وب‌نوشته‌های یک شیشه‌بر

علی مصلحی
وب‌نوشته‌های یک شیشه‌بر

روزنامه‌نگاری که کارمند بانک بوده و اکنون شیشه‌بری می‌کند

طبقه بندی موضوعی
بایگانی

۷ مطلب در مهر ۱۳۸۷ ثبت شده است

تاریک‌خانه

چهارشنبه, ۲۴ مهر ۱۳۸۷، ۰۹:۰۲ ق.ظ

جایی یادداشتی طنز با موضوع مدرک دکتری آقای «کردان» وزیر کشور نوشته‌ بودم. دوستم «مهدی» برایم پیام گذاشت که: «موضوع «کردان» دیگر قدیمی شد درباره موضوعی دیگر بنویس».
 و صدالبته که حق با اوست ما همیشه عادت داریم از موضوعات بزرگ و سخت به آسانی و کوچکی بگذریم. و ظاهرا برای عبور آسان و سریع ما از موضوعاتی این‌چنین٫ یک خرد پنهانی برای عبور؛ شرایط تدارک می‌کند.

گویا برای عبور از «عباس پالیزدار» «تاریک‌خانه فکر» تشکیل و سریعا تصمیم می‌گیرند که برای رهایی از شر «‌پالیزدار» باید از «کردان» گذشت.

 این‌که «پالیزدار» و «کردان» برای تدارکات عالی‌جنابان از چندین و چند انسان و آبرو چگونه و به چه آسانی گذشتند، خود حکایت‌ها دارد و مجال‌ها می‌خواهد.

 «مسعود بهنود» در کتاب «دربند اما سبز» حکایت دردناکی از گفت‌وگوی کوتاهش با «موسوی» یا‌‌ همان «کاظمی» قتل‌های زنجیره‌ای نقل می‌کند.

من اگر جای «عباس پالیزدار» و «علی کردان» بودم؛ بعد از خواندن حکایت «کاظمی» فی‌الفور چوبه دار عمر و آبرویم را از دوش برمی‌داشتم و از «تاریک‌خانه» به میان مردم می‌آمدم. اگر چه ظاهرا آقایان «پالیزدار» و «کردان» بهنود نمی‌خوانند، اما تاریخ درون خود «بهنود» و «کاظمی» بسیار دارد. و «شریعتمدارانی» که برای «نیمه تاریک» قلم می‌زنند.

آیا «پالیزدار»ان و «کردان»‌های امروز تصویر فردای آویخته شدن از داری که اکنون خود بر دوش می‌کشند را می‌بینند؟

تاریخ سرشار از چنین تصاویری است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ مهر ۸۷ ، ۰۹:۰۲
علی مصلحی

حافظ

شنبه, ۲۰ مهر ۱۳۸۷، ۰۸:۵۵ ق.ظ

کس چو حافظ نگشود از رخ اندیشه نقاب / تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند
از کودکی با نام خواجه رندان لسان‌الغیب «حافظ» شیرازی آشنا بوده‌ام. گو این‌که دیپلم دارم و به ضرورت از سال‌های ظاهرا سوم یا چهارم تحصیل شعر خواجه را در کتاب درسی خوانده‌ام.
 سال‌ها بعد در دوره دبیرستان در رشته تحصیلی «فرهنگ‌وادب» که بیش از پیش با شعر و ادب سروکار دارد، بار‌ها و بار‌ها نام «حافظ» را شنیدم به عنوان شاعری بزرگ یا بزرگ‌ترین شاعر ایران. اولین شاعری که بیش از دیگر شاعران پارسی‌گو مورد توجه واقبال اهالی ادب شرق و غرب و مستشرقان قرار گرفته و دیوان اشعارش بیش از شعر دیگر پارسی‌سرایان به زبان‌های زنده دنیا ترجمه شده‌است.

پیرامون شخصیت «حافظ» هم حرف‌ها و بحث‌های فراوان خواندم و شنیدم. اما آن‌چه طی همه این سال‌ها به آن کمترین توجه را داشتم و اکنون فرصت و فراغتی و سعادتی دست داده است تا به آن بیشتر توجه کنم «شعر» حافظ است.
مطمئنا درک و دریافت کامل از شعر خواجه برای هیچ‌کس با هر نوع نگاه، نه‌تنها ممکن نیست بلکه با فرض میانگین صد سال برای سن افراد انسانی این مدت (صد سال) برای درک و دریافت آن‌همه هنر، زیبایی، خلاقیت و... بسیارکم و چه‌بسا چندین برابر چنین زمانی هم کم باشد.
 این واقعیتی است که حافظ‌پژوهان منصف به آن اقرار و اعتراف دارند. برای این کمترین که در آستانه نیمه دوم عمر قرار دارم و نیمه اول، به هر روی به غفلت گذشته است، گنگی نسبت به شعر خواجه بیشتر.

اما با همه این گنگی احساس می‌کنم، همین اندک درک مختصر برای بهبودی و به‌زیستی من بزرگ‌ترین سرمایه و بیشترین بها است.
××××
امسال برای اولین‌بار فرصتی دست داد تا مقدمه استاد علامه «محمد قزوینی» بر «دیوان‌ حافظ» را بخوانم. جستجو و تتبع استاد علامه «قزوینی» به همراه مرحوم دکتر «قاسم‌ غنی» اگر نشود گفت بی‌نظیر، می‌توان با اطمینان گفت کم‌نظیر است. اگر سایر زحمات ارزنده و ارجمند علامه «قزوینی» و مرحوم «غنی» به ادبیات این کشور را نادیده انگاریم، این دو تن با همین «دیوان‌ حافظ» دین خودشان را به ادبیات ایران و «حافظ» ادبیات ایران ادا نموده‌اند.
صبحدم از عرش می‌آمد خروشی عقل گفت / قدسیان گویی که شعر «حافظ» از برمی‌کنند.
بیستم مهر ماه روز «حافظ» مبارک.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ مهر ۸۷ ، ۰۸:۵۵
علی مصلحی

حکایت همچنان باقی است

شنبه, ۲۰ مهر ۱۳۸۷، ۰۸:۴۹ ق.ظ

گفت آن یار کزو گشت سر دار بلند /................
نزدیک به ۲۵۰۰ سال پیش «سقراط» به علت کشف و اقرار به «حقیقت» و حقیقت‌جویی و حقیقت‌پرستی، ‌مجبور به نوشیدن جامی شد که تلخی آن تا به امروز در ذائقه حقیقت مانده است.
به‌راستی آیا آنان‌که به آسانی «شوکران» را تهیه کردند، و آنان‌که به آسانی جام آوردند و در جام ریختند، و آنان‌که جام را به دست «سقراط» دادند، و آنان‌که دستور دادند و مجبور کردند بنوشد، وآنان‌که تماشا کردند نوشیدن «شوکران» را به آسانی، و خیلی‌های دیگر که به آسانی در افسانه «حقیقت» و «شوکران» حضور داشتند، آیا نمی‌توانستند به‌‌ همان آسانی که «سقراط» به «حقیقت» نگاه می‌کند، نگاه کنند؟ یا این‌که بوده‌اند فقط و فقط برای کشف «شوکران»؟ (۱)

تاریخ لابه‌لای هر یک از برگ‌های خود رنگی به رنگ «شفق» دارد. «مشقی» به بلندای «عشق» و «حقیقتی» به عظمت «شوکران».

تاریخ یک روز «هابیل» دارد. یک روز «سقراط» یک روز «عین‌القضات».

دیرو‌ز («بابی ساندز» را خودکشی کردند) (۲)
امروز احتمالا «عماالدین باقی» زندان نیست.
فردا: حکایت همچنان باقی است.

پانوشت:
۱-نگاه کنید به «کاشفان فروتن شوکران» ترجمه زنده‌یاد احمد شاملو
۲-نگاه کنید به «با آفتاب صمیمی» مجموعه «از آسمان سبز» زنده‌یاد سلمان هراتی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ مهر ۸۷ ، ۰۸:۴۹
علی مصلحی

خاتمی نمی‌آید

چهارشنبه, ۱۷ مهر ۱۳۸۷، ۰۸:۴۸ ق.ظ


من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم / محتسب داند که من این کار‌ها کمتر کنم
از شروع دوره رهبری آقای «خامنه‌ای» تاکنون، شرایط بدین‌گونه بوده است که، وقتی دوره مدیریت هر یک از روئسای سه قوه تمام می‌شده، ریس مربوط در یکی از جایگاه‌های: «حوزه مشاوران رهبری» یا «نماینده مقام رهبری در مجمع تشخیص مصلحت» یا «امام‌جمعه موقت تهران» که شورای سیاست‌گذاری آن توسط رهبری انتخاب و اداره می‌شود، انتصاب و مشغول به‌کار می‌شده است.
 از آن زمان تا کنون این قاعده یک استثنا داشته و آن شخص «ریس دولت هفتم و هشتم» آقای «خاتمی» بوده است.
 به نظر می‌رسد اراده‌ای قوی‌تر از اراده رای مردم و اراده اربابان علم و هنر و منطق که دوره ریاست جمهوری آقای «خاتمی» را دوره درخشانی دانسته و خواستار رجوع به مدیرت و تفکرات مدیریتی او هستند وجود دارد، که نه‌تنها چنان مدیریت و تفکری را برنمی‌تابد، بلکه آن مدیریت را مخرب دانسته و معتقد است در دوره «قحط الرجال» زندگی می‌کنیم و از بزرگ‌ترین موهبت‌ها در این دوره حضور شخص و تفکر آقای دکتر «محمود احمدی‌نژاد» است.

از نظر این اراده هرگونه دلیل و مدرک علمی و منطقی که به عنوان محکی برای مقایسه دوره‌های مختلف مدیریت کشوری ارایه شود فاقد اعتبار است، و تنها مرجع محل اعتبار، گزارش‌ها و آمارهای ارایه‌شده آقای دکتر «احمدی‌نژاد» و دوستان اوست.

در چنین شرایطی حضور «خاتمی» که سهل است، حضور «افلاطون» هم کمترین بهانه و توجیهی برای دلبستن به «اصلاح» نیست.

 «خاتمی» نمی‌آید. «خاتمی» هنوز سر از آن دریایی که در پیشانی انتخابات دوره هشتم ریاست جمهوری برای صید «دردانه عشق» در آن غوص کرد برنیاورده است.
 
«پیش‌شرط‌های» «خاتمی» پیش از آن‌که شرط باشد، بیان صریحی است که: نه تنها من نمی‌آیم بلکه از دلبستگان «واقعی» مردم و نظام هم می‌خواهم که اجازه دهید حداقل یک دوره دیگر آقای «احمدی‌نژاد» رییس‌جمهور باشد.
عشق دردانه ست و من غواص و دریا می‌کده / سر فرو بردم در آن‌جا تا کجا سر برکنم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ مهر ۸۷ ، ۰۸:۴۸
علی مصلحی

چوپانان دروغ‌گو۴

سه شنبه, ۹ مهر ۱۳۸۷، ۰۸:۴۲ ق.ظ

«حسن‌ رشوند» طی یادداشتی با عنوان «نیویورک میزبان سفیر تمدن اسلامی» در روزنامه دولتی «ایران» نوشت: «اجلاس سالانه مجمع عمومی سازمان ملل را می‌توان به عنوان مجموعه‌ای برای تبادل‌نظر دیپلماتیک مقامات عالی‌رتبه کشور‌ها دانست. از زمان پیروزی انقلاب اسلامی، این اجلاس فرصت خوبی برای انتقال پیام انقلاب و تظلم‌خواهی جمهوری‌اسلامی از قدرت‌های زورگو بوده است. تبلور این فعالیت را می‌توان طی سالهای۱۳۸۴-۸۷ و با حضور پررنگ دکتر «احمدی‌نژاد» جست‌وجو کرد.»

شایسته بود آقای «رشوند» توجه می‌نمودند تبلور واقعی و عینی تظلم‌خواهی مردم ایران، شهید «محمدعلی‌رجایی» بود که در صحن عمومی سازمان ملل، آثار شکنجه‌های خود را عریان در مقابل دیدگان مبهوت نمایندگان کشورهای جهان به نمایش گذاشت.
ضمنا شایسته‌تر بود فراموش نمی‌کردند که رییس‌جمهور موصوفشان در شعارهای تبلیغاتی انتخاباتی خود را «رجایی‌ دوم» می‌نامید.

شایسته بود نویسنده مذکور توجه می‌نمودند: پس از پیروزی انقلاب فقط یک‌بار سازمان ملل در مقابل نماینده ایران و طرح مبتکرانه «گفتگوی‌تمدن‌ها» سر تعظیم فرود آورد، و این اتفاق در دوره آقای «خاتمی» و دولت هفتم افتاد.

شایسته بود آقای نویسنده توجه می‌نمودند قبل از آقای «خاتمی» آقای «هاشمی‌رفسنجانی» رییس محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام و قبل از ایشان مقام رهبری به عنوان نماینده ایران در سازمان ملل حضور داشته‌اند.

لیست بالابلندی از این نقطه‌توجهات می‌توان متذکر شد. اما ظاهرا آقای «رشوند» و طیف وسیعی از نویسندگان جوان و جویای‌نام همسو و همراه با همسر سخن‌گوی دولت، مرغشان یک پا دارد که: تنها پدیده و معجزه اتفاق افتاده در قرن بیست‌ویکم آقای «احمدی‌نژاد» است و تنها دولت موفق در این قرن «دولت نهم».
دراین باره بیشتر گفت‌وگو خواهیم داشت.
خرقه‌پوشی من از غایت دین‌داری نیست / پرده‌ای بر سر صد عیب نهان می‌پوشم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ مهر ۸۷ ، ۰۸:۴۲
علی مصلحی

چوپانان دروغ‌گو۳

شنبه, ۶ مهر ۱۳۸۷، ۰۸:۲۹ ق.ظ

جدید‌ترین گاف ریس‌جمهور
هنوز جوهر گاف اخیر ریس‌جمهور از ذهن مردم پاک نشده، هنوز جوهر دستور کتبی آقای «احمدی‌نژاد» مبنی بر لزوم بازپس‌گیری شکایت دستگاه‌های دولتی از دست‌اندرکاران مطبوعات پاک نشده، آقای ریس‌جمهور به آمریکا رفت و باز طبق معمول بدون توجه به این‌که چه گفته‌است و چه دستور داده‌است، اظهار داشت «من خبر ندارم که کسی تاکنون به خاطر انتقاد از رییس‌جمهور تحت تعقیب قرار گرفته باشد». (+)

این‌که ریس‌جمهور حواسش نیست که همین چند روز پیش (ظاهرا به مناسبت روز خبرنگار) دستور بازپس‌گیری شکایت صادر کرده و چند روز بعد در یک اظهارنظر کاملا متفاوت از نبود شکایات این‌چنین سخن می‌گوید نشانه چیست؟ بهتر است جواب این سئوال را مشاور مطبوعاتی و رسانه‌ای ریس‌جمهور بدهند.

 از گاف و این حرف‌ها که بگذریم اظهارنظر اخیر آقای «احمدی‌نژاد» از چند منظر دیگر قابل تامل است:
۱ ــظاهرا حق با آقای ریس‌جمهور است و تا کنون کسی در ایران به خاطر انتقاد از ریس‌جمهور مورد تعقیب قرار نگرفته: شاهد زنده آقای «حسین‌ شریعتمداری» مدیر مسئول روزنامه «کیهان» که سُر و مُر و گنده می‌آید، می‌رود، می‌نویسد.... هیچ تعقیب و پی‌گردی هم در کار نیست. لطفا ملانقطه‌ای ایراد نگیرید که «کیهان» منتقد دولت نیست. هست! همین امسال آقای «احمدی‌نزاد» به‌عنوان بهترین منتقد دولت به روزنامه «کیهان» جایزه داد.
 باز ایراد نکنید که: وزیر ارشاد در این انتخاب پارتی‌بازی نموده. خیر! آقای «صفارهرندی» وزیر فعلی ارشاد قرار است پس از اتمام کار وزارت برود روزنامه «اعتماد» یا «آفتاب‌یزد» سرمقاله بنویسد و اصلا قصد رجوع به روزنامه‌ای که «بهترین منتقد دولت مطبوعش» بوده‌است را ندارد.
 
۲ ــ‌ از یک زاویه دیگر هم حق با ریس‌جمهور است. در زمان دولت هشتم (دولت آقای خاتمی) هم فقط روزنامه «کیهان» و روزنامه دوست و برادر «رسالت» بهترین و بیشترین منتقد بودند و البته آن‌زمان هم سر و مر و گنده می‌آمدند و می‌رفتند و می‌نوشتند و هیچ تعقیب و.... البته باز ایراد نگیرید که کسی در قوه قضاییه گوش به حرف دولت آن‌زمان نمی‌داد، خیر! شعار دولت آن‌ زما ن با افتخار: «زنده باد مخالف من» بود.
 
۳ ــ شکی نیست که همه انسان‌ها اشتباه می‌کنند و آقای «احمدی‌نژاد» هم. اما‌ ای کاش امثال آقای «احمدی‌نژاد» نصیحت پیر فرزانه «استاد ملاماشااله‌ محمدی» را گوش گیرند که:
 «از برای مصلحت در روزگار / جای خالی بهر خاله واگذار»

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ مهر ۸۷ ، ۰۸:۲۹
علی مصلحی

چوپانان دروغ‌گو۲

دوشنبه, ۱ مهر ۱۳۸۷، ۰۸:۲۶ ق.ظ

 «‌هرچه بیشتر روش مردان سیاسی و چگونگی قوانین و رسوم روز را در نظر آوردم، و هرچه پیر‌تر شدم، تشخیص طرز حکومت صالحه را دشوار‌تر یافتم.... قانون و اخلاق با سرعتی سرسام‌آور رو به فساد می‌رفت، و من که همواره آرزومند ورود در سیاست بودم، از دیدن این وضع آشفته متحیر ماندم.... سپس به حکم اجبار معتقد شدم که تنها امید استقرار «عدل» در هیئت اجتماع و نفس انسانی، در ترویج فلسفه حقیقی است و نوع بشر هرگز از رنج و محنت آسوده‌گی نخواهد یافت، مگر آن‌گاه که فلاسفه حقیقی زمام‌دار امور سیاسی گردند، و یا مردان سیاسی به مدد معجزه فیلسوف شوند‍»
 (قسمتی از نامه معروف به «نامه‌ هفت» افلاطون)

چند روز پیش در جریان مصاحبه مطبوعاتی رییس‌جمهور، خبرنگار روزنامه «حیات‌نو» از آقای دکتر «احمدی‌نژاد» پرسید: بعضی که قبلا در پست‌های حساس کشوری بوده‌اند، آمار ارائه‌شده شما را قبول ندارند و می‌گویند حقیقی نیست.
رییس‌جمهور که مثل همیشه نمی‌دانست کیست، کجاست، و صدایش به همه‌جا مخابره می‌شود، ابتدا به سراغ ترفند همیشه‌گی‌اش (سوال در برابر سوال) رفت و پرسید، منظورتان از بعضی کیست؟ و خودش به سراغ پاسخ رفت که: اگر منظور از این بعضی، رقبای ما هستند [در این لحظه جواب شنید که بله رقبایتان] و این‌جا بود که رییس‌جمهور بدون توجه به عواقب فرمایشات‌اش و این‌که دایره شمول آن حرف‌ها چه کسانی و چه مقدساتی را در بر می‌گیرد و چه سوءتعبیرهای فراوانی که تا کنون از طرف دشمنان وجود داشته، با این فرمایشات مصداق پیدا می‌کند و.... فرمودند که: آمارهای بنده کاملا واقعی و حقیقی است و رقبا برای آن‌که نتوانسته‌اند در زمان زمامداری‌ِشان چنین خدماتی داشته باشند، البته که باید آن‌ها را واقعی ندانند.
 و بعد نتیجه‌گیری کرد که: اگر بعضی به آمارهایی که از چندین فیلتر ردشده شک دارند، معلوم می‌شود می‌دانند که می‌شود این فیلتر‌ها را دور زد. چون این کار‌ها را می‌کرده‌اند و مطمن باشید دولت من از این کار‌ها بلد نیست.

در این مورد تذکر چند مورد خالی از لطف نیست:
۱ ــ اول این‌که نه‌تنها بعضی از رقبا بلکه اکثر رفقا و در کنار آن‌ها غالب کار‌شناسان اقتصادی، اکثر اساتید طراز اول دانشگاه، آمارهای دولت را قبول ندارند.

۲ ــ اگر در شرایط حاضر تمام رفقا و رقبا و کار‌شناسان هم رای بر صحت آمار آقای «احمدی‌نژاد» بدهند، اصل حقیقت موجود در جامعه: تورم و گرانی افسار گسیخته، هرج و مرج شدید اداری و از همه مهم‌تر سبد هزینه خانوار که هر روز به رغم افزایش درآمدهای فراوان دولت بیش از پیش لاغر‌تر می‌شود، این رای را باطل می‌کند.
 
۳ ــ آیا آقای «احمدی‌نژاد» نمی‌داند، این‌که اعلام می‌کند: می‌شود فیلتر‌ها را دور زد قبل از هر کس دیگر شامل رییس‌جمهور فعلی می‌شود بعد دیگران؟ و ظاهرا جواب اینست‌که: گاف‌هایی از این دست آن‌قدر زیاد است که اگر در سخنان آقای رییس‌جمهور نباشد، محل تعجب است.
 
۴ ــ و دست آخر این‌که، اگر سالیان سال بنگاه‌های سخن‌پراکنی غربی و کانال‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان آ‌نطرف، زحمت می‌کشیدند تا به مردم دنیا و ایران اعلام کنند که جمهوری اسلامی دروغ می‌گوید، و اینان چوپانان دروغ‌گویند، نمی‌توانستند به این خوبی بگویند که رییس دولت نهم اعلام کرد.
__________________________
پی‌نوشت: تمام نقل‌قول‌ها نقل به مضمون است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ مهر ۸۷ ، ۰۸:۲۶
علی مصلحی