

زنبورهای عسل دیابت گرفته‌اند

جمعه, ۵ آذر ۱۳۸۹، ۱۰:۴۹ ب.ظ

«محمد مجتهدشبستری» همان شخصی است که چند ماه پیش در اعتراض به محدودیت علوم انسانی در دانشگاه‌های ایران مقاله ارزش‌مند «فرمان علیه فهم» را نوشته و متشر نمود و البته ناگفته پیداست که وبلاگ «معناگرا» متعلق به ایشان هم از دایره شمول لطف و مرحمت فیلترینگ دولت و حاکمیت محروم نبوده‌است.
 ضمنا هم‌زمان با داغ شدن بحث‌های نظری درباره سنگسار در حاشیه اخبار مرتبط با سنگسار بانو «سکینه‌ محمدی‌آشتیانی» که حاکمیت به‌شدت از آن دفاع می‌نمود، نوشته‌ای از ایشان در رد «سنگسار» و عدم کفایت ادله برای اثبات شان فقهی آن در شرایط حاضر نوشته و منتشر شد.

«سروش‌ دباغ» فرزند دکتر «عبد‌الکریم‌ سروش» است که نیازی به معرفی ندارد. طی یک‌سال گذشته دو نامه سرگشاده تند توسط پدر ایشان به رهبری نظام نوشته‌شده که مفهومی غیر از اعتراض به شرایط موجود در بر نداشته است.
 البته ممکن است راه پدر و پسر از هم جدا باشد. اما اشتراک نظر در آثار هر دو نشان می‌دهد که چنین نیست. مگر آن‌که رنگ رخساره قلم بازتاب سر ضمیر نباشد.

«مقصود فراستخواه» همان کسی است که در جریان استیضاح «مهاجرانی» وزیر ارشاد دولت اصلاحات، از او به عنوان یک چهره منحرف که «وحی و عصمت انبیا و فرامکانی و فرازمانی بودن قرآن را انکارکرده» یاد، و وزیر باید پاسخ‌گوی مصاحبه ایشان با روزنامه «ایران» می‌بود.

بر این سیاهه می‌توان نام‌های بسیاری اضافه کرد که منش و روش حاکمیت را نه‌تنها طی ۵ سال گذشته، که حتی طی سی سال گذشته مورد نقد جدی قرار داده و هم‌واره به‌دلیل همین نوع نگاه و نقد، بازخواست شده و نتوانسته‌اند در جای‌گاه واقعی خود باشند.

اما دکتر «محقق‌داماد» اگر چه ممکن است در این طبقه معترض طبقه‌بندی نشود، اما نامه سرگشاده و انتقادی آتشین سال گذشته ایشان خطاب به ریاست قوه قضاییه و اعتراض شدید به رویه قضایی ناظر به حوادث پس از انتخابات دهم ریاست‌جمهوری و اعتراض به جابه‌جایی حاکم و محکوم، در رفتار قضایی مورد اشاره، ایشان را در زمره معترضین اصلی دست‌ِکم ریاست‌جمهوری آقای «احمدی‌نژاد» طبقه‌بندی نمود.

اما به یک‌باره و ناگهان پس از انصراف «یونسکو» از برگزاری همایش فلسفه در ایران، و اقدام عجولانه، خام و حاکی از رنجش تهران در برگزاری این همایش بدون حضور یونسکو، همه این مغضوبین و معترضین به یک‌باره محبوب و عزیز! شده، هر آن‌چه طی این سال‌ها درباره آن‌ها نوشته و گفته‌شده بود به یک‌باره به دست فراموشی سپرده و همه آن‌ها میهمانان عزیز!؟ همایش حاکمیتی شدند که خودشان بزرگ‌ترین معترضان آن به شهادت آثاری بودند که سال‌هاست منتشر شده و در همه جای دنیا قابل دسترسی است.

بدون شک استقلال‌رای یکی از مولفه‌های اصلی و برجسته در حوزه دانش و دانشگاه و از مشخصات بارز یک استاد دانشگاه است.
 دفاع از نظرات علمی و پاسخ‌گویی به سؤالات جامعه علمی در چهارچوب همین استقلال معنا پیدا می‌کند، اما جامعه‌شناسی، فلسفه، علم، شعر، صاحب‌نظربودن و ... منهای جامعه و مردم جامعه به تعبیر زیبای مرحوم استاد «زرین‌کوب» به «هزیان‌های‌ بی‌خودانه در بیابان» می‌ماند.

استاد فلسفه‌ای که نزدیک به دوسال است متوجه غیبت «ندا آقاسلطان» در کلاس درس نشده و چهره خونین «محسن‌ روح‌الامینی» را از نزدیک ندیده یا صدای مادران داغ‌دار جامعه را نشنیده و... یا به‌تر از هر کس دیگری شنیده و خود را داوطلبانه به نشنیدن زده، به‌راحتی می‌تواند در همایش فلسفه‌ای شرکت و سخن‌رانی نماید که سخن‌ران مراسم افتتاحش «محمود‌ احمدی‌نژاد» باشد؟

 اما نام‌هایی که بدان‌ها اشاره شد، همه این واقعیت‌ها را از نزدیک دیده و شنیده‌ و در کنار دانشجویان و جامعه بارها و بارها هم‌دردی خود را هم اعلام نموده بودند، با این‌حال مرتکب این خطای بزرگ علمی و رفتار فرهنگی شدند.

بدون تردید جامعه این‌گونه رفتار را از هیچ‌کس خصوصا جامعه علمی به‌سادگی قبول نکرده و از کنار آن نخواهد گذشت.
این رفتار ثبت امتیاز منفی بزرگی در کارنامه علمی و رفتار فرهنگی این اساتید توسط مردم را به‌دنبال خواهد داشت.
پانویس:
تیتر عنوان مجموعه شعری از «اکبر‌ اکسیر»

در همین رابطه: نقدی بر عدم واکنش روشن‌فکران ایرانی در برابر درج نام‌ِشان به‌عنوان شرکت‌کنندگان همایش «روز جهانی فلسفه»
همایش فلسفه و روشن‌فکران ما

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ آذر ۸۹ ، ۲۲:۴۹
علی مصلحی

کلیسا، کاندوم، کج‌فهمی

دوشنبه, ۱ آذر ۱۳۸۹، ۱۰:۳۶ ب.ظ

دست‌ِکم ۱۵۰سال پس از استفاده مردم دین‌دار و بی‌دین اروپا و به‌دنبال آن دیگر مناطق از یک اختراع پزشکی ــ که ضمن این‌که ارتباط جنسی بدون بارداری را ممکن می‌سازد، نقش پررنگی هم در جلوگیری از انتقال انواع و اقسام ویروس‌ها و بیماری‌های مقاربتی برعهده دارد ــ «پاپ» رهبر کاتولیک‌های جهان اخیرا استفاده از «کاندوم» را مجاز دانسته است.

اگر پیروان شریعت «مسیح» در سراسر دنیا می‌خواسنتد منتظر صدور مجوز «پاپ» و «واتیکان» برای استفاده از این دست‌آورد علمی و یا هر دست‌آورد علمی مشابه بمانند، می‌شد تصور نمود که اکنون جامعه مسیحی مشکل میلیون‌ها زن و مرد مبتلا به ایدز و بیماری‌های مشابه را داشت که از طریق مقاربت جنسی منتقل‌شده و گسترش یافته‌اند، ‌به‌علاوه این‌که دست به گریبان مشکل بزرگ‌تر انفجار جمعیت در نتیجه حرص آدمی به داشتن رابطه جنسی و استفاده‌نکردن از این ابزار بود و یا با جامعه مادران بیماری روبه‌رو بود که بیماری‌ِشان ناشی از استفاده از دیگر داروهای کنترل بارداری، اما با عوارض منفی است.

اما جامعه اروپای کاتولیک با اکثر این مشکلات دست به گریبان نیست و اگر هست در مقیاسی خرد(۱) و آ‌ن‌هم به‌واسطه وجود اندک شهروندان متعصب و مقاوم در برابر علم و متواضع در برابر کلیسا و یا شهروندان بی‌بندوبار در برابر توصیه‌های بهداشتی و پزشکی.

این نگاه متمدن به علم و دست‌آوردهای علمی و تنظیم روابط زندگی و شهروندی و فرهنگی بر اساس تعالیم علمی پیش از تعالیم خرافی کلیسا، دست‌ِکم ۲۰۰سال برای اروپای معاصر زمان برده و بیش از میلیون‌ها قربانی داشته است.

بسیار صبر و زمان نیاز بود تا دست‌آوردهای علمی نتایج درخشان خود را در جامعه به شفافیت نشان داده و نقش سحر خرافه و تعصب و جهل کلیسا ــ که برساخته خواست‌های دروغین اربابان کلیسا به مرور زمان و نه یک ایده مترقی آسمانی بود ــ را باطل نماید.
 این صبر به وقوع پیوست و این زمان آرام آرام سپری شد و آن نقش‌ها یکی یکی باطل.

امروزه کلیسا نمی‌تواند نقش علم را باطل کند، لاجرم آن را می‌پذیرد اگرچه بسیار دور و دیر. اما دور و دیری که کم‌ترین خسارت را به‌دنبال داشته و دارد.

در سویی دیگر اما در جوامع سنتی مسلمان و از جمله کشور ایران، اگرچه امکان مقاومت‌های اندکی در برابر خرافه‌هایی که لباس دین پوشیده‌اند، از چند دهه پیش آغاز شده و نتایج آن هم امروز قابل مشاهده است، اما مقاومت اغلب شهروندان در مقابل دست‌آوردهای آزموده‌شده علمی جهانی و متظرماندن بر صدور مجوز مراجع رسمی سنتی دینی برای استفاده از این دست‌آوردها و امکانات، متاسفانه هنوز به سرعت و شتاب قربانی می‌گیرد و همین مقاومت‌ها شتاب زمان برای رسیدن جامعه به ایده‌ال فرهنگ اجتماعی برساخته براساس تجربه آزموده دیگر ممالک را کند می‌نماید.

از نقش شهروندان عادی در این فرایند ناخوش که بگذریم، دردآورتر سو‌ءتعبیر و جهالت یا سوء‌استفاده بعضی از لایه‌های رسمی حاکمیت، باعث مقاومت در برابر این نتایج و دست‌آوردها شده، ضمن آن‌که نقش مستقیم خود را در این فرایند بازی می‌کند، از طرف دیگر به استحکام پایه‌های خرافه در مجامع رسمی و غیررسمی دینی اما غیرعلمی نیز کمک غیرمستقیم می‌نماید.

به عنوان مثال دقت کنیم در شرایطی که سالیان سال است ممالک مترقی آزمون و خطا نموده‌، به این نتیجه رسیده‌اند که در ایام بهار و تابستان شروع زودتر ساعت اداری بیش‌ترین نتایج از نظر کاهش هزینه ادارت و بالطبع افزایش میزان کار و فرصت شهروندان و کارمندان را به‌دنبال دارد، و بر همین اساس بیش از ۱۰ سال چنین تصمیمی در این کشور نهادینه شده، ناگهان کسی از راه رسیده و صرفا با تشخیص مغایرت ساعت۱۲ با وقت نماز و وقت شرعی، با آن مخالفت نموده و تصمصم را لغو می‌نماید. حالا محاسبه نمایید چه میزان از وقت و انرژی و امکانات کشور باید صرف دفاع از تصمیم قبلی، رد تصمیم فعلی و هزینه‌های جانبی آن شود، به‌علاوه خساراتی که اجرای ناشیانه و موقت خواست یک مقام بالامرتبه اجرایی به کشور تحمیل می‌کند.

یا مثلا تصور نمایید در شرایطی که اعتبار علمی دانشگاه‌های معتبر جهان به واحد‌های علمی در حوزه علوم انسانی و اعتبار کرسی‌های معتبر استادی به استادان برجسته علوم انسانی است و انفکاک بین علوم انسانی و علوم تجربی به علت خویشاوندی علمی چندهزار ساله عملا غیرممکن است، ناگهان یک شخصیت عالی‌رتبه دستور حذف و تعدیل و کاهش رشته‌های درسی و واحد‌های علوم انسانی را بدهد.

بر همین قیاس مشاهد رفتار پر شتاب قطار سیاست کشور بر دوری از علم و نزدیکی به خرافه به نام دین قابل رصد و مشاهده است.

این جماعت، دور و دیری دیگر نقش ارزش‌مند علم و در پرتو آن دین را خواهند پذیرفت، باین تفاوت که این دوری و دیری و تا آن‌زمان کشور و مردم مظلوم آن را مجبور به پرداخت هزینه‌های فراوان و قربانیان زیادی خواهد کرد. مگر آن‌که شرایط به همتی بلند جور دیگری رقم بخورد و با اندیکی صبر سحر نزدیک باشد.
پانویس:
۱- آلودگی و انحطاط جوامع امروز غربی که در بنگاه‌های خبری جوامع شرقی روی آن تبلیغ فراوان می‌شود، اولا آن‌قدر که می‌شنویم نیست و ثانیا دلایل دیگری دارد.
این نوشته در خودنویس این‌جا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آذر ۸۹ ، ۲۲:۳۶
علی مصلحی