وب‌نوشته‌های یک شیشه‌بر

علی مصلحی
وب‌نوشته‌های یک شیشه‌بر

روزنامه‌نگاری که کارمند بانک بوده و اکنون شیشه‌بری می‌کند

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
پیوندها

۲۴۱ مطلب با موضوع «سیاست» ثبت شده است

از دو حال خارج نیست. یعنی شق سومی نمی‌توان برای آن متصور بود.
 یا این‌که آقای «شیخ مهدی کروبی» آدمی خیانت‌کار و خطاکار است که تاکنون در زندگی شخصی و سیاسی و مذهبی خود دارای چنین سوابق خطایی نه‌تنها نبوده، بلکه واجد سوابق بسیار ارزش‌مند و والایی هم بوده است. اما در اواخر عمر به یک‌باره راهی جدای از راه پیموده‌شده تا این سال‌های عمرش را انتخاب کرده و آن راه هم راهی نیست جز خطا و گناه و اشتباه، و نتیجه اعمال و رفتار مفسده‌انگیز او متضمن خسارات جبران‌ناپذیری برای ملت و نظام و انقلاب و ... می‌باشد.

در تاریخ دیرپای انسانی و خصوصا تاریخ اسلام از این نمونه‌ها بسیار می‌توان سراغ گرفت. از طلحه و زبیر و خیلی از مهاجرین و انصار زمان نبی اکرم (ص) درسال‌های آغازین طلوع اسلام بگیر تا در فواصل تاریخی مشخص امثال «برسیسای عابد» گذر کن و همه را رها کن تا برس به جرثومه فسادی (مرا خواهید بخشید) مثل «منتظری».
مگر نظام در برابر این آدم با آن‌همه سوابق درخشان تقوی و زندان و خدمت به نظام و حوزه‌ها چه کرد؟ مگر هنگامی که می‌خواستند او را علیرغم داشتن تعداد قابل‌توجهی مقلد از سمت قائم‌مقامی رهبری عزل و سپس در خانه محصور نمایند و با اجازه و تحت توجهات و عنایات البته خاصه و سفارش‌شده آقایان آزار و اذیت کنند، رعایت حالش را کردند؟ مگر شاگردان متعددش که حالا رساله‌های خود را منتشر می‌کردند، پا در میانی و وساطط کردند؟
 غیر از این‌است که برای آن‌همه سابقه و تقوی و تخصص فقهی و حوزوی به‌علاوه افتخار امتیاز پدر‌شهید بزرگ‌واری بودن تر‌ه‌ای هم خورد نکردند و خیلی مگرهای دگر؟

بسیار خوب! همین حالا هم با این جرثومه فساد و تباهی و بی‌آبرویی و...و .... .... همان کنند.
 من نمی‌دانم چرا آقایان دست روی دست گذاشته‌اند و هیچ کاری نمی‌کنند؟
لااقل دادستان البته محترم تهران و یا دادستان البته محترم‌تر کل کشور، به عنوان مدعی‌العموم در راه صرفا رضایت حضرت حق و شادی دل خانواده شهدا و مقام (مرا خواهید بخشید) "عظمای" ولایت و...و....و....بر علیه وی مثل بقیه جرثومه‌های فساد مثل «ابطحی» و «عطریانفر» و «حجاریان» و «رمضانزاده» و «نبوی » و «تاج‌زاده» و «عرب‌سرخی» و ... تنظیم کیفرخواست نموده و در دادگاه‌های البته صالحه و صدالبته که با حضور وکیل‌مدافع و صدالبته‌تر با حضور چشم‌گیر رسانه‌های متعدد اصلاح‌طلب و رسانه‌های مستقل و معتبر جهانی (چنان‌که در دادگاه‌های موسوم به متهمان کودتای مخملین اتفاق افتاد) ایشان را محاکمه نموده و به زندان اندازند و ملتی و رهبری و خانوادهای معظم شهدایی و خلاصه خلقی را از شر این موجود عفریته خلاص نمایند.

و یا این‌که موضوع شق دومی دارد و شیخ بزرگ و شجاع دلیر اصلاحات نه‌تنها این‌روزها مرتکب خطایی نشده، بلکه برای اولین‌بار در عمرش واجد شهامت مثال‌زدنی و تاریخی شده که در سایه آن می‌رود تا خطای‌های گذشته خود را هم جبران نماید.

در این‌صورت قومی که با نشان و پرچم و پوستر و ماژیک و کاملا شفاف و آشکار و هزارالبته که «خودجوش» به خانه و محل سکونت و آرامش ایشان و همسایگان بی‌گناهش در روز روشن و بدون کمترین هراس و مزاحمت حمله می‌کنند، خطا کارند. که در این‌صورت هم تکلیف دادستان البته محترم تهران و خلاصه مجموعه صدالبته محترم‌تر قضایی و انتظامی کشور را قانون اساسی مشخص نموده است.

این‌که نه آقای کروبی به دست قانون محاکمه و خلاصه چنگال عدالت گرفتار نمی‌شود و معترضین و متجاوزین به حقوق ایشان هم همین‌طور، از ضعف قانون است یا ...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ اسفند ۸۸ ، ۰۵:۵۶
علی مصلحی

چوپانان دروغ‌گو

پنجشنبه, ۲۰ اسفند ۱۳۸۸، ۰۵:۵۲ ق.ظ

«محمدرضا حیدری» کنسول سفارت ایران در «نروژ»، دی‌ماه گذشته در اعتراض به نحوه مواجهه دولت به اعتراضات پس از انتخابات خردادماه، از سمت خود استعفاء کرد و گفت: «آن صحنه‌ها (در روز عاشورا) را که دیدم، دیدم که حکومتی که دم از شریعت اسلامی می‌زند، دم از شیعه‌بودن می‌زند، با مردم خود چگونه برخورد می‌کند، حجت بر من تمام شد».
 ایشان همچنین بلافاصله پس از استعفا از دولت «نروژ» تقاضای پناهندگی سیاسی نمود.
 
در‌‌ همان زمان آقای «رامین مهمانپرست» سخن‌گوی وزارت امور خارجه در یک کنفرانس رسمی خبری، خبر استعفا و تقاضای پناهندگی او را تکذیب کرد و گفت که او در پایان دوره خدمت خود در «اسلو»، به‌زودی به ایران بازمی‌گردد.

 اما نه دوره خدمتی او در سفارت ایران به اتمام رسیده بود و نه او دیگر به ایران بازگشت. بلکه تقاضای پناهندگی او توسط دولت «نروژ» مورد موافقت قرارگرفت و او در‌‌ همان‌جا «کمپین سفارت‌خانه‌های سبز» را به‌راه انداخت و این‌بار نیز بلافاصله سخن‌گوی وزارت خارجه و مجموعه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران، بدون توجه به تکذیبه قبلی در مورد پناهندگی آقای «حیدری»، و بدون عذرخواهی یا اعلام توجیهی منطقی برای تکذیبیه قبلی خود، ابتدا وارد یک کارزار بی‌نتیجه با دولت «نروژ» بر سر اعطای پناهندگی به نام‌برده شدند و بعد تشکیل و راه‌اندازی «کمپین سفارت‌خانه‌های سبز» را یکی از فتنه‌های دشمن دانسته که با حمایت آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها شکل گرفته است.

 به راستی آیا مجموعه دولتین نهم و دهم و در راس آن‌ها سخن‌گویان و مسئولین روابط عمومی چه چیزی ارزش‌مند‌تر از «صداقت» و یا اقرار به اشتباه پس از اطلاع افکار عمومی از دروغ منتشرشده یافته‌اند که این‌گونه سرمستانه دروغی را بر دروغی دیگر بدون توجه به آن‌که این مرداب آدمی را هر لحظه بیشتر در خود فرو می‌برد، می‌بافند؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ اسفند ۸۸ ، ۰۵:۵۲
علی مصلحی

افتضاح قوا

چهارشنبه, ۱۹ اسفند ۱۳۸۸، ۰۵:۴۷ ق.ظ

پس از حماسه درخشان و غرورآفرین دوم خرداد ۷۶، بررسی‌های موثق نشان از آمار آراء بیش از واجدین شرایط استان کردستان می‌داد که آن‌روزها آقای «محمدرضا رحیمی» را در سمت استانداری خود داشت.
این پدیده نادر حکایت از تقلب و دست‌کاری آشکار در آرا و امانت مردم می‌داد.

علیرغم رای بی‌نظیر و غیرقابل پیش‌بینی آقای «خاتمی» و پیروزی اصلاح‌طلبان، دوهفته‌نامه «عصرما» ارگان «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی» در گزارش مبسوطی خواستار پی‌گیری موضوع و آشکار شدن عواقب مسئله شد، اما نه‌تنها هیچ اراده‌ای در قوه قضاییه برای پی‌گیری موضوع و طرح شکایت و تنبیه نام‌برده توسط مدعی‌العموم وجود نداشت، بلکه ریاست وقت قوه‌قضاییه با بی‌شرمی آشکار، استاندار متخلف و برکنارشده را مورد تفقد و تشویق قرار داده، در پست بالاتر و حساس‌تری در قوه‌قضایه به‌کار گمارد.

 صدای اعتراض رسانه‌های مسقل و متمایل به اصلاحات، به این انتصاب مضحک به‌طور کلی ناشنیده تلقی و برای همیشه بدون پاسخ ماند.
اگرچه شاید آن‌روزها شرایط برای پاسخ به آن اعتراضات مهیا نبوده و معترضین آن‌روز، امروز تاوان اعتراض و پاسخ سئوال‌شان را در اوین دریافت می‌نمایند.

اما چه کسی باور می‌کرد که متقلب آن‌روز، دوازده سال بعد؛ پس از اما و اگرهای فراوان، بر سر ثروت‌ بادآورده و پرونده‌های مفتوح مالی متعدد، به‌علاوه مدرک تحصیلی مشکوک به جعل، بر کرسی معاون اولی ریس‌جمهور تکیه بزند و تمام نمایندگان به‌اصطلاح اصول‌گرا و مدافع ارزش‌ها هی درباره پرونده‌های او طرح شبهه و اشکال نمایند و آب هم از آب تکان نخورد و به قولی گوش اگر گوش آقای «احمدی‌نژاد» است و ناله اگر ناله نمایندگان مجلس هفتم و هشتم مجلس شورای اسلامی، آن‌که البته بر صندلی معاون اولی تکیه می‌زند کسی نیست جز آقای «محمدرضا رحیمی».

کمترین شکی جود ندارد که آقای «احمدی‌نژاد» هنگام انتصاب و انتخاب آقایان «رحیمی» و «مشایی» و مرحوم «کردان» و عزل و نصب‌های فراوان از این دست، هم به سوابق سوء حضرات واقف است و هم به نارضایتی شدید افکار و وجدان عمومی جامعه خصوصا علما و نمایندگان مجلس و واکنش‌های شدید آن‌ها را هم پیش از اقدام به عزل و نصب رصد می‌نماید.
 اما با این‌حال با خیال راحت کار خود را انجام می‌دهد و به هیچ واکنشی هم توجه ندارد، مگر آن‌که واکنش یک بازی پنهانی مضحک برای فریب مردم و طبقه ارج‌مند علما و حوزه باشد. ( نامه رهبری نظام برای برکناری مشایی از سمت معاون اولی پس از اعتراض شدید قم و نمایندگان)

اما آن‌چه که جای تاسف و تاثر شدید دارد، اعتراض پی‌درپی و دنباله‌دار و صد البته بدون کمترین فایده جمعی از نمایندگان اصول‌گرای مجلس به این رفتارها و تکرار بیش از پیش آن توسط ریس‌جمهور از یک‌طرف و حمایت شدید همان نمایندگان از مجموعه این دولت از طرف دیگر است.

صدور بیانیه‌های متعدد تشکر و دفاع از بیانات حکیمانه مقام رهبری در دفاع از آقای «احمدی‌نژاد»، نوشتن نامه با امضای بیش از دویست و هفتاد هشتاد نفر از نمایندگان مجلس در حمایت از برنامه‌های حکیمانه «ضرغامvt» ــ‌که چیزی غیر از دستاوردهای دولتین نهم و دهم را نمایش نمی‌دهد‌‌ــ و ... را می‌توان مشتی نمونه خروار معرفی کرد.

پنج سال گذشته به جرات می‌توان ادعا نمود، سرمایه و انرژی‌های بسیار ارزش‌مندی از این کشور و ملت و نظام صرف این دور باطل مسخره شده و آب هم از آب تکان نخورده است.

به دنبال اعلام خبر دست‌داشتن بعضی از دولت‌مردان عالی‌رتبه در یک افتضاح مالی شدید در کشور، بعضی از گمانه‌زنی‌های موثق «محمدرضا رحیمی» معاون اول ریس‌جمهور را به‌عنوان یکی از اعضای ارشد این باند معرفی می‌نماید.
چند روز دیگر این گمانه‌زنی‌ها توسط مراجع و منابع رسمی صورت آشکارتری به خود خواهد گرفت. اما همان‌گونه که بیش از یک دهه پیش در ریاست آقای «محمد یزدی» بر قوه‌قضاییه اراده‌ای برای پی‌گیری تخلف آشکار ایشان وجود نداشت، و در دوران ریاست آقای «شاهرودی» بر قوه‌قضاییه این بی‌ارادگی شدت یافت، دوره معاصر نیز به قولی «دعوا بر سر لحاف ملا» خواهد بود و موضوع از اعتراض شدید نمایندگان اصول‌گراتر مجلس فراتر نخواهد رفت و آن‌چه البته به جایی خواهد رسید فریاد حق‌طلبی جنبش سبز ایران است که سر باز ایستادن ندارد و به موقع اصول‌گرایی به معنای واقعی کلمه را به کرسی‌نشینان بهارستان یاد خواهد داد.
ایدون باد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ اسفند ۸۸ ، ۰۵:۴۷
علی مصلحی

گوشی برای شنیدن، حرفی برای گفتن

دوشنبه, ۱۷ اسفند ۱۳۸۸، ۰۵:۲۰ ق.ظ

حضرت «علاءالدین بروجردی» ریس کمیسون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی، و ایضا کمیته تحقیق درباره حادثه کهریزک و کوی دانشگاه، در واکنشی مضحک به فیلم پخش‌شده توسط شبکه خبری «‌بی‌بی‌سی» فرمودند که: « فیلم مونتاژ است»

چند روز بعد ظاهرا کم‌تر از یک‌هفته و ظاهرا همان فیلم مونتاژ‌شده، به رویت جمعی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی رسید، و یکی به نمایندگی از بقیه فرمود: «فیلم حرفی برای گفتن نداشت».

البته که برای نمایندگانی که به تحقیق و به جرات می‌توان درباره‌شان گفت: «فرق بین "کلم" و "استکهلم" را نمی‌دانند» (۱) نه‌تنها این فیلم، بلکه حتی تصاویر رقت‌انگیزتر از تصاویر این فیلم هم حرفی برای گفتن ندارد و صد البته که نمی‌خواهند داشته باشد. چرا که حضرات چشمی برای دیدن و گوشی برای شنیدن ندارند.

 جهالت و بی‌خبری و به‌خواب‌زدگی داوطلبانه چنان چشم‌ها و گوش‌های‌شان را پر کرده است که دیگر جایی برای «حقیقت» نمانده است.
 «حقیقت» در نگاه حضرات آنست که از بالا به آن‌ها دیکته می‌شود.
مثلا اگر از بالا دیکته شد که «ماست سیاه است، به حضرت عباس ماست را سیاه می‌دانند» (۲)
اما تعجب اینست که اگر چنین تصاویری حرفی برای گفتن نداشت، پس چرا مسئولین شبکه خبری «‌بی‌بی‌سی» زحمت مونتاژ و تهیه چنین فیلم مضحکی را به خود دادند؛ که ریاست محترم کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی که انصفا فرصت سرزدن به خانواده‌اش ندارد را هم به‌زحمت ابتدا تماشا و بعد اظهار فیض و فضل درباره این اثر مسخره انداختند؟
______________
پانوشت:
(۱)ــ نقلی است از «ناصرالدین شاه» که من نخست‌وزیری می‌خواهم که فرق بین «‌کلم» و «استکهلم» را نداند.
(۲)ــ جمله معروف آقای «رضا برجی» بی‌هنر عکاس، که «اگر آقا بگوید ماست سیاه است، به حضرت عباس ماست را سیاه می‌دانیم»

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ اسفند ۸۸ ، ۰۵:۲۰
علی مصلحی

مونتاژیسم در بی‌بی‌سی

دوشنبه, ۱۰ اسفند ۱۳۸۸، ۰۴:۵۹ ق.ظ

اولین واکنش ــ‌نه البته رسمی‌ــ دولتیان و مجلسیان و خلاصه مجموعه نظام به فیلم حمله وحشیانه پلیس و لباس‌شخصی‌ها به مجموعه خواب‌گاهی کوی دانشگاه در شب بیست و پنجم خردادماه گذشته، که توسط شبکه خبری «بی‌بی‌سی» پخش شد، این بود که: «فیلم مونتاژ است» و بهترین دلیل برای اثبات این ادعا اینست که: این فیلم توسط «بی‌بی‌سی‌» پخش شده است.

این واکنش و ادعا درون خود حقیقتی را مکتوم دارد و آن این‌که، مدعیان به علم «مونتاژ» و آن‌هم مونتاز حقیقت و ابزارهای این مونتاژ برای قلب حقیقت مسلطند و نه که ظاهرا بلکه حتما و صددرصد بارها و بارها از چنین ابزارهایی برای قلب حقیقت و دروغ‌گویی استفاده نموده و این‌ک همه را به کیش خود می‌پندارند.

نکته جالب‌توجه و متاثر‌کننده این سناریو، فراموش‌کاری داوطلبانه دولتیان فعلی ایران است که به‌زودی فراموش نموده‌اند که در کوران حوادث انقلاب، مصاحبه همین شبکه خبری «بی‌بی‌سی» با آیت‌الله «خمینی»، خشم شدید شاه و دولتیان آن‌روز را به دنبال داشت و هم‌چنان‌که سال گذشته دولت ایران دفتر این شبکه بزرگ و معتبر خبری در تهران را در ادامه سایر سیاست‌های محدودکننده آزادی بیان بست، نزدیک به چهل سال پیش نیز دیکتاتور دیگری در تهران به همین دلیل و در راستای همین سیاست دفتر خبرگزاری «بی‌بی‌سی» را بست و نماینده این غول رسانه‌ای را از ایران اخراج نمود.

جای شگفتی نیست این سرنوشت محتوم تمام دیکتاتورهایی است که غیر از چاپلوسبی اطرافیان خود چیز دیگری را نمی‌بینند و صد البته وقتی صدای «انقلاب مردم دورتر را می‌شنوند» که دیگر برای دیدن و شنیدن دیر شده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ اسفند ۸۸ ، ۰۴:۵۹
علی مصلحی

«ریگی» مقر اومد اما نه به زور مواد، به زور اسلام

دوشنبه, ۱۰ اسفند ۱۳۸۸، ۰۴:۵۱ ق.ظ

فرمانده نیروی مقاومت بسیج: اعترافات زودهنگام «عبدالمالک ریگی»اثر اسلام ناب محمدی است.
فرمانده نیروی مقاومت بسیج ضمن اشاره به اعترافات زودهنگام «عبدالمالک ریگی» گفت: اگر «باراک اوباما» هم به ایران بیاید، مثل ریگی به خطاهایش اعتراف خواهد کرد.
 به گزارش رادیو فردا، «محمدرضا نقدی» در مراسم تودیع و معارفه رئیس سازمان بسیج دانشجویی، با تاکید بر این‌که برخی می‌گو‌یند رهبر جندالله بر اثر تزریق مواد گیج‌کننده اعتراف کرده است، گفت: ۴۸ ساعت زمان کوتاهی است و هیچ دارویی، نمی‌تواند این‌گونه تاثیر بگذارد....

البته من نمی‌دونم که آقای «نقدی» تا کنون ماده مخدر «شیشه» که اخیرا متوجه شدم نام علمی آن «‌آمفی‌تامین» است مصر ف کرده‌اند یا نه؟
 ولی جهت اطلاع حضرت ایشان و سایر دو ستانی که این ماده کثیف را مصرف نکرده‌اند و ضمن این‌که آرزو می‌کنم هیچ انسانی گرفتار این کثافت نشود، عرض می‌کنم تنها و فقط تنها مصرف یک‌بار و آن‌هم دو سه پک از این ماده کافی است تا شیطان را ظرف یک ساعت مقر بیاورد «ریگی» که سهل است ..........

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ اسفند ۸۸ ، ۰۴:۵۱
علی مصلحی

چهار همان صد است

دوشنبه, ۱۰ اسفند ۱۳۸۸، ۰۴:۴۷ ق.ظ

آن ۱۰۰ نماینده‌ای که از «میرحسین موسوی» شکایت کرده بودند را که به یاد دارید.
آن ۱۰۰ نفری که «محسنی‌اژه‌ای»، دادستان کل کشور تعداد و شکایت آن‌ها از موسوی را تائید کرده بود؟
آن ۱۰۰ نفری که از قوه قضائیه خواسته بودند، رهبر سبز‌ها را به پای میز محاکمه بکشاند؟
آن ۱۰۰ نفر، حالا معلوم شد که چهار نفر هستند. چهار نفری که تنها اسم یکی از آن‌ها مشخص شده است؛ «حمید رسایی

نظام مقدس چه‌قدر ضرب و تقسیم سر راست را دوست دارد، از ضریب یک‌نواخت آرا «محمود احمدی‌نژاد» بگیر تا ضریب نمایندگان شاکی از موسوی. همه از یک منطق پیروی می‌کنند.

چهار شاکی را ضرب در ۲۵ کرده‌ بودند، همان‌طور که آرا احمدی‌نژاد را کیلویی ضرب کرده‌اند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ اسفند ۸۸ ، ۰۴:۴۷
علی مصلحی

تنفیذ شیخ مر ریاست را

دوشنبه, ۵ بهمن ۱۳۸۸، ۰۶:۲۳ ق.ظ

رهبری نظام آقای «‌خامنه‌ای» در اولین فرصت یس از اعلام نتایج انتخابات ریاست‌جمهوری دهم، و در شرایطی که هنوز شورای نگهبان صحت انتخابات را اعلام نکرده و احتمال وجود شکایت و اعتراض نسبت به روند برگزاری و اتفاقات پیش از انتخابات می‌رفت، تلویحا، و کمتر از دو ماه بعد از آن رسما ریاست‌جمهوری آقای «محمود احمدی‌نژاد» را تایید و تنفیذ کرد.

آقای «‌مهدی کروبی» از نخستین ساعات اعلام نتایج انتخابات ریاست‌جمهوری دوره نهم و دهم نسبت به نتایج اعلام‌شده و روند برگزاری انتخابات معترض بوده، و این اعتراض به هیچ عنوان نه یس از اعلام تایید رهبری در روزهای اول و نه بعد از تنفیذ حکم ریاست‌جمهوری آقای «‌احمدی‌نژاد» دو ماه بعد از آن، نه‌تنها قطع و کمنر نشد، که حتی شدت هم یافت و شدت این اعتراضات کار را به جایی رساند که می‌توان رفتار آن‌روزهای شیخ لرستانی در ایراد اتهام تجاوز جنسی به زندانیان و بازداشت‌شدگان حوادث یس از انتخابات را یک «انتحار سیاسی‌» خواند. چه این‌که در تمام سال‌های یس از ییروزی انقلاب تا آن‌ روز «‌مهدی کروبی» بیشترین حساسیت را درباره «حفظ نظام» داشت و بیشترین میانجی‌گری‌های شیخ در حل اختلافات سنگین بین جناحین سیاسی فعال در کشور را می‌توان از این زاویه مورد توجه و ارزیابی قرار داد.

به‌دنبال این موضع‌گیری و اعتراض عریان، موج شدید حملات طراحی‌شده از تمام تریبون‌های مقدس و رسانه‌های رسمی کشور بر علیه «کروبی» شروع شد و کار را به جایی رساند که بعضی از جریانات خشن منصوب به نظام خواستار اعدام «‌کروبی» هم شدند.

کم‌تر از یک ماه ییش، شیخ «مهدی کروبی» به‌دعوت آقای «قوامی» نماینده سابق مردم «قزوین» به شهر قزوین رفت.
 ساعاتی یس از حضور وی، تهدیدات شدید همراه با اقدامات خشن بر علیه «کروبی» نیروی انتظامی و اطلاعات استان را به دردسر انداخت و سرانجام با تیراندازی به سمت خودرو شیخ هنگام خروج از شهر و تایید و تکذیب‌های پس از آن شکل دیگری یافت.

به‌دنبال آن «ریس مجلس شورای اسلامی» دوره‌های سوم و ششم، تیم محافظان خود را در اعتراض به عدم تمکین و تلویحا اعتراض به رفتار نیروی انتظامی در حادثه قزوین مرخص کرد.

طی ماه‌های گذشته بارها و بارها مقام رهبری در سخن‌رانی‌های مکرر و متعدد، معترضین به نتایج انتخابات را مورد سرزنش شدید و گاهی همراه با تهدید قرار داد و در نقطه مقابل نیز معترضین از جمله «میرحسین موسوی» و «مهدی کروبی» شدیدتر از قبل اعتراض خود را اعلام نمودند.

به این سیکل و چرخه اتفاقات شما می‌توانید اتفاقات شایان توجه و جالب زیادی اضافه کنید.
حالا جالب خواهد بود که روند این سیکل ناگهان صدوهشتاد درجه تغییر نموده و کسی که با شعار «تغییر» به میدان انتخابات وارد شده، ناگاه به ده سال قبل برگردد.

یس از نزدیک به هشت ماه و ریخته‌شدن حداقل خون صد نفر انسان بی‌گناه و زندانی‌شدن هفت هشت ماه و کمتر و بیشتر تعداد زیادی از فعالین سیاسی و ... ظاهرا فقط مانده بود که پسر «احمد کروبی» ریاست آقای «احمدی نژاد» را بر دولت این حکومت تنفیذ کنند، والا شادی بیش از حد «فارس» و رسانه‌های هم‌سو برای چه چیزی می‌تواند باشد؟
 و خنده‌آورتر آنست که حضرات آن‌قدر گیج‌اند که از هول حلیم دیگ را ندیده‌اند. رندی شیخ در استفاده‌نکردن از عنوان «ریاست‌جمهور» برای آقای «احمدی نژاد» و ...

گفت چندین چراغ دارد و بی‌راهه می‌رود
 بگذار تا بیفتد و بیند سزای خویش.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ بهمن ۸۸ ، ۰۶:۲۳
علی مصلحی

سعید مرتضوی

يكشنبه, ۲۰ دی ۱۳۸۸، ۰۶:۰۹ ق.ظ

 گزارش کمیته‌ی ویژه‌ی مجلس در مورد وضعیت بازداشت‌شدگان پس از انتخابات تقدیم مجلس شد. در این گزارش مسئولیت انتقال بازداشت‌شدگان به کهریزک بر عهده‌ی «سعید مرتضوی»، دادستان وقت، گذاشته و هرگونه آزار جنسی تکذیب شده است.

سعید مرتضوی که امروز متهم شماره یک پرونده کهریزک است، در فروردین ۸۳ از سوی رئیس قوه‌‌ی قضاییه وقت جمهوری اسلامی، به‌عنوان مدیر نمونه‌ی سال ۸۲ کشور لوح تقدیر و جایزه گرفت. همان که به تدبیر و سفارش او مردم ایران از «خبر» و «اطلاع‌رسانی آزاد» و «آزادی‌بیان» به‌دلیل «توقیف فله‌ای مطبوعات‌» محروم شدند.

گزارش امروز مجلس شورای اسلامی که «مهدی کروبی» و «میرحسین موسوی» را به‌عنوان مسئول ناآرامی‌های پس از انتخابات، به‌دلیل اعتراض به نتایج اعلام‌شده معرفی کرد، در شرایطی تهیه و تنظیم شده است که اکثر افرادی که از بازداشت‌گاه «کهریزک» به اوین منتقل شده‌اند، در مقابل اعلام شفاف و صادقانه همه واقعیت، بر جان خود بیم داشته‌اند. چرا که طی این مدت متهم اصلی و ردیف اول این جنایت توسط رییس جدید قوه قضاییه ارتقا پست و مقام یافت.

از طرف دیگر با توجه به جو غالب نگاه سیاسی متمایل به دولت حاکم بر تمام دستگاه‌های اجرایی و نظارتی، عملا دست تهیه‌کنندگان گزارش، برای تهیه گزارشی شفاف و نزدیک به واقعیت بسته بوده است.
تلاش تهیه‌کنندگان گزارش منجر به تهیه گزارشی شده است که در نهایت یک گزارش خنثی می‌باشد.

اگرچه «جنبش سبز ایران» به‌طور کامل برای دست‌یابی به آرمان‌های خود چشم امیدی به «وکیل‌الدوله‌ها» ندارد و بارها و بارها طی چهار پنج سال گذشته، نمایندگان مجلس دوره هفتم و هشتم نشان داده‌اند که تنها چیزی که دغدغه آن‌ها نیست، حقوق موکلین‌ِشان است، اما به هر حال همین آمدن نام سوگلی چند سال اخیر نظام آقای «سعید مرتضوی» به‌عنوان متم ردیف اول در گزارش غنیمت است.

اما شایسته است حضرات به‌خاطر داشته باشند که چرخ بازی‌گر از این سوگلی‌ها بسیار داشته است. و زمانی نه‌چندان دور «سعید اسلامی» یا همان «سعید امامی» سوگلی بعضی از سران نظام بود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ دی ۸۸ ، ۰۶:۰۹
علی مصلحی

نامه به نمایندگان مجلس

شنبه, ۱۲ دی ۱۳۸۸، ۰۵:۳۵ ق.ظ

ربنا‌اصرف عنا عذاب جهنم. ان عذابها کان قراما. انها ساءت مستقرا و مقاما
 (فرقان ۶۵و۶۶)

نمایندگام محترم مجلس شورای اسلامی!

با سلام و به قول دوستی؛ بی عرض ادب. که کدام‌یک از شما لیاقت ادب دارید که در این وانفسای رحم! شمشیر خشم‌تان برنده‌تر از مهربانی است؟ و آن‌را که خشم فرمانده و راهبر است، همان به که توقع ادب هم از اهالی خشم داشته باشد. آن‌گونه که اهالی خشم بر فرزندان حضرت ابی‌عبدالله مورد ادب خشم‌گینانه اعوان و انصار «مختار سقفی» قرار گرفتند. به قولی: احسن تادیبی.
و دور نیست که تک‌تک حضرات نیز به همین شمشیری که خود بر ملت و مجموعه منتخبین خود آخته‌اید ادب شوید.
لطفا ملا نقطی‌ها ایراد نگیرند و اهالی محترم کوچه «توهم توطئه» مرا به فتنه‌انگیزی متهم نکنند که آن‌چه من می‌نویسم اولا قانون‌مندی نانوشته طبیعت است و ثانیا گفته و نوشته حدیث متواتر صادره از بنده برگزیده خدا «محمد مصطفی» (ص) است که :«ملک با کفر می‌ماند و با ظلم نه».

حضرات!
آب از آسیابی که شما را کفن‌پوشان از روی صندلی‌های گرم مجلس به خیابان‌های سرد تهران کشاند، افتاد. اما خون گرمی که از رگ‌های «ندا»و «سهراب» و «محسن» و ... در طلیعه جنبش سبز ایران بر زمین ریخته شده بود، و امروز از قلب «سید علی موسوی حبیبی» و ... سنگ‌فرش خیابان‌های تهران را سرخ‌گونه کرد، هنوز گرم است و تا ابد نیز در رگ‌های غیرت خواهد جوشید و گرم خواهد ماند.
اما آب از سر شما گذشت. و روسیاهی نه به زغال که به روی سیاه شما ماند ــ فرقی نمی‌کند اقلیت و اکثریت‌ــ  که با سکوت سردتان خون غیرت را در رگ‌های مجلسی که می‌باید خانه ملت باشد و خیانت‌خانه بر علیه ملت و له دولت شد، به سردی نشاندید.
تاریخ وکالت و نمایندگی خیانت‌پیشه‌تر از شما را سراغ نخواهد گرفت.

از شش‌ماه پیش خیابان‌های ایران از خون صدها نفر دختر و پسر و پیر و جوان،که هرکدام نقشی در انتخاب یک نفر از شما برای دفاع از حقوق شهروندی و انسانی‌اش داشت، رنگین و رنگین‌تر می‌شود، اما هیچ‌کس صدای نطق اعتراضی شما را بر ریخته‌شدن این خون‌ها از تریبون مجلس نشنید. گویی که لالمونی مصلحت گرفته‌اید.
هیچ خبری دال بر احضار وزیر، فرمانده، یا مسئولی به مجلس برای پاسخ به اتفاقات افتاده به سمع منتخبین شما نرسید، استیضاح که امری بود علی‌حده.

شش ماه است که هر از گاهی به بهانه‌ای واهی، سرمایه ناچیز این ملت آن‌هم در سال «اصلاح الگوی مصرف» صرف بریز و بپاش‌های تبلیغاتی برای توجیه و سرپوش نهادن بر بی‌کفایتی مجموعه دولت نهم و در ادامه مجموعه دولت کودتا می‌شود و دهان‌های شما گویی «تار عنکبوت» گرفته است، آت‌گاه فریاد وااسلامای شما بر پاره‌شدن عکس پدر بزرگ امت اسلام حضرت «روح‌الله خمینی» بلند می‌شود. و این نشانه نهایت بی‌اطلاعی شما از اسلام و تاریخ اسلام است.
اصلا برای آن‌که در این پیکار نابخردانه کوس رسوایی و بی‌خردی و بی‌اطلایی خود را این‌چنین محکم نکوبید و صدای بی‌آبروییتان عالم و آدم را فرا نگیرد، هیچ نیازی به داشتن تحصیلات حوزوی و تدریس خارج فقه و اصول و تخصص در تاریخ اسلام نبود، کافی بود در کودکی که پای منبر می‌رفتید، بحث مربوط به «جنگ صفین » و قرآن بر سر نیزه کردن «عمربن‌العاص» را خوب گوش می‌کردید.
آیا مولی علی نفرمود: شمشیر بر قرآن‌ها فرود آورید و فرود نیاوردند که نقش قلم و مرکب را قرآن پنداشتند و بر مولای آزادگان و قرآن ناطق «مولی علی» شمشیر کشیدند؟و امروز شما برای دفاع از تصویر عکس حضرت امام شمشیر بر تفکر او می‌کشید؟

باور کنید اگر شما نمایندگان مجلس زمان «مولی علی» هم بودید، بلافاصله بعد از این واقعه تشکیل جلسه اضطراری می‌دادید و با طرحی به قید دست‌کم هزار فوریت، از قوه قضایی خواستار تنبیه ــ العیاذ‌بالله‌ــ  «امیرالمومنین» به علت اهانت به قرآن می‌شدید.
راستی «عمربن عاص»ی که عکس حضرت امام را پاره کرد هنوز شناخته نشده است؟

تعداد قابل‌توجهی از نمایندگان سربلند مجلس شورای اسلامی دوره «ششم» از شش‌ماه پیش در سیاه‌چال اوین در بندند و این به آن دلیل است که وفتی نتوانستند از ابزار موجود برای دفاع از حقوق موکلین‌شان استفاده کنند، دست به ابتکار زیبایی زده و دسته‌جمعی استعفا دادند و امروز تاوان همان استعفا را پس می‌دهند. اما مطمئن هستید و هستند که تنگی و تاریکی قبر بسیار تنگ‌تر و تاریک‌تر از سیاه‌چال اوین است.
 علی المدبر فتامل. یا علی
علی مصلحی۸۸/۱۰/۱۲ استرآباد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ دی ۸۸ ، ۰۵:۳۵
علی مصلحی