وب‌نوشته‌های یک شیشه‌بر

علی مصلحی
وب‌نوشته‌های یک شیشه‌بر

روزنامه‌نگاری که کارمند بانک بوده و اکنون شیشه‌بری می‌کند

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
پیوندها

۲۴۱ مطلب با موضوع «سیاست» ثبت شده است

زرشک

دوشنبه, ۲ آذر ۱۳۸۸، ۰۴:۵۶ ق.ظ

اولی: آقا شما در جنگ (یعنی همون دفاع مقدس) چه‌کاره بودید؟
دومی: آقا ما «زرشک» پاک می‌کردیم.
اولی: پس عضو واحد آشپزخانه بودید؟
دومی: نه آقا، ایرانی‌ها تابلو زده بودند روش نوشته بودند «راه قدس از کربلا می‌گذرد» عراقی‌ها می‌اومدن زیرش می‌نوشتن «زرشک» ما وظیفمون بود این «زرشک» را پاک کنیم. به این دلیل می‌گم «زرشک» پاک می‌کردیم.

آقای دکتر «محمدجواد اردشیر لاریجانی» دی‌شب آمده بود صدا و سیمای آقای «ضرغامی» با کوله‌باری از دانش دیپلماتیک و تجربه‌های سیاسی و حقوقی ... الخ.
واقعا خاک بر سر نظامی که خیلی دیر این اخوان خمسه را کشف کرد. باور کنید چه ضرر و زیان‌ها که از ناحیه دیریابی این اخوان محترم نصیب نظام نشد! بازهم رحمت به روح مرحوم دکتر «علی کردان» که سال‌ها پیش دست‌ِکم از این مجموعه آقای دکتر «علی لاریجانی» را زود‌تر از دیگران کشف و درک کرد و باور کنید که چه استفاده‌ها که از این کشف نصیبش نشد.

دست برقضا شب دوشین آقا «مرتضی‌خان حیدری» که برای پی‌گیری ثبت‌نام تحصیلی‌اش چند مدتی در یک کشور دور بسر می‌برد هم آمده بود البته با یک تفاوت فاحش با همیشه‌اش. و آن این‌که این‌بار برخلاف همیشه از شادابی همیشگی و خنده‌های جذاب در چهره او خبری نبود و در تمام طول برنامه با چهره‌گرفته و ناراحت، اما همچنان چالاک و مسلط بر ادبیات مخصوص گفت‌وگو و چالش، بحث را با میهمان فاضل برنامه پیش می‌برد.

القصه، آقای دکتر که در مورد مذاکرات «وین» و «ژنو» و حقوق و وظایف «ایران» درموضوع «انرژی هسته‌ای» سخن می‌گفت، بار‌ها و بار‌ها مواضع اخیر دولت و بسته پیشنهادی دولت برکشیده شورای نگهبان را مورد ستایش قرار داد و همچون ریس دولت از موضع قدرت دولت‌مردان آمریکایی و سران غرب را مخاطب قرار داد و گفـت: «ما کشوری با نفوذ و قدرت‌مند در منطقه هستیم که با وجود توان‌مندی، دنبال سیطره نیستیم. ما بزرگ‌ترین دموکراسی منطقه هستیم و انجام هیچ‌گونه ترتیب امنیتی در منطقه بدون در نظر گرفتن جمهوری اسلامی ایران میسر نیست.»
وی اضافه کرد: «آثار این موفقیت فرا‌تر از کشور ماست زیرا ایران توانست جلوی بسته‌شدن در دسترسی به انرژی هسته‌ای و ایجاد منوپولی هسته‌ای توسط غربی‌ها را بگیرد و بقیه کشورهای خواهان این انرژی هم بتوانند از آن برخوردار شوند.»
 آقای «لاریجانی» اعلام کرد که مذاکرات اخیر؛ نیازمند فضای اعتماد است و ما نمی‌توانیم به غرب اعتماد کنیم.
 وی برای بیان دلایل بی‌اعتمادی خود به غرب فرمود: ما برای اثبات بی‌اعتمادی خود برعلیه غرب بسیار ادله داریم اما آن‌ها بر علیه ما فقط اتهام دارند. به عنوان مثال وی از بحث «یورودیف» فرانسه و عمل‌نکردن فرانسه بر اساس قرارداد مزبور و صحبت بر سر سیاست‌های ایران براساس سیاست چماق و هویج یاد کرد و گفت آن‌ها همیشه از اصطلاحات «چاله میدانی» استفاده می‌کنند.

رئیس مرکز تحقیقات فیزیک نظری اظهارات البرادعی مبنی بر اینکه توپ الان در زمین ایران است را رد کرد و با اشاره به تلاش وی برای کسب شغل جدیدش گفت: البرادعی هم دارد نان خود را می‌پزد.

دبیر ستاد «حقوق بشر قوه قضاییه» درباره طرح مساله نقض حقوق بشر در ایران در «سازمان ملل متحد» تصریح کرد: آن‌ها دیدند از طریق «شورای حقوق بشر» نمی‌توانند ایران را تحت فشار قرار دهند، آن را بردند به «مجمع عمومی سازمان ملل» و این خط مفتضح را باز کردند که بخشی از آن‌ها مربوط به مخالفت با قوانین خود اسلام است.
 معاون اسبق وزارت خارجه در خصوص مذاکرات هسته‌ای ژنو و وین اظهار داشت: غربی‌ها در گذشته می‌گفتند که تا تعلیق نکنید مذاکره نمی‌کنیم اما آن‌ها در ژنو بدون پیش‌شرط وارد گفت‌و‌گو شدند. دستور کار مذاکره را هم ایران با بسته پیشنهادی خود تعیین کرد که این بسته محدود به فعالیت‌های هسته‌ای کشورمان نبود و این‌ها همه نشانه پیروزی ما در تثبیت حقوق ملت ایران بود.

صد البته که باید به سبک ستون «گفت و شنود کیهان» هم به حضرت ایشان و هم به ریس دولت نهم عرض کرد: زرشک


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ آذر ۸۸ ، ۰۴:۵۶
علی مصلحی

اگرچه مشخص نیست که تا چه اندازه اخبار، تصاویر و اطلاعات ارائه‌شده در سایت‌ها مبنی بر تلفیق تصاویر نامرتبط با هم‌دیگر به کمک نرم‌افزار فتوشاپ برای قلب واقعیت استقبال سرد مردم خون‌گرم «آذربایجان» از آقای دکتر «احمدی‌نژاد» در دور جدید سفرهایی استانی قابل قبول و اتکا است، اما ظاهرا می‌توان تصاویر سخنرانی آقای «احمدی‌نژاد» در استادیوم ورزشی اصلی شهر «تبریز» که اصلی‌ترین محل اجتماع مردم برای استماع سخنان ایشان بوده است را با تصاویر دیگر استقبال مقایسه کرد و تا اندازه زیادی با مدعیان استقبال سرد مردم خون‌گرم و بزرگ «تبریز» از آقای «احمدی‌نژاد» هم‌راه شد.

اگرچه اغلب صندلی‌های این استادیوم هنگام ایراد سخنرانی آقای «احمدی‌نژاد» - که توسط شورای نگهبان به عنوان ریس‌جمهور دهم معرفی شد – خالی از تماشاگر (شما بخوانید استقبال‌کننده) بود، اما می‌توان به صراحت اعلام نمود تماشاگران موجود روی سکوهای استادیوم از تماشاگران موجود روی صندلی‌های سالن «مجمع عمومی سازمان ملل متحد» بیشتر بودند و این نشان از آن دارد که ایشان اگرچه در بین مردم دنیا و یا شاید سران ایشان، از محبوبیتی برخودار نیستند که برای تماشایش هنگام سخنرانی نمی‌مانند و سالن را ترک می‌کنند، اما در بین مردم کشور خودش و البته این‌بار عوام از آن مردم، هنوز محبوبیتی دارند که برای تماشای سخنرانی‌‌اش به استادیوم می‌آیند و البته که اجازه خروج ندارند.

 حالا خیلی مهم نیست که این‌ها اهل گوش‌کردن باشند یا نه. چون که ایشان تمایل شدیدی به سخنرانی برای صندلی خالی دارند و مطمئن هستند که صندلی‌ها سخنان ایشان را خوب گوش می‌دهند.
 باور نمی‌کنید به سکوت مودبانه صندلی‌ها هنگام ایراد سخنرانی آقای «احمدی‌نژاد» توجه نمایید. این‌هم از «معجزه‌[ات]هزاره سوم» است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آذر ۸۸ ، ۰۴:۱۳
علی مصلحی

منشور بی‌اخلاق اخلاق بی‌منشور

چهارشنبه, ۲۷ آبان ۱۳۸۸، ۰۳:۵۲ ق.ظ

من البته آدم اهل ورزش و پی‌گیر اخبار ورزشی نیستم اولا، و سعی فراوان هم می‌کنم که مثل اهالی جاهل عربستان در آستانه ظهور اسلام، هنگامی که صدای بلند صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران بلند می‌شود، پنبه‌های قایم در گوشم فرو کنم که مبادا صدای این سفیر رحمت به گوشم بخورد که رحمت شامل حالم شود ثانیا.
زهی سعادت که این جهالت.

اما «برنامه۹۰» و «عادل‌خان فردوسی‌پور» به قول نویسنده «تاریخ بیهقی»: از لونی دگر است و ارزش جهالت به جان خریدن دارد.

 گمان می‌کنم که «عادل»خان مشروح کامل گفت‌وگوهای نود را در سایت نود قرار داده باشد که می‌توانید بخوانید. اما عجالتا برایتان بگویم که این هفته مهمانان ویژه «نود» آقایان «عزیز محمدی» که نمی‌دانم در فدراسیون فوتبال چه سمتی دارد، «شاه حسینی» که به شرح قبلی ایضا اما می‌دانم که، تحصیل‌کرده حقوق است و آشنا به ادبیات حقوقی و «امیر حاج‌رضایی» که در فدراسیون هیچ سمتی ندارد و کار‌شناس فوتبال هست و قبلا هم فوتبالیست بوده‌است، به‌علاوه این‌که یک شخصیت مودب و دوست‌داشتنی است بر خلاف خیلی از اهالی فوتبال.

خوب حالا برویم سر موضوع برنامه که بر سر «منشور اخلاقی ورزش عموما و فوتبال خصوصا» بود.
قبل از ورود به بحث عرض کنم که همین‌طور که بار‌ها در طول بحث آقای «فردوسی‌پور» فرمودند، در این‌که در ورزش کشور ما موارد متعدد بی‌اخلاقی و سوء‌رفتار در اکثر رده‌های بازی‌گری، مدیریت، مربی‌گری و ... وجود دارد و این موارد متاسفانه منشا الگوبرداری بعضی از جوانان و طرف‌داران ورزش هم می‌شود، شکی نیست.
از طرف دیگر هم می‌توان به ضرس‌قاطع گفت؛ تنظیم‌کنندگان «منشوراخلاقی» با حسن‌نیت فوق‌العاده به قصد حذف و تعدیل بی‌اخلاقی‌های موجود به چنین اقدامی دست یازیده‌اند.

اما آن‌چه در تنظیم این منشور مورد غفلت قرار‌گرفته و از سال‌های اول انقلاب نیز تا کنون این غفلت جزء لاینفک برنامه‌های از این دست بوده‌است، اینست که تا کنون بیشترین تلاش بانیان خیر پاک‌سازی فضای عمومی جامعه و در مورد اخیر ورزش، از بی‌اخلاقی و فساد موجود، توجه به جنبه‌های بازدارنده جرم و بی‌اخلاقی و فساد بوده و در مورد بسترسازی برای حذف بستر‌ها و شرایطی که امکان بذرافشانی، بارداری و نهایتا ظهور و بروز جرم و فساد را باعث می‌شوند کمترین توجه صورت نگرفته و منشوری تنظیم نشده است.

شکی نیست تا زمانی که فرهنگ‌سازی برای تربیت کودکان و جوانان و ایجاد دبستان‌های فرهنگ که هزینه‌های کمتری را طلب می‌کند، در دستور کار متولیان فرهنگ عمومی قرار نگیرد، بازدارندگی که هزینه‌های چندین برابری را نیازمند است، نه‌تنها کمترین نتیجه و سود را نخواهد داشت، که خود نیز عامل بروز ناهنجاری و خلاف خواهد شد.

در مورد «منشوراخلاقی» اخیر که در مورد ورزش کشور طی یک‌سال گذشته تنظیم آن دستور کار فرهنگ‌بانان ورزش کشور بوده‌است، متاسفانه آن‌چه مورد غفلت قرار گرفته «اخلاق» است که خود را در نقیصه‌های اخلاقی و تناقضات فراوان حقوقی به وضوح نشان می‌دهد.
 البته از متولیان امور امروز انتظاری غیر از این نمی‌توان داشت. وقتی آقای «امیرحاج‌رضایی» داماد و برادرزاده «طیب‌حاج‌رضایی» پیش‌کسوت فوتبال و مرد مودب و اخلاقی ورزش و کار‌شناس فوتبالی صدا و سیما از آقای «عزیز محمدی» سوال می‌کند که، آیا همه مشکلات ورزش کشور حل شده و فقط مدل مو، ریش و آرایش ورزش‌کاران معضل هست؟، آدمی بلافاصله به یاد سخنان حکیمانه و البته رای‌جمع‌کنانه ریاست محترم جمهور نهم می‌افتد که «این‌قدر مشکل داریم که نمی‌رسیم به مدل مو و اصلاح جوانان‌مان کاری داشته باشیم» و بلافاصله پس از نشستن بر صندلی ریاست، سر و کله گشت ارشاد آقای «احمدی‌مقدم» باجناق آقای رییس از راه می‌رسد.

دغدغه کار‌شناس فوتبال اما خلف وعده و سوء‌استفاده شبیه مورد یادشده نیست. اما تنظیم منشور، قرارداد و ابزارهایی که ورزش‌کار را محکوم به رعایت مسائل اخلاقی و حقوق شهروندی و رفتاری، خارج از محیط‌های ورزشی می‌کند، و در صورت نافرمانی و تخلف تنبیهات و محرومیت‌هایی را برایش به‌دنبال دارد، که تجویز و صدور آن فقط و فقط بر عهده مقامات قضایی است، به آسانی می‌تواند به یک نافرمانی عمومی مدنی در درازمدت منجر شود.

به عنوان مثال دقت کنید که در متن منشور کلیه مربیان ورزش موظف به تست اعتیاد شده‌اند. شایسته است تنظیم‌کنندگان منشور فقط یک‌ساعت گشتی حول و حوش دادگاه‌های خانواده بزنند تا آثار مششع و البته اخلاقی تست اعتیاد هنگام ازدواج را مشاهده نمایند.
قابل توجه است که نود درصد خانواده‌هایی که برای نجات جان خودشان از دست همسر معتاد به دادگاه مراجعه می‌نمایند، برگه تست منفی اعتیاد را در پرونده خود دارند.

در طول برنامه فوق دوبار از طریق تلفن با آقای دکتر «آقانیا» استاد حقوق دانشگاه تهران، ورزش‌کار و اولین کسی که به تدوین حقوق ورزشی توجه داشته تا جایی‌که عنوان رساله دکترایش «حقوق ورزشی» بوده‌است گفت‌وگو شد. آقای دکتر ضمن بیان کاستی‌های متعدد منشور و موارد متعدد تخلف از قانون اساسی، حقوق مدنی و فرمان هشت ماده‌ای امام و ... به نکته تکان‌دهنده و دردآوری اشاره کرد.
 وی ضمن اشاره به گنجاندن مواردی مربوط به «سحر» و «جادو» در منشور از آقایان پرسید: «چه خوب است شما که به چنین نیروهایی معتقد و مسلط هستید، در بازی‌های بین‌المللی بر علیه رقبا از آن استفاده کنید.»
 وی همچنین گفت کاری نکنید که در ابتدای هزاره سوم، مردم دنیا به ما بخندند.

 عرض کردم «معجزه{ات} هزاره سوم» بیش از این‌هاست.

اشاره به بی‌اخلاقی‌های موجود در حوصله این مقال نیست. اجازه بدهید اشاره کنم که بی‌اخلاقی میهمانان برنامه کار را به جایی رساند که اواخر برنامه رودرویی شدید آقایان «عزیز محمدی» و «شاه‌حسینی» با وساطت موی سفید آقای «حاج رضایی» ختم به خیر شد.

بزرگ‌ترین ابزار در هدایت تمامی اقشار به سمت شهروندان اخلاقی و قانونی، توزیع قدرت، ثروت، امکانات و ... آزادی به شکل عادلانه در بین تمامی مردم است. چیزی که این‌روز‌ها بیش از پیش مورد غفلت قرار گرفته‌است.

تصور کنید چنان‌چه مفاد این منشور قابلیت وسیع اجرا پیدا کند، در بین مربیان کسانی که بیشترین تخلف از شمول این منشور را خواهند داشت، آقایان «علی دایی» مربی محبوب و مورد احترام ریس‌جمهور و آقای «محمد مایلی‌کهن» مربیی که بیشترین تعریف بسیجی و اخلاق به نام او تعریف می‌شود و آقای «فیروز کریمی» کسی که قبل از مربی ورزش یک افسر ارشد بازنشسته نیروی انتظامی «ایران» است، و کسی که کمترین تخلفات از شمول این منشور به نام او ثبت شود احتمالا آقای «افشین قطبی» خواهد بود. یعنی یک ایرانی که در یک کشور کمونیستی آمریکایی یعنی «کره جنوبی» بزرگ شده است.

به قول «سلحشور»: این یعنی کشک.

پی‌نوشت: بعدها متوجه شدم «احمدی‌مقدم» باجناق آقای «احمدی‌نژاد» نیست.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ آبان ۸۸ ، ۰۳:۵۲
علی مصلحی

دیپلماسی شلخته

پنجشنبه, ۲۱ آبان ۱۳۸۸، ۰۳:۴۳ ق.ظ

نزدیک به یک سال پیش، و پس از معرفی دکتر «علی کردان» به‌عنوان وزیر کشور دولت نهم، و در پی پی‌گیری‌های بعضی از نمایندگان مشخص شد که آقای دکتر «علی کردان» طی فرایندی که بعضی از موسسات آزاد آموزش عالی خارجی اما قلابی نیز در آن دست‌اندرکار بودند، عنوان عالی دکتری به نام دانشگاه معتبر «آکسفورد» را به نام و برای خود جعل نموده است.

ظاهرا در مورد این اتفاق غیراخلاقی حقوقی حداقل تبلیغی و یا ابزاری سیاسی برای ایجاد بعضی فشارهای تبلیغاتی بر علیه شخص و موسسه جاعل و نهایتا کشور متبوعش، برای دانشگاه و کشور متبوع و مرجع آن دانشگاه وجود داشت و می‌توانست داشته باشد که در زمان علنی‌شدن این سوء‌استفاده و رسوایی اخلاقی، دانشگاه «آکسفورد» و کشور «بریتانیا» ترجیح دادند از این حقوق خود استفاده نکنند.

 در تمام اسناد و مراسلات دیپلماتیک حداقل رسمی زمان یادشده، کوچک‌ترین اثری از اعتراض کشور و دانشگاه مذکور نسبت به کشور «ایران» و مقامات رسمی اجرایی ثبت و ضبط نشده است.

اما کم‌تر از دو هفته پیش‌‌، همان کشور و‌‌ همان دانشگاه در یک اقدام کاملا سیاسی و به قصد بهره‌برداری تبلیغی از آشوب و بلواهای ایجادشده پس از انتخابات دهم ریاست‌جمهوری در کشور ایران، یک بورس تحصیلی برای رشته فلسفه به نام مرحومه «ندا آق سلطان» که پس از ارسال تصویر تیرخوردن و جان‌سپردنش در حاشیه یک خیابان در تهران در سطح وسیع در رسانه‌های بین‌المللی تبدیل به سمبل آزادی و عدالت‌خواهی ملت ایران شده بود، دائر کرد.

 اما این اقدام دانشگاه «آکسفورد» و کشور «بریتانیا» بلافاصله مورد اعتراض شدید رسمی کشور ایران قرار گرفت.
مقامات دیپلماتیک ایران با ارسال یادداشتی این اقدام را دخالت در امور داخلی ایران قلم‌داد نموده و به‌شدت به آن اعتراض نمودند.

نکته جالب اینست که، معترضان به این بورس و این نام‌گذاری سال‌ها مخالف تغییر نام خیابان ستوان «خالد اسلامبولی» در تهران بودند که دولت مصر به‌عنوان پیش‌شرط برای بهبود روابط خود با ایران مطرح نموده بود و شورای شهر در دوره اصلاحات قصد انجام آن را داشت.

می‌توان چنین تصور کرد که «بریتانیا» دو سال صبر کرد و زمان گرفت تا بهترین فرصت را برای اعتراض به آن اقدام موهن و غیراخلاقی به بهترین شکل به دست آورد، و از این فرصت به بهترین‌شکل نیز بهره‌برداری نموده و خواهد نمود.

اما حالا تصور نمایید جمعی از ملوانان انگلیسی دو سال پیش بر خلاف اصول تعریف‌شده بین‌المللی بدون اجازه به حریم آبی کشور ایران وارد شدند.
 اقدام اولیه مناسب عرف دیپلماتیک صورت می‌گیرد. یعنی جلوگیری از تعرض بیشتر. اما یک‌باره شتاب‌زدگی و قهرمان‌بازی جای خود را به منطق دیپلماسی می‌دهد. ملوانان دستگیر و فریاد هل من مبارز برای کشور متعرض سر داده می‌شود.

نتیجه این شتاب‌زدگی و قهرمان‌بازی آنست که در زمان بسیار کوتاهی ملوانان با یک تشر ساده مقامات «بریتانیا» آزاد و با کت و شلوار‌ها و هدایای ارزش‌مندی به کشورشان بدرقه می‌شوند.

حالا‌‌ همان شتاب‌زدگی و قهرمان‌بازی در دستور کار مقامات ایرانی قرار گرفته است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ آبان ۸۸ ، ۰۳:۴۳
علی مصلحی

تا ۱۶ آذر

سه شنبه, ۱۲ آبان ۱۳۸۸، ۰۳:۲۶ ق.ظ

فردا روز سیزدهم آبان است. «سیزده» عددی است که در ادبیات سنتی و نوستالوژیک ایرانیان و بر اساس یک افسانه قدیمی «نحس» است.
 در تاریخ معاصر ایران اما این نحسی در اوایل انقلاب گریبان «سیاست» و «سیاست خارجی» و روابط دیپلماتیک بین «ایران» و «آمریکا» و در ماه‌های اخیر گریبان «سیاست‌مداران» جوان و خام دیروز و پا‌به‌سن‌گذاشته و پخته امروز را گرفت.

بانیان اشغال سفارت «ایالات متحده آمریکا» و حماسه‌سازان «انقلاب دوم» چند ماهی‌ست که با رای و نظر متولیان نظام آب خنک زندان می‌خورند، و این آب خنک آن‌قدر اثر معجزه‌آسایی داشته است که بعضی از آن‌ها طی‌‌ همان ماه اول متنبه گردیده، متوجه شدند رفتارشان طی سی سال گذشته اشتباه بوده است.
 
اما در توجه و تنبه و اعترافات این دسته از «دانشجویان مسلمان پیرو خط امام» و بانیان «دفتر تحکیم وحدت» اثری از پشیمانی از رفتاری که در «سیزدهم آبان ۱۳۵۸» منجر به «انقلاب دوم» شد وجود نداشت.

اما به نظر می‌رسد در شرایط آزادی و عدم اجبار هم دیگر این‌روز‌ها در نظر این دوستان اثری از تعلق‌خاطر و دفاع نسبت به آن اتفاق که «انقلابی عظیم‌تر از انقلاب اول» خوانده شد وجود نداشته باشد.

سال‌های پیش مراسم «روز ملی مبارزه با استکبار جهانی» از روز یازدهم تا سیزدهم به اشکال متفاوت و توسط گروه‌های مختلف از جمله «جامعه اسلامی دانشجویان» به رهبری «حشمتالله طبرزدی» و «دفتر تحکیم وحدت» و همچنین «سازمان تبلیغات اسلامی» برگزار می‌شد و علی‌القاعده هر گروه نیز به‌تنهایی مراسم خود را برگزار می‌کرد و در مراسم گروه دیگر حضور نداشت.
 امسال اما ظاهرا در غیبت سران «دفتر تحکیم» که همه‌ساله مراسم خود را در روز سیزده آبان برگزار می‌کرد، خواست و اراده خداوند بر آن قرار گرفته است که همه گروه‌ها در یک روز واحد در مراسم هم‌دیگر حضور داشته باشند.

 «دفتر تحکیم وحدت» از چند سال پیش در یک تغییر مواضع آشکار و برای احترام به همه کشور‌ها، مراسم نمادین «آتش‌زدن پرچم آمریکا» که اصلی‌ترین برنامه هر ساله خود بود را برای همیشه از دستور برنامه‌های خود حذف کرد.

فردا آیا این فرصت برای دوستان «دفتر تحکیم» پیش خواهد آمد که برای همیشه شعار «مرگ بر» را برای احترام به «انسانیت» از برنامه‌های خود حذف کند؟

فردا برای دفاع از تفکر «سبز» جنبش نوین عدالت‌خواهی ملت ایران در مراسم «سعد» سیزده آبان سبز ایران شرکت می‌کنیم و از هرگونه شعار با بار خشونت پرهیز می‌نماییم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ آبان ۸۸ ، ۰۳:۲۶
علی مصلحی

چوپانان دروغ‌گو ۸

جمعه, ۱ آبان ۱۳۸۸، ۰۲:۱۰ ق.ظ


احکام چند تن از مته‌مان دادگاههای موسوم به «کودتای مخملی» صادر شده و در بین نام‌های مطرح‌شده نامی از سران اصلاح‌طلب متهم و زندانی به چشم نمی‌خورد.
 میزان جرم افرادی که حکم محکومیت‌ِشان صادر شده است نیز ـــ بر اساس آن‌چه به شکل علنی از رسانه ایران نمایش داده شد ـــ بسیار کم‌تر از سران اصلاح‌طلب متهم و زندانی است.

شکی نیست که مبنای صدور احکام قضایی اخیر اعترافات متهمان در مقابل قاضی دادگاه به‌عنوان مرجع صدور حکم و اداره‌کننده دادگاه به‌طور اخص، و آنان‌که که بیننده تصاویر تهیه‌شده از نمایش‌گاه‌ها بودند به‌عنوان افکار عمومی بطور اعم، بوده است.
صدا و سیمای ایران به‌همراه مقامات قضایی به خواست دولت‌مردان ایران با تهیه تصاویر از اعترافات و فرایند برگزاری دادگاه‌ها عملا سعی نمودند ضمن همراه‌نمودن افکار عمومی با خود، تایید افکار عمومی را برای احکام صادره به نفع عدالت تعریفی خود مصادره نمایند.
 در آینده نیز احکام سران اصلاح‌طلبی که در مقابل قاضی و دوربین تلویزیون به اتهامات وارده اعتراف نمودند صادر خواهد شد.

در چنین فرایندی تکلیف دادگاه با آنان‌که اتهامات وارده را نپذیرفته و حاضر به اعتراف نشدند چیست؟ و چگونه می‌توان موافقت و تایید افکار عمومی را پشتوانه صدور حکم برای اعتراف یا اقراری نمود که افکار‌ عمومی آن اعتراف را مشاهده ننموده است؟

افکار عمومی عملا و به عینه مشاهده نموده‌اند که در پروسه محاکمه آقایان «عبداله رمضانزاده» و «محسن صفایی فراهانی» و «احمد زیدآبادی» در مقابل دوربین‌های صدا و سیما و قاضی دادگاه به هیچ جرم کرده یا نکرده اعتراف ننمودند و لاجرم وقتی دلیلی مستندی هم بر محکومیت‌ِشان موجود نیست (چه آن‌چه اگر موجود بود قاضی یا دادستان هنگام انکار در محضر دادگاه بر علیه آن‌ها برای رد انکار، آن‌چنان که رویه کار دادگاه‌ها است به آن‌ها خصوصا و به افکار عمومی عموما اعلام می‌کرد) باید هرچه سریع‌تر آن‌ها آزاد و بازداشت‌کنندگان آن‌ها بدون دلیل می‌توانند و باید راسا توسط مدعی‌العموم تحت پیگرد قرار گیرند.
 قسمت اخیر پیش‌کش حضرات. جالب خواهد بود که متولیان دادگاه و برگزارکنندگان نمایش عمومی دادگاه حالا باید به افکار عمومی جواب دهند که:
 ۱- چرا علیرغم عدم اعتراف نام‌بردگان فوق، تاکنون هیچ تصمیمی برای آزادی آن‌ها صورت نگرفته؟
 ۲- اگر عدم اعتراف آن‌ها به معنای عدم مجرمیت نیست، چرا تاکنون اسناد جرم به افکار عمومی اعلام و یا به فرض محرمانه‌بودن افکار عمومی توجیه نشده؟
 ۳- فردا و فردا‌ها، دادگاه و متولیان امر با احکامی که بر علیه آن‌ها صادر و علیرغم تمام قوانین حقوقی و قضایی ملی و بین‌المللی احکام به مرحله اجرا هم خواهد گذاشت، چه پاسخی برای افکار عمومی که عملا خودشان بر علیه خودشان بسیج نموده‌اند و طلیعه‌هایش از هم‌اکنون قابل مشاهده است خواهند داشت؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آبان ۸۸ ، ۰۲:۱۰
علی مصلحی

مداری معاصر

پنجشنبه, ۳۰ مهر ۱۳۸۸، ۰۱:۲۵ ق.ظ

در مورد پسر مظلوم شهید مظلوم دکتر «بهشتی» اخباری منتشر شده‌است که علیرغم وثوق منتشرکنندگان، اما به‌دلیل احتمال خطا در انتقال اخبار و از طرف دیگر سختی قبول قساوت نظام تا به این حد، فعلا از آن می‌گذریم.
 اما اخبار منتشرشده در مورد سایر بازداشت‌شدگان سیاسی و غیرسیاسی پس از انتخابات ۲۲خرداد ۸۸ و شدت برخورد و شکنجه با این سرمایه‌های بزرگ نظام و انقلاب و چهره‌های مورد اعتماد امام و نظام، بر تمام ناظران داخلی و خارجی ثابت شده‌است و شکی در رفتار وحشیانه با معترضان بازداشت‌شده به نتایج انتخابات نیست.

تعداد قابل‌توجهی از مردم مظلوم کشور در جریان دفاع از کیان نظام؟؟؟ جان خود را از دست داده و بنابر اخبار موثق تعداد قابل‌توجهی هم تاکنون مفقود هستند.
 تعدادی از هم‌وطنان عزیز در جریان ناآرامی‌های اخیر به‌شدت مورد ضرب و شتم نیروهای نظامی و انتظامی قرار گرفته، و هنوز مرحمی بر آلام خود و خانواده‌هایشان نیافته‌اند.

 از طرفی یک سایت سیاسی وابسته به یک جریان سیاسی خبر از دفن مخفیانه ده‌ها جنازه به شکل غیرقانونی طی روزهای اخیر داده‌است. (+)

اخبار متعدد و ریز و درشت از این دست طی سه ماه گذشته فراوان از منابع موثق و رسانه‌های رسمی و غیررسمی داخلی و خارجی به سمع و نظر افکار عمومی رسیده‌است.

در چنین شرایطی خطیب نماز جمعه دیروز تهران، در خطبه‌های خود سران اصلاح‌طلب و معترضین به نتایج اعلام شده انتخابات دهم بطور اخص، و به وضع موجود به طور اعم را، مخاطب قرارداده و اعلام کرد: حوصله نظام برای مدارا با آن‌ها تمام شده و به تلویح و با شدت اعلام کرد که منتظر برخورد خشمگین نظام باشند.
 وی برای توجیه شرعی و تاریخی هشدار خود برای تنبیه به اصطلاح آنان‌که روبه‌روی نظام ایستاده‌اند، شواهدی از تاریخ سال‌های اولیه هجرت پیامبر و ولایت مولی علی (ع) را مورد اشاره قرار داد و اعلام کرد که، مولی علی (ع) تا آن‌جا که امکان داشت با مخالفان و حتی با دشمنان مدارا می‌کرد اما وقتی که مدارا سودی نداشت دست به خشونت زده و اقدام به بیرون آوردن چشم فتنه می‌نمود.

 وی همچنین به سیره و روش خاص امام خمینی در اول انقلاب و مشخصا سال‌های اوایل دهه شصت و برخورد با شخصیت‌هایی در راس نظام چون ریس‌جمهور و نخست وزیر؟؟؟ و حتی در سال‌های پایانی دهه شصت با مقام‌هایی بالا‌تر از این و البته بدون ذکر نام از شخص (منتظری) اشاره کرده، اخطار نمود که در برخورد با خاطیان با هیچ کس رودربایستی نخواهند داشت.

اما سئوال اساسی اینست که با فرض قبول شباهت شرایط فوق با شرایط دوران ولایت مولی علی (ع) و با فرض قبول افراد و گروه‌های مخاطب خطیب جمعه با فتنه‌گران زمان امام اول مسلمین، آیا امام علی (ع) هم به سان ای‌نروز‌ها پیش از هر مذاکره و مدارا، ابتدا به ساکن، فتنه را به کهریزک می‌فرستاد و چشمش را درمی‌آورد و بعد به او اخطار می‌داد؟ یا نه پس از بار‌ها مذاکره و دعوت به زیستن مسالمت‌آمیز، آن‌گاه که احساس می‌کرد مدارا چاره ندارد، اقدام به درآوردن چشم فتنه می‌کرد؟
 و باز آیا با قبول فروض فوق دختر مظلوم آقای «جواد امام» از زن غیرمسلمانی که وقتی مولی علی (ع) شنید خلخال از پایش درآورده‌اند فرمود: «به راستی اگر مسلمانی از شنیدن این خبر قالب تهی کند حقا که بر او ملامتی نیست» کم‌تر است که امروز در خیابان ربوده می‌شود و چادر از سرش کشیده شده و پس از یک روز بدون حجاب در قبرستان‌‌‌ رها شده (+) و حضرات مدافع نظام هم کک‌شان نمی‌گزد؟ و به ولایت مولی علی (ع) تمسک و تشبه می‌جویند؟

اگر رفتارهای اتفاق‌افتاده طی سه ماه گذشته به‌زعم خطیب جمعه این هفته تهران، مصداق مدارای اسلامی است و شرایط امروز شبیه به شرایط مولی علی، و این رفتار‌ها هم شبیه رفتار مولی علی (ع) است به قول خواجه رندان‌حضرت لسان‌الغیب شیراز:
گر مسلمانی از اینست که حافظ دارد
وای اگر از پس امروز بود فردایی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ مهر ۸۸ ، ۰۱:۲۵
علی مصلحی

صداقت حق مسلم ماست

سه شنبه, ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ۰۲:۰۸ ق.ظ

کم‌تر از یک‌هفته پیش از آ‌ن‌که آقای دکتر «محمود احمدی‌نژاد» ریس‌جمهور معرفی‌شده به‌عنوان پیروز انتخابات به مقر «سازمان ملل» متحد پرواز نماید، جدید‌ترین بسته پیشنهادی خود را توسط وزیر امور خارجه به نمایندگان کشورهای عضو گروه «۵+۱» تقدیم کرد و در مورد محتوای این بسته به خبرگزاری‌ها و رسانه‌های داخلی و خارجی اعلام کرد که، از نظر ما موضوع پرونده هسته‌ای ایران یک موضوع پایان‌یافته و پرونده‌ای مختومه تلقی شده و در این بسته پیشنهاداتی در مورد مسائل مهم مدیریت جهانی به گروه ارائه شده است.

یک‌هفته بعد از ارسال این بسته و این سخنان، ریس‌جمهور معرفی‌شده به‌عنوان دهمین ریس‌جمهور به نیویورک و مقر سازمان ملل رفت و پس از آن‌که در سالن مشغول سخنرانی بود، هیئت‌های نمایندگی اکثر کشورهای جهان در اعتراض به رفتارهای متعدد ضد‌ونقیض دولت‌مردان ایران و خصوصا آقای «احمدی‌نژاد»، اتفاقات جاری ایران، همچنین اصرار بی‌هوده آقای «احمدی‌نژاد» بر رد فاجعه «هالوکاست» صحن مجمع عمومی سازمان ملل را ترک نمودند.

تاثر ناشی از این رسوایی جهانی هنوز با شدت به قوت خود باقی بود که عده‌ای از اعضای «سازمان مجاهدین خلق» در فرانسه جمعی از خبرنگاران را برای استماع خبر و عکس‌های مهم و جدیدی از یک سایت فعال غنی‌سازی اورانیوم در نزدیکی «قم» و «تهران» به یک کنفرانس مطبوعاتی دعوت نموده و در این کنفرانس با نشان‌دادن عکس‌هایی ماهواره‌ای پرده از فعالیت این سایت برداشتند.

هنوز اخبار و مستندات منتشر‌شده در این کنفرانس مورد تایید هیچ سازمانی قرار نگرفته بود که دولت‌مردان ایران پیش‌دستی نموده و در دستپاچگی آشکار، با ارسال نامه‌ای به «آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای» اخبار منتشره توسط «سازمان مجاهدین خلق» در کنفرانس خبری فرانسه را تایید نمودند.

حال فرض بگیرید شما جای دولت‌مردان جمهوری اسلامی هستید. ریگی به کفش سیاست‌تان نیست، ریگی به کفش پرونده انتخابات ریاست‌جمهوری دهم‌تان هم نیست، ایضن ریگی هم به هیچ‌یک از کفش‌های پرونده مهم و حساس پرونده هسته‌ای‌تان هم نیست. یک سازمان تروریستی بنام «مجاهدین خلق» هم دائم در پی آنست که از شما آتوی سیاسی و گاف خبری و بهانه برای آبروریزی پیدا کند. حالا شما یک بسته پیشنهادی به دنیا و نمایندگان آن‌ها: (گروه ۵+۱) فرستاده‌اید و در یک کنفرانس خبری و مطبوعاتی هم اعلام نموده‌اید که از نظر شما موضوع پرونده هسته‌ای ایران یک موضوع تمام‌شده است و محتویات بسته پیشنهادی ارسالی به سران جهان هم پیشنهاد برای مدیریت بر‌تر با هم‌کاری دولت‌مردان ایران که شفاف‌ترین مدیران هستند می‌باشد. حالا به آبرورزی و افتضاح سخنرانی‌تان در سازمان ملل و بی‌اعتباری بی‌نظیر جهانی کاری نداریم.

در چنین شرایطی به‌ناگاه‌‌ همان سازمان شرور و تروریستی «مجاهدین خلق» خبرنگاران را در فرانسه به یک کنفرانس خبری و مطبوعاتی دعوت می‌نماید و با نشان‌دادن چند عکس ماهواره‌ای دقیق روی نقشه جغرافیا، پرده از یک سایت فعال غنی‌سازی اورانیوم شما در نزدیکی قم و تهران که شما (دقت کنید!!!) یک‌سال پیش به آژانس فعالیت آن‌را با آدرس دقیق اطلاع داده‌اید بردارد.
یک‌بار دیگر فرضیات فوق را به خاطر بیاورید! اگر شما جای دولت‌مردان ایران بودید چه می‌کردید؟ آیا غیر از اینست که دست‌کم یک سال خوراک برای تمسخر «سازمان مجاهدین خلق» که دچار اشتباه بزرگی شده است، به دست نیاورده بودید؟ آیا نباید این‌روز‌ها بخش‌های متعدد خبری شما و از آن‌جمله بیست‌وسی برنامه‌های عادی خود را قطع و روی این گاف بزرگ «سازمان مجاهدین خلق» مانور بدهد؟ آیا نباید این‌روز‌ها در سراسر ایران خیابان‌ها مملو از بسیجیانی باشد که برای این پیروزی نظام در برابر افتضاح سازمان مجاهدین مشغول پخش شیرینی باشند؟ و هزار اما و آیای دیگر؟؟

حالا یک‌بار دیگر چهره ریس‌جمهور معرفی‌شده توسط وزارت کشور و شورای نگهبان به‌عنوان دهمین ریس‌جمهور ایران در کنفرانس خبری در نیو یورک، پس از شاه‌کار «سازمان مجاهدین خلق» را به‌خاطر بیاورید! آیا کمترین اثری از شادابی و بگو بخند و زهرخندهای معمول وی در کنفرانس‌های خبری، میزگرد‌ها و مناظره‌ها در آن مشاهده نمودید؟

اما حقیقت اینست که ایران کمترین  ــ تکرار می‌کنم! کمترین!  ــ حساسیتی روی این کنفرانس خبری سازمان مجاهدین نداشته و هیچ‌گونه واکنشی نسبت به آن از خود بروز نداده است. اما با کمال پررویی و با صراحت و بی‌شرمی کامل به تمام رسانه‌های بین‌المللی دروغ خنده‌داری گفت که: ایران از یک‌سال پیش فعالیت این سایت را به «آژانس» اطلاع داده است. گو این‌که آرشیو سازمان بین‌المللی انرژی اتمی و دبیرخانه آن، دبیرخانه وزارت کشور ایران است و در اختیار «کامران دانشجو» که بتوان هرگونه سند دروغی را در آن وارد نمود.
 ایران وقتی اقدام به نامه‌نگاری به «آژانس بین‌المللی انرژی اتمی» نمود که حالا همه دنیا از وجود این سایت مطلع بودند. به همین دلیل بلافاصله با دستپاچگی به ژنو رفتند و فراموش کردند که کم‌تر از بیست روز پیش رسما و در مقابل دوربین‌های بزرگ خبری و رسانه‌ای جهان اعلام نموده‌اند: که از نظر آن‌ها پرونده هسته‌ای ایران یک موضوع خاتمه یافته است.
اما برخلاف گفته صریح آن‌ها خاتمه یافته نبود. به همین دلیل برسر میز مذاکره بر سر موضوع هسته‌ای نشستند.
 دردآور‌تر آن‌که از تمامی مواضع قهرمانانه ۴ سال گذشته خود به یک‌باره عقب‌نشینی نموده و باز هم دردآور‌تر آن‌که تمام این شکست‌ها را به عنوان موفقیت جدید دولت ایران به شهروندان خود معرفی نمودند.

 اما فرض بگیریم شهروندان ایران به ماهواره و اینترنت دسترسی ندارند. آیا حافظه هم ندارند و این‌همه خبر ناسخ و منسوخ که طی یک ماه و دوماه و ... چهار سال به مردم داده می‌شود مردم را به فکر نخواهد انداخت؟

می‌گویند معتادان آخرین کسانی هستند که از اعتیاد خود آگاه می‌شوند. آیا دولت‌مردان ایران هم آخرین افرادی هستند که از گاف‌های متعدد خود با خبر خواهند شد؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ مهر ۸۸ ، ۰۲:۰۸
علی مصلحی

آزاد است چون می‌اندیشد

شنبه, ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ۰۱:۳۴ ق.ظ

«من این دانم که نبشتم و بر این گواهی دهم در قیامت، و آن کسان که آن محضر‌ها ساختند، ایشان را محشری و موقفی قوی خواهد بود، پاسخ خود دهند.»
 (تاریخ بیهقی)

در میزگردی که به ابتکار سیمای جمهوری اسلامی ایران با حضور «سعیدحجاریان» و «سعید شریعتی» در شبکه ۳ برگزار شده، ظاهرا آقای «شریعتی» اعلام نموده‌است که: تعجب می‌کند که چگونه بعضی از دوستان وی که در خارج از زندان هستند هنوز دچار تحول نشده‌اند. (نقل به مضمون)
 
این حرف درستی است. چون به تلویح می‌خواهد بگوید و تصریح کند که آن تحول که در او و در دوستان زندانش و از آن‌جمله: «ابطحی» و «عطریانفر» و به طریق اولی «حجاریان» صورت گرفته فقط و فقط ناشی از شرایط زندان و مخصوصا زندان‌های امروز ایران است. و این تعجب او برای رد گم‌کردن است برای بعضی‌ها. و اگر انشااله عمرش به دنیا باشد و از قفس اوین برهد، مواضع او هم کماکان مثل مواضع دوستان گذشته‌اش بر‌‌‌ همان سیاق سابق خواهد بود.

 «سعید حجاریان» آزاد شد و این شاید بهترین خبری بود که طی ۱۰۰روز گذشته رسانه‌های خبری رسمی کشور انتشار دادند و بلافاصله خبر آن چون بمب شادمانه‌ای در تمام رسانه‌ها، سایت‌ها، وبلاگ‌ها و رسانه‌های مجازی و موازی با جنبش سبز منفجر شد و شادمانی را با خود به خانواده جنبش سبز هدیه نمود.

 فردای آن‌روز‌‌‌ همان رسانه‌ها با شادمانی زایدالوصفی خبر از ملاقات «عبداله نوری» با جانباز اصلاحات می‌دادند.
 همه خبر‌ها هم حاکی از ‌‌‌نهایت رافت و مهربانی در پذیرفتن «عبداله نوری» توسط خانواده «حجاریان» بود. این نقض‌کننده و مردودکننده تمام تلاش‌ها و گزارش‌هایی بود که طی ۱۰۰روز گذشته رسانه‌های کودتا و در راس آن «صدا و سیمای» ایران و در راس همه آن‌ها «دولت کودتا» سعی در اعلام و القای آن داشت که: بازداشت‌شدگان معترض به نتایج انتخابات نه‌تنها اعتراضی به نتایج انتخابات ندارند که حتی به‌دلیل این نتایج و هدایت و رحمتی که در اوین شامل حالشان شده، به اشتباهات اساسی در مواضع قبلی خود نیز پی برده و اکنون در یک چرخش صد‌وهشتاد درجه در پیش‌گاه ملت به اشتباه دیدگاه‌ها و مواضع گذشته خود اعتراف نموده و ضمن آن، نتایج درخشان انتخابات دهم ریاست‌جمهوری ایران را هم فاقد هرگونه تقلب و تخلفی می‌دانند.

مغز متفکر اصلاحات که تن نیمه‌جانش از فردای اعلام نتایج انتخابات دهم ریاست‌جمهوری به بازداشت‌گاه و از آن‌جا به زندان اوین منتقل شده بود، پس از دو ماه بی‌خبری و نگرانی جامعه و خانواده‌اش از وضعیت جسمی نامساعد و شرایط نامناسب او، در دادگاه موسوم به محاکمه عاملان کودتای مخملی حاضر و به شهادت متنی که اعلام شد توسط وی نوشته و توسط «سعید شریعتی» در صحن دادگاه قرائت شد، به تلاش برای براندازی نرم و اشتباه در سایه تحلیل نادرست از شرایط اقرار و ضمن اظهار ندامت و استعفا از عضویت در شورای مرکزی حزب «مشارکت ایران اسلامی» به خاطر گذشته سیاهش از پیش‌گاه ملت عذرخواهی نمود.
 
وی چندی بعد نیز جلو دوربین‌های صدا وسیمای ایران در میزگردی که به ابتکار سران کودتا طراحی و تنظیم شده بود حاضر، و ضمن تکرار حرف‌های نوشته و خوانده‌شده در دادگاه، پرده از پروژه «تغییر ماهیت فکری و تنبه» خود در سایه ارشادات عالمانه دوستان اوین برداشت و چنان با گذشته خود خداحافظی نمود که می‌شد تصور نمود با این مواضع نویافته بعید است وی پس از زندان خانواده گذشته خود را بیاد آورد.
 ظاهرا باید این فرایند طی می‌شد تا «مرغ نیم‌بسمل آزادی» از قفس اوین بپرد.

ادامه منطقی این پروژه اگر دقیق طراحی شده یا اتفاق می‌افتاد، باید به فاصله‌گرفتن «حجاریان» از دوستان دیروز که بانوشتن ندامت‌نامه از آن‌ها اعلام برائت کرده بود منجر شود.
اولین نشانه‌های فاصله گرفتن هم آنست که یا علی‌القاعده دوستی از دوستان دیروز را به حضور و ملاقات نپذیرد و یا اگر براساس رافت اسلامی دوستی را به حضور پذیرفت، از باب «امر به معروف و نهی از منکر» باید موضوع گفت‌وگوهای بین آن‌ها بحث‌ها و اندیشه‌هایی باشد که منجر به تغییر میزبان شده است و در صداوسیمای ایران از آن سخن رفته است. نیز نشان دادن نشانه‌های صراط مستقیم نویافته به دوستان گمراه سابق.

اما «حجاریان» حالا آزاد است و دوستان سابق «عبداله نوری» را هم به خانه راه می‌دهد و جالب‌تر آن‌که محور بحث‌های آن‌ها نه‌تنها بحث میزگرد صدا‌وسیما نیست که بر سر «‌سند تعاملات راهبردی اصلاحات» به گفت‌وگو و مباحثه می‌نشینند که شرایط این‌جا شرایط اوین نیست.

این گزارش‌ها البته از طریق رسانه‌های رسمی به دست نمی‌آید اما نقطه عطف آن اینست که رسانه‌های رسمی حالا قادر به تکذیب آن نیستند.

حالا حق با «سعید شریعتی» است که مواضع دوستانی که بیرون زندانند با دوستانی که در زندانند فرق می‌کند.
به تعبیر مرحوم «حسین پناهی»:
 «شک دارم به ترانه‌ایی که زندانی و زندان‌بان هم‌زمان زمزمه می‌کنند»

مرتبط:
دانستن حق مردم نیست

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ مهر ۸۸ ، ۰۱:۳۴
علی مصلحی

ماهند این مردم

يكشنبه, ۲۹ شهریور ۱۳۸۸، ۰۱:۲۷ ق.ظ

ساعت ۹/۴۵صبح می‌رسم تهران. بلافاصله خودم را می‌رسانم به مترو. متروی میرداماد را سوار می‌شوم. خیلی خبری نیست. یعنی نه واگن‌ها شلوغ است و نه در این جمعیت اندک آثاری از دست‌بند، شال یا یک نماد سبز مشاهده می‌شود.
اما می‌رسیم به ایستگاه پانزده خرداد که صدای زیبای «یاحسین میرحسین» در داخل ایستگاه به گوش می‌رسد و پس از توقف، همه سوار می‌شوند و «یاحسین میرحسین» را با خود به واگن می‌آورند.

ساعت ۱۰صبح است. ایستگاه طالقانی پیاده شده‌ام و پیاده به سمت میدان هفت تیر می‌روم. با دوستم ساکن خیابان فرجام تهران تماس می‌گیرم و با او برای یک ساعت دیگر تقاطع شهید بهشتی و وزرا قرار می‌گذارم.
 صحبت‌م تمام نشده که گارد ضدشورش با تعداد قابل‌توجهی به سمت میدان در حرکتند. سریع می‌شوم شاید خبری باشد. نرسیده به میدان صدای بلند و پر تعداد «مرگ بر روسیه» به گوش می‌رسد.
 آفرین! میدان به‌طور کامل سبز است و از همه طرف نه مثل مور و ملخ که مثل برگ‌های زیبای گل به طرف میدان سرازیرند مردمی که بوی شرافت می‌دهند و با صدای بلند شعار می‌دهند «یاحسین میرحسین» و سپس به دریای جمیعتی که در خیابان «کریم خان زند» گم می‌شوند، می‌پیوندند.

سراشیبی خیابان مدرس را بالا می‌روم. یک راننده پراید به مردم نوید می‌دهد: «موسوی آمد» و جمعیت به سمت دریای خروشان محبت شتاب می‌گیرد.
باید برای رسیدن به قرار پیاده بروم. اواسط خیابان یک بانوی میانسال ماشینش را از منزل خارج کرده و منظر دخترانش که مثل خودش نمادهای سبز دارند ایستاده و به ماشین‌های در حال گذر علامت «V» پیروزی نشان می‌دهد و وقتی جواب می‌گیرد با شعف زاید‌الوصفی می‌گوید «ماهند این مردم. آفرین. احمق‌ها می‌خواستند کلاه سر چه مردمی بگذارند» و یادم می‌آید «وحید» دیروز می‌گفت: خبر داری سخنران پیش خطبه‌ها کیست؟ گفتم نه.
گفت: آقای «احمدی‌نژاد»‌‌ همان موقع به یاد سخنان آقای «صانعی» افتادم و حدیث: خدا را شکر که دشمنان ما را از احمق‌ها قرار دادی!.
 احمقند که می‌خواهند این ملت هر روز دروغی جدید را از آن‌ها باور کنند.
به قول دوستی: آن‌روز که این‌روز‌ها را می‌تراشیدند، آیا به امروز فکر می‌کردند؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۸۸ ، ۰۱:۲۷
علی مصلحی