وب‌نوشته‌های یک شیشه‌بر

علی مصلحی
وب‌نوشته‌های یک شیشه‌بر

روزنامه‌نگاری که کارمند بانک بوده و اکنون شیشه‌بری می‌کند

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
پیوندها

۲۴۱ مطلب با موضوع «سیاست» ثبت شده است

استبداد دینی

پنجشنبه, ۱۰ دی ۱۳۸۸، ۰۵:۱۹ ق.ظ

 این پست تقدیم می‌شود به «معصومه‌خانم مصلحی» که فردا تولدش می‌باشد
«از آن قوای ملعونه که بعد از جهالت ملت، از همه اعظم، و علاجش هم به‌واسطه رسوخش در قلوب، از لوازم دیانت محسوب بودن، از همه اصعب و در حدود امتناع است، همان شعبه استبداد دینی است.»
( تنزیه‌المله میرزای نایینی)

معروف است در واقعه «رژی» (تحریم تنباکو) وقتی مردم به ندای رهبر مذهبی خود ــ‌میرزای شیرازی‌ــ با دل و جان پاسخ دادند و نه‌این‌که از استعمال دخانیات سر باز زدند، بلکه قلیان‌ها را هم شکستند. وقتی «ناصرالدین شاه» از زنان حرم خواست برایش قلیان بیاورند، یکی از زنان حرم، قلیان مرصع را در حضور شاه بر زمین زد و شکست و گفت :کشیدن قلیان حرام است. وقتی «ناصرالدین شاه» با تغییر از حرمت کشیدن قلیان و کسی که این حرمت را اعلام داشته بود سئوال کرد جوابی ساده را که همه باورهای واقعی ما در آن نهفته است شنید: «کسی که من را برای شما حلال کرده.»
این سخن پایان گفتمان شاه و زنان حرم‌سرا بود که فرمان پیشوای دینی اعظم از فرمان قبله عالم و ارجح بر فرمان همسر بود.

نزدیک به ۱۶۰ سال از آن واقعه تاریخی که به‌راستی آبرویی برای مرجعیت دینی و دین بود، می‌گذرد. صد و شصت سالی که بر تاریخ ایران و تاریخ مرجعیت شیعه در همه جهان چه‌ها نرفته است.

اگرچه این حادثه به‌علت وسعت و عظمت و تاثیری که بر جریان سیاست‌گزاری عظیم یک کشور خارجی گذاشت، یک واقعه منحصر به‌فرد است، اما اتفاقات از این دست طی ۱۶۰ سال گذشته بسیار اتفاق افتاده و قذرت عظیم مرجعیت را به دشمنان دین و مردم دینی نشان داده است.

اما متاسفانه سوء‌استفاده از دین و استفاده ابزاری از آن طی سال‌های اخیر، علیرغم تذکر مشفقان دردمند از یک‌طرف و تلبیس به شکل و لباس دین توسط عده ای فاقد شان این حوزه از طرف دیگر، و همچنین مصادره دین به نفع خود و تفسیر و تعبیر دین بر اساس حوائج نفسانی بعضی از عالمان دینی باعث خالی شدن شدید کاسه دین و فقر اعتبار آن به نحو بسیار فاحشی شده است.

اخیرا یکی از مراجع عالی‌رتبه تقلید شیعیان جهان ــ‌آقای منتظری‌ ــ‌که به تایید دوست و دشمن در حوزه علم و عمل در میان حوزویان جزء کبار این صنف محسوب می‌شد، از دنیا رفت.
در عظمت شخصیت علمی ایشان همین بس که تمام علمای حاضر مستقیم یا غیرمستقیم از شاگردان ایشان بوده‌اند.
پس از فقدان این مرجع بزرگ، جمعیت عظیمی از علاقه‌مندان به شان مرجعیت تقلید شیعه و از مقلدان پرشمار او، علیرغم کمترین اطلاع‌رسانی رسمی در مراسم تشیع جنازه او شرکت کردند.
نه‌تنها این مراسم عظیم در هیچ رسانه رسمی انعکاس نیافت، بلکه جمعی از عوام به سعایت و هدایت همان مراجع رسمی مانع از برگزاری مراسم ترحیم این بزرگ‌مرد فقاهت و شجاعت شده و هم‌زمان عک‌سهای وی را در شهر قم و اطراف منزل و دفترش پاره نمودند.
طرفه آن‌که حرمت‌شکنان به ساحت مرجعیت شیعه و آقای «منتظری» و «صانعی»، فردای آن‌روز توسط شخصی که مدعی است از صنف مراجع تقلید است مورد میزبانی، حمایت و تشکر قرار گرفتند.

بنده در این‌که ایشان شرایط مرجعیت تقلید دارند یا خیر بحثی ندارم. گو این‌که چنین حقی بر اساس عرف نانوشته حوزه‌های علمیه صرفا مخصوص علمای طراز اول است لاغیر.
اما جای سئوال بسیار بزرگی است از حضرت ایشان و سایر مراجع تقلید دیگر که چرا دیگر امروزه فتوی یا پیشنهاد شما ــ فرق نمی‌کند از هر طرف که باشید ــ مثل گذشته پایان گفتمان اختلاف در بین مقلدانتان نیست؟ و چرا امروز حرف نه‌تنها قبله عالم که حرف کودکان نیز در همه‌جا بر حرف و نصیحت شما ارجح است؟ بلکه دقیقا مردم می‌گردند ببینند شما چه گفته‌اید تا عکس آن‌را عمل کنند؟
اگر باور ندارید به رنگ رخسار جامعه پیرامون‌تان نگاه دقیق‌تری بیاندازید.

تمام مردم کشور که اغلب از مقلدین شما هستند، امسال یک روز زودتر از شما به استقبال ماه شوال رفتند.

تنها رسانه رسمی کشور که بزرگ‌ترین و بیشترین سهم را در تخریب شان و جای‌گاه مرجعیت، طی سال‌های اخیر داشته، امروزه بیشترین تلاش خود را بر پرکردن این خلا و شکافی که هر لحظه روبه افزایش است می‌گذارد، اما هرچه او بیشتر می‌گوید؛ مردم کم‌تر می‌شنوند.
گفت: گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من، آن‌که البته به جای نرسد صدای «صدا و سیمای» ضرغامی است.

دیری نمی‌گذرد که خشونت ناشی از استبداد دینی، مفتیان خشونت را به‌کام خود فرو خواهد بلعید.از آن‌رو که مقلدان به عینه مشاهده می‌کنند:
 واعظان کین جلوه در محراب و منبر می‌کنند به خلوت نرفته و در جلوت کاری خلاف وعظ خود انجام می‌دهند.
حافظ همین امروز هست که سروده است:
ما شیخ و واعظ کمتر شناسیم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ دی ۸۸ ، ۰۵:۱۹
علی مصلحی

دیروز عاشورا بود

دوشنبه, ۷ دی ۱۳۸۸، ۰۴:۴۸ ق.ظ

آن‌گاه
خورشید سرد شد
و برکت از زمین‌ها رفت
و سبزه‌ها به صحراها خشکیدند
و ماهیان به دریاها خشکیدند
و خاک مردگانش را
زان‌پس به‌خود نپذیرفت
شب در تمام پنجره‌های پریده‌رنگ
مانند یک تصور مشکوک
پیوسته در تراکم و طغیان بود
و راه‌ها ادامه خود را
در تیرگی رها کردند
دیگر کسی به عشق نیندیشد
دیگر کسی به فتح نیندیشید
و هیچ‌کس
دیگر به هیچ‌چیز نیندیشید
(فروغ)
==
امروز از میدان «امام حسین» تا میدان «انقلاب» بارها و بارها خیابان‌های منتهی به خیابان انقلاب را بالا و پایین رفتم و علیرغم آن‌که چهره نسبتا موجهی داشتم، اجازه ورود به خیابان انقلاب و همراهی با مردم را نیافتم و هربار با تهدید و فشار و گاهی با استشاق گاز اشک‌آور بازگشتم و خیابان دیگری را امتحان کردم و امتحان کردیم مجموعه عزاداران اباعبدالله‌الحسین و مردم عزادار تهران، و هربار تکرار همان قصه، و غصه بزرگی در دل که از همه طرف صدای شلیک گلوله را می‌شنیدی و حضور سنگین نیروهای انتظامی به‌همراه نیروهای لباس‌شخصی بسیج را پررنگ‌تر از همیشه می‌شنیدی.
یعنی آن‌طرف‌ها که صدای خون می‌آید چه خبر است؟
این دودها که هر لحظه سیاه‌تر و پررنگ‌تر فضای حوالی میدان «فردوسی » را در برمی‌گیرد نشانه چیست؟

ساعت ۱۲ ظهر به میدان انقلاب می‌رسم. با «ابوالفضل» تماس می‌گیرم. از پشت تلفن صدای بلند و عمیق و وسیع «یا حسین میرحسین» به‌گوش می‌رسد. شتاب‌زده می‌گوید که تقاطع خیابان «آزادی» و «اسکندری» حضور دارد.
به همان سمت نگاه می‌کنم؛ دودی سیاه‌تر که هر لحظه بیشتر و بیشتر می‌شود، فضای خیابان آزادی را فراگرفته است و از میدان «انقلاب» به بالا به سمت میدان «آزادی» تمام مسیر ویژه عبور اتوبوس و جایگاه‌های مسافران در اشغال سنگین گارد ویژه نیروی انتظامی و نیروهای لباس‌شخصی بسیج است. و هر از گاهی نیروهای گارد ویژه با عبور پر سروصدا، همراه با چرخاندن باتوم در فضا مانوری را برای ایجاد رعب و وحشت به نمایش می‌گذارند.

آیا این قصه‌ها، غصه شهادت «سید علی موسوی» و چهار انسان بزرگ دیگر را آبستن است؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ دی ۸۸ ، ۰۴:۴۸
علی مصلحی

چاه مکن بهر کسی

چهارشنبه, ۲ دی ۱۳۸۸، ۰۴:۳۸ ق.ظ

«مولوی» در دفتر ششم مثنوی داستانی دارد درباره رنجوری که برای مداوا پیش طبیب رفت:
آن یکی رنجور شد سوی طبیب
 گفت نبضم را فرو بین ای لبیب
و طبیب پس از مداوا و نبض‌گرفتن واقف شد که امید صحت بر او محال است. بنابراین برای آن‌که دستور پرهیز برای بیماری که روزهای آخر عمر را سپری می‌کند مفید به حال نیست و کمترین نتیجه را در بر ندارد بنابراین:
گفت هر چت دل بخواهد آن بکن
تا رود از جسمت این رنج کهن

هرچه خواهد خاطر تو وا مگیر
 تا نگردد صبر و پرهیزت زحیر

صبر و پرهیز این مرض را دان زیان
 هرچه خواهد دل، درآرش در میان

رنجور از طبیب فارغ شده به‌راه افتاد. در کنار جوی آبی، صوفیی نشسته دست و رو می‌شست. رنجور بر پشت گردن صاف صوفی طمع کرد و نسخه طبیب را بیاد آورد. سیلی محکمی بر پشت گردن صوفی نواخت.
 صوفی رنجور را به قاضی برد و قاضی پس از دیدن حال زار رنجور، صوفی را مخاطب ساخت که: حکم خدا درباره زندگان است و این رنجور سال‌ها پیش مرده است و ... .
صوفی قاضی را پرسید:
گفت صوفی پس روا داری که او
 سیلی‌م زد بی‌ قصاص و بی‌ تسو؟

و قاضی بلافاصله از او پرسیدکه:
گفت قاضی تو چه داری بیش و کم؟
گفت دارم در جهان من شش درم

گفت قاضی:سه درم تو خرج کن
 آن سه دیگر را به او ده بی سخن

زار و رنجورست و درویش و ضعیف
 سه درم دربایدش ترّة و رغیف

قاضی و صوفی مشغول جر و بحث و گفت‌وگو شدند. در همین حین نگاه رنجور به پشت گردن قاضی افتاد.
بر قفای قاضی افتادش نظر
از قفای صوفی آن بد بتر

سوی گوش قاضی آمد بهر راز
 سیلیی آورد قاضی را فراز

پس از سیلی‌خوردن قاضی از رنجور، صوفی قاضی را سزنش کرد که:
آنچ نپسندی به خود ای شیخ دین
 چون پسندی بر برادر، ای امین؟

این ندانی که پی من چه کنی
هم در آن چه عاقبت خود افگنی؟

این یکی حکمت چنین بد در قضا
 که تو را آورد سیلی بر قفا

وای بر احکام دیگرهای تو
 تا چه آرد بر سر و بر پای تو؟

بقیه داستان را خود حدس زده یا در مثنوی عظیم معنوی بخوانید.

آقای دکتر « علی لاریجانی » را خیلی سال است که می شناسید و می‌شناسیم. از مراسم تودیع «سید محمد خاتمی » از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و معرفی وی به‌عنوان وزیر جدید، در همان روز بود که وقتی اکثر کارمندان وزارت ارشاد از خداحافظی «خاتمی » به شدت متاثر بودند، آقای «سید محمود دعایی» خطاب به او گفت: «ای کاش هنگام خداحافظی شما هم کارمندان این‌گونه متاثر باشند.» و ای‌کاش که در همه جا هنگام تودیع، همکاران از رفتن هیچ‌کس خوشحال نباشند که متاسفانه بالای نود درصد این‌گونه نیست و در مورد آقای « لاریجانی» هم.

به صدا وسیما آمد و هشت سال از خاطر هی‌چکس نرفته است که رسانه ملی ایران طی این مدت به دلیل رویکرد جناحی و یک‌سویه او از یک‌طرف و حذف و تخریب و اهانت نسبت به شخصیت‌های بزرگ علمی، هنری و مذهبی از طرف دیگر به «سیمای لاریجانی» تنزل شان یافت.
در همین دوره بارها و بارها به سعی و سعایت او برنامه‌هایی ساخته و پرداخته شد که مهمترین هدفش حذف «اصلاح» و «‌اصلاح‌طلبی» بود.
سانسور خبری و تحریف و جعل خبر در دوران مدیریت او عملا تشویق، و ترغیب تلویحی خشونت و شاخه شناخته شده آن «انصارحزبالله» بوده است.
مردم ما برنامه‌های «چراغ»، «هویت» و فیلم سانسور شده و تحریفی «کنفرانس برلین» پخش‌شده از سیمای تحت مدیریت ایشان را هنوز فراموش نکرده‌اند.

از مشخصات بارز«اخوان لاریجانی» چرخش سریع در مواضع است و آقای دکتر نیز از این خصیصه بهره کافی و وافی برده است؛ تا بدان‌جا که ظهر روز انتخابات دهم پس از رصدکردن اوضاع و دریافت اخبار رسمی ریاست‌جمهوری مهندس «موسوی» را به ایشان تبریک گفته و پس از اتفاقات ناگوار بعد از انتخابات در برنامه زنده تلوزیونی خواستار آن شد که صدا و سیما به مخالفین هم حق و وقت برای دفاع بدهد از یک‌طرف، و از طرف دیگر حمله شدیدالحن ایشان به سران جنبش سبز پس از جریان پاره‌شدن عکس موسوم به «اهانت به امام».

بگذریم درباره ایشان و اخلاق خاص ایشان بسیار بیشتر می‌توان نوشت.

آقای دکتر اخیرا به نمایندگی از ریاست‌جمهور خصوصا و ملت ایران عموما، راس یک هیئت دیپلماتیک به کشور «انور سادات» و «حسنی مبارک»، کشور اهرام مسافرت نموده و مسئولیت دیپلماتیک خود را نه کم نه زیاد ــ آن‌چنان‌که باید ــ انجام داد و برگشت. اما بلافاصله دست‌پروردگانش در «انصار حزب‌الله» و بیسج دانشگاه‌ها پشت گردن او را از پشت گردن مرحوم دکتر «زرین‌کوب» و دکتر «‌شفیعی کدکنی» و دکتر «چنگیز پهلوان» و خانم دکتر «جمیله کدیور» و ... صاف‌تر یافته و هوس پشت‌گردنی‌زدن به او نمودند.

نامه شدیداللحن بسیج دانشگاه‌ها به آقای لاریجانی و تقاضای عذر‌خواهی او از ملت ایران به دلیل ملاقات با «حسنی مبارک» به سعایت و راهنمایی آن‌هایی تنظیم شده است که امروز در راهپیمایی خودجوش؟؟؟ قم راه‌پیمایان را به حضور پذیرفته و به مردم ایران ؟؟؟پیام دادند که «شهر مقدس قم جای منافقان نیست.»
 دیری نمی‌پاید که راهپیمایان امروز درخواست خروج میزبان امروزشان را از قم خواهند داشت.
مگر آن‌که ...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ دی ۸۸ ، ۰۴:۳۸
علی مصلحی

نمی‌دونم

سه شنبه, ۱ دی ۱۳۸۸، ۰۴:۲۰ ق.ظ

۱ــ می‌گویند: شخصی از دست همسایه‌اش به دادگاه شکایت کرد که برف‌هایش را روی بام من می‌ریزد.
 هفت هشت ماه بعد، در تابستان جواب دادگاه را به دادخواهی خود این‌گونه دریافت کرد: شما هم برف‌هایتان را روی پشت‌بام آن‌ها بریز.

پس از جدایی خانم «فاطمه معتمدآریا»، از کاروان ۱۰ نفری سینمای ایران اعزامی به آمریکا و بازتاب منفی این اتفاق در میان اعضای هیئت‌مدیره آکادمی علوم و هنرهای سینمایی اسکار، به‌علاوه محرومیت از شرکت در یک همایش بین‌المللی سینمایی حدود دو ماه پیش، ــ به‌علت ممنوع‌الخروج بودن ــ امروز اعلام شد ممنوعیت خروج خانم «فاطمه معتمد‌آریا » لغو شده است.
البته در این خبر اشاره نشده است که ایشان برف‌ها را روی پشت‌بام چه کسی بریزند.

۲ــ «میرحسین موسوی » از ریاست فرهنگستان هنر برکنار شد.
برود برف پارو کند. در این زمستانی نان و آب بیشتری دارد.
نه غلام!

۳ــ بسیج و تشکلی شبیه همین بسیج، در چند دانشگاه با انتشار نامه شدید‌اللحنی از آقای «لاریجانی» به‌دلیل ملاقات با «حسنی مبارک» انتقاد و خواستار عذرخواهی او از ملت ایران شده.
در این باره فردا خواهم نوشت.
به اذن‌الله.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ دی ۸۸ ، ۰۴:۲۰
علی مصلحی

نمازجمعه

جمعه, ۲۷ آذر ۱۳۸۸، ۰۵:۵۸ ق.ظ

درباره نماز‌جمعه و ثواب شرکت در آن و لزوم شنیدن خطبه‌های نماز‌ هفته قبل نوشتم و گفتم. بنابراین برای جلوگیری از تکرار می‌روم سر خطبه‌های این هفته.
 نمازجمعه سیاسی عبادی این هفته تهران توسط آقای «ابوالقاسم امامی کاشانی» اقامه شد.
 آقای «امامی» در خطبه دوم به برگزاری انتخابات دهم ریاست‌جمهوری اشاره کرده و درباره حوادث پس از انتخابات گفت: «در همه جای دنیا انتخابات برگزار می‌شود، گروهی برنده می‌شوند و گروهی بازنده. اعتراض هم وجود دارد اما در همه جای دنیا این اعتراضات روی کاغذ هست و در فضای آرام برگزار می‌شود. ولی در این انتخابات! خطاب من به همه دوستان و دل‌سوزان کشور و نظام است دشمنان و ضد انقلاب را کاری ندارم سی سال است که نظام جواب آن‌ها را داده است. خطاب من به تمام کسانی است که در بین مشاجرات قرار گرفتند. طرفین را هم عرض می‌کنم. من از این دوستان سئوال می‌کنم که آیا این حق است؟ من به دوستان عرض می‌کنم: شما نگاه کنید ببینیداین به کجا می‌رسد؟ اگر چیز خوبی بود بروید دنبالش. شما نوشتید تشویق کردید. ظرف دشمنان را برای فعالیت آماده کردید. مقام معظم رهبری فرمودند؛ بار‌ها فرمودند. در عصر ما که عصر غیبت است و دسترسی به امام عصر (عج) نداریم، ولی‌فقیه، شناسنامه، اصل، اساس و تابلو انقلاب است. شما به شعار‌ها نگاه کنید: شعار نه شرقی نه غربی جمهوری ایرانی. علیه شهدا شعار دادن. من از شما می‌پرسم این حق است یا باطل؟ من واقعا پدرانه و برادرانه عرض می‌کنم به تمام نیروهای علاقه‌مند به نظام، وحدت کلمه پیوستگی در قدم اول بین دانشگاه و حوزه است چرا پیوستگی در قدم اول را شل می‌کنیم؟ چه خبر است در دانشگاه‌ها؟ این خبر حق است؟ به صاحب امروز که «امام حسین» است باطل است.
اگر ولایت نباشد که به‌هم می‌ریزد کشور. رهبری اگر نباشد مگر می‌شود کشور را اداره کرد؟
رهبری یا عادل است یا ظالم. رهبری ظالم را که ما سال‌ها تجربه کرده‌ایم.
کاری نداشته باشید کی چکار کرد چه کار نکرد؟ چکار به کس داری؟ «علی» (ع) خیلی کسانی را بر سر کار گماشت که بعدا آن‌ها را برداشت؟
این نظام نظام حق است. در برابر نظام حق نباید ایستاد عزیز! این را عرض می‌کنم به همه طرف. آن طرف این‌قدر فضا را پریشان نکنید. متاسفانه گاهی عمل عکس‌العمل پیدا می‌کند.
چه بگویم به این سایت‌ها! می‌نویسند؛ دروغ، راست، مخلوط. فضا را خراب می‌کنید. من به سایت‌های ضد انقلاب کار ندارم. بی‌اطلاع نوشتن بی‌ربط نوشتن، حاشیه‌ها را پر رنگ کردن. رحم باید کرد به نظام رحم باید کرد به جمهوری اسلامی.

صداو سیما بایداز همه از دانشگاه‌ها از هر طرف دعوت کند حرف‌هایشان را بزنند و راه‌ها و چاه‌ها را نشان بدهند. اهانت‌کردن به ضرر نظام است ما باید فضا را شفاف کنیم و به بیانات رهبری هم گوش دهیم.»

اول بگویم اغلب قسمت‌های خطبه نقل به مضمون است و بعد این‌که باید انصاف داد که آقای «امامی کاشانی» امروز پخته‌تر از سایر ائمه موقت جمعه تهران فضای آشوب‌زده و پریشان پایتخت و کشور را درک کرد و مطابق با این شرایط توصیه‌های درستی داشت.
 آقای «امامی کاشانی» که به استناد گزارش «عباس پالیزدار» صریحا و همچنین نامه «محمد نوری‌زاد» به رهبری تلویحا به در اختیار داشتن غیر قانونی معادن گران‌بهایی سنگ در اطراف شیراز و فساد مالی متهم است، بیش از هر جیز در این خطبه‌ها دل برای نظام سوزاند و حق هم کاملا با اوست. چنان‌چه فضا به شکل فعلی ادامه پیدا کند، نتایج فرخنده‌ای برای نظام قابل تصور نیست. اما این‌که نظام فعلی به نفع چه کسانی است سوالی است که باید ایشان به آن پاسخ دهند.
 نکته جالب در سخنان ایشان این بود که تلویحا رفتار آقای «احمدی‌نژاد» را زیر سئوال برد و با اشاره به آن‌که مولی علی (ع) هم بعضی‌ها را به کار گمارد و بعدا برکنار کرد، تلویحا چیزهایی گفت که خیلی‌ها را خوش نخواهد آمد.
 نکته دیگر توصیه‌ای است که ایشان به صدا و سیما می‌نمایند.‌‌ همان توصیه‌ای که آقای «هاشمی» در خطبه‌های بیست‌وششم تیرماه سال‌جاری به آن اقدام کرد اما توسط دوستان ایشان مورد توجه قرار نگرفت.
بگذریم آقای «امامی کاشانی» سخنان ارزش‌مندی نگفت و لی در مقایسه با دیگر هم‌تریبون‌هایش باید انصاف داد که عالی بود.
 بنابراین تا هفته آینده و نماز جمعه‌ای دیگر خداحافظ.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ آذر ۸۸ ، ۰۵:۵۸
علی مصلحی

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دوشنبه, ۲۳ آذر ۱۳۸۸، ۰۵:۴۵ ق.ظ

 «میرحسین موسوی» و «مهدی کروبی» در اعتراض به اهانت به حضرت امام و نحوه انعکاس آن در صدا و سیما، تقاضای مجوز برای برگزاری راهپیمایی اعتراض‌آمیز نمودند.
 حالا مجوز بدهند ببینند چه کسانی مدافع راه امام هستند و تعدادشان چند نفر است.
 و مجوز ندهند تا به دنیا و مافیها ثابت کنند که هیاهوهای چند روز گذشته دفاع از امام نبوده.

یکی زنگ می‌زند و با خوشحالی می‌گوید: یعنی در اتاق فکر «میرحسین» چه کسی تصمیم می‌گیرد؟ می‌گویم: «میرحسین» کاره‌ای نیست؛ تصمیم را دیگری می‌گیرد، «والله خیر‌الماکرین».

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ آذر ۸۸ ، ۰۵:۴۵
علی مصلحی

مباهله

شنبه, ۲۱ آذر ۱۳۸۸، ۰۵:۲۵ ق.ظ

امروز بیست‌وچهارم ذی‌الحجة و روز «مباهله» است. از دیروز صبح از طریق تمام تریبون‌های مقدس نمازجمعه حادثه شوم اهانت به ساحت امام راحل توسط عده، گروه یا شخصی نا‌شناس و با نیتی سیاه تبدیل به یک اعلام جنگ وسیع بر علیه جنبش سبز و رهبران این جنبش شده است.

امروز روز «مباهله» واقعی بین آنانی‌ست که طی دست‌ِکم یک‌سال گذشته بار‌ها و بار‌ها شاهد اهانت به ساحت مبارک حضرت امام، توسط دوستان نزدیک‌ِشان بودند و به‌دلیل حفظ منافع اقلی بر سر جیفه دنیا سکوت اختیار کرده، اما امروز در یک رژه سیاسی از پیش طراحی‌شده، ناگهان یادشان آمده است که این نظام زمانی با مدیریت بزرگ‌مردی به نام «روح‌الله موسوی» بنیان‌گذاری شده و اغلب سینه‌چاکان امروز بار‌ها و بار‌ها با رفتارهای متجحرانه خود اسباب ناراحتی و خون دل خوردن پدر پیرمان را فراهم نمودند از یک‌طرف و فرزندان واقعی نظام مقدس جمهوری اسلامی و حامیان حقیقی امام راحل از طرف دیگر می‌باشد.

 آثار سیه‌رویی در آنان‌که در آنان غش می‌باشد، از هم‌اکنون آشکار شده است. به‌زودی صبح دولت سیه‌رویی‌شان خواهد دمید.
 «فروغ» سروده است:
 «هیچ کس از جوی حقیری که به گودالی می‌ریزد، مرواریدی صید نخواهد کرد»

مرتبط:
بی‌حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ آذر ۸۸ ، ۰۵:۲۵
علی مصلحی

نماز جمعه

جمعه, ۲۰ آذر ۱۳۸۸، ۰۵:۱۹ ق.ظ

نمازجمعه یک مراسم سیاسی و عبادی است. توصیه شده است که اگر نمی‌توانید به هر دلیلی در یک نماز جمعه شرکت کنید و از فیض حضور و شنیدن خطبه‌های نماز‌جمعه به صورت آنلاین محروم شدید، حتما به صورت آفلاین این خطبه‌ها را گوش نموده و پی‌گیری کنید باشد که رستگار شوید.
 و من که به غیر از رستگارشدن فکر و ذکری ندارم، از این هفته به بعد سعی می‌کنم به این توصیه عمل نمایم و همه هفته خطبه‌های نمازجمعه و از آن مهم‌تر خطبه‌های نمازجمعه تهران را که در اخبار و احادیث آمده است: «کسی که خطبه‌های نماز جمعه ایران را در تهران بنیوشد، بهشت بر او واجب است. تمت حدیث» به گوش جان بنیوشم و مشاهدات خودم را از این مراسم سیاسی عبادی به سمع و نظر دوستان هم برسانم.

خطبه‌های این هفته نماز سیاسی عبادی جمعه تهران به اقامت آقای «کاظم صدیقی» اقامه شد. خطیب در خطبه‌های اول ضمن توصیه خودش و ما به تقوی گفت که «تقلب» جهنم است و آتش. باید چشم برزخی داشته باشید تا ببینید.
و البته ظاهرا ایشان و دوستانشان چشم برزخی ندارند که آتش افروخته بعد از «تقلب» وسیع در انتخابات دهم ریاست‌جمهوری در تهران را که پیش از برافروخته‌شدن، «اکبر هاشمی رفسنجانی» در نامه سرگشاده‌اش به رهبری نظام وقوع آن‌را پیش‌بینی نموده بود، نمی‌بینند و این‌که دست‌ِکم هفتاد نفر تا کنون در این آتش جان خود را از دست داده‌اند.

وی همچنین ضمن اشاره به حدیث «الفنتة اشد من‌القتل» از مستمعین خود که در هوای سرد در دانشگاه تهران برای صید ثواب جمع شده بودند سئوال کرد: «چرا باید هم‌دیگر را بد بدانیم که دیگران بگویند این‌ها همه بدند؟»
ایشان فرمودند: «دیگر نمی‌خواهیم بد باشیم. بدی آدم را خسته می‌کند» خدا شکر!؟

وی همچنین در این خطبه به «عبدالعزی» نام واقعی «ابولهب» اشاره نمود و همسر وی را با عبارت البته مودبانه «زنکه» مورد تحقیر و تخفیف قرار داد.

ایشان همچنین حین قرائت خطبه به آیه ۱۳ سوره مبارکه «حجرات» اشاره نموده و متاسفانه هنگام قرائت واژه «میتا» را به اشتباه با تشدید «ی‌» آن‌گونه در عرف ما معمول است خواندند. قابل توجه صنف کفن‌پوشان تحت مدیریت سران قم.

درخطبه دوم آقای «صدیقی» با اشاره به صدور قطعنامه بر علیه ایران توسط شورای حکام و بدون اشاره به اجماع عمومی بر علیه ایران، فرمودند که «این‌ها (یعنی ۵+۱ و غرب) به دروغ ادعا نمودند که ایران یک‌ماه پیش با آن‌ها توافق ضمنی نموده و حالا حرف خود را پس گرفته‌اند.
 این درحالی است که این توافق ضمنی طی دو ماه گذشته بار‌ها و بار‌ها با افتخار توسط رسانه ملی برادر «ضرغامی» تبلیغ شده بود.

وی در این خطبه همچنین اعلام نمود که ایران دارای یک فضای صددرصد ولایی است و ضمن اشاره به حدیث شریف «یدالله فوق ایدیهم» تلویحا به دنیا اعلام نمود که با دست خدا در نیفتند.
 ایشان برای این‌که یک سند تاریخی هم بدست داده باشند به جنگ تحمیلی هشت ساله بر علیه ایران اشاره کرد که تمام دنیا بر علیه ایران (شما بخوانید دست خدا) بسیج شدند. ولی شکست خوردند.

 وی اصلا اشاره نکرد در حالی که خیانت آشکار دوستان نزدیکش به «نوشیدن جام زهر توسط حضرت امام منجر شد» چگونه «نوشیدن جام زهر» می‌تواند نشانه پیروزی ما و شکست دشمنان ما باشد.

ایشان همچنین از ولایت آقای خامنه‌ای به «ارث امام راحل» تعبیر و ضمن اشاره به حادثه انتحار سیاسی دولت کودتا (پاره کردن عکس امام در مراسم ۱۶ آذر) در حالی که به گریه افتاده بود، شکایت به خدا برد.

 ظاهرا زمانی که دوستان ایشان بی‌حرمتی شدید به خانواده امام راحل را در دستور کار قرار داده بودند، نه تنها چشم و گوش برزخی ایشان بلکه چشم و گوش دنیایی ایشان هم بسته بوده است.

لازم به یاد آوری است که حضرت «صدیقی» در طول خطبه دوم بار‌ها به مسائل هسته‌ای اشاره داشتند و برای اشار به این مسئله از واژه جدید‌الاحداث «داشتن هسته‌ای» استفاده نمودند.

به امید این‌که روز و روزگار بر شما خوش باشد، تا جمعه‌ای دیگر؛ نماز جمعه‌ای دیگر و سعادت شنیدن خطبه نماز جمعه‌ای دیگر توسط یک «کاظم صدیقی دیگر» خدا نگهدار.
 یا علی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ آذر ۸۸ ، ۰۵:۱۹
علی مصلحی

ستیز با خویشتن و جهان

پنجشنبه, ۱۹ آذر ۱۳۸۸، ۰۵:۱۰ ق.ظ

می‌خواستم قصه بگویم. اتفاقی افتاد. قصه را فرو می‌گذارم و از غصه می‌نویسم.

در ادبیات شیرین ما شخصیتی افسانه‌ای‌مانند وجود دارد به نام «ملانصرالدین». سراسر قصه زندگی این آدم درد و مصیبت و بدفهمی و بدبختی است. ولی وقتی این درد و مصیبت تعریف می‌شود ما می‌خندیم و با تعریف‌کردن آن دیگران را می‌خندانیم.

 قصه امروز مملکت و سیاست و قانون و ناموس سیاسی امروز ما، قصه غصه‌های «ملا» است. مجموعه‌ای از بدفهمی‌ها که هر روز بدبختی و مصیبتی را به‌وجود می‌آورد و هر روز ما را ضعیف‌تر و نحیف‌تر از دیروز می‌کند، و دنیای فربه‌شده از ضعف ما، به این قصه‌ها و غصه‌ها می‌خندد و با تعریف آن دنیا را می‌خنداند.

ما به دست خودمان سرمایه‌های‌مان را به جیب دیگران سرازیر می‌کنیم، والا این نتیجه عاید ما و خلافش عاید آن‌ها نمی‌شد. حال شما سرمایه را هرچیز می‌خواهید بگیرید. از آبروی سیاسی دیپلماتیک گرفته، تا آبروی علمی و فنی از یک‌طرف، و از سرمایه‌های اقتصادی گرفته تا سرمایه‌های انسانی و ... از طرف دیگر.

نقل است که دختر «ملانصرالدین» شکایت از دست شوهر نزد پدر آورد که؛ شوهر مرا کتک زده است. «ملا» چوبی اختیار کرده، به جان دختر افتاد و پس از فرو مالیدن حسابی به دخترش گفت: حال نزد شوهرت برو و به او بگو دختر مرا می‌زنی؟ من هم همسر تو را زدم.

در خبرهای همراه و همزمان با خبر «صدور دومین قطعنامه شورای حکام آژانس» بر علیه ایران که به اندازه کافی موجب سرافکندگی و کاهش شدید آبروی بین‌المللی ما شد، خبر مهم دیگری نیز وجود داشت که متاسفانه علیرغم اهمیت و اعتبار، به لحاظ دردمندی، لابه‌لای خبرهای هسته‌ای گم شد و توجهی آن‌گونه که شایسته بود، نسبت بدان نشد.
 دولت ایران لایحه‌ای را به مجلس فرستاد و خواستار تخصیص مبلغ ۲۰میلیارد دلار برای کشف موارد نقض حقوق بشر در کشورهای دیگر از جمله «ایالات متحده آمریکا» و «انگلیس» شد.
 مجموعه شبکه‌های متعدد خبری سیمای آقای «ضرغامی» هم بار‌ها و بار‌ها این «سند افتخار» را به‌عنوان پاسخ محکم و دندان‌شکنی به قطعنامه اخیر «شورای حکام» معرفی نمود.
 دقت در مفاد لایحه مذبور نکات شایسته تاملی نشان می‌دهد. «ایران» از نگاه جامعه جهانی متهم به نقض حقوق بشر است و چه کسی است که به این حقیقت معترف نباشد الا بانیان اصلی و عوامل این نقض حقوق؟ و وقتی دفاع بسیار خام و اشتباه این عوامل از رفتار‌ها و توجیهات تراشیده شده، مجموعه‌های بین‌المللی مدافع حقوق بشر را متقاعد نکرد چاره آن می‌شود که ما هم دست به‌کار شویم و بگوییم اگر نقض حقوق بشر بد است، پس چرا در کشورهای بزرگ دنیا و از جمله مدافعان حقوق بشر این حقوق نقض می‌شود؟
 و حال لازم می‌آید برای این توجیه مضحک سند هم پیدا شود که می‌شود اما از کجا؟ از جیب ملت بدبخت ایران. یعنی‌‌ همان ملتی که حقوق مسلم انسانیش نادیده گرفته شده و مثل «دختر ملا» از شوهرش کتک خورده بود حالا باید التجا به پدری ببرد که به جای التیام زخم‌های ناشی از بدرفتاری و نقض حقوق کتک دیگری هم نوش جان نماید.
پانویس:
 تیتر نام کتابی از «یوسفعلی میرشکاک»

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ آذر ۸۸ ، ۰۵:۱۰
علی مصلحی

یارب این نودولتان را با خر خودشان نشان

شنبه, ۷ آذر ۱۳۸۸، ۰۲:۳۱ ب.ظ

شکی نیست که آمریکا، انگلیس، فرانسه و مجموعه غرب در کنار روسیه، سال‌های متمادی به‌عنوان قدرت‌های بزرگ استعماری جهان، چشم طمع به ایران و ثروت و سرمایه‌های اقتصادی ما داشته، و بهره‌برداری رایگان از موقعیت‌های ژئوپلتیک ایران، کشوری که بیشترین مرز آبی با آب‌های آزاد خلیج فارس و دریای عمان را دارد و سالیان سال در مسیر بزرگ‌ترین شاهراه تجارت بین شرق و غرب (جاده ابریشم) قرار داشته، همواره مورد توجه قدرت‌های استعماری بوده است و طی دویست سال گذشته نیز در نتیجه بی‌کفایتی و بی‌لیاقتی پادشاهان خائن قاجار و پهلوی چنگ‌اندازی به منافع و منابع عظیم ایران، بار‌ها و بار‌ها اتفاق افتاده است،
 اما مقابله با چنین تهدید‌ها و خیانت‌ها به هیچ روی بالارفتن از دیوار سفارت یک کشور خارجی و گروگان‌گرفتن اتباع و گارگزاران سفارت آن کشور و ماجراجویی‌های شتاب‌زده در سطح بین‌المللی نیست.
 گو این‌که نتایج معکوس این شتاب‌زدگی ناشی از خامی جوانی و بی‌تدبیری‌های ابتدایی انقلاب که لازمه هر کشور انقلاب‌زده است، انزوای کامل و تنهایی شدید ایران را برای سال‌های سال به‌همراه داشته و از طرفی بیشترین و بهترین بهانه‌ها برای قدرت‌های استعمارگر برای بلوکه‌نمودن دارایی‌ها، عدم تعهد به مفاد قراردادهای منعقده فی‌مابین آن‌ها و ایران و تصویب طرح‌ها و لوایح تحریمی بر علیه ایران را به همراه داشته است.
 حتی ضعف شدید تدبیر در سال‌های آغازین انقلاب باعث شد تا اشتباه روشن دولت «مصر» در پناه دادن به شاه مخلوع ایران که می‌توانست بهترین بهانه را برای تنبیه کشور مذکور به همراه داشته باشد، به نتیجه عکس منجر شد و کشور مذکور پیش‌دستی نموده، دارایی‌های ایران را در آن کشور بلوکه نمود و داوطلبانه روابط خود با ایران را به حالت تعلیق درآورد. این وضعیت یک کشور جهان‌سومی مسلمان است. درباره بلوک بزرگ قدرت، تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.

بیست سال پس از این اتفاقات در دوم خرداد ۷۶ ناگهان ورق به شکل غیرمنتظره‌ای برگشت و پس از آن، دوره جدیدی از احترام و پذیرش در سطح جهان برای ایران رقم خورد. «سید محمد خاتمی» پیام‌آور ارجمند این احترام به «سازمان ملل متحد» رفت و در شرایطی که دنیا برای اولین‌بار بستر جدیدی از احترام و خاتمه انزوای گذشته را برای ایران فراهم می‌نمود، به دنیا پیام داد که من از «ایران سرفراز» آمده‌ام.
 ریس‌جمهور ایران به جامعه جهانی پیشنهاد «گفت‌وگوی تمدن» داد و پس از آن برای اولین‌بار در تاریخ کشور پس از انقلاب ریس‌جمهور ایران به یک کشور اروپایی سفر کرد و بلافاصله دیگر کشورهای اروپایی برای میزبانی از ریس‌جمهور بزرگ ایران و ایدئولوگ «گفت‌وگوی تمدن‌ها» بر یک‌دیگر سبقت گرفتند. بررسی پرونده روشن دولت اصلاحات در حوصله این مقال نیست. این زمان بگذار تا وقت دگر.

اما مجموعه «نودولتان» دولت نهم و برکشیدگان دولت دهم به علاوه منتخبان «شورای نگهبان» و مردم در مجلسین هفتم و هشتم را عقیده بر اینست که دوران سیادت و سرفرازی و سربلندی‌‌ همان دوران دویست سال گذشته و دوران‌های اول انقلاب است که از نظر آن‌ها دوران طلایی دیپلماسی ایران بوده است.
 بنابراین طی چهار و پنج سال گذشته با شتاب وصف‌ناپذیری مسیر حرکت خود را به‌سمت آن‌زمان و شرایط آن تغییر داده و در حرکتند.

به همین دلیل هم‌واره معتقد بوده و هستند که: تحریم‌های وضع‌شده توسط «آمریکا» و قطعنامه‌های تحریمی صادر شده توسط «سازمان ملل متحد» نه تنها کوچک‌ترین خسارتی را متوجه ایران نکرده، بلکه به ضرر شدید کشورهای وضع‌کننده و اجرا‌کننده مصوبات قطعنامه‌ها منجر شده است.

این ادعا‌های واهی که طی چهار پنج سال گذشته بار‌ها و بار‌ها برای فریب ملت ایران، مورد استناد مقامات عالی‌رتبه ایران در حوزه‌های سیاسی و به تبع آن اقتصادی قرار گرفته، به‌‌ همان اندازه خالی و عاری از واقیعیت است که انکار آفتاب در روز روشن.

وقتی دست‌ِکم هشتاد درصد کشور‌ها و در راس آن‌ها کشورهای پیش‌رفته و معتبر در سطح جهان داوطلبانه و یا به دلیل حفاظت از منافع خود در سطح روابط دیپلماتیک، در تحریم بر علیه ایران مشارکت می‌نمایند، برای قبول این فرضیه که این تحریم‌ها نتیجه عکس دارد باید این فرضیه که اکثر دولت‌مردان این کشور‌ها «دیوانه» هستندکه بانظر خود، دست خود، وبا آزادی‌عمل کامل و در ‌‌نهایت استقلال بر علیه خود قطعنامه تحریم تهیه و تنظیم نموده و به‌هنگام رای‌گیری نیز به آن رای مثبت داده و در عمل نیز خود را موظف به ایفای تعهداتی که ضرر و زیان خودشان را تضمین می‌کنند، را نیز پذیرفت.
 و با فرض پذیرش چنین فرضیه‌ای باید تصور کرد که عموم شهروندان و مردم این کشور‌ها که علی‌القاعده بیش از دو سوم جمعیت جهان را تشکیل می‌دهند نیز باید جمعیتی بی‌سواد و بربر باشند که در مقابل این تحقیر آشکار و اشتباه فاحش دولت‌مردانشان تن به سکوت ذلت‌بار می‌دهند.

حال آن‌که در عرصه جهانی و در عرصه عمل آن‌چه در رفتار رهبران ایران اتفاق افتاده و می‌افتد و آن‌چه در رفتار جامعه جهانی مشاهده شده و می‌شود، خلاف فرضیه‌های تعریف‌شده فوق را می‌توان به روشنی دریافت.

آمارهای رسمی ارائه‌شده توسط مراکز معتبر آمارگیری ایران ـــ که به دلیل تجاهل شهروندان و قلب واقعیات موجود درصد خطای آن بسیار بالاست ـــ و همچنین آمارهای اعلام شده توسط مراکز معتبر و دقیق جهانی حکایت از آن دارد که تحریم‌ها بیشترین تاثیر منفی را بر پیکره اقتصاد بیمار و درمانده ایران وارد نموده است، و این آثار اقتصادی بار مستقیم خود را بر سایر شئون زندگی شهروندان مظلوم و بی‌چاره این کشور نیز بار نموده است.
از این گذشته برای درک و لمس واقعیات نابسامانی‌های موجود ناشی از تحریم‌ها و بحران‌های خودساخته «نودولتان معاصر» نیازی به بصیرت خاص نظری و یا تخصص آکادمیک در حوزه اقتصاد و جامعه‌شناسی نیست. این روز‌ها لاغرشدن بیش از پیش و هر روز سبد هزینه خانوارهای ایرانی آن‌قدر آشکار و عیان است که حتی ننه جون مهدی (نازل‌ترین سطح درک و سواد جامعه) هم نیازی به بیان آن احساس نمی‌کند.

در چنین شرایطی نتایج انارجل‌خوانی، ماجراجویی و شتاب‌زدگی به علاوه بی‌تجربگی در حساس‌ترین عرصه‌های تصمیم‌سازی در عرصه جهانی یک‌بار دیگر به بار نشست و «شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای» را وادار به صدور یک قطنامه اعتراضی دیگر بر علیه ایران نمود.
مفاد بسیار شدید‌تر این قطعنامه از قطنامه اولی «شورای حکام» که پیش‌زمینه و بسترساز صدور قطعنامه‌های سه‌گانه تحریم بر علیه ایران در سطح «سازمان ملل متحد» شده بود، خبر از موج جدید تحریم‌ها بر علیه ایران را می‌دهد.
 این در حالی است که تمام تلاش‌های کور و چشم‌پوشیدن‌ها از منافع ملی (سهم ایران در دریای خزر، تاخیر در شروع به‌کار نیروگاه بوشهر و ... به نفع روسیه و وادادگی‌های آشکار در مقابل افزون‌خواهی‌های مکرر حکومت کمونیستی چین) برای به‌دست‌آوردن حداقل سوپاپ‌های اطمینان برای جلوگیری از صدور قطعنامه‌های جدید بر علیه ایران نیز نه‌تنها کمترین سود را نداشته بلکه در صدور قطعنامه جدید «شورای حکام» روسیه و چین جزء کشورهایی بودند که بر علیه ایران رای مثبت دادند.

از امروز بنگاه دروغ‌سازی و قلب واقعیات آقای «ضرغامی» دست به کار شده، پخش سرودهای پیروزی را در دستور کار قرار می‌دهد تا این پیروزی؟ /؟؟ به‌کام ملت ایران شیرین‌تر بنشیند. از طرفی خوراک امامان جمعه و جماعات سراسر کشور نیز تا چندی فراهم شده است.
یارب این نودولتان را بر خر خودشان نشان.
کاین همه ناز از غلام و ترک استر می‌کنند

مرتبط:

تحریم؛ پیشرفت علم یا سرطان فساد؟


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آذر ۸۸ ، ۱۴:۳۱
علی مصلحی