وب‌نوشته‌های یک شیشه‌بر

علی مصلحی
وب‌نوشته‌های یک شیشه‌بر

روزنامه‌نگاری که کارمند بانک بوده و اکنون شیشه‌بری می‌کند

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
پیوندها

۲۴۱ مطلب با موضوع «سیاست» ثبت شده است

مجلس در راس امور است، اما اقتدار ندارد

سه شنبه, ۲۶ مهر ۱۳۹۰، ۰۳:۵۸ ب.ظ

اقتدار یک پارلمان به صندلی‌های بزرگ و راحت و گران قیمت، یا ساختمان مجلل و بزرگ، و امکانات الکترونیکی به‌روز، تعداد زیاد یا کم، و معدل بالای مدارک تحصیلی نمایندگان آن و ... نیست. اقتدار یک پارلمان به میزان بالای درک نمایندگان آن از حقوق موکلین، و استفاده از حد‌اکثر توانایی و ظرفیت خود و امکانات قانونی موجود برای استیفای این حقوق است.

مجلسی که در راس امور است، و هوش‌یاری، سلامت‌ نفس و شجاعت نمایندگانش باعث می‌شود، هیچ دولت‌مرد یا کارگزاری، هوس سوءاستفاده از قدرت، و تعدی به حقوق شهروندان، را در سر نپروراند، تا چه رسد به آن‌که، هر روز بیش از روز قبل، اخبار سوءاستفاده‌ و دروغ‌گویی‌ و اختلاس‌ و... تیتر درشت روزنامه‌ها و رسانه‌های عمومی کشور باشد.

در کشوری که به‌رغم برخورداری از منابع سرشار ثروت، مردم در شرایط ناگواری زندگی می‌کنند، و در عین حال جرات و جسارت یک پرسش ساده از چگونگی رفتار دولت‌مردانشان را ندارند، و شرایط  ناگوار زندگی را در سایه هراس از توبیخ و تنبیه و ازدست‌دادن حداقل حقوق و امکانات اجتماعی، تحمل می‌کنند، به‌سادگی می‌توان نشانه‌های روشنی از یک مجلس منفعل و نمایندگان سرسپرده و بی‌اراده به‌دست داد. نمایندگانی که کرسی‌های نمایندگی مجلس را ابزاری برای برگرفتن کلاه  خویش از نمد نابسامانی اوضاع جاری کشور یافته‌اند، نه برای احقاق حقوق مردم و موکلین‌ِشان.

اگرچه قانون اساسی ایران نقص‌های روشن و بدیهی فراوانی دارد، اما همین قانون ناقص هم، ظرفیت و پتانسیل‌هایی را دارد، که در صورت توسل و تمسک به آن می‌توان از حقوق شهروندان دفاع نمود، اما متاسفانه باید اعتراف نمود؛ آن‌چه نزد نمایندگان محلی از اعتنا و توجه ندارد، حقوق مردم و موکلین است، والا حکایت دست‌ِکم در پاره‌ای از موارد جور دیگری بود و سرنوشت جور دیگری رقم می‌خورد.

«قدرت‌الله‌ علیخانی» نماینده مردم قزوین در مجلس، اخیرا گفته است: «این مجلس اقتدار این‌که از رییس‌جمهور سوال کند را ندارد.» این واقعیت، که حاجتی به بیان این نماینده نداشت، و از وضعیت بحران‌زده و نابسامان کشور در تمام حوزه‌ها عیان بود، حکایت از حقیقت تلخی دارد که؛ نمایندگان حاضر در این مجلس، به‌غیر از منافع شخصی‌خود، هیچ‌گونه دغدغه دیگری ندارند و تمام مواضع شفاف آن‌ها درباره اطاعت از ولایت‌فقیه و دغدغه حفظ نظام و شعارهایی از این دست، همه دست‌مایه و ابزار حمایت از آن منافع است، و اگر زمانی هم در قامت دفاع از حقوق مردم و اعتراض به وزیر و  وکیل و دولت‌مردی ظاهر می‌شوند، یا شرایط تظاهر به این وضعیت چنین ایجاب می‌نماید، و یا منافع شخصی نماینده معترض به‌خطر افتاده، که احساس خطر ایشان را به واکنش واداشته‌است.

ضمن مهم و شایسته تقدیر دانستن شجاعت اظهارنظر آقای «علیخانی» در معرفی وضعیت دقیق مجلس فعلی، البته باید از ایشان پرسید: در صورتی‌که این مجلس اقتدار لازم برای استیفای حقوق موکلین و انجام وظایف نمایندگی را ندارد، چرا ایشان و جمعی از دوستان‌ِشان در فراکسوین اقلیت آن مجلس، برای توسل و تمسک به آخرین ابزار تجلی اراده مردم و به‌خاطر ناتوانی از انجام وظایف خویش، حاضر به خداحافظی با صندلی‌های نرم و قرمز رنگ بهارستان، و استعفا از نمایندگی پارلمان و در‌آوردن قبای نمایندگی و پوشیدن ردای شهروندی نیستند؟
این نوشته در خودنویس این‌جا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ مهر ۹۰ ، ۱۵:۵۸
علی مصلحی

احمدی‌نژاد دروغ‌ می‌گوید

سه شنبه, ۲۶ مهر ۱۳۹۰، ۰۸:۳۳ ق.ظ

«احمدی‌نژاد» به‌تر از هر کسی می‌داند که قانون‌گذار، توهین به ریس‌جمهور را، به‌عنوان جرم عمومی طبقه‌بندی و تعریف نموده؛ بنابراین نیازی هم به شکایت شخص ریس‌جمهور ندارد و مدعی‌العموم وظیفه دارد راسا نسبت به پی‌گری، تعقیب و مجازات متهم اقدام نماید.

دقیقا به همین دلیل کم‌تر از یک‌ماه پیش وکیل ریس‌دفتر ریس‌جمهور در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس اعلام کرد: «... آقای ارضی در شب قدر در مسجد ارک عبارات موهنی نسبت به رئیس‌جمهور و رئیس دفتر ایشان به‌کار برد که جرم عمومی تلقی می‌شود و انتظار می‌رفت مدعی‌العموم براساس وظیفه خود در پیش‌گیری از جرم به این مسأله رسیدگی می‌کرد.»

اما برغم آلودن‌شدن تریبون‌های مقدس منبر و محراب و مدح ائمه، به الفاظ زشت و خارج از نزاکت و ادبیات سخیف لات‌ها به بهانه دفاع از دین، متاسفانه نه‌تنها مسئولین قضایی کم‌ترین واکنشی از خود نشان ندادند، که متولیان امام‌زاده نیز نسبت به حفظ حرمت جای‌گاه‌ حساس نشده و ماجرا را به سکوت و رضایت برگزار نمودند.

همین افراد و تریبون‌ها در زمان ریاست‌جمهوری «خاتمی» نیز با هم‌راهی بعضی از رسانه‌های رسمی حکومتی، از آزادی‌عمل کامل برخوردار بوده و هرگونه توهین و بی‌احترامی را نسبت به ریس‌جمهور مرتکب می‌شدند.
حتی گاهی تصاویر جعلی و مونتاژشده بر علیه وی تهیه و در تیراژ وسیع تکثیر و در حاشیه نمازجمعه‌های سراسر کشور توزیع می‌شد، اما هیچ‌گاه اراده مسئولین قضایی٫ و مدعی‌العموم به پی‌گیری، تعقیب و مجازات متخلفین و بانیان توهین‌های آشکار تعلق نگرفت.
اما نامه یک دانشجوی نخبه و محروم از تحصیل‌‌ دانشگاه به ریس‌جمهور، در حکم توهین تلقی و مجازات شلاق را برای او به‌دنبال داشت.

اکنون پس از گذشت نزدیک به یک ماه از اجرای حکم بانو «توحیدلو»(+) و اندکی پس از انتشار تصاویر رقت‌انگیز زخم‌های برجای‌مانده بر بدن «پیمان‌ عارف» که به جرم توهین به ریس‌جمهور صورت‌گرفته، آقای «احمدی‌نژاد» به حکم نوش‌داروی بعد از مرگ، اعلام نموده‌است که «... از سوی رییس‌جمهور و مجموعه دولت هیچ‌گونه شکایتی در این خصوص انجام نشده‌است.»

بدیهی است که پی‌گیری، تعقیب و مجازات توهین‌کنندگان به ریس‌جمهور، ابتدا به ساکن نیازی به شکایت ریس‌جمهور ندارد، اما چنان‌چه قصوری مشاهده شد، ریس‌جمهور یا معاونت حقوقی ایشان می‌توانند درخواست پی‌گیری و تعقیب داشته باشند.(+)

با این‌حال به نظر می‌رسد‌‌، همان قانونی که توهین به ریس‌جمهور را به‌عنوان جرم عمومی تعریف، و مدعی‌العموم را مامور و موظف به پی‌گیری و تعقیب مجرمین نموده، آن اندازه از اعتبار را هم برای ریس‌جمهور قائل شده است، که در هر مرحله از سیر قضایی پرونده دخالت و تقاضای بخشش یا تخفیف مجازات مجرمین را داشته باشد و تقاضای او مورد اعتنای دستگاه قضایی باشد.

آقای «احمدی‌نژاد» اگر حقیقتا چنان‌که پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست‌جمهوری به نقل از ایشان اعلام نموده «.. طی سال‌های گذشته به‌طور مکرر صراحتاً تاکید نموده‌اند که با برخوردهای قهرآمیز مشابه مورد مذکور به‌شدت مخالف بوده و این شیوه را نامناسب می‌دانند»، می‌توانست برای اثبات صداقت خود، قبل از مجازات نام‌بردگان از دستگاه قضا برای آنان تقاضای بخشش و یا دست‌ِکم تخفیف مجازات نماید. اما انتشار بیانیه و اعتراض پس از اتمام مجازات، ضمن بی‌توجهی به قانون، از دروغ‌گویی آشکار ریس‌جمهور حکایت می‌کند.
این نوشته در امروز‌ نیوز این‌جا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ مهر ۹۰ ، ۰۸:۳۳
علی مصلحی

علی مطهری، روسفیدی یا نمایش استعفا؟

پنجشنبه, ۲۱ مهر ۱۳۹۰، ۰۸:۱۹ ق.ظ

 «علی‌مطهری» روز چهارشنبه رسما استعفای خود از نمایندگی مردم، در مجلس شورای اسلامی را تسلیم هیئت ریسه نموده، و در مصاحبه با خبر‌آنلاین با تأیید خبر استعفایش، نمایشی‌بودن آن‌را ردکرد و گفت: «در این موضوع جدی هستم و معتقدم باید به آیین‌نامه مجلس عمل کرد.»

 کم‌تر از دو سال پیش «روح‌الله حسینیان» دیگر نماینده مجلس در اعتراض به آن‌چه او «عزیز‌تر و ارزشی‌ترشدن جناح اصلاح‌طلب نزد ریس» می‌خواند، و با اعلام این‌که «... امروز خود را ناتوان‌تر از همیشه می‌یابم ... من خود را موجودی شکست‌خورده و سرخورده می‌بینم ...» از نمایندگی مجلس استعفا داد. اما یک‌هفته بعد پس از ملاقات با رهبری نظام استعفای خود را پس‌گرفته و به مجلس بازگشت.

عده‌ای از نمایندگان مجلس در‌‌ همان زمان اظهارنمودند که نتایج مورد انتظار «حسینیان» از استعفا حاصل شد.(+)

«علی‌مطهری» که از دو سال گذشته بیش‌ترین مخالفت‌ها را به‌شکلی آشکار با قوه مجریه و آقای «احمدی‌نژاد» داشته، و از مخالفت‌ها و تذکر‌هایش کم‌ترین نتیجه‌ای به‌دست نیاورده بود، از چند ماه پیش طرح سؤال از ریس‌جمهور را در دستور کار قرارداده، و نهایتا موفق شد تعداد امضای لازم برای ‌احضار ریس‌جمهور به مجلس و سؤال از وی را کسب، و تسلیم هیئت‌ریسه مجلس نماید، اما این درخواست هیچ‌گاه در دستور کار قرار نگرفت.
«مطهری» به‌عنوان آخرین ابزار احقاق حقوق موکلین خود و در اعتراض به این قصور و کوتاهی مجلس روز جهارشنبه استعفا نمود.

 علی‌رغم آن‌که آقای «مطهری» ادعا نموده‌است که استعفای او نمایشی نیست و بر درخواست خود به‌عنوان سؤال از ریس‌جمهور اصرار دارد، پیش‌بینی می‌شود که طی یکی دو هفته آینده، ایشان نیز هم‌چون آقای «حسینیان» با یک مقام عالی‌رتبه دیدار، و در پی آن استعفای خود را پس بگیرد، با این تفاوت که کم‌ترین نتیجه مورد نظر از استعفای او نه‌تنها حاصل‌نشده، که سال‌ها پس از آن هم حاصل نخواهد شد و چون همیشه روزگار مجلس و قوه‌مجریه و «احمدی‌نژاد» و «مطهری» بر‌‌ همان مدار و معیار «روز از نو روزی از نو»، و سبک و سیاق ۶ سال گذشته خواهد گشت و سپری خواهدشد و آن‌چه در این میان کم‌ترین محلی از اعتنا و عنایت نخواهد داشت، حقوق مردم و موکلین آقای «مطهری» و «حسینیان» و سایر وکیل‌الدوله‌ها خواهد بود.

البته این فرصت مغتنم برای آقای «مطهری» هست که یک‌بار با انتخاب مسیر درست و برای احقاق حقوق مردم، بر سر پیمان خود ایستاده و به سوگند نمایندگی خود وفادار بماند. این قلم با افتخار به استقبال شهامت و روسفیدی آقای «مطهری»، در قبال روسیاهی پیش‌بینی خود رفته و از ایشان می‌خواهد که: آقای مطهری! روسفید بمانید تا روسیاهی به زغال بماند.
این نوشته در خودنویس این‌جا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مهر ۹۰ ، ۰۸:۱۹
علی مصلحی

شهامت امضای یک نامه را داشته باشید

شنبه, ۱۶ مهر ۱۳۹۰، ۰۷:۵۹ ق.ظ

ظاهرا قاعده بر این است و یا باید بر این باشد که اگر کسی به امری اعتراض دارد و یا از آن راضی است و قرار است این رضایت یا اعتراض را به خاطر نتایج عمومی آن علنی کند، مخفی‌شدن و یا ظاهرشدن با نام مستعار و ذیل عناوین کلی جمعی از معترضین و یا عده‌ای از موافقین، اصل اعتراض یا موافقت را بلاموضع می‌نماید.

 اعتراض یا رضایت علنی و عمومی موقعی موثر و مفید خواهد بود که شخصیت و هویت معترضین یا موافقین علنی و مشخص باشد. والا هرکس یا گروه جعلی، ذیل عناوین جعلی، کلی، و بی‌نام و نشانی که علنی نشود و کسی حاضر نباشد عنداللزوم مسئولیت آن‌را برعهده بگیرد، می‌تواند ادعای اعتراض و یا رضایت و حمایت نماید. البته حمایت و رضایت و یا اعتراضی که هم فاقد وجاهت قانونی است و هم فاقد کم‌ترین اثر عمومی و اجتماعی.

هفته گذشته نامه سرگشاده‌ای با امضای بیش از ۲۰۰ نفر از اعضای جامعه پزشکی ایران، خطاب به «بشار اسد» که دانش‌آموخته پزشکی و امضاءکننده سوگندنامه بقراط است منتشرشد که ضمن یادآوری مسئولیت انسانی وی، از اقدامات منافی رحم و شفقت انسانی جاری در کشور سوریه که به دستور وی اتفاق می‌افتاد اعلام انزجار شده بود.

حرکتی پسندیده اخلاقی و فطری که هر آدمی که اندکی از لطافت و شفقت انسانی بهره برده باشد با آن موافق و هم‌راه است و امضاء‌کنندگان را شایسته تحیت و تقدیر می‌داند.

 چند روز بعد از انتشار نامه یادشده روابط عمومی جهاد دانشگاهی، در یک گزارش بدون نام و امضا و تحت‌عنوان کلی «چند تن از پزشکان عضو این نهاد» اعلام کرد که «در پی انتشار نامه منسوب به تعداد قلیلی از جامعه پزشکی ایران خطاب به دکتر بشار اسد، رییس‌جمهور سوریه، چند تن از پزشکان عضو این نهاد که اسامی آنان در ذیل نامه مورد اشاره، ذکر شده‌بود ضمن اظهار ناخرسندی از مطالب نوشته‌شده در این نامه اذعان داشتند از متن نامه مذکور اطلاعی نداشته‌اند و یا اسامی آن‌ها بدون هماهنگی در نامه آورده شده‌است.»
 در آخر این گزارش اشاره شده بود که مستندات مربوط در جهاد دانشگا هی وجود دارد.

این‌که بعضی از انسان‌ها کم‌ترین بهره‌ای از انسانیت و شفقت نبرده و لاجرم برایشان هم مهم نیست که در کجای دنیا چه اتفاقاتی می‌افتد و خصوصا این‌روز‌ها در سوریه چه بلایی بر سر انسانیت می‌‌آید شکی نیست. و این‌که در بین این انسان‌ها پزشک هم وجود دارد و احتمال آن‌که آن‌ها عضو جهاد دانشگاهی ایران هم باشند خیلی دور از انتظار و غیرمنتظره و غیرممکن نیست. اما نکته دردآور آنست که این پزشکان بی‌نام و نشان به‌‌ همان اندازه که بهره‌ای از شفقت و انسانیت نبرده‌اند، به‌‌ همان اندازه هم شهامت ندارند که بیانیه خود را امضا نمایند، و ترجیح می‌دهند، اجازه دهند در سکوت ناشی از هراس، روابط عمومی نهاد متبوعشان به خود اجازه دهد، بیانیه‌ای بدون کم‌ترین ارزش و اثر که تنها اثرش بدنام کردن جامعه پزشکی متعلق به آن نهاد - به استثنای پزشکان انسان و شجاعی که با شهامت نامه به بشار اسد را امضا نموده‌اند - است را منتشر نماید.

 بدون کم‌ترین تردید روابط عمومی نهاد یادشده اگر حتی یک نام و امضا از پزشکان امضاکننده نامه به بشار را مبنی بر نارضایتی در اختیار داشت با افتخار ذیل بیانیه تکذیبیه‌اش اعلام می‌نمود. این عدم اعلام اسامی ضمن آن‌که از اصل دروغ‌بودن گزارش خبر می‌دهد، غیرمستقیم هم از انسانی‌بودن نامه ۲۰۰ امضا و غیرانسانی بودن رفتار بشار اسد خبر می‌دهد. در غیر این‌صورت هم پزشکان معترض هم روابط عموعی نهاد مذکور اسامی را با افتخار اعلام می‌‌نمودند.
این نوشته در خودنویس این‌جا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ مهر ۹۰ ، ۰۷:۵۹
علی مصلحی

در حالی‌که «احمدی‌نژاد» و حاکمیت تلاش می‌کنند از طریق تمام تریبون‌های رسمی و غیررسمی، اعلام نمایند و نشان‌دهند که در به‌ترین شرایط و در به‌ترین رتبه‌ها و جای‌گا‌ه‌ها قرارداریم، و توجه مردم را به اشکال و با تبلیغات مختلف از لاغر‌تر شدن هر روزه سبد خرید و سخت‌تر شدن شرایط زندگی، منحرف نمایند، اما بعضی از واقعیات عریان جامعه امکان مخفی‌نمودن حقیقت و اجازه سرپوش‌گذاشتن بر دروغ‌های دولتی را نمی‌دهد.

 بالارفتن ناگهانی و بی‌سابقه قیمت نفت از ابتدای دولت نهم و درآمد افسانه‌ای حاصل از آن، چنان‌چه به شکل صحیحی مدیریت می‌شد می‌توانست تا سال‌ها و شاید دهه‌های متوالی کشور را در برابر صدمات احتمالی اقتصادی و خطرات پیش‌بینی نشده، بیمه نماید؛ اما نه‌تنها چنین نشد، بلکه آن ثروت در مسیر اختلاس‌های افسانه‌ای و به دست دزدها افتاد و یا هزینه تبلیغات دروغ و عوام‌فریبی‌ جاهلانه شد.

این‌روزها کم‌کم آثار این مدیریت غلط و ناتوانی دولت‌مردان از مهار و کنترل بحران‌های ناشی از آن آشکار می‌شود.
در شرایطی که «احمدی‌نژاد» ادعا می‌کند به لحاظ مالی در شرایط خوبی هستیم و همه جا امن و امان است و هیچ جایی هیچ مشکلی نیست، یک مقام فدراسیون قایق‌رانی ایران می‌گوید که به دلیل نبود بودجه، بلیت پرواز قایق‌رانان ایرانی اعزامی به مسابقات قهرمانی آسیا کنسل شده‌است.

 دقت فرمایید دولت با مدیریت مخرب بلایی بر سر ثروت افسانه‌ای آورده، که اکنون تنها پس از گذشت ۶ سال از فراهم‌کردن مقدمات سفر یک کاروان ورزشی به یک دوره مسابقه بین‌المللی ناتوان شده، و در حالی‌که مخفی نگه‌داشتن چنین واقعیاتی عملا غیرممکن است تمام رسانه‌ها خبر از شرایط مساعد و اوضاع روبه بهبود می‌دهند.

این واقعیت خیلی ساده است، اگرچه شاید بعضی دلایل مبهمی برای آن بتراشند. اما خیلی ساده دولت در چرخه مدیریت اشتباه به شرایطی افتاده، که نمی‌تواند هزینه‌های تبلیغ برای راست جلوه‌دادن دروغ‌ها را حذف کند. از طرفی باید سهم مردم‌فریبی‌های خاص را هم پرداخت کند و الا با مشکل‌‌ همان فریب‌خورده‌ها روبه‌رو خواهد شد و از طرف دیگر هزینه‌های واقعی و روزمره هم هست و چه به‌تر که به جای مخالف‌تراشی در طیف عظیم جوانان طرف‌دار فوتبال ورزش‌کاران عزیز ملی در یک رشته کم طرف‌دار و گم‌نام مثل قایق‌رانی را قربانی کنیم. خیلی ساده.
 
یک نکته جالب این خبر هم این است که این مخالف‌خوانی برای دولت و این دم خروس پیدا از خبرگزاری فارسی می‌آید که قسم حضرت عباسِ همه جا امن و امان است او هنوز قابل شنیدن است.
 این نوشته در امروزنیوز این‌جا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ مهر ۹۰ ، ۰۷:۴۴
علی مصلحی

روز گذشته سایت اینترنتی «بولتن‌نیوز، که منتشرکننده بیش‌ترین اخبار دروغ مبتنی بر شایعه و جعلیات است، در خبری جعلی گزارش‌داد که:"«محمد شریعتمداری» وزیر بازرگانی دولت هفتم و هشتم سید «محمدخاتمی» با گرفتن اقامت دائم برای همیشه به آمریکا سفر کرد... این گزارش می‌افزاید: «شریعتمداری» از ماه گذشته مقدمات انتقال خانواده خود از ایران به کشور آمریکا را فراهم کرده و پس از انتقال کامل منزل و اعضای خانواده‌اش خودش نیز روز گذشته از طریق پرواز «لندن» برای همیشه عازم آمریکا شد. هنوز معلوم نیست انگیزه وی از مهاجرات دائم به خاک آمریکا چیست اما ارتباط‌های ایجادشده با دولت‌های غربی در زمان وزارت وی یکی از عوامل دریافت ویزا و اقامت دائم آمریکا برای وی بوده‌است."
این خبر بلافاصله در اکثر رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی انتشار وسیعی یافت.

کم‌تر از یک روز بعد از انتشار و بازنشر وسیع این خبر٫ دفتر آقای «شریعتمداری» با ارسال تکذیبیه‌ای به سایت جعل‌کننده خبر٫ اعلام کرد که نه از کشور خارج شده و نه قصد خروج از کشور را دارد.
اما نکته جالب در این تکذیبه، ادبیات آلوده به عصبانیت و خارج از ادب، دفتر این عضو برجسته و معاون اقتصادی یک شورای عالی‌مرتبه در دستگاه رهبری کشور(+)، و کسی که هشت سال در دو دولت به عنوان وزیر در صدر یک وزارت‌خانه بوده و از آن‌ها مهم‌تر، به نمایندگی از نشکلی به دنیای سیاسی خود پاگذاشته، که مهم‌ترین شعار و نام آن «جمعیت دفاع از ارزش‌های انقلاب‌ اسلامی» بوده‌است.

دفتر «شریعتمداری» در تکذیبیه خود تصریح نموده‌است:"خروج ایشان در روز گذشته از طریق لندن یا هر گورستان دیگری به آمریکا و یا هر قبرستان دیگری تکذیب می شود".

 این ادبیات زشت و غیرمودبانه به به‌ترین شکل حکایت از درماندگی آقای «شریعتمداری» از تعقیب قضایی جاعلین خبر و سایت اینترنتی «بولتن‌نیوز» دارد.
چه این‌که اگر چنین درماندگی‌ها به‌علت بی‌کفایتی دستگاه قضا وجود نداشت، تا کنون باید دست‌ِکم ۹۰ درصد چنین پای‌گاه‌های اینترنتی که منبع اصلی اغلب اخبارشان شایعه و دروغ است، تحت‌تعقیب و پی‌گرد قضایی قرارگرفته و لغو مجوز یا دست‌ِکم به دستور کارگروه تعیین محتوای مجرمانه فیلتر یا مسدود شده‌باشند که نشده‌اند. و آقای «شریعتمداری» چون می‌داند شکایت او رهی به دستگاه قضا نمی‌برد شکایت خود را در قالب چنین تکذیبیه‌ای بیان نموده‌است.

چنین اتفاقاتی البته اگر درصد بسیار ناچیزی هش‌دار برای آقای «شریعتمداری» و شریعت‌مدارانی که در حمایت و هم‌راهی از شرایط امروز، و دامن‌زدن به آن شرایط سهم قابل توجهی داشته‌اند، به هم‌راه داشته باشد، جای گله باقی نخواهد ماند.
این نوشته در خودنویس این‌جا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ مهر ۹۰ ، ۰۷:۰۸
علی مصلحی

آیت‌الله «آملی لاریجانی»، ریس قوه‌قضاییه ایران، حدود یک‌ماه پیش در جلسه مسؤلان عالی قضایی، با اشاره به آشوب‌های خیابانی و درگیری پلیس با اشرار بریتانیا، و در مقام مقایسه برخورد پلیس با آشوب‌گران در ایران و انگلیس فرمودند:
«در جریان فتنه ۸۸ همه شما مشاهده کردید که غربی‌ها چه‌طور مسائل را منعکس می‌کردند. شخصی در آن آشوب‌ها کشته شد که تا به آخر هم معلوم نشد به‌دست چه کسانی کشته‌شده و حتی احتمال این‌که در جریان آن مسئله دخالت مستقیم آشوب‌گران و در ‌‌نهایت دخالت خود غربی‌‌ها در کار بوده، وجود دارد. اما دیدید غربی‌ها علیه جمهوری اسلامی چه جنجالی راه‌انداختند که بگویند جمهوری اسلامی ایران با شهروندان خودش این‌طور برخورد می‌کند، در مقابل در آشوب‌های انگلیس در طول دو سه روز شش نفر کشته شدند اما ندای سازمان‌های حقوق بشری بلند نشد.»

استنباط غالب کنش‌گران سیاسی و از جمله خانوادهای شهدای پس از انتخابات جنجالی ۲۲ خرداد ۸۸ از این سخنان، نفی و رد شهادت عزیزان آن‌ها و حتی کشته‌شدن بسیجیان مورد ادعای اصول‌گرایان بود.

در‌‌ همان زمان اکثر خانواده‌های کشته‌شدگان حوادث بعد از انتخابات، در مصاحبه با رسانه‌ها، به این سخنان واکنش نشان دادند، اما ریس‌ قوه‌قضاییه، سخن‌گو و روابط‌عمومی آن قوه، هیچ‌گونه واکنشی در مقابل این مصاحبه‌ها از خود نشان نداده و حتی حاضر به تکذیب یا توضیح ادعای یادشده هم نشدند.

با این توصیف تردیدی باقی نمی‌ماند که ریس قوه‌قضاییه رسما کشته‌شدن افرادی در حوادث پس از انتخابات را به‌استثنای یک نفر قویا رد می‌کند.

ریس قوه مجریه اما در یک نشست خبری که روز جمعه یکم مهرماه، با حضور ۲۰ خبرنگار از رسانه‌های آمریکایی در هتل محل اقامت وی برگزار شد، اعلام کرد:
«متاسفانه ۳۳ نفر در حوادث بعد از انتخابات کشته شدند که بیش از دو سوم آن‌ها از نیروهای انتظامی یا مردم عادی هوادار دولت بودند.»

 ادعای ریس قوه مجریه در مورد تعداد کشته‌شدگان حوادث بعد از انتخابات، با ادعای ریس قوه قضاییه در این مورد مغایرت و تفاوت فاحشی دارد. بین یک و سی‌وسه دست‌ِکم سی‌ودو واحد اختلاف هست و قضیه آن‌جا حساس می‌شود که موضوع این واحد اختلاف، نه پول و مال و شیء، که «جان» انسان است و موضوع از آن‌جا حساسیت ویژه پیدا می‌کند که، افراد یادشده مسؤل حفظ مال و ناموس و «جان» شهروندان این کشورند و اکنون بر سر جان تعدادی از شهروندان به اختلاف رسیده‌اند.

 اصل مسئله اما آن‌َست که، بنا بر شواهد و قرائن دقیق و مستند موجود، تعداد شهدای بعد از حوادث کودتای انتخاباتی ۲۲ خرداد ۸۸ بسیار بیشتر از ادعای دور از واقعیت اما منصفانه‌تر ریس‌قوه مجریه نسبت به ادعای خالی از واقعیت ریس قوه قضاییه، و دست‌ِکم نزدیک به ۱۰۰ نفر است.

اگرچه حقیقت واقعیت موجود برای افکار بیدار موجود، روشن‌تر از آفتاب بوده و هست، اما مجموعه حاکمیت شایسته است جهت تنویر افکار عمومی و در پاسخ به سؤالات ایجادشده برای اندک مخاطب مطیع و هم‌راه خود توضیح دهند که بالاخره آیا حوادث بعد از انتخابات برخلاف حوادث و آشوب‌های یکی دو ماه پیش انگلیس، اصلا کشته نداشت یا تعداد کشته‌های آن ۳۳ نفر بود؟
این نوشته در خودنویس این‌جا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ مهر ۹۰ ، ۰۶:۱۶
علی مصلحی

«محمودعباس» و صندلی‌هایی که خالی نبود

شنبه, ۲ مهر ۱۳۹۰، ۰۵:۲۴ ق.ظ

بعدازظهر پنج‌شنبه سی‌ویکم شهریور۹۰ ساعت ۱۷: ۲۱دقیقه به وقت تهران «محمود احمدی‌نژاد» ریس‌جمهوری اسلامی ایران در شصت‌وششمین مجمع عمومی سازمان ملل، پشت تریبون رفت و در حدود ۳۰ دقیقه برای تعداد کمی از نمایندگی‌های کشورهای عضو سازمان که هر لحظه هم از تعداشان کاسته می‌شد، سخن گفت.

تعداد نمایندگی‌های حاضر هنگام سخن‌رانی «احمدی‌نژاد» آن‌قدر کم بود، که می‌شود گفت؛ وی برای صندلی‌های‌ خالی سخن می‌گفت. این البته برای او و هم‌راهانش و مجموعه حاکمیت سیاسی ایران، تازگی ندارد و یک اتفاق همیشه‌گی و طبیعی است.

محور اصلی و ثابت سخنان ریس‌جمهور ایران، انتقاد تند نسبت به رژیم اشغال‌گر قدس و زیرسؤال‌بردن حادثه «هولوکاست» از یک‌طرف، و حمله و انتقاد شدید به آمریکا و مشکوک تلقی‌کردن حادثه تروریستی ۱۱ سپتامبر، از طرف دیگر بود.

مرکز ثقل ادعای آقای «احمدی‌نژاد» در این سخنان، دفاع از موجودیت قانونی کشور مستقل «فلسطین» و تلاش برای احقاق حقوق قانونی و طبیعی مردم این کشور بود. کاری که قاعدتا بر عهده نمایندگی آن کشور است، و تعیین انتخاب چگونگی این دفاع و درخواست کمک بین‌المللی در حدود اختیارات و حقوق آن‌هاست.

هم‌زمان با این حضور و سخن‌رانی، تعدادی از ایرانیان ساکن آمریکا با اجتماع در خیابان‌های اطراف سازمان ملل، نارضایتی عمیق خود از مواضع ریس‌جمهور کشورشان در صحن مجمع عمومی سازمان ملل را اعلام نمودند.

روز بعد از این سخن‌رانی و تقریبا هم‌زمان با آن، این‌بار «محمود عباس» ریس تشکیلات خودگران فلسطین و نماینده قانونی دولت فلسطین از‌‌ همان تریبون سخن‌رانی داشت.
بدون کم‌ترین تردید، دغدغه آقای «محمود عباس» در مورد سرنوشت کشور مستقل «فلسطین» و حقوق قانونی و طبیعی شهروندان مصیبت‌زده آن سرزمین، اگر بیش‌تر از آقای «احمدی‌نژاد» نباشد، کم‌تر نیست. یعنی «محمودعباس» هم با‌‌ همان دغدغه‌های مورد ادعای آقای «احمدی‌نژاد» و دولت ایران به مجمع عمومی سازمان ملل رفته بود، و قصد داشت از آن تریبون‌‌ همان درد‌ها و رنج‌ها و دغدغه‌ها را به سمع و نظر نمایندگان کشورهای جهان و به طریق اولی مردمان دنیا برساند.

همه رسانه‌های معتبر بین‌المللی از سخن‌رانی ریس‌تشکیلات خودگردان فلسطین در سازمان ملل، تصاویری مخابره کردند، که ابتدا حیرت و بعد تحسین جهانی را برانگیخت و نه‌تنها هیچ‌یک از نمایندگی‌های کشور‌ها در سازمان ملل هنگام سخن‌رانی ایشان صحن مجمع را ترک نکرد، که تشویق‌های مکرر اعضای حاضر بار‌ها و بار‌ها سخن‌رانی «محمود عباس» را قطع کرد.(+) خردمندی و تیزهوشی دقیق نماینده فلسطین آن‌چنان خیره‌کننده بود که بار‌ها و بار‌ها اعضای نمایندگی‌های حاضر در سالن به احترام او از جای برخاسته و تا لحظاتی صدای دست‌زدن به احترام سخنان دقیق و درخواست‌های مشروع و مبتنی بر عقلانیت و وجدان عمومی جهانی او قطع نمی‌شد.

هم‌زمان با سخن‌رانی ریس تشکیلات خودگردان فلسطین، تعداد قابل‌توجهی از کنش‌گران سیاسی و فلسطینیان حاضر در آمریکا با اجتماع پشت درب سازمان ملل با در دست داشتن تصاویر بزرگ «محمود‌عباس» و پرچم فلسطین، با ابراز احساسات حمایت همه‌جانبه خود را از سخنان نماینده قانونی خود در مجمع عمومی سازمان ملل اعلام داشته و با شادمانی مواضع دقیق «محمود عباس» را در سخن‌رانی مورد تحسین قرار دادند.

پس از سخنان تاریخی و تحسین‌برانگیز «محمود عباس» که رژیم اشغال‌گر قدس را در تنگ‌نای نفس‌گیری قرار داده‌بود، حالا نوبت «بنیامین‌ نتانیاهو» بود که جواب سخنان سنجیده و دادخواهی واقعی فلسطینیان را نزد افکار عمومی جهانی بدهد.
این‌جا بود که سخنان نسنجیده و شعارهای خام شب گذشته «محمود‌ احمدی‌نژاد» بهانه را برای فرار نماینده اسراییل از چالشی که «محمود عباس» برای او فراهم نموده بود مهیا می‌کرد.

 اگرچه «نتانیاهو» برای فرار از مخمصه، هم‌چون بدل ایرانی خود، بار‌ها و بار‌ها به دروغ و سفسطه متوسل شد، اما دقیقا زمانی که برای تکمیل سفسطه و بهانه‌هایش به برهان قاطع و سند زنده‌ای نیازداشت، به سخنان شب قبل «احمدی‌نژاد» متوسل شد و با برانگیختن هیجان عاطفی حاضران با اشاره به گل‌گذاشتن بر بنای یادبود حادثه ۱۱ سپتامبر، که «احمدی‌نژاد» در ماهیت آن تشکیک نموده‌بود، اعلام کرد: ای‌کاش هنگام سخن‌رانی او، همه سالن را ترک کرده‌بودند. در این زمان، ناگهان سکوت حاظرانی که تا لحظاتی قبل «محمود عباس» را مکرر تشویق می‌کردند شکسته شد و حالا همان‌ها با شدت «نتانیاهو» را تشویق می‌کردند.

سخن‌رانی «محمود‌ احمدی‌نژاد» و «محمود‌ عباس» دو مقام بلند‌مرتبه از دو کشور مسلمان در جای‌گاهی واحد و با دغدغه‌هایی به‌ظاهر واحد، دو شکل، دو واکنش، و دونتیجه کاملا متفاوت داشت. این تفاوت‌ها یک دلیل بنیادین دارد: ریس تشکیلات خودگردان فلسطین، به‌خاطر آن‌که، زهری که هر روز در جام و جان مردمش ریخته می‌شود را از نزدیک چشیده و لمس نموده‌است، از زبان مردمش و برای مردمش  سخن می‌گوید. اما ریس‌جمهوری اسلامی ایران نه از درد مردمش خبر دارد و نه می‌خواهد خبر داشته باشد. برای او و مجموعه حاکمیت فعلی، تنها چیزی که دغدغه‌ نیست مردم و درد آن‌هاست.
 همین است که به خودش اجازه می‌دهد بدون توجه به نتایج خسارت‌باری که از نطق‌های هیجانی، خام و نسنجیده او عاید مردم بدبخت کشورش می‌شود، هر آن‌چه دلش‌می‌خواهد را، بر زبان جاری نماید.

صحن عمومی سازمان ملل، هنگام سخن‌رانی ریس‌جمهور ایران هیچ مخاطبی نداشت. آن‌ها که مانده‌بودند همان‌ها بودند که شب بعد، هم «محمود عباس» را تشویق کردند هم «نتانیاهو» را. و البته به‌زودی نمایندگانشان برای دریافت حق سکوت و نشستن در سالن خالی مجمع عمومی، هنگام سخن‌رانی «احمدی‌نژاد» راهی ایران خواهند شد.
این نوشته در امروزنیوز این‌جا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ مهر ۹۰ ، ۰۵:۲۴
علی مصلحی

رهبری نظام امسال در پیام نوروزی خود به‌مناسبت آغاز سال ۱۳۹۰ خورشیدی، این سال را سال «جهاد اقتصادی» نامیدند. نامی که در بین اکثر فعالین سیاسی و اجتماعی و اقتصادی با اما و اگرهای زیادی هم‌راه بود.

اگرچه سیستم حکومتی کشور، شرایط برای تحقق انواع دزدی و رانت و سو‌ء‌استفاده را به به‌ترین شکل ممکن فراهم نموده، و طی ۶ سال گذشته نیز این شرایط بسیار روان‌تر و راحت‌تر شده‌است، با این‌همه هیچ‌کس باور نمی‌کرد که در همین سال «جهاد اقتصادی» بزرگ‌ترین «جهاد اختلاسی» تاریخ بانک‌داری و درست‌تر از آن، بزرگ‌ترین اختلاس تاریخ کشور، به نام حاکمیت جمهوری اسلامی ثبت شود.

 این‌روز‌ها سخن از اختلاس و دزدی و رانت و ویژه‌خواری در بین مسؤلین سیاسی و اجرایی و بانکی، مهم‌ترین خبر است اما برای شهروندان دیگر این خبر‌ها خیلی مهم جلوه نمی‌کند.
چه این‌که سال‌هاست که هر از گاهی گوش‌ِشان به شنیدن چنین خبرهایی عادت کرده و این عادت حساسیت‌شان را در برابر چنین اتفاقات دردناکی از بین برده‌است.

از طرف دیگر گسترش بی‌غیرتی عمومی در قبال نارسایی‌های اجتماعی که از طرف سیستم اجرای کشور هر روز بر آن افزوده می‌شود نیز، مزید بر علت است تا حساسیت‌ها به کم‌ترین درجه ممکن کاهش پیدا کند.

 خبر بزرگ‌ترین اختلاس تاریخ بانک‌داری و بزرگ‌ترین اختلاس در کشور ایران، این‌روز‌ها نقل محفل و مجلس تمام اصول‌گرایان‌ست، اما غافل از آن‌که اختلاس‌کننده اصلی همین اصول‌گرایان هستند و بدون کم‌ترین تردید هر یک از این اصول‌گرایان در هر پست و مقام و جای‌گاهی، به اندازه خودشان در این اختلاس و اتفاق و اتفاق‌های از این دست، سهم داشته، شریک جرم و رفیق قافله‌اند.

شاید امروز موضع ناراحتی و مخالفت گرفته و به وضعیت موجود معترض باشند. شاید که ژست‌ ساده‌زیستی و مردم‌داری و مدارای‌ِشان گوش فلک را کر کرده باشد و امروز هم از‌‌ همان مواضع، داد عدالت و تنبیه مجرم سرمی‌دهند، اما حقیقت آن‌َست که این داد و بی‌داد و سر و صدا از نوع فریاد دزدی است که حین تعقیب، برای فریب مردم فریاد «آی دزد» سر‌می‌داد، که در بین جمعیتی که همه همین گزاره را فریاد می‌کردند، شناخته نشود.

آفت بزرگ دروغ‌گویان و البته دروغ‌گویانی که لباس «اصول‌گرایی» بر تن دارند «فراموشی» است و اصول‌گرایان فراموش کرده‌اند که حدود دو سال پیش تمام بوق‌های تبلیغاتی خود را بر اثبات ۶۳ درصد به‌کار انداخته بودند و امروز‌‌ همان بوق‌ها را بر تبری از آن ۶۳درصد فعال نموده‌اند.
مردم اما درست است که حافظه تاریخی ندارند اما مطمئنا حافظه آن‌ها از این فراموش‌کاران به‌تر است.
 
اما از این خبر بگذریم. یک کاربر برجسته اینترنت و مدیر سایت «بلاگفا» در وبلاگ شخصی خود نوشته است که «بانک صادرات ایران» بدون اعلام به مشتریان خود، و بدون تنظیم هرگونه قراردادی، در ازای هر یک‌بار ورود اینترنتی مشتری به حساب، مبلغ ۲۵تومان کارمزد از حساب مشتری کسر می‌کند.

 مبلغ ۲۵ تومان در مقابل ۱۲۳ میلیارد تومان و ۱۲۳ میلیارد تومان در مقابل ۳ هزار میلیارد تومان رقم قابل‌توجهی نیست، اما مهم‌ترین نتیجه‌ای که می‌توان از آن گرفت این‌َست که نظام حاکمیت موجود وقتی مشاهده کرد که شهروندان در مقابل تخم‌مرغ‌دزدی او سکوت می‌کنند، بلافاصله اقدام به شتردزدی می‌کند و صد البته که دیری نمی‌گذرد که شتردزدی هم برای آن‌ها به قولی «اُف» داشته و به سرقتی دست‌می‌زنند که، کاروان شتر با بارش هم در آن قابل رویت نیست.
و نتیجه درخشان و البته دردناک این‌که:
هرجا سخن از اعتماد نیست، نام بانک مرکزی ایران می‌درخشد.
این نوشته در امروز نیوز این‌جا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ شهریور ۹۰ ، ۰۴:۳۳
علی مصلحی

سنگی که «احمدی‌نژاد» به چاه انداخت

يكشنبه, ۲۰ شهریور ۱۳۹۰، ۰۴:۴۷ ق.ظ

یکی از زشت‌ترین رفتار خلاف اخلاق و ادب و سیاست، در جمهوری اسلامی، رفتاری بود که «محمود احمدی‌نژاد» در شب مناظره با «میرحسین‌ موسوی» بدان دست زد و با زدن اتهامات سنگین فساد مالی به افرادی که در هیچ دادگاه صالحی محاکمه و محکوم نشده، و  فرصت دفاع از خود به‌علت عدم حضور در میز مناظره را نداشتند، خود را قهرمان مبارزه با فساد اقتصادی و رانت‌خواری معرفی، و فضای مناظره را با به‌هم‌زدن قاعده بازی به‌نفع خود مصادره نمود.

این‌که فساد مالی و سوء‌استفاده از قدرت طی سه دهه گذشته، شدیدا دامن‌گیر نظام مدیریتی کشور بوده، حقیقتی است روشن‌تر از خورشید.
مبارزه با فساد و رانت و اختلاس و جلوگیری از زمینه‌های رشد و گسترش آن، پس از بسط مقدمات اجتماعی و بستر‌سازی مناسب فرهنگی، سازوکارهای کار‌شناسی امنیتی، حقوقی و قضایی خاص دارد و در به‌ترین حالت با کمک مطبوعات آزاد، قوه قضاییه مستقل از دولت و در شرایط آزادی اقتصاد، فراهم می‌شود نه با جنجال و سروصدایی که نه‌تنها منفعتی به حال جامعه ندارد، بلکه آب را برای سوء‌استفاده بیش‌تر فاسدان گل‌آلود هم می‌کند.

سبک و سیاقی که آقای «احمدی‌نژاد» برای مبارزه با این فساد و دزدی و رانت به آن متوسل شده بود، اکنون نتایج سحرش را در اخبار و رسانه‌های مخالف او نشان می‌دهد و نشانه‌های به‌ترش را می‌شود از زبان نمایندگان مخالف دولت او در مجلس اصول‌گرایان شنید.
ناگفته پیداست که صبح دولت چنین سبک و سیاقی به چه «شهر هرتی» خواهد انجامید.

  «سقای‌بی‌ریا» مشاور سابق امور روحانیت ریس‌جمهور، اخیرا پس از دو سال سپری‌شدن از مکافات مناظره جنجالی سیزدهم خرداد ۸۸ و پس از آن‌همه خسارت و اتفاقات غم‌انگیز، در مصاحبه با روزنامه قدس، مدعی شده‌است که؛ در شب مناظره «احمدی‌نژاد» به تحریک، سفارش و تایید «مشایی» نام افراد را با اتهام فساد بر زبان آورده است.

 ناگفته پیداست که اگر آقای «سقای بی‌ریا» اشاره‌ای به زشت‌بودن آن رفتار و آن اتفاقات هم نکند، انتساب آن رفتار به آقای «مشایی» به اندازه کافی شدت زشتی و انزجار او و جناح مطبوع‌َش از آن را به خوبی بیان می‌نماید.

به عبارت دقیق‌تر این رفتار چون به سفارش «مشایی» سرزده زشت است و ناپسند و الا تاکنون عین صواب و مورد رضایت همه بوده‌ و اکنون که حضرات کشف نموده‌اند که به سعایت «مشایی» صورت‌پذیرفته، مراتب کراهت آن نیز برملا شده‌است.

بسیار ساده‌لوحانه است باور این‌که «احمدی‌نژاد» صرفا به تحریک «مشایی» و بدون اذن و اطلاع رهبری، به اقدامی تا بدین پایه خطرناک دست زده باشد. اما با فرض قبول این ادعا باید از آقای «سقای‌بی‌ریا» و جناح مذکور و هم‌راهان او پرسید: اگر این رفتار آن‌چنان‌که امروز به آن معترض هستند و از آن و تشویق‌کننده و تحریک‌کننده آن تبری‌می‌جویند؛ زشت بوده که مطمئنا بوده، چرا در زمان مناسب آن و در زمانی که ریس‌مجلس «خبرگان رهبری» اقدام به نوشتن نامه سرگشاده به رهبری نظام کرد و نسبت به عواقب وخیم سکوت در برابر آن هش‌دار داد و نوشت که «سر چشمه شاید گرفتن به بیل/ چو پر شد نشاید گرفتن به پیل» تاکنون سکوت کرده و اینک لب به سخن گشوده‌اند؟

 مشاور سابق امور روحانیت ریس‌جمهور هم‌چنین مدعی شده‌است: «مقام معظم رهبری راجع به این‌که آقای احمدی‌نژاد در مناظره اسم شخصی را نیاورد، تأکید داشته‌اند، اما احمدی‌نژاد اسم آورد.»
این گاف را چگونه می‌توان توجیه کرد؟ آقای خامنه‌ای از کجا خبر داشته‌اند که آقای «احمدی‌نژاد» می‌خواهد اسم بیاورد که تاکید داشته‌اند اسم نیاورد؟

با این‌همه، از دو حال خارج نیست: یا لجن‌مال کردن «هاشمی» و «ناطق‌نوری» در مناظره، با علم و اطلاع کامل و از قبل رهبری صورت‌پذیرفته که «احمدی‌نژاد» آن‌گونه با خیال راحت و بر خلاف ابتدایی‌ترین اصول اخلاقی و حقوقی و اصول تبلیغات انتخاباتی، جلو دوربین تلوزیون، مستقیما با افترا بستن به آنان و خانواده‌‌هایشان، حاکمیت پشت سر را لجن‌مال کند و روزگاری جدید بنیان‌ گذارد، و یا رهبری اصلا اطلاع نداشته و ناگهان در مقابل عمل انجام‌شده قرار گرفته‌است.

اما در صورت پذیرفتن عدم اطلاع ایشان از آن اقدام سخیف و زشت، و سکوت و انفعال، دست‌ِکم پس از خواندن نامه سرگشاده، و اعتراض آتشین «هاشمی» (+) و قبول این موضوع که، این اقدام «احمدی‌نژاد» ابتکار، پیش‌بینی و درایت «مشایی» بوده، و به درخواست او صورت پذیرفته است، حالا رهبری نظام و نزدیکان او باید پاسخ دهنده این شبهه و اشکال باشند که اگر «مشایی» از چنین درجه‌ای از درایت برخورداراست، پس تکلیف دیگر پیش‌بینی‌ها و ابتکارات او که عنوان‌شده و عنوان‌خواهد شد و تکلیف این جریان ساختگی موسوم به «جریان انحرافی» چه می‌شود؟

در صورت پذیرفتن این‌که این‌اتفاق با اطلاع رهبری صورت پذیرفته که این مورد بیش‌تر به صواب نزدیک‌تر است و قطعی‌تر می‌نماید، سکوت امروز رهبری در مورد ادعای مجموعه موسوم به «جریان‌انحرافی» که این اتفاق ابتکار ما بوده، چگونه توجیه می‌شود؟

در هر صورت هیچ یک از این ادعاها ذره‌ای از مسؤلیت مستقیم رهبری و اقداماتی که باید در این خصوص انجام می‌شد و  انجام نشد، کم نمی‌کند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ شهریور ۹۰ ، ۰۴:۴۷
علی مصلحی