وب‌نوشته‌های یک شیشه‌بر

علی مصلحی
وب‌نوشته‌های یک شیشه‌بر

روزنامه‌نگاری که کارمند بانک بوده و اکنون شیشه‌بری می‌کند

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
پیوندها

۲۴۱ مطلب با موضوع «سیاست» ثبت شده است

آفتاب آمد دلیل آفتاب

جمعه, ۴ شهریور ۱۳۹۰، ۰۳:۴۲ ق.ظ

خبرگزاری «فارس» در توضیحاتی مدعی شده‌است که نوار صوتی مصاحبه‌ای که «فارس» ادعا نموده بود با حجة‌الاسلام «انصاریان» داشته ــ و بلافاصله دفتر ایشان تکذیب نمود ــ را در اختیار دارد و عندالزوم منتشر خواهد نمود.

 از مفاد توضیحات «فارس» چنین به‌نظر می‌رسد که دوتن از هم‌کاران این خبرگزاری در محل سخن‌رانی این استاد حوزه حاضر و از ایشان سؤالاتی پرسیده و پاسخ‌هایی را هم گرفته‌اند. اما خود را خبرنگار از طرف هیچ رسانه‌ای معرفی ننموده‌اند. اتفاقی که معمولا در حاشیه چنین مراسم‌هایی فراوان واقع می‌شود.

تا این‌جای کار اتفاق یا مسئله خاصی نیست. اما موضوع از آن‌جا خاص و مورد توجه می‌شود که ناگهان خبرگزاری «فارس» متن حاوی اطلاعاتی خاص از طرف این استاد را به‌عنوان مصاحبه روی خروجی خود قرار می‌دهد.
این اتفاق واکنش دفتر انصاریان  را به‌دنبال داشته و حالا خبرگزاری «فارس» به‌دنبال آن واکنش و تکذیبیه مدعی شده‌است که نوار صوتی مصاحبه یادشده را منتشر خواهدکرد.

در این‌باره یادآوری و توجه به چند نکته خالی از لطف نیست:
 اول براساس اخلاق روزنامه‌نگاری و اصول حرفه‌ای رسانه‌ای، خبرنگار موظف است هنگام انجام مصاحبه رضایت دقیق مصاحبه‌شونده را پس از دادن اطلاعات کامل به وی به‌دست آورد. اصول اخلاقی فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران ‏تصریح می‌دارد: «روزنامه‌نگار تنها باید با استفاده از روش‌های ‏منصفانه، خبر، عکس و سایر اطلاعات را به‌دست بیاورد. یک ‏راه منصف‌بودن این‌است که همیشه خود را خبرنگار معرفی ‏کنید، برای به‌دست آوردن اطلاعات سر مردم کلاه ‏نگذارید، خود را جای کس دیگری جا نزنید و کسی را ‏تهدید نکنید.»
بنابراین در صورت چنین اتفاقی اقدام خبرنگار «فارس» نافی اخلاق رسانه‌ای و ناقض اصول حرفه‌ای رسانه بوده و محکوم است.

دوم: همه می‌دانند یک نوع از تُن صدایی که به‌راحتی می‌تواند مورد تقلید و شبیه‌سازی دیگران قرار بگیرد، تُن صدایی است که لحن کلام آقای «انصاریان» دارد و اتفاقا سابقه هم دارد که یک‌بار دیگر نیز یک نوار سخن‌رانی نزدیک به نیم ساعت از ایشان مورد شبیه‌سازی، تقلید و سو‌ءاستفاده قرارگرفت، که بلافاصله مفاد آن نوار صوتی و انتساب آن به ایشان مورد تکذیب قرارگرفت و آن‌زمان از طریق بیانیه مکتوب به اطلاع شهروندان رسید.

من نمی‌خواهم شخص یا رسانه‌ای را به این رفتار متهم کنم. ولی در شرایطی که رسانه‌ای سعی در متهم‌کردن دیگران، آن‌هم یک استاد بلند‌پایه اخلاق حوزه دارد باید متوجه باشد که همین احتمال در مورد آن رسانه هم می‌تواند صادق باشد، که قصد دارد برای فریب مخاطبین خود نوار صوتی آقای انصاریان و مصاحبه مورد ادعا را جعل و شبیه‌سازی نماید. جدای از آن‌که این رسانه کارنامه سیاهی از چنین سوابقی در پرونده دارد و زمینه الصاق چنین اتهامی به آن رسانه بسیار راحت‌تر و نزدیک‌تر است تا یک استاد اخلاق حوزه.

 سوم آن‌که: بر فرض آن‌که حق با خبرگزاری «فارس» باشد و استاد «انصاریان» دروغ می‌گوید. با چنین فرضی دیگر «فارس» می‌خواهد به چه کسی افترا بزند و از چه کسی سلب افترا کند؟ غیر از آن‌َست که اثبات دروغ‌گویی یک استاد اخلاق حوزه، مقدمه لازم اثبات عمق فساد در دستگاه جمهوری اسلامی خواهد بود و به قولی: آفتاب آمد دلیل آفتاب.

مرتبط:
وقتی اخلاق در رسانه موضوعیت ندارد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ شهریور ۹۰ ، ۰۳:۴۲
علی مصلحی

وقتی اخلاق در رسانه موضوعیت ندارد

جمعه, ۴ شهریور ۱۳۹۰، ۰۳:۱۰ ق.ظ

 «محرمانه‌آنلاین» دیروز قبل از آن‌که مصاحبه جعلی خبرگزاری «فارس» با «انصاریان تهرانی» منتشر شود، شمشیر را بر علیه این واعظ برجسته پایتخت، از رو بست و در یادداشتی اعتراضی، حاوی بی‌احترامی، تلویحا وی را به نادیده‌گرفتن حضور و نقش آقای «خامنه‌ای» در هدایت انقلاب و نظام متهم، و سخنان صادقانه و دل‌سوزانه این روحانی بلندپایه حوزوی را بی‌اساس خواند.

این یادداشت که عمدا با ادبیات تحقیرآمیز تنظیم شده‌بود، در تمام نوشته، این استاد باسابقه و برجسته حوزه را بدون ذکر لقب حوزوی و تنها با عنوان «شیخ‌» مورد خطاب قرار‌می‌داد.
ناگفته پیداست که مخاطب قراردادن یک روحانی کهن‌سال و صاحب کرسی استادی در حوزه علمیه، بدون لقب حوزوی و تنها با عبارت «شیخ» تداعی‌کننده بی‌حرمتی است و این نوع ادبیات عمدا در دستور کار نویسنده یادداشت قرارگرفته بود.

اما از آن‌جا که گرداننده‌گان این رسانه و رسانه‌های مشابه، ارزشی برای اخلاق از یک‌طرف، و شعور و احترام و ارزشی برای مخاطبین اندک و سرگردان خود قائل نیستند، لذا با اندک اتفاق و وزشی بلافاصله در‌‌ همان مسیر جدید تغییر جهت داده و رنگ عوض می‌کنند.

 «محرمانه‌انلاین» کم‌تر از یک روز پس از انتشار یادداشت یادشده، و پس از اطلاع از مفاد مصاحبه جعلی خبرگزاری «فارس» با این روحانی بلندپایه حوزه که تامین‌کننده علایق سیاسی این رسانه بود، بلافاصله یادداشت دیگری را مبتنی بر اطلاعات جعلی‌‌ همان مصاحبه تنظیم و منتشر نمود.
 اما ادبیات این یادداشت صدوهشتاد درجه با ادبیات یادداشت پیشین متفاوت شده و این‌بار «انصاریان‌ تهرانی» با عناوین محترمانه و القاب مودبانه مخصوص رجل حوزوی، اگرچه با چند درجه تخفیف، مورد اشاره قرار گرفت. البته نوک تیز حملات متوجه رسانه‌ای شد که جریان مراسم و سخن‌رانی واعظ شب قدر را صادقانه و بدون جعل و تحریف گزارش نموده بود اما به‌زعم این رسانه و خبرگزاری جاعل مصاحبه، «تحریف‌کننده» بیانات حجة‌الاسلام بود.

 اما طولی نکشید که بیانیه سایت «انصاریان تهرانی» رسما کذب و جعلی‌بودن اصل مصاحبه و خبر خبرگزاری «فارس» را اعلام کرد.
حالا باید متظر ماند و دید رسانه‌ی از هول حیلم در دیگ‌افتاده «محرمانه‌آنلاین» چگونه از دیگ جعلیات خود و رسانه مادر «فارس‌نیوز» خارج شده و درباره  این چرخش مواضع و تغییر رفتار، چه توضیحی برای مخاطب درمانده و سرگردان خود خواهد داشت.

مرتبط:
دروغ‌پراکنی در مورد شیخ شجاع

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ شهریور ۹۰ ، ۰۳:۱۰
علی مصلحی

سایت «محرمانه‌آنلاین» که پس از بستن یک‌شبه سایت‌های حامی و طرف‌دار «اسفندیار رحیم مشایی» جای‌گزین سایت «محرمانه‌نیوز» شد، رکورددار انتشار اخبار جعلی و بدون سند است.
 
به‌نظر می‌رسد گردانندگان این سایت که بیگانگی بیش از حدی با خبر و خبرنگاری و اخلاق حرفه‌ای در این حوزه دارند، این وب‌سایت را صرفا برای تفریح و سرگرمی راه‌اندازی نموده و هر روز در اتاق‌های فکر و خبر خود، پس از چند ساعت شوخی و تفریح و لطیفه تعریف‌کردن، هر از گاهی هم یکی از لطیفه‌ها را در اختیار تحریریه خبر قرار می‌دهند تا به‌عنوان خبر روی خروجی سایت قرار گیرد.

 از طرفی سنبه حمایت از این سایت هم، آن‌قدر پر زور هست که باکی از این دروغ‌پراکنی‌ها و جعلیات ندارند و این چرخه جعل و دروغ هیچ‌وقت با مشکلی روبه‌رو نشده و کماکان به دورغ‌پراکنی آنلاین مشغول است.

در تازه‌ترین فکاهی منتشره این سایت امروز ساعت۱۲ ظهر ادعا نمود: «بر اساس گزارش‌های رسیده مهدی کروبی تا ساعاتی دیگر نامه‌ای خطاب به ملت ایران منتشر خواهدکرد که محتوای کلی این نامه منفک از جزییات ابراز ندامت از افعال خود و در ‌‌نهایت خواستار آزادی خود و همسرش شده است.»

جدای از آن‌که سردرآوردن از این ادبیات به‌هم‌ریخته کار دشواری است و به‌نظر می‌رسد به‌عمد برای سرگردانی مخاطب، این‌گونه تنظیم‌شده، چنان‌چه «مهدی‌کروبی» نه‌تنها حاضر به نوشتن نامه ندامت مورد ادعای این خبر، که اگر حاضر به نوشتن و یا گفتن حرفی به‌مراتب کم‌تر از این نامه هم شده‌بود، تمام ارکان مملکت از صدر تا ذیل اکنون در کار آماده‌نمودن بساط شادمانی بودند و مطمئنا رسانه ملی از اولین لحظه این اتفاق نادر،  پخش تمام برنامه‌های عادی خود را قطع و اقدام به پوشش این خبر از طریق تمام شبکه‌ها می‌نمود و به‌هیچ عنوان اجازه نمی‌داد این خبر، این‌گونه ناشیانه آن‌هم از طریق سایتی نزدیک به «ریس دفتر ریس‌جمهور» که مغضوب تمام ارکان اصلی نظام هست و اتفاقا همین امروز نیز داغ‌دار برادر شده، (+) منتشر شود.

از زمان وعده این سایت که مدعی‌شده تا «ساعاتی دیگر» اکنون ۵ ساعت می‌گذرد. برای اثبات صداقت این ادعا و تحقق «ساعاتی‌ دیگر» باید ۱۷ ساعت دیگر صبر نمود. اما هم‌چنان‌که مخاطبین این سایت بار‌ها و بار‌ها این ۱۷ و ۲۴ ساعت‌ها را پشت سر گذاشته و خبری از تحقق وعده نبوده‌است، این‌بار نیز چنین خواهد شد.

 دستگاه قضایی که اراده‌ای برای پی‌گیری شکایت ریس‌دفتر ریس‌جمهور از مداح بیت رهبری ندارد، برای قبول و پی‌گیری شکایت مهدی کروبی اراده‌ای خواهد داشت؟
این نوشته در سحام نیوز این‌جا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ شهریور ۹۰ ، ۰۳:۰۲
علی مصلحی

«حاج منصور ارضی» آدم بی‌ادبی است. این نه مربوط به حالا است که میدان‌دار مبارزه با «جریان انحرافی» شده، نه مربوط به ده دوازده سال پیش، که وظیفه داشت در مقابل شبیخون فرهنگی «خاتمی» و اصلاح‌طلبان یک‌تنه بایستد و از انقلاب و نظام و رهبری و در سایه آن‌ها، اسلام دفاع کند.
مربوط به دوره سازندگی و مبارزه با ثروت‌های بادآورده هم نیست. از دوران کودکی از این ارث محروم بوده‌است.
معصوم فرموده است: «هیچ میراثی بهتر از ادب نیست.»

«منصور ارضی» متولی امام‌زاده نیست. یعنی به‌دلیل همان محرومیت، لیاقت این تولیت را ندارد، اما در آشفته‌بازاری که هیچ‌کس در جای‌گاه خود نیست «منصور ارضی» هم متولی امام‌زاده شده‌است. بعضی که به‌اشتباه یا با استفاده از رانت، به‌رغم لیاقت مخصوص، در جای‌گاهی قرار می‌گیرند، تلاش می‌کنند رل لیاقت بازی‌کنند یا ادای شایستگی درآورند، تا جای‌گاه را از دست ندهند. اما «منصور ارضی» هیچ‌گاه تلاش نداشته، نمایش ادب و نزاکت هم داشته باشد تا حرمت نمایشی امام‌زاده را حفظ کند.
هر موقع اراده نموده، حریم حرم را به بی‌ادبی و بی‌حرمتی آلوده و حرمت‌شکنی نموده‌است.

رفتار شب نوزدهم ماه مبارک رمضان این مداح اقتدار که به اشتباه مداح اهلبیت لقب گرفته، چنان گستاخانه بوده‌است که دوستان گرمابه و گلستان او هم خبر این حرمت‌شکنی را با احتیاط نقل و تعریف می‌نمایند و ناگفته پیداست که در این نقل خبر از احترام سابق خبری نباشد. در اکثر منابع خبری دوستان دیروز از عبارت محترمانه و حاکی از ارادت «حاج منصور» خبری نیست و خبر این بی‌حرمتی با عبارت‌های «ارضی» (+) (+) یا «منصور‌ ارضی» (+) که نه‌تنها بار ارادتی ندارد، بلکه تلویحا تحقیر را هم با خود دارد تنظیم و منتشر شده‌است.

 اما در شرایطی که آش آن‌قدر شورشده که علاوه بر فهمیدن خان، صدای آش‌پز هم در‌آمده، تیتر خبر این حادثه در وب‌سایت غیر رسمی اما معتبر منتسب به پسر «هاشمی رفسنجانی» و خوشحالی نهفته در تنظیم خبر آن‌ها جالب‌توجه بود.

«آینده نیوز» به‌تنهایی در این شرایط، فرصت را مناسب دید تا در میان دعوا نرخ خود را تعیین کند و در شرایطی که همه تلاش می‌کردند تا به‌نوعی از رفتار مداح اهلبیت، در شب قدر تبری بجویند، با انتخاب جهت‌دار تیتر «گزک حاج منصور به دست جریان انحرافی: هر کس این یهودی را بکشد، خودم پولش را می‌دهم»، ضمن حفظ احترام «حاج منصور» و تحقیر «جریان انحرافی» تلاش کرد تا از این نمد کلاهی نصیب خود نماید.

تردیدی نیست که بی‌احترامی نزدیکان دیروز «منصور ارضی» کار درستی نیست. اما رعایت ادب دشمن دیروز و دوست امروز نیز نمی‌تواند دلایل موجه انسانی و اخلاقی داشته باشد. هم‌چنان‌که تعاریف مخصوص دوستان ناصادق دیروز، به دشمنی امروز کشیده شده‌است، عدم صداقت موجود در تعریف نزدیکان آقای «هاشمی» در سایت «آینده نیوز» از «حاج منصور» و حمله به «جریان انحرافی» نیز به‌زودی خزان خود را نشان خواهد داد.
بعضی‌ها واقعا در عالم هپروت سیر می کنند.
این نوشته در خودنویس این‌جا

مرتبط:
گاف فرهنگی آینده نیوز
آینده نیوز و نقض حریم خصوصی شهروندان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ مرداد ۹۰ ، ۰۲:۳۸
علی مصلحی

سلاخی اخلاق به پای منافع حقیر سیاسی

جمعه, ۱۴ مرداد ۱۳۹۰، ۰۴:۱۰ ق.ظ

وب‌سایت به اصطلاح خبری «ایران‌خبر» که در تبلیغات خود را «آژانس ایران خبر» می‌نامد، بیش و پیش از آن‌که یک آژانس یا بنگاه خبری باشد، یک بنگاه دروغ‌پراکنی و شایعه‌سازی است و در این راه به آسانی ساده‌ترین و ابتدایی‌ترین اصول اخلاق را به پای اهداف سیاسی خود قربانی می‌کند.

به‌طور قطع می‌توان گفت؛ از مجموع اخبار منتشره توسط این سایت؛ صحت، دقت و مستندبودن خبر، سهم بسیار ناچیزی را به‌خود اختصاص می‌دهد.
 البته این سهم ناچیز هم با غرض‌ آلوده‌نمودن اخبار صادق به اخبار دروغ و شایعات، به‌طوری که تمیز درست و غلط از هم کمی دشوار باشد و اندک مخاطب سرگردان خود را گم‌راه و سرگردان‌تر نماید، در دستور کار این وب‌سایت قرار گرفته‌است. در واقع عمدا آب برای صید ماهی مقصود گل‌آلود می‌شود.

در چنین فضای آلوده‌ای سایت فوق‌الذکر، چند روز پیش در خبری کذب و مجعول ادعا نمود که: «"عبدالله رمضان‌زاده" سخن‌گوی دولت اصلاحات مشاعرش را از دست داده.»
این وب‌سایت در یک گستاخی آشکار، رفتار زننده و زشتی را برای تشریح خبر خود از قول «هم‌شهریانی که رمضان‌زاده را می‌شناسند» به این فعال سیاسی اصلاح‌طلب نسبت داده و نوشته است: «هم‌شهریانی که رمضان‌زاده را می‌شناسند، می‌گویند، او به طور کامل مشاعرش را از دست داده‌است به‌طوری که اهل خانه مجبور هستند که او را در اتاق حبس نمایند چرا که در غیر این‌صورت دست به اعمال ناشایستی مانند .... می‌زند!»

این در حالی است که دکتر «عبدالله رمضان‌زاده» به هم‌راه ۶ نفر دیگر از فعالین سیاسی اصلاح‌طلب، که پس انتشار فایل صوتی سخن‌رانی سردار مشفق - یکی از فرماندهان قرارگاه ثارالله سپاه- برعلیه وی اعلام جرم نموده بودند، (+) دست‌ِکم از ۶ ماه پیش تا کنون در زندان به‌سر می‌برد و به غیر از چند مورد مرخصی کوتاه تا کنون در منزل نبوده است.

متاسفانه طی چند سال اخیر به‌ویژه پس از کودتای انتخاباتی ۲۲ خرداد ۸۸ مجموعه حاکمیت با اقدامات مشابه به این رفتار دامن‌زده و فضای روانی لازم برای این‌گونه تحرکات کور را مساعد نموده است.
این نوشته در امروزنیوز اینجا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ مرداد ۹۰ ، ۰۴:۱۰
علی مصلحی

جولان دروغ‌گویی

سه شنبه, ۷ تیر ۱۳۹۰، ۱۲:۴۳ ق.ظ

منکر نمی‌شوم که آدمی با تمام دقت و وسواس و مراقبت و تقوی، باز هم مصون از خطا و اشتباه نیست.
آدمی همیشه در معرض لغزش و خطا قراردارد و دقت و وسواسی که در زندگی دارد، به علاوه تقوی و مراقبت فردی بر اعمال، تعیین‌کننده نسبت آدمی با خطا و اشتباه و گناه است.
 هر چه این تقوی و مراقبت ضعیف شود، آدمی در معرض خطای بیش‌تری است و هر چه مراقبت و تقوی بیش‌تر، خطا کم‌تر.

این یک اصل عام اخلاقی است و استثنایی ندارد. اصول‌گرایان را‌‌ همان اندازه شامل می‌شود که اصلاح‌طلبان را. غربی‌ها را‌‌ همان اندازه دربر می‌گیرد که شرقی‌ها را. مسلمان و مسیحی و بی‌دین و دین‌دار در برابر آن مساوی‌اند.

اصول‌گرایان به معنای عام کلمه طی دست‌ِکم ۶ سال گذشته، بیش‌ترین نسبت را با خطا و گناه داشته‌اند.
 این نسبت نزدیک با خطا آن‌قدر تکرارشده و ادامه داشته است که، خطا الگویی رفتاری‌ِشان شده‌است.

با دقت و وسواس بسیار و به‌سختی شاید بتوان در سکنات این طیف سیاسی رفتاری مطابق با راستی و درستی و صواب پیدا کرد. این موارد آن‌قدر ناچیز است که به‌سختی به چشم می‌آید.
ا
ین مسئله باعث شده است که اعضای این طیف ذره‌بین به‌دست در رفتار جناح رقیب دنبال خطا باشند و اگر خطایی یافتند، «ارشمیدس‌»وار فریاد شادی یافتم یافتم‌ِشان کرکننده گوش فلک باشد.

وبلاگ «خرچنگ‌زاده در غربت» یک وبلاگ‌ اصول‌گراست و در بین وبلاگ‌نویسان این طیف باید اقرار صادقانه نمود که نویسنده و وبلاگ‌نویس قابلی است. اما به‌رغم این‌ها نتوانسته است از عادات زشت اصول‌گرایان دور بماند. الگوی رفتاری آن‌ها را طابق‌النعل‌بالنعل عمل می‌نماید و درست همین‌جاست که کوس رسوایی خود را می‌زند.

بر خلاف نوشته اخیر وبلاگ که معتقد است «من معتقدم آدم اگر قرار است دروغ بگوید، باید یک طوری دروغ بگوید که مو لای درزش نرود. طوری که هر کس و ناکسی آن را باور کند. یک طراحی درست و دقیق و حساب‌شده که هیچ حرفی درش نباشد»، من معتقدم که آدم اصلا نباید دروغ بگوید. اما عرض کردم که اصول‌گرایان که قاعدتا عادت به بادکردن سرنا از سر گشاد دارند، آن‌قدر با خطا و دروغ همزیستی داشته‌اند که حالا باید برای «دروغ» هم تئوری بنویسند.
 اما اگر شما خبر داشتید بار کجی به منزل رسیده باشد، تئوری دروغ آقای خرچنگ‌زاده هم نتایج علمی‌اش را به ارمغان خواهد آورد!

وبلاگ‌نویس در روز روشن چراغی به‌دست گرفته و در جنبش سبز دنبال سرسوزنی خطا می‌گردد. و چه سخت به کاهدان زده است.
نه از آن‌رو که جنبش سبز مصؤن از دروغ و خطا باشد نه خیر! دقت نمایید: چند روز پیش در فضای مجازی که به هیچ عنوان تحت کنترل و اراده و اداره نه‌تنها جنبش سبز که حتی حاکمیت با آن‌همه ابزار و امکاناتش هم نیست، خبری منتشر شد مبنی بر حمله اشرار به استخر. فضای روانی جامعه به خاطر اخبار و اتفاقات مشابه در «خمینی‌شهر» و «کاشمر» به‌شدت آماده پذیرش چنین اخباری بود. در چنین شرایطی استبعادی ندارد که دروغی توسط عده‌ای نا‌شناس به نام جنبش سبز یا جنبش قرمز یا اصول‌گرا و ... جعل و در فضای روانی فوق منتشر و به‌شدت تکثیر و تبلیغ و به‌گستردگی در شبکه‌های جهانی اشتراک‌گذاری و توزیع شود. اگر چنین می‌بود و چنین می‌شد هم گناه آن به هیچ روی بر گردن جنبش سبز و هوادارن صادق آن نبود. هیچ قانونی نیامده است تا ثبت وبلاگ با نام سبز را فقط و فقط در انحصار هواداران جنبش سبز قرار دهد. مخالفان آن‌ها هم می‌توانند وبلاگ‌هایی با پس‌وند یا پیش‌وند سبز داشته باشند و به واسطه آن اهداف خراب‌کارانه یا خیر‌خواهانه خود را دنبال کنند.
دست بر قضا همین چند مدت پیش هم وب‌سایتی با آدرسی بسیار نزدیک به آدرس «جرس» و با قالب و لوگوی دقیق شبیه به آن وب‌سایت، جعل و طراحی و اهداف خراب‌کارانه خود را در فضای مجازی دنبال می‌نمود البته نیروهای جنبش سبز آن‌قدر هوش‌یار هستند که در چنین دام‌هایی گرفتار نشوند.

بگذریم. سخن اصلی آن است که خبر حمله اراذل و اوباش به استخر زنانه ــ که توسط یک مقام آگاه در پلیس تهران تکذیب شده و همین تکذیب مایه مسرت فراوان وبلاگ «خرچنگ‌زاده‌ در غربت» شده است تا شاهد مقصود خود که یافتن خطای جنبش سبز باشد، را در آغوش کشیده و در وبلاگ خود در وصف دورغ‌گویی و دروغ‌پردازی سبز‌ها داد سخن داده و شادی کند، نه‌تنها دروغ نبوده، بلکه تکذیبیه مورد استناد ایشان دروغ بوده‌است. اما از آن‌جا که دروغ و خطا و درنوردیدن مرزهای اخلاق عادت عادی اصول‌گرایان شده، افزایش خطا فرصت هماهنگی در دروغ‌‌گفتن را از آنان سلب و این به‌هم‌ریختگی باعث شده است تا اندکی پس از تکذیب نیروی انتظامی، یک نماینده مجلس خبر از بازداشت حمله‌کنندگان به استخر زنانه را بدهد.

حالا خواهید توانست حال آدمی را درک کنید که در انبار کاه سوزن را یافته است اما به‌زودی متوجه شده سوزن پرکاهی بیشتر نیست. البته ایشان در دفاع از رساله علمی خود در باب دروغ‌گویی موفق است. اگرچه نتایج داده‌ها از منظر علمی دقیق نیست، اما مطمئنا استاد راهنما و هیئت‌داوران با پیاده‌نظام حاکمیت و نویسنده وبلاگ خرچنگ‌زاده هماهنگی تام دارند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ تیر ۹۰ ، ۰۰:۴۳
علی مصلحی

دروغ‌هایی که اکنون کشف می‌شود

سه شنبه, ۳ خرداد ۱۳۹۰، ۰۶:۳۲ ق.ظ

امام‌جمعه خرمشهر، پس از اعلام این‌که قضییه آب‌رسانی به خرمشهر و آبادان دروغ است، «احمدی‌نژاد» را مخاطب قرارداده و گفته است: «باید بفهمید همه قضیه آب‌رسانی به خرمشهر و آبادان که به شما گفتند دروغ بود، دروغ! عیب است برای رئیس‌جمهوری که این‌همه به او دروغ بگویند و متوجه نشود» (+)

بدون شک بیش از نوددرصد قول‌ها و وعده‌هایی که آقای «احمدی‌نژاد» در سفرهای استانی به اهالی آن مناطق می‌داده‌اند، و به‌همین میزان نیز قول و وعده‌های عمرانی در برنامه‌های کلان عمرانی و اجتماعی کشور دروغ بوده‌است و برای آن‌که مشخص شود که این قول و وعده‌ها تا این اندازه با واقعیت فاصله دارد، به هیچ عنوان به سپری‌شدن زمانی به اندازه چهار سال و سه سال و بیش‌تر از آن نیاز نبود و نیست. کافی بود با منقضی‌شدن زمان اولین وعده و محقق‌نشدن آن، آقای «احمدی‌نژاد» یا تیم حامیان او مورد بازخواست و سؤال قرار می‌گرفتند تا خیلی زودتر از این دروغ‌بودن وعده‌ها ابتدا مشخص و بعد اعلام عمومی شده، و سپس در سایه آن اگر کسی در انتخابات درخواست نمود که به «احمدی‌نژاد» رای بدهید، با اعلام دورغ‌ها و وعده‌های کذب و محقق‌نشده از رای‌دادن سرباز زده می‌شد.

اما علت این‌که این اتفاق نزدیک به دست‌کم پنج سال زمان می‌برد ــ و اکنون ابتدا امام‌جمعه خرمشهر و به‌زودی دیگر ائمه‌جمعه‌ای که ماموریت جمع‌آوری رای برای ایشان را با شعار «خدمت‌گذارترین دولت» و «به‌ترین دولت از مشروطه تاکنون» (+) داشتند، متوجه شده و اعتراض می‌نمایند ــ را باید در جای دیگری جست‌وجو کرد.

آقای «خامنه‌ای» بارها و بارها بر خلاف واقعیات روشن و شفاف اجتماعی، از خدمات بی‌نظیر دولت آقای «احمدی‌نژاد» صحبت و ایشان را مورد تعریف و تمجید شدید قرار داده‌است. به‌عنوان نمونه در اولین روز سال‌جاری در سخن‌رانی موسمی خود که همه‌ساله در مشهد ایراد می‌شود، کارنامه او را در سال۸۹درخشان معرفی می‌نماید:
«آن‌چه که در بخش دانش پیش‌رفته و فناورى بالا امروز در کشور وجود دارد و در حال وقوع است، بسیار بیش از آن مقدارى است که به مردم اطلاع‌رسانى شده‌است ... آدرس‌ها و گزارش‌هاى مراکز معتبر بین‌المللى نشان می‌دهد که در این قسمت، کشور شما از بسیارى از کشورهاى عالم پیشتر دارد حرکت می‌کند و شتاب کشور چندین برابر متوسط شتاب جهانى است...این در زمینه‌ى علم، که حقاً و انصافاً همت مضاعف و کار مضاعف در آن مشهود است... زمینه‌ى دیگرى که در آن، همت مضاعف را انسان مشاهده می‌کند و به دنبال خود، دریائى از کار به وجود مى‌آید، مسئله‌ى عرصه‌هاى اقتصادى است که یک نمونه‌ى آن، گام بلند هدفمند کردن یارانه‌هاست...، مواجهه‌ى هوشمندانه و مقتدرانه با تحریم‌هائى... که غرب به سردمدارى آمریکا و متأسفانه پیروى کورکورانه‌ى بعضى از دولتهاى اروپائى از آمریکا علیه ایران اعمال کرد... در تولید بنزین، کشور عزیز ما خودکفا شد؛... در زمینه‌ى اشتغال، کارهاى خوبى انجام گرفته است. ...بحمداللَّه این سال به معناى واقعى کلمه، سال همت مضاعف و کار مضاعف بود…مردم به مسئولینِ خودشان علاقه‌مندند، به آنها اعتماد دارند، به آنها کمک می کنند، با آنها همراهى می کنند» (+)

آقای امام‌جمعه تاکنون به هیچ عنوان به خودشان اجازه نداده‌اند که به رهبری گزارش دهند که آن‌چه ما مشاهده می‌نماییم با آن‌چه شما اعلام می‌نمایید، تعارض شدید دارد و نه‌تنها به خودشان اجازه نداده‌اند که به رهبری گزارش دهند، که به خودشان اجازه نمی‌داده‌اند که به مقامی کم‌تر از رهبری هم گزارش دهند یا سؤال کنند. اما ظاهرا اتفاقات مثبتی افتاده که اعتراض اجازه بروز و ظهور پیدا می‌کند و باید این اتفاق را به فال نیک گرفت.

اما نکته و هش‌دار جالبی در اعتراض امام‌جمعه خرمشهر نهفته است: «عیب است برای رئیس‌جمهوری که این همه به او دروغ بگویند و متوجه نشود.»
به‌زودی «احمدی‌نژاد» که آن‌همه از طرف آقای «خامنه‌ای» به دولت پرکار و خدمت‌گذار و بی‌سابقه در سال‌های پس از انقلاب در بین تمام دولت‌ها معرفی می‌شد، به‌عنوان یک خیانت‌کار معرفی‌شده و بلافاصله هم اعلام خواهد شد که تمام گزارش‌های داده‌شده به رهبری توسط آقای «احمدی‌نژاد» دروغ بوده‌است.

آیا آن‌زمان هم این امام‌جمعه و دیگر امام‌جمعه‌ها به رهبری متذکر خواهند شد که «عیب است برای رهبری که این‌همه به او دروغ بگویند و متوجه نشود»؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ خرداد ۹۰ ، ۰۶:۳۲
علی مصلحی

۱- آقای «خامنه‌ای» پس از حادثه قتل‌های زنجیره‌ای در خطبه‌های نمازجمعه تهران گفت:
«این قتل‌هایى که اتّفاق افتاد، حوادثى بسیار بد، زشت، نفرت‏‌آور و حقیقتاً درخور محکوم‌کردن بود. کسانى که این‌ها را محکوم کردند، به‌جا محکوم کردند. این‌ها علاوه بر این‏‌که قتل بود، جنایت بود؛ با روش‌هاى بد و غیرقانونى بود.»
وی سپس در مورد زنده‌یاد «فروهر» گفت: «بینى و بین‏‌اللَّه، فروهر و همسرش - این دو مرحوم - دشمنان ما بودند؛ اما دشمنان بی‌ضرر و بی‌خطر. این‌ها هیچ ضررى نداشتند»، و سپس با اعلام نجیب‌بودن و بی‌خطربودن آن‌ها پرسید: «مرحوم فروهر و مخصوصاً عیالش نه؛ آدم‌های نانجیب نبودند. حالا شما فکر کنید، کسى که مثل فروهر را می‌‏کشد، آیا می‌تواند دوست نظام باشد؟! می‌تواند براى نظام کار کند؟! چنین چیزى معقول است؟! من این را باور نمی‌کنم ... آن دستى که به فکر می‌افتد بیاید این‌ها را تصفیه کند و به قتل برساند - یا در داخل خانه‏‌هایشان، یا در میان راه، یا در خیابان، یا در بیابان - مگر می‌تواند بیگانه نباشد و تابع یک نمایش‌نامه از پیش طراحى‌شده‏‌اى نباشد؟!»(۱)

در همان دوره و زمان «روح‌الله حسینیان» ریس مرکز اسناد انقلاب اسلامی، دوست و هم‌کار نزدیک «سعید امامی» و قاضی تندرو دادگاه‌های اول انقلاب، با حضور در برنامه «چراغ» صداوسیما (+) و بعد از طریق مطبوعات هم‌سو(۲) و در ادامه با موضع‌گیری و رفتار صریح رسما اعلام کرد که «سعید امامی» قاتل نبوده و خودکشی نکرده و به‌دست مسؤلین رسیدگی‌کننده به پرونده قتل‌ها که مستقیما توسط ریس قوه‌قضاییه و غیرمستقیم توسط رهبر انقلاب تعیین می‌شوند، کشته شده‌است و ادعای خودکشی او را دروغ ساخته و پرداخته مسؤلین پرونده خواند.(۳)
وی حتی در یک دهن‌کجی آشکار و در شرایطی که برگزاری مراسم ترحیم «سعید امامی» با محدودیت‌های قانونی برگزار می‌شد، به مراسم ترحیم او رفته و ایشان را شهید خطاب کرد.(+)

ساده‌ترین برداشت از موضع‌گیری و رفتار آقای «حسینیان»، تقابل آشکار با تفسیر رهبری و مجموعه حاکمیت از اتفاق افتاده و مسائل حاشیه‌ای آن بود و اگر این اظهارات و موضع‌گیری‌ها آن‌روز نمی‌توانست مستند محکومیت و تنبیه و مجازات او باشد، دست‌ِکم در آینده می‌توانست صلاحیت وی برای کسب بعضی از امتیازات اجتماعی، از جمله نمایندگی‌مجلس، وزارت، ریاست بر موسسه و نهاد سیاسی و اجتماعی دولتی و رسمی (مرکز اسناد انقلاب اسلامی) را مخدوش نماید. اما در کمال تعجب یک دوره بعد، صلاحیت آقای «حسینیان» که در غیاب چهره‌های اصلی اصلاح‌طلب ــ که همه ردصلاحیت شده‌بودند ــ توسط همان نهادهایی که او آن‌ها را به دروغ‌گویی در مورد «سعید‌امامی» و پرونده قتل‌ها متهم کرده‌بود، تایید و او با حفظ سمت قبلی به جای‌گاه خطیر نمایندگی مجلس نیز راه پیداکرد و حتی در بین نمایندگان دوره هفتم و هشتم مجلس دارای نقش ویژه و سوگلی هم شد و وقتی که در دوره هشتم در اعتراض به رفتار هم‌راهان «احمدی‌نژاد» استعفا داد، با توصیه و تسلی و دل‌داری رهبری استعفای خود را پس گرفت (+) و هیچ کس هم از هیچ کسی نپرسید که تکلیف ادعاهای عجیب و غریب او بر علیه حاکمیت و دفاع از «سعید امامی» که توسط قوه قضاییه کشور به قتل و بعد از آن خودکشی متهم بود، چه شد؟

۲- «میرحسین‌ موسوی» نخست‌وزیر دوران دفاع مقدس و محبوب بنیان‌گذار جمهوری اسلامی که پس از اتمام دوره نخست‌وزیری به سکوتی عمیق رفته و بارها و بارها پیشنهاد دوستان اصلاح‌طلب خود، برای حضور در عرصه سیاست و نامزدی ریاست جمهوری به‌رغم اقبال عمومی عمیق و تضمین‌شده را رد نموده بود، پس از مشاهده مدیریت پریشان و آشفته و مخرب دولت نهم به ریاست «محمود‌ احمدی‌نژاد» در انتخابات دوره دهم احساس وظیفه نموده و وارد کارزار انتخابات شد و مهم‌ترین وعده‌های انتخاباتی خود را برگرداندن برنامه به مدیریت کشور و ایجاد دولتی برنامه‌محور و نه بر مبنای «رمل و خرافه و جادو»(+) معرفی و در مناظره انتخاباتی با «احمدی‌نژاد» هم مهم‌ترین انتقادات خود را متوجه حذف برنامه‌ریزی از مدیریت کشور و اداره کشور بر اساس خرافه و جادو و کف‌بینی و ... قرارداد.

این انتقادات و اعتراض «میرحسین» به خلاف‌گویی‌های آماری و دروغ‌های دولت نهم، هم‌چنین پی‌گیری جدی اعتراض به تخلف و تقلب و کودتای انتخاباتی دهم توسط او، با واکنش شدید آقای خامنه‌ای در خطبه‌های نمازجمعه معروف ۲۹خرداد۸۸مواجه شد و ایشان در شرایطی که تلاش می‌کرد در بین تمام توهین‌ها و اتهامات و تخلف‌های اخلاقی صورت‌گرفته توسط ریس‌جمهور، از آقایان «هاشمی» و «ناطق‌نوری» اعاده‌حیثیت و دل‌داری نماید، در همین حال لبه تند انتقادات خود را متوجه آقایان «میرحسین‌ موسوی» و «مهدی‌ کروبی» نمود که ظاهرا حالا قرار نبود در ادعای مطرح‌شده تقلب در انتخابات از خر شیطان به این سادگی‌ها پایین بیایند.

در این خطبه‌ آقای «خامنه‌ای» تمام تصویرهای معرفی‌شده از طرف «موسوی» و «کروبی» را خلاف واقع دانست و دقیقا فضای موجود کشور را برخلاف آن تصویرها شاداب و سرشار از امید تعریف نمود.
در قسمتی از خطبه‌ها در مذمت به‌اصطلاح سیاه‌نمایی‌ها و تخریب‌ها، برعلیه «احمدی‌نژاد» گفت:(+)
«... صریح‌ترین اهانت‌ها به رئیس‌جمهور قانونی کشور شد، حتی از دو سه ماه قبل از مناظرات هم، تهمت‌هایی زدند به کسی که رئیس‌جمهور قانونی کشور است، متکی به آراء مردم است، نسبت‌های خلاف دادند، رئیس‌جمهور مملکت را که مورد اعتماد مردم است به دروغ‌گویی متهم کردند، کارنامه جعلی برای دولت درست کردند، که ما که در جریان امور هستیم، می‌بینیم، می‌دانیم که این‌ها خلاف‌واقع است، فحاشی کردند، رئیس‌جمهور را خرافاتی، رمال، از این نسبت‌های خجالت‌آور دادند ... .»

این همان خطبه معروفی است که آقای «خامنه‌ای» از یک تریبون رسمی و به‌طور صریح، اختلاف‌نظراتش با نظرات آقای «هاشمی» و نزدیک‌بودن نظراتش به نظرات آقای «احمدی‌نژاد» را اعلام عمومی نموده و تلویحا اعلام نمود اجازه نخواهد داد پی‌گیری ادعای تقلب رهی به دهی برده و ایشان بسیار بیش‌تر از پیش از ریس‌جمهور معرفی‌شده و برنامه‌هایش دفاع خواهد نمود. برنامه‌هایی که «محسن رضایی» دیگر نامزد اصول‌گرا و معترض به نتایج انتخابات در گیرودار رقابت‌ها اعلام نموده بود؛ اگر ادامه پیدا کند مملکت به پرت‌گاه سقوط خواهد کرد و «میرحسین‌ موسوی» آن‌ها را براساس رمل و کف‌بینی و جادو‌گری دانسته بود.

۳- نزدیک به دو سال پس از آن خطبه‌ها و آن‌چه که به تعبیر رهبری «ادعاهای خجالت‌آور» معرفی‌ شده‌بود و توسط «میرحسین‌ موسوی» مطرح و پی‌گیری می‌شد، و تا کنون هم با تمام هزینه‌های سنگین ادامه دارد، حالا اکثر منابع درجه یک اصول‌گرا و نزدیک به رهبری نظام، همان ادعاهای «میرحسین» و «شیخ‌ شجاع» را با شدت و قوت بیش‌تر مطرح می‌کنند و از طرفی نیز منابع رسمی قضایی از بازداشت افرادی متهم به آشنایی با علوم غریبه و با اتهام هم‌کاری با قوه‌مجریه خبر می‌دهند.
 منابع غیررسمی اما معتبر نیز از بازداشت تعداد بیش‌تر (نزدیک به ۲۰ نفر) در این رابطه خبر می‌دهند.

همه این اخبار و اتفاقات در شرایطی به‌وقوع می‌پیوندد که ریس‌جمهوری که نظراتش به نظرات رهبری نظام نزدیک بوده، از پذیرش حکم حکومتی سرباز زده و تا کنون نیز حاضر نشده‌است در برابر مخالفت رهبری با استعفای وزیر اطلاعات کوتاه بیاید، همان‌گونه که «میرحسین‌ موسوی» و «مهدی‌ کروبی» حاضر نشدند در مقابل تقلب آشکار در انتخابات کوتاه بیایند. اما کوتاه‌نیامدن ریس‌جمهور، حرف حق معترضین به نتایج انتخابات را بر کرسی اثبات می‌نشاند.
***
گفتار و رفتار آقای «حسینیان» که دقیقا متقابل و متضاد با مفاد خطبه‌های نمازجمعه رهبری نظام است، نه‌تنها باعث محرومیت او نمی‌شود، که تشویق را هم برای او به‌دنبال دارد و ادعاهای آقایان مصباح یزدی (+) مرتضی نبوی (+)، حسین‌فدایی (+)، و ... که دولت را در تسخیر و تحت‌تاثیر اجنه و خرافه می‌دانند، نه‌تنها «خجالت‌آور» نیست، که دقیق و مستند محسوب، و براساس آن در یک شب چندین نفر بازداشت می‌شوند.

خطبه‌های نمازجمعه هر کدام حکم رکعتی از رکعت‌های نماز را دارد و باید پاک از هرگونه گناه و یا شبهه گناه باشد. در صورتی‌که حرف‌های بیان‌شده در خطبه‌ها براساس کینه و دروغ و ... و مغایر با واقعیات جامعه مسلمین باشد؛ باید گفت نه‌تنها دولت که کل جامعه در تسخیر جن و رمال و کف‌بین و ... است و خطبه‌های جمعه نیز بر همان مدار تنظیم و ایراد می‌شود.
گر مسلکانی از اینست که حافظ دارد
وای اگر از پی امروز بود فردایی!!

پانوشت:
(۱) خطبه‌های نماز جمعه تهران۱۳۷۷/۱۰/۱۸ و این لینک(+)
(۲)روزنامه جبهه ۱۲تیر ۷۸
(۳)هفته‌نامه ارزش ۱مهر ౭౮

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ ارديبهشت ۹۰ ، ۰۳:۲۴
علی مصلحی

هتاکی سفارش کدام اسلام است؟

پنجشنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۰، ۰۳:۰۴ ق.ظ
باور کنید فیزیک صورت هیچ آدمی، براساس قواعد دقیق علمی و براساس نصوص صحیح دین اسلام ــ که اداره‌کننده‌گان سایت‌های «جهان‌نیوز» و «رجا‌نیوز» خود را مقید به اطاعت از دستورات آن می‌دانند ــ و سایر ادیان آسمانی، دست هیچ شخصی نیست و هر شخص با فیزیک صورت و ظاهری خاص متاثر از ‍ژنتیک والدین و محیط و تاثیر و تاثرات خاص عوامل فوق و مسائلی دیگر از مادر متولد می‌شود.


اگربه توحید فاعلی اعتقاد داشته باشیم، همه این اختیارات فقط دست خداست و متفاوت و زشت و زیبابودن صورت انسان‌ها با نسبت‌های متفاوت، تنها حکمت خدا و براساس ارداه او تعریف و طراحی می‌شود.

«بلا‌ل‌حبشی» موذن مخصوص پیامبر اسلام، برده سیه‌چرده و ظاهرا زشتی بوده‌است که شدت علاقه پیامبر اسلام و خانواده گرامی‌اش به او، به ساده‌ترین شکل اعلام می‌نماید که در دین اسلام، زشتی یا زیبایی صورت و فیزیک خاص چهره نشانه برتری و فروتری نیست.
 در هیچ یک از ادیان آسمانی دیگر نیز هیچ نشانه‌ای دال بر برتری انسانی به دلیل ظاهر و صورت زیبا وجود ندارد.
تنها ملاک برتری انسانی در تمام مکاتب بشری و آسمانی از این منظر به جای «صورت زیبا» «سیرت زیبا» معرفی شده‌است.

بر اساس دستورات ادیان آسمانی و هم‌چنین توصیه‌های اصول اخلاقی، تمسخر کسی به‌دلیل چهره ناقص یا زشت یا به‌دلایلی مشابه به‌شدت مذموم و زشت تلقی و مورد نکوهش شدید قرارگرفته‌است.

شاید در بین مدیران و گردانندگان و خبرنگاران و گزارش‌گران و کارمندان سایت‌های «جهان‌نیوز» و «رجا‌نیوز» انسانی با فیزیک صورت خاص یا چهره زشت وجود نداشته باشد.
شاید در بین اعضای خانواده درجه اول و دوم و سوم و چندم حضرات گرداننده و مدیر سایت‌های فوق‌الذکر هم آدمی با مشخصات ظاهری فوق نتوان سراغ گرفت.
شاید در بین هم‌راهان و هم‌قطاران سیاسی و حزبی حضرات نیز چنین انسانی وجود نداشته باشد. و بزرگ‌ترین افتخار گرداننده‌گان و مدیر و کارمند و اقوام و هم‌راهان و هم‌قطاران سایت‌های «جهان‌نیوز» و «رجا‌نیوز» این باشد که زیباترین مخلوقات خداوند هستند و از این منظر خداوند نعمت را بر آن‌ها تمام کرده‌باشد. زهی سعادت و به قولی خوش به حال خود و خانواده و اطرافیان‌شان. انشاالله خداوند به همه آن‌ها «سیرت زیبا» هم عنایت فرموده باشند. چیزی که مطمئنا مدیران این رسانه‌ها از فقدان یا کم‌بود آن به‌شدت رنج می‌برند.

لفظ اهانت و تمسخرآلود‌ «جوجه‌اردک زشت» برخلاف ادعای سایت «رجا‌نیوز» که ادعا می‌نماید؛ توسط دوستان سرکار خانم «علی‌نژاد» به او داده شده، توسط سایت هتاک و بنگاه دروغ‌پراکنی «جهان‌نیوز» جعل و به قصد اهانت به ایشان اولین‌بار توسط این سایت به‌کار گرفته‌شد.
 از آن گذشته به فرض صحت ادعای «رجا‌نیوز» که ــ «معصومه قمی در میان دوستانش به دلیل فیزیک خاص صورتش به "جوجه اردک زشت" معروف است؛» ــ هیچ‌‌یک از اصول اخلاق شرعی، اخلاق به معنای عام کلمه، و اصول اخلاق حرفه‌ای روزنامه‌نگاری به نویسنده گزارش‌ و مدیران این سایت اجازه نمی‌دهد که در یک گزارش رسمی از عنوان طنز و اهانت‌آلود مصطلح در بین دوستان یک نویسنده یا فعال سیاسی به‌قصد تخریب عقیده و نظر سیاسی او در گزارش استفاده مستقیم بنمایند.

این هتاکی آشکار ممکن است لحظات کوتاهی برای هتاکان سرمستی کاذب فراهم نماید و کام‌یابی بزرگی را احساس نمایند. اما بدون‌شک قبل از هرچیز این اخلاق است که توسط مدعیان دین‌داری و مسلمانی به مسلخ می‌رود و دیری نخواهد پایید که این شتر بر در خانه اربابان هتک و فحاشی و اهانت زانو خواهد زد. سرافکندگی و شرم آن‌روز چاره‌ای نخواهد داشت آن‌چنان که امروز انگشت حسرت و تحیرگزیدن عده‌ای از هم‌راهان دیروز ریس‌جمهور تقلب و دروغ هویدا شده و برای سرافکندگی چاره‌ای نیست.
و سخن آخر این‌که:
گر مسلمانی از اینست که حافظ دارد
 وای اگر از پی امروز بود فردایی
پی‌نوشت:
خانم علی‌نژاد در پاسخ به ایمیل من نوشتند:
«سلام دوست عزیز و پوزش که دیر جواب دادم
متاسفانه آن زمان که جوان‌تر بودم یک‌بار خانم «شهلا شهرکت» در «زنان» با من مصاحبه کرد و تیتر زد: «جوجه اردک زشت اخراجی مجلس هفتم» و گفت دوستان مسیح او را این‌طور صدا می‌کنند ... اون موقع دلیل سیاسی داشت نه به خاطر فیزیک خاص صورت. دلیل آن هم مربوط به داستان «جوجه اردک زشت» بود که متاسفانه این حضرات از بی‌سوادی‌شان این زشتی را به صورت ربط دادند. بسیار ممنونم از نوشته شما دوست عزیزم ...»

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ ارديبهشت ۹۰ ، ۰۳:۰۴
علی مصلحی

سال گذشته نامه سرگشاده‌ای از «حمزه کرمی» به شکل فراگیر در رسانه‌ها منتشر شد، که در آن پرده از وحشیانه‌ترین شکنجه‌ها در زندان‌های ایران برمی‌داشت.
«حمزه کرمی» در این نامه‌ی خصوصیِ پنج‌صفحه‌ای به رهبری، شرح شکنجه‌هائی را که در طول هفتاد روز زندان انفرادی و ده ماه بعد از آن بر وی واردآمده را نوشته بود.
نقل شده‌است که آقای «هاشمی» پس از خواندن این نامه - که یکی از اسناد تاریخی حقوق بشر در دوران زمام‌داری آقای «خامنه‌ای» است - به گریه می‌افتد.

«هاشمی رفسنجانی» این نامه را شخصا نزد آقای «خامنه‌ای» می‌برد و به او می‌گوید: «این نامه را به دفتر شما ندادم، مبادا در پیچ‌وخم نامه‌های اداری فراموش شود، می‌خواهم شخصا برایتان بخوانم تا مبادا اگر به دست‌ِتان بدهم فراموشش کنید یا به‌دست یکی از کارگزاران بیت بدهید و به سرنوشت دیگر نامه‌ها دچار شود.»

وی تمام مفاد نامه پنج‌صفحه‌ای حمزه کرمی را برای رهبر جمهوری اسلامی می‌خواند و بعد از آقای خامنه‌ای می‌پرسد: «باز هم می‌گوئید اعتراف‌های یک‌سال اخیر زیر شکنجه اخذ نشده‌است!؟»

چند ماه پس از این حادثه و انتشار نامه‌ سرگشاده‌‌ای دیگر، اندکی بعد از آن با مضمونی مشابه از «عبدالله ‌مومنی» دیگر زندانی سیاسی، و نگرانی تمام محافل داخلی و خارجی، هم‌چنین نقض پی‌گیر حقو‌ق‌بشر در جمهوری اسلامی و ادامه بازداشت‌ها و سرکوب معترضان و منتقدان حکومت، جامعه جهانی را به واکنش واداشت و در پی آن، برای نخستین‌بار در ده‌سال گذشته، شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو به اعزام یک بازرس ویژه حقوق بشر به ایران رای داد.

چندروز پس از تصویب این قطع‌نامه، و در آخرین روزهای اولین ماه سال، «هاشمی رفسنجانی» میزبان تعدادی از اعضای مجلس خبرگان رهبری بود.
 در این جلسه پس از سخنان تعدادی از اعضا «هاشمی» در سخنان کوتاهی طبق عادت سی سال گذشته از توطئه‌های جهان غرب علیه جمهوری اسلامی سخن گفته و مدعی شد: «همین الان شورای حقوق‌بشر سازمان ملل در ژنو مشغول کار است و برنامه جدی آن‌ها این است که ایران را بسیار قوی به نقض حقوق‌بشر متهم کنند که این رشته خیلی بدی است و عواقبی دارد. می‌خواهند گزارش‌گر دیگری برای ما بگذارند که گزارش‌های نوبه‌ای بدهد و شرایط ایران را بگوید. حرف‌های زیادی می‌سازند و می‌گویند... .»

«هاشمی» در این جلسه ضمن اعلام اطاعت محض از رهبری آقای خامنه‌ای و نارضایتی از تندروی‌ها در جامعه اعلام می‌نماید که رهبری هم از این تندروی‌ها ناراضی هستند اما «در گزارش‌ها به گونه‌ای می‌نویسند که اتهام می‌زنند و می‌گویند فلانی فلان کار را کرده بود و ما از ولایت دفاع کردیم. یعنی حرف‌های دروغ می‌زنند.»

بدون تردید و با فرض تصور این‌که مدعای نقض حقوق‌بشر ساخته و پرداخته غرب و استکبارجهانی باشد، آقای «هاشمی» نمی‌توانند منکرشده و مخفی نمایند که در سال گذشته هنگام مطالعه نامه «حمزه‌کرمی» که صریحا از نقض حقوق انسانی و شکنجه با آن شکل شنیع در زندان‌های ایران پرده‌ برمی‌داشت، به‌شدت متاثرشده تا آن‌جا که این تاثر به گریستن ایشان منجر شده‌است، و مطمئنا علاقه نخواهند داشت منکر شوند که این نامه توسط ایشان به استحضار مقام رهبری رسیده‌است. بنابراین نامه‌ای که محتوایش در مورد نقض حقوق انسانی یک زندانی آن‌قدر رقت‌انگیز هست که می‌تواند تاثر شدید هم‌راه با گریه را برای «آیت‌الله» به‌دنبال داشته باشد، و مستقیما توسط شخص ایشان به استحضار رهبری رسیده، قطعنا با مدعای «نقض حقوق‌بشر ساخته و پرداخته غرب است» و مدعای دیگر «به رهبری گزارش دروغ می‌دهند» دست‌کم در مورد این گزارش و نامه منافات کامل دارد.

«حمزه‌کرمی» با استناد به اعترافاتی که زیرشکنجه گرفته‌شده‌بود به تحمل ۱۲ سال زندان محکوم شد و هم‌اینک دوران محکومیت خود را سپری می‌کند.
 شاید اگر آن نامه را نمی‌نوشت و یا آن «گزارش صحیح» توسط آقای «هاشمی» به رهبری داده‌نمی‌شد، حکم صادره در مورد ایشان این‌چنین سنگین نبود. اما این‌چنین شد.

با این توصیف ادعای نقض حقوق‌بشر برخلاف نظر «هاشمی» مدعای برساخته غرب و مجامع بین‌المللی نیست، بلکه واقعیتی است که از طرف نزدیک‌ترین افراد به حاکمیت مطرح و یکی از بلندمرتبه ‌ترین مقام‌های کشور را به تاثر و گریه انداخته‌است.

با این حال «آیت‌الله» هنوز معتقد است که حقوق‌بشر در ایران نقض نمی‌شود. این گزارش دورغی است که او اکنون به برگزیدگان خبرگان می‌دهد. اما آیا گزارشی که ایشان از آن نامه به رهبری داد هم بر اساس مدعای اخیر وی دروغ بود؟

«هاشمی رفسنجانی» مجاز است هرگونه که می‌خواهد به تطهیر نظام و متعلقات آن مشغول باشد و همان‌گونه که تاکنون تلاش می‌شده است، تمام عقب‌ماندگی‌ها و فقر و بدبختی مردم را مدعای غرب و خارجی‌ها بداند و کشور را کشور گل و بلبل تصور نماید. اما به نظر نمی‌رسد جنبش سبز با وجود دایره وسیع تکثر پذیرفته‌شده در آن، جایی برای کسی داشته باشد که در روز روشن فرمایشات چندماه  پیش خود را کتمان و برای تطهیر چهره ملکوک حاکمیت به وارونه‌گویی متوسل می‌شود.

و سخن آخر این‌که آقای «هاشمی» هنوز هم معتقدند که «به رهبری گزارش دروغ می‌دهند!؟»
این نوشته در خودنویس این‌جا

مرتبط:
هاشمی رفسنجانی
فرصت تاریخی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ ارديبهشت ۹۰ ، ۰۲:۳۷
علی مصلحی