وب‌نوشته‌های یک شیشه‌بر

علی مصلحی
وب‌نوشته‌های یک شیشه‌بر

روزنامه‌نگاری که کارمند بانک بوده و اکنون شیشه‌بری می‌کند

طبقه بندی موضوعی
بایگانی

۵ مطلب در اسفند ۱۳۹۰ ثبت شده است

گل بود به سبزه نیز آراسته شد

دوشنبه, ۸ اسفند ۱۳۹۰، ۱۲:۳۹ ب.ظ

«ادواردتایلور»، فرهنگ را مجموعه پیچیده‌ای از دانش‌ها، باور‌ها، هنر‌ها، قوانین، اخلاقیات، عادات و هرچه که فرد بعنوان عضوی از جامعه، از جامعه خویش فرا می‌گیرد، تعریف می‌کند. (۱)
لغت‌نامه دهخدا با توجه به این تعریف اشاره می‌کند: «بطور کلی می‌توان فرهنگ را میراث اجتماعی انسان دانست که او را از سایر حیوانات متمایز می‌سازد. این وجوه تمایز [] منحصر به انسان است.»
‌‌ همان لغت‌نامه «فرهنگی شدن» را «هماهنگی و انطباق فرد با کلیه شرایط و خصوصیات فرهنگی» تعریف می‌نماید. (+)
آقای «واعظی» ریس کمیسیون «فرهنگی» شورای شهر کاشان است. کمیسیونی که وظیفه دارد خصلت‌های ویژه و بر‌تر مختص انسان‌ها، که او را از سایر حیوانات متمایز می‌سازد را، به شهروندان یک شهر آموزش داده و «فرهنگی شدن» را در روابط بین شهروندان با یکدیگر، شهروندان با مسؤلین، و شهروندان با جامعه و طبیعت، نهادینه کند.
 بی‌تردید اگر این کمیسیون وظایف خود را به درستی و دقت انجام دهد، کمک شایان توجهی به کاهش تنش و اصطکاک در روابط یاد شده، خواهد شد. به عبارت ساده‌تر، «کمیسیون فرهنگی» حساس‌ترین نقش و جایگاه در روابط اجتماعی و تنظیم تعادل مناسب در این روابط را برعهده دارد، و اگر  نقش خود را به درستی بازی کند، جامعه مسیر آرامش را خواهد پیمود و اگر غیر از این باشد، مسیر حرکت جامعه به سمت تنش و اصطکاک خواهد بود.
آقای «واعظی» در مصاحبه‌ای که اخیرا با سایت «کاشان‌نیوز» داشته‌اند و در پاسخ به سؤالات خبرنگار این سایت، درباره مشکلات پیش‌آمده بین عده‌ای از شهروندان بر سر ایجاد یک بازار روز در محدوده ساختمان شورای شهر، به ادبیاتی متوسل شده‌اند که نه تنها زیبنده شخصیت فردی ایشان به عنوان یک انسان در درجه نخست، و به عنون یک دبیر و معلم با سابقه آموزش و پرورش در درجه دوم نیست، بلکه اعتبار اجتماعی ایشان در جایگاه حساس و ویژه ریس کمیسیون فرهنگی شورای شهر یک شهرستان باپیشینه و متمدن را با پرسش و چالش جدی مواجه می‌نماید.
آقای «واعظی» در پاسخ به این سوال که: «علت مخالفت شما با بازار روز چیست؟» فرموده‌اند:
 «... به شهرداری اعلام کردیم که محل عبور و مرور از جلوی دفتر شورای شهر نباشد. نباید هم باشد، به همین جهت گفتیم درب محل احداث بازار روز را ببندند و در را بستیم.»
و در پاسخ به سؤال دیگری که پرسیده: «نظر شما برای ورودی بازارچه از کجاست؟» فرموده‌اند:
 «از محلة غربت‌ها راه بزنند.»
شوربختانه باید گفت بقیه پاسخ‌های مسؤل کمسیون فرهنگی شورا هم ادبیاتی بهتر از این ندارد و به ساده‌ترین شکل ممکن و بدون توجه، به درجه‌بندی غیرمنصفانه و تقسیم اهالی و مناطق شهر به؛ خوب و بد و بالا و پایین و درجه یک و درجه دو و سه و... اقدام نموده و خلاف دستور صریح قران مجید، معیارهای نازلی را دستمایه برتری جویی و فضیلت‌های کاذب و بهانه برای محرومیت جمعیت غالب توجهی از شهروندان نجیب و محروم شهر نموده است.
 اما در جملات اشاره شده، از لحن گفتاری نامناسب «نباید باشد» «گفتیم ببندند» «بستیم» و... که بگذریم، قسمتی از فرمایشات ایشات متضمن اهانت به جمعی از ساکنان شریف محله کوی «مفتح» است که متاسفانه ایشان آن محله و ساکنان آن را با واژه «محله غربت» مورد اشاره تحقیرآمیز قرار داده‌اند.
 اگرچه واژه «غربت» ذاتا بار معنایی منفی را به تنهایی با خود ندارد، اما نحو کاربرد این واژه بین جمعی از شهروندان بی‌توجه شهر، بدان بار منفی و حاوی تحقیر داده‌است. این درشرایطی است که شورای شهر عملا متولی نام‌گذاری معابر و خیابان‌ها و محله‌های شهر است و قسمت عمده‌ای از این تلاش‌ها برای زدودن آثار منفی بعضی نام‌گذاریهای مصطلح غلط بین اهالی و شهروندان از راه استفاده صحیح از فرهنگ شهروندی و آموزش آن است. استفاده عضو موثر و برجسته شورا از این ادبیات، خودبخود به عقیم شدن آن تلاش‌ها می‌انجامد.
با توجه به شخصیت فهیم و فرهیخته‌ای که از آقای «واعظی» سراغ داریم، انتظار می‌رود ایشان برای این غفلت سهوی و غیرعمد موجود در کلام و گفتارشان، در اسرع وقت جبران مافات نمایند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پانویس:
۱ـادوارد تایلر، فرهنگ ابتدائی
‌این نوشته در کاشان‌نیوز اینجا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ اسفند ۹۰ ، ۱۲:۳۹
علی مصلحی

محله باکلاس شهروند بی‌کلاس

يكشنبه, ۷ اسفند ۱۳۹۰، ۰۴:۴۰ ب.ظ
خداوند صریحا در قرآن تنها و تنها ملاک برتری انسان‌ها را «تقوی» می‌داند. هیچگونه برتری قومی، ملی، نژادی، اقتصادی و... ملاک برتری انسانی بر انسان دیگر نیست و نمی‌تواند باشد.(سوره حجرات آیه ۱۳)
نهادهای حقوقی و مدنی بشری هم صریحا تصریح می‌نمایند که همه انسان‌ها در برابر قانون و به طریق‌اولی، در استفاده از امکانات طبیعی و حقوق اولیه مساوی هستند، و هیچ فرد یا گروهی نمی‌تواند به صرف داشتن نوع خاصی از برتری، فرد یا گروهی دیگر را از داشتن حقی، یا استفاده از یک امکان عمومی که شرایط قانونی آن محقق شده باز دارد.
هر انسانی، این حق و آزادی را دارد که از استعدادهای ذاتی و خدادادی خود به بهترین نحو استفاده نموده، و در سایه آن به موفقیت‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دست پیدا کند.
 هر کسی می‌تواند و حق دارد از حاصل دسترنج خود در هر جایی که دلش خواست برای آرامش، آسایش، و رفاه خود، خانواده و اطرافیانش، مسکن با بهترین امکانات روز تهیه کند.
اما هیچ مزیت اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی و شخصی، هیچ حقی برای هیچ فردی ایجاد نمی‌کند که مانع دستیابی دیگر شهروندان به امکانات مشابه شوند. همه شهروندان در برابر قانون و به هنگام استفاده از امکانات عمومی برابر هستند و حدود و شرایط آن‌را قانون مشخص می‌نماید. چنانچه احیانا اشکالی در این مورد مشاهده شد، باید به مراجع قانونی مراجعه نمود، نه آنکه یک شهروند یا مجموعه‌ای از شهروندان، راسا اقدام به مداخله در امور عمومی نموده و تلاش نمایند تا مانع استفاده شهروندی دیگر یا مجموعه‌ای از شهروندان دیگر، از امکانات عمومی شهری شوند که قانون اجازه استفاده از آن امکانات را در اختیار آن‌ها قرار داده است.
در خبر‌ها آمده است که عده‌ای از ساکنان تقریبا متمول یک منطقه در کاشان (محدوده پارک کوزه) به بهانه‌ای سخیف و مبتنی بر یک برتری‌جویی کودکانه، در کار قانونی ایجاد یک بازار روز شهری در منطقه مورد نظر و ایجاد یک بستر شغلی سالم برای عده‌ای از شهروندان اشکال‌تراشی نموده‌اند.
 مهم‌ترین ادعای شهروندان یادشده هم این بوده‌است که خود و محله سکونتشان را «باکلاس» تصور نموده و بازار کسبی که قرار است در محل زندگی آن‌ها ایجادشود، و گردانندگان آن را «بی‌کلاس» فرض نموده‌اند و با همین استدالال سخیف و از موضع خودبرتربینی در کار دیگر شهروندان اختلال و اشکال ایجاد نموده‌اند.
حقیقت آنست که، مهم‌ترین مولفه و استاندارد در تعریف «باکلاسی» و «بی‌کلاسی» و اصطلاحا متمدن بودن یک شهروند، میزان و نسبتی است که آن شهروند با قاعده و قانون و اصول شهروندی برقرار می‌نماید و احترام متقابلی که برای همنوع خود قائل می‌شود. شکی نیست که در سایه تخلق به چنین معرفتی، ذاتا نوعی از فروتنی اجتماعی در انسان شکل می‌گیرد، که نه تنها خود را از هیچ شهروند دیگری بر‌تر نمی‌داند که به همه انسان‌ها با همه تفاوت‌ها به دیده احترام و تکریم نگاه می‌کند.
تشبث به چنین برتری سخیفی بیش از هر چیز از «بی‌کلاسی» آدمی حکایت می‌کند و ناخواسته پرده از عمق عقب‌ماندگی و دگم‌اندیش فرد، برمی‌دارد.
شایسته است، شهروندی که خود را «باکلاس» احساس می‌نماید و می‌داند، ضمن احترام به قانون، برای همسایگان خود نیز توضیح دهد که ایجاد بازار یاد شده در محل سکونت آن‌ها با مجوز قانونی قرار است احداث شود و علاوه بر آن نه تنها هیچ گونه مزاحمتی برای آن‌ها ایجاد نخواهد نمود، که به سهل و روان‌تر شدن امور روزانه آن‌ها هم کمک خواهد شد. ضمنا هیچ لطمه‌ای هم برای «کلاس» آن‌ها در پی نخواهد داشت.
 مطمئنا در سایه استقبال از حضور شهروندانی جدید در محل، بستر مناسبی برای «تعامل» بین همسایگان و متولیان و فروشندگان بازار جدید ایجاد خواهد شد و نتیجه آن رضایت همگانی خواهد بود. در غیر این‌صورت خدای ناکرده شهروندان متمول و خود باکلاس خوانده، باید هر از گاهی با سد‌معبر‌ها و موانعی روبه شوند، که جمعی از شهروندان مظلوم و بی‌گناه شهر، و به تعبیر اشتباه این دسته «بی‌کلاس» برای احقاق ابتدایی‌ترین حقوق خود در برابر ادارات دولتی و در خیابان ایجاد می‌نمایند.
این نوشته در کاشان‌نیوز اینجا
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ اسفند ۹۰ ، ۱۶:۴۰
علی مصلحی

«نوری‌زاده» و تطهیر «حسنی‌مبارک»

جمعه, ۵ اسفند ۱۳۹۰، ۰۴:۳۷ ب.ظ
توهم که به قول معروف سبز و سرخ نیست. حتما نباید آدم «اهورا پیروز»  باشد که در یک تلوزیون ماهواره‌ای بنشیند و وعده‌های خنده‌آوری بدهد که هر ننه‌قمری را به خنده می‌اندازد، یا «فرود‌فولادوند» که اید‌ه‌های خود را با ساختن رادیوهای کنترل مرکزی و عضوگیری از طریق یک سایت اینترنتی و شبکه یوتیوب دنبال می‌کرد.
نه خیر حتما و به تنهایی این‌ها متوهم نیستند. هر کسی با هر عنوان و سابقه و مدرکی می‌تواند به سراغ توهم برود، یا توهم به سراغ او.
می‌توان احساس کرد که اگر آدم بی‌نظیری نیستم، کم‌نظیر هستم. می‌توان خود را در همه چیز و همه مقولات صاحب‌نظر و کار‌شناس فرض کرد و اظهار نظر نمود. از داروی‌گیاهی بگیر تا پیچیده‌ترین تکنولوژی‌های نظامی و استراتژیکی.
من خدای ناکرده، قصد توهین به هیچ شخصی، خصوصا آقای دکتر «علی‌رضا‌نوری‌زاده» را ندارم. اما آیا از رفتار متناقض و متضاد و پیش‌بینی‌های متعدد وی، که هیچکدام محقق نشده و همین‌طور هم بدون وقفه ادامه دارد، چه برداشتی غیر از توهم می‌توان کرد؟
آیا باید در برابر اینگونه رفتار و اشتباهات که در سایه سکوت و بی‌اعتنایی، پای جنبش‌سبز نوشته می‌شود، و علی‌القاعده متنافر با مانیفست اصلی جنبش هم هست، به سادگی و با بی‌اعتنایی عبور کرد؟
آقای دکتر «نوری‌زاده» دستِ‌کم ۳۰ سال است که در خارج از کشور، در نقش یک اپوزیسیون قوی و پرانرژی ظاهر شده، و در طول تمام این سال‌ها، مشغول رایزنی و کار‌شناسی برای براندازی نظام جمهوری اسلامی بوده‌است. هر سال هم وعده می‌داده‌است که، سال بعد جمهوری اسلامی واژگون شده و او در ایران و از میدان آزادی گزارش خواهد داد. و البته هنوز این آرزوی رویایی تحقق نیافته‌است. ولی این تحقق نیافتن آرزو‌ها و رویا‌ها و پیش‌بینی‌ها، هیچ‌گاه باعث نشده، تا او سرخورده شده و کار را‌‌ رها کند و در عین حال هم یک‌بار، حتی یک‌بار به علت اشتباه در محاسبه یا اشتباه در پیش‌بینی یا اشتباه در هرچیزی که منجر به اثبات خلاف وعده‌های او، بار‌ها و بار‌ها شده، خود را موظف ندانسته که از مخاطبین خود عذرخواهی نماید.
 «علی‌رضا‌نوری‌زاده» بر خلاف آنکه تلاش می‌کند خود را آدمی جنتلمن و بافرهنگ و منسوب به پیشینه خانوادگی اصطلاحا باکلاسی نشان دهد، به معنای واقعی کلمه آدم «لمپن»ی است. در تمام مباحثه‌ها و گفتگوی‌های تصویری و صوتی خود، هیچ ابایی از به کار بردن الفاظ زشت و خلاف ادب ندارد و حرمت اشخاص برایش اصلا موضوعیت و معنا ندارد. حتی اگر مهمان رسانه‌ای باشد که تا اندازه‌ای وسواس نسبت به اصول حرفه‌ای کار رسانه‌ دارند. بی‌جهت نیست که همیشه مهمان‌ویژه شبکه ماهواره‌ای «صدای‌آمریکا» است که خیلی به اصول و قواعد رسانه توجه ندارند. با این‌حال «نوری‌زاده» در این شبکه تلوزیونی کمی جانب احتیاط را رعایت می‌کند. و الا در برنامه‌های سایت شخصی وی و همچنین چند شبکه آماتور که ایشان در آن‌ها اجرای برنامه دارد، این بی‌توجهی و مرزشکنی واویلاست.
آقای «نوری‌زاده» در برنامه امشب (۱۳۹۰/۱۲/۰۵) تفسیر خبر صدای آمریکا و در پاسخ به سؤالی که به مقایسه بین اتفاقات سال گذشته در سایر کشورهای عربی با کشور «سوریه» می‌پرداخت، گفت که کشور «مصر» کشته نداشت. و وقتی با توضیح مجری برنامه (بیژن فرهودی) مواجه شد که اعلام کرد در جریان نا‌آرامی‌های مصر دستِ‌کم ۸۰۰ نفر کشته شدند، اعلام کرد که آن‌ها را «مبارک» نکشت آن‌ها قربانی یک گروه شدند. گو اینکه این گروه ناگهان از آسمان نازل شده و فقط ماموریت داشتند تا این عده را کشته و دوباره به آسمان برگردند و اصلا روح «حسنی‌مبارک» هم از وجود آن‌ها در حاشیه و اطراف خودش بی‌خبر بوده‌است.
این اندازه کودکانه به قضیه نگاه کردن و در پی آن دست به توجیه زدن، البته که از آقای «نوری‌زاده» تعجب‌آور نیست. آقای دکتر اگر با همین وضعیت در مورد ایران روبه رو شود و مثلا شخصی مثل خودش اما در جایگاه توجیه رهبر ایران نشسته باشد و بگوید، رهبری ایران از وقایع خشونت‌بار کشور اطلاع نداشته و ناراضی بوده، بلافاصله ایراد می‌گیرد که، اگر مطلع نیست، پس چرا رهبر کشور است؟ و اگر رهبر کشور است باید که از همه چیز اطراف خودش و در حوزه تحت مدیریت‌اش با خبر باشد. به عبارتی آقای «خامنه‌ای» موظف است با خبر باشد و مانع شود، اما «حسنی‌مبارک» چنین وظیفه‌ای ندارد چون آقای دکتر چنین تشخیص داده‌ و تجویز فرموده‌اند.
بزرگ‌ترین مولفه کار کار‌شناسی و تحلیل و اظهار نظر در قلمرو عمومی، آن است که اگر آدم مرتکب اشتباه شد، بلافاصله اشتباه خود را پذیرفته و از مخاطبین خود عذر‌خواهی نماید. بعضی وقت‌ها حتی لازم می‌آید آدم مسؤلیت اشتباه همکاران و زیر مجموعه‌ای را برای ترمیم اعتبار عمومی خود برعهده بگیرد.
آقای «نوری‌زاده» ظاهرا خود را از این مولفه و مشخصه و نیاز به ترمیم اعتبار و آبرو بی‌نیاز می‌دانند. والا باید در جریان گاف رسانه‌ای موسوم به «سردارمدحی» که افتضاح عمومی گسترده‌ای را به دنبال داشت و با هیچ بهانه و توضیحی قابل توجیه و رفع و رجوع نبود، برای یکبار قبول می‌کرد که اشتباه کرده و از مخاطبین خود عذر می‌خواست. اما کیست که نداند ایشان و آقای «شریعتمداری» هیچگاه اشتباه نمی‌کنند تا نیاز به عذر و پوزش داشته باشند؟
 همیشه حق با آنهاست حتی اگر خلافش ثابت شود.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ اسفند ۹۰ ، ۱۶:۳۷
علی مصلحی

از مسیحیت «یوسف‌ندرخانی» تا اسلام «علی‌استون»

پنجشنبه, ۴ اسفند ۱۳۹۰، ۰۷:۳۴ ب.ظ

این‌روز‌ها همه‌جا جشن و شادمانی در تمام محافل رسانه‌ای و فرهنگی و تبلیغی مسلمانان در ایران، به‌خاطر تشرف یک مسیحی جوان به دین اسلام برپا است.(+)
 
   مسلمانان شادمان و خرسند از این اتفاق، آن‌را به‌عنوان برگ برنده و یکی از اسناد معتبر حقانیت دین اسلام و فرقه شیعه مطرح، و اخبار این تشرف را با تفصیل بسیار این‌طرف و آن‌طرف منتشر نموده و روی آن تبلغ می‌کنند.

   این سرور و شادمانی در شرایطی واقع می‌شود که، چند سالی است که آقای «یوسف‌ ندرخانی» جوان مسلمان ایرانی، به مسیحیت گرویده و از آن‌جا که بر اساس قرائتی خاص از اسلام، آن‌گونه انتخاب در حکم «ارتداد» قلم‌داد شده و مجازات مرگ به‌دنبال دارد، نام‌برده نیز از مدت‌ها پیش بازداشت و محاکمه، و به اعدام محکوم شده است و اکنون پس از تشریفات قانونی و نهایی‌شدن حکم، ظاهرا قرار است حکم اعدام ایشان طی روزهای آتی اجرا شود.

   «شان‌علی‌استون» در نوع خودش آدم بزرگ و مطرحی‌ است. یک بازی‌گر، کارگردان و تهیه‌کننده سینما و فرزند «الیوراستون» یکی از مطرح‌ترین و معتبر‌ترین کارگردانان سینمای آمریکا.
به نسبت و اندازه خودش مطالعه و تحقیق نموده، و اکنون در سایه آن‌ دست به انتخاب زده است. این حق طبیعی اوست.

 انسان به دلیل انسان بودن هم حق انتخاب دارد، هم حق اشتباه. این‌که این انتخاب صحیح است یا اشتباه، باید به معیار و محک‌های عقلی و منطقی آن، و هم‌چنین خبرگان تشخیص مراجعه نمود.

 با این‌حال، تردیدی وجود ندارد که میزان دانش و تجربه و تحقیقات «شان‌علی‌استون» قابل قیاس با تجربیات و تحقیقات علمی، دینی و فلسفی پرفسور «هانری‌کوربن» نیست.

 «هانری‌کربن» فیلسوف، شرق‌شناس، ایران‌شناس، و شیعه‌شناس معتبر فرانسوی و استاد دانشگاه «سوربن» بوده‌است. وی محضر علمی فیلسوفان بزرگ و برجسته از جمله «لویی‌ماسینیون» را درک کرده بود.
 «کربن» نخستین مترجم آثار «هایدگر» به فرانسوی است. وی به زبان‌های آلمانی، عربی، و سانسکریت مسلط بوده‌است.

 «کربن» برای تحقیقاتی پیرامون تشیع به ایران مسافرت می‌نماید. طی این مسافرت‌ها و حضور در مجامع دانشگاهی با استاد علامه «طباطبایی» آشنا شده و مباحثه علمی و ارتباط فکری بین آن‌ها برقرار می‌شود. حاصل آن ارتباط و مباحثه علاقه شدید ایشان به مذهب «تشییع» و دفاع برجسته و همه‌جانبه از این فرقه اسلامی، در سطوح دانشگاهی معتبر می‌شود. حتی وی در ستایش و تعریف از «تشیع» اقدام به نوشتن کتاب هم می‌‌کند. با همه این‌ها اما، ایشان کاتولیک به دنیا آمده کاتولیک زندگی می‌کند، و کاتولیک از دنیا می‌رود. (+)

 مطمئنا به‌‌ همان اندازه که «علی‌استون» حق دارد که اسلام و تشیع نشناخته را اتنخاب کند، «کربن» هم حق داشته که اسلام و تشیع شناخته را انتخاب نکند و کاتولیک باقی بماند و به‌‌ همان اندازه هم  آقای «ندرخانی» آزاد است و حق دارد که مسیحیت را انتخاب کند. تمام مجامع اسلامی و شیعی و غیرشیعی هم حق دارند از تشرف یک نفر به دین اسلام، خوش‌حال و شادمان بوده و آن‌را رسانه‌ای نموده و تبلیغ کنند، اما به همه این دلایل حق ندارند مانع آزادی انتخاب «دین» برای انسانی شده و انتخابی را اشتباه تلقی و برای آن حکم اعدام صادر نمایند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ اسفند ۹۰ ، ۱۹:۳۴
علی مصلحی
 شبکۀ خبری «راشیا‌تودی» روسیه، به تازگی در گزارشی بمناسبت پنجاهمین سالگرد دانشگاه دولتی روسیه بنام «پاتریس‌لومومبا»، مدعی شده‌است که تعدای از رهبران برجسته سیاسی امروز جهان، و از جمله آقای «خامنه‌ای» قبلا دانشجوی آن دانشگاه بوده و از آن دانشگاه فارغ‌‌التحصیل شده‌اند.‌(+)
گمان می‌رود این یک اشتباه لفظی یا لغوی غیرعمدی بوده که بلافاصله رسانه‌ای شده  و هنوز فرصت اصلاح و توضیح یا تکذیب پیدا نکرده است.
البته اصلا غیرممکن نیست که یک بعد و زاویه از زندگی یک شخصیت، در عین شهرت جهانی، ناشناخته بماند. این امر ممکن است. ممکن خیلی غریبی هم نیست. اما کمی بعید می‌نماید.
بر همین مبنا ممکن است که آقای «خامنه‌ای» پیش از انقلاب در دانشگاه روسی «لومومبا» دانشجو بوده و درس خوانده و هیچ‌کس هم از آن خبر نداشته و لزومی هم به بیان و اعلام عمومی آن حس نشده‌است.
اما در شرایطی که این واقعیت، امر غیرممکنی نیست، در عین حال به نظر کمی غیر قابل باور می‌‌رسد و بیشتر به نظرمی‌رسد که شبکه خبری یاد‌شده، دچار یک گاف خبری و اشتباه رسانه‌ای شده و خبر اشتباه مخابره شده‌است.
باید صبر کرد و واکنش‌ها را مشاهده نمود. اگر دانشگاه یاد شده اشتباهی را تصحیح نکرد، یا از این‌طرف تکذیبیه‌ای صادر نشد، آن موقع می‌توان بهتر اعلام نظر کرد.
شواهد و قرائن موجود فعلی، برخلاف اطلاعات اعلام شده شهادت می‌دهند. اطلاعات دانشگاه «پاتریس لومومبا» پازل واحد و دقیقی را تشکیل نمی‌دهند و حلقه‌های مفقوده زیادی برای آن متصور است. چه اینکه اگر چنین می‌بود، باید در تمام این سال‌ها در اسناد و خاطراتی که از زندگی آقای «خامنه‌ای» این‌طرف و آن‌طرف منتشر شده و خاطراتی که توسط همراهان و دوستان وی از دوران کودکی و جوانی در شهر مشهد، و بعد از آن در تهران بازگو شده، و یا حتی در اسناد ساواک، ردِپایی از دوران مورد اشاره وجود داشته باشد که نیست.
اما اگر وجود داشته و اراده‌ای قوی تلاش موفقی نموده‌است که آن‌را در پرده نگه دارد و اکنون نا‌خواسته از پرده برون افتاده، به قولی این امریست علی‌حده و قابل توجه. اما در حال حاضر باید کمی صبرکرد.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ اسفند ۹۰ ، ۱۶:۳۴
علی مصلحی