وب‌نوشته‌های یک شیشه‌بر

علی مصلحی
وب‌نوشته‌های یک شیشه‌بر

روزنامه‌نگاری که کارمند بانک بوده و اکنون شیشه‌بری می‌کند

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
پیوندها

دروغ‌هایی که اکنون کشف می‌شود

سه شنبه, ۳ خرداد ۱۳۹۰، ۰۶:۳۲ ق.ظ

امام‌جمعه خرمشهر، پس از اعلام این‌که قضییه آب‌رسانی به خرمشهر و آبادان دروغ است، «احمدی‌نژاد» را مخاطب قرارداده و گفته است: «باید بفهمید همه قضیه آب‌رسانی به خرمشهر و آبادان که به شما گفتند دروغ بود، دروغ! عیب است برای رئیس‌جمهوری که این‌همه به او دروغ بگویند و متوجه نشود» (+)

بدون شک بیش از نوددرصد قول‌ها و وعده‌هایی که آقای «احمدی‌نژاد» در سفرهای استانی به اهالی آن مناطق می‌داده‌اند، و به‌همین میزان نیز قول و وعده‌های عمرانی در برنامه‌های کلان عمرانی و اجتماعی کشور دروغ بوده‌است و برای آن‌که مشخص شود که این قول و وعده‌ها تا این اندازه با واقعیت فاصله دارد، به هیچ عنوان به سپری‌شدن زمانی به اندازه چهار سال و سه سال و بیش‌تر از آن نیاز نبود و نیست. کافی بود با منقضی‌شدن زمان اولین وعده و محقق‌نشدن آن، آقای «احمدی‌نژاد» یا تیم حامیان او مورد بازخواست و سؤال قرار می‌گرفتند تا خیلی زودتر از این دروغ‌بودن وعده‌ها ابتدا مشخص و بعد اعلام عمومی شده، و سپس در سایه آن اگر کسی در انتخابات درخواست نمود که به «احمدی‌نژاد» رای بدهید، با اعلام دورغ‌ها و وعده‌های کذب و محقق‌نشده از رای‌دادن سرباز زده می‌شد.

اما علت این‌که این اتفاق نزدیک به دست‌کم پنج سال زمان می‌برد ــ و اکنون ابتدا امام‌جمعه خرمشهر و به‌زودی دیگر ائمه‌جمعه‌ای که ماموریت جمع‌آوری رای برای ایشان را با شعار «خدمت‌گذارترین دولت» و «به‌ترین دولت از مشروطه تاکنون» (+) داشتند، متوجه شده و اعتراض می‌نمایند ــ را باید در جای دیگری جست‌وجو کرد.

آقای «خامنه‌ای» بارها و بارها بر خلاف واقعیات روشن و شفاف اجتماعی، از خدمات بی‌نظیر دولت آقای «احمدی‌نژاد» صحبت و ایشان را مورد تعریف و تمجید شدید قرار داده‌است. به‌عنوان نمونه در اولین روز سال‌جاری در سخن‌رانی موسمی خود که همه‌ساله در مشهد ایراد می‌شود، کارنامه او را در سال۸۹درخشان معرفی می‌نماید:
«آن‌چه که در بخش دانش پیش‌رفته و فناورى بالا امروز در کشور وجود دارد و در حال وقوع است، بسیار بیش از آن مقدارى است که به مردم اطلاع‌رسانى شده‌است ... آدرس‌ها و گزارش‌هاى مراکز معتبر بین‌المللى نشان می‌دهد که در این قسمت، کشور شما از بسیارى از کشورهاى عالم پیشتر دارد حرکت می‌کند و شتاب کشور چندین برابر متوسط شتاب جهانى است...این در زمینه‌ى علم، که حقاً و انصافاً همت مضاعف و کار مضاعف در آن مشهود است... زمینه‌ى دیگرى که در آن، همت مضاعف را انسان مشاهده می‌کند و به دنبال خود، دریائى از کار به وجود مى‌آید، مسئله‌ى عرصه‌هاى اقتصادى است که یک نمونه‌ى آن، گام بلند هدفمند کردن یارانه‌هاست...، مواجهه‌ى هوشمندانه و مقتدرانه با تحریم‌هائى... که غرب به سردمدارى آمریکا و متأسفانه پیروى کورکورانه‌ى بعضى از دولتهاى اروپائى از آمریکا علیه ایران اعمال کرد... در تولید بنزین، کشور عزیز ما خودکفا شد؛... در زمینه‌ى اشتغال، کارهاى خوبى انجام گرفته است. ...بحمداللَّه این سال به معناى واقعى کلمه، سال همت مضاعف و کار مضاعف بود…مردم به مسئولینِ خودشان علاقه‌مندند، به آنها اعتماد دارند، به آنها کمک می کنند، با آنها همراهى می کنند» (+)

آقای امام‌جمعه تاکنون به هیچ عنوان به خودشان اجازه نداده‌اند که به رهبری گزارش دهند که آن‌چه ما مشاهده می‌نماییم با آن‌چه شما اعلام می‌نمایید، تعارض شدید دارد و نه‌تنها به خودشان اجازه نداده‌اند که به رهبری گزارش دهند، که به خودشان اجازه نمی‌داده‌اند که به مقامی کم‌تر از رهبری هم گزارش دهند یا سؤال کنند. اما ظاهرا اتفاقات مثبتی افتاده که اعتراض اجازه بروز و ظهور پیدا می‌کند و باید این اتفاق را به فال نیک گرفت.

اما نکته و هش‌دار جالبی در اعتراض امام‌جمعه خرمشهر نهفته است: «عیب است برای رئیس‌جمهوری که این همه به او دروغ بگویند و متوجه نشود.»
به‌زودی «احمدی‌نژاد» که آن‌همه از طرف آقای «خامنه‌ای» به دولت پرکار و خدمت‌گذار و بی‌سابقه در سال‌های پس از انقلاب در بین تمام دولت‌ها معرفی می‌شد، به‌عنوان یک خیانت‌کار معرفی‌شده و بلافاصله هم اعلام خواهد شد که تمام گزارش‌های داده‌شده به رهبری توسط آقای «احمدی‌نژاد» دروغ بوده‌است.

آیا آن‌زمان هم این امام‌جمعه و دیگر امام‌جمعه‌ها به رهبری متذکر خواهند شد که «عیب است برای رهبری که این‌همه به او دروغ بگویند و متوجه نشود»؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ خرداد ۹۰ ، ۰۶:۳۲
علی مصلحی

دین‌گریزی در لباس دین

سه شنبه, ۳ خرداد ۱۳۹۰، ۰۶:۰۲ ق.ظ

 وقتی قراراست کشور بر اساس رمل و جادو و خرافه اداره شود، امتیازات هم بر همان اساس تقسیم و تفویض می‌شود، و همین نگاه توزیع‌کننده ثروت و فقر و به تبع آن عدالت و نتایج آن در جامعه می‌شود.

 بی‌عدالتی، فقر، کینه و نارضایتی، نتایج ادراه جامعه براساس خرافاتی است که متاسفانه لباس دین بر تن کرده و با این تلبیس رویین‌تن هم شده‌اند و هیچ نهاد علمی، اجتماعی، و نگاه کارشناسانه و منتقدی هم، حق اظهارنظر در مقابل رفتارهای اشتباه این‌چنین ندارد.

 کینه‌های کودکانه هر روز مشکلی ایجاد می‌کنند و دولت‌مردان در خرافه به‌دنبال راه چاره می‌گردند.
این‌که دین امری شخصی و درونی است، مورد تایید و اعتراف بیش از نود درصد دین‌داران واقعی است و آنان‌که جاهلانه تلاش می‌کنند در مقابل این حقیقت ایستادگی کنند، دین را نه ابزاری برای نزدیکی به خدا، بلکه برای بهره‌مندی‌های دنیوی می‌خواهند و به همین دلیل تحمل هیچ رقیب و مخالفی را هم ندارند و برای حذف آن‌ها چنان‌چه لازم باشد به هر نوع ابزار خلاف شرع و دینی هم متوسل می‌شوند.

در جامعه معتقد به دین و دین‌داری و هدایت جامعه با ابزار دین، و مدیران و مسولان معتقد به دخالت دین در تمام شئون جامعه و دولت و حکومت، گاه رفتارهایی مشاهده می‌شود که به هیچ روی نمی‌توان هیچ توجیهی منطقی و عقلانی و حتی شرعی برای آن یافت. گو این‌که قراراست تمام رفتارها به‌نوعی بر اساس خرافه و مظاهر آن تنظیم، و با زدن نوعی رنگ دین به آن بیش‌ترین ابزار برای دین‌گریزی نسلی از فرزندان جامعه را فراهم نماید.

 متاسفانه وقتی چنین جهالتی همه‌گیر شد، هیچ‌کس به چنین دین و تبلیغاتی که نتیجه‌اش دین‌گریزی است معترض نمی‌باشد.

آمار رسمی دولتی طی سی سال گذشته به روشن‌ترین شکل نشان می‌دهد که گرایش به «دین» از ابتدای انقلاب به این طرف در بین تمام اقشار جامعه خصوصا نسل جوان سیر نزولی داشته است. این البته بر اساس اسنادی اعلام می‌شود که بیش‌ترین تلاش را برای قلب واقعیات و مخفی‌کردن ناکارامدی خود دارند . اگر قرار قضاوت براساس اسناد حقیقی و شفاف باشد، اوضاع بسیار بدتر از آن خواهد بود که اکنون اعلام می‌شود، اما به‌راحتی می‌توان در سطح و زیرپوست جامعه مشاهده کرد.

اعطای امتیاز سفر رایگان به افرادی که نام‌های «فاطمه» و «روح‌الله» بر خود دارند در روز ولادت حضرت «زهرا»(س)(+) و هم‌چنین اعطای امتیازات مشابه برای افراد با نام «مهدی» در سال‌روز ولادت امام زمان (عج)(+) و به همین شکل نام «علی» و «محمد» و ... نه‌تنها امتیازی برای دارندگان نام‌های فوق نیست، بلکه جدای از آن‌که هزینه‌های زیادی را با توسل به سندسازی‌های دروغی به‌دنبال دارد، کینه تمام کودکان و حتی خانواده‌هایی را برای این افراد به‌دنبال دارد که مفتخر به داشتن چنین نام‌هایی نیستند.

از طرف دیگر این نوع تبلیغ نه‌تنها تشویق و تبلیغ دین را به‌دنبال ندارد، بلکه جدای از آن‌که تبلغ بی‌عدالتی و کینه‌پراکنی می‌باشد، بیش‌ترین دین‌گریزی در بین خانواده‌ها و فرزندان را هم به‌دنبال دارد.

به راستی مولفین چنین طرح‌های غلط در کدام مکتب شرعی تحصیل شرع و علم نموده و آیا نمی‌خواهند یک‌بار باور کنند که چنین طرح‌ها تا کنون بیش‌ترین نتایج عکس را به دنبال داشته‌است؟
این نوشته در پایگاه اینترنتی استاد معصومی تهرانی این‌جا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ خرداد ۹۰ ، ۰۶:۰۲
علی مصلحی

۱- آقای «خامنه‌ای» پس از حادثه قتل‌های زنجیره‌ای در خطبه‌های نمازجمعه تهران گفت:
«این قتل‌هایى که اتّفاق افتاد، حوادثى بسیار بد، زشت، نفرت‏‌آور و حقیقتاً درخور محکوم‌کردن بود. کسانى که این‌ها را محکوم کردند، به‌جا محکوم کردند. این‌ها علاوه بر این‏‌که قتل بود، جنایت بود؛ با روش‌هاى بد و غیرقانونى بود.»
وی سپس در مورد زنده‌یاد «فروهر» گفت: «بینى و بین‏‌اللَّه، فروهر و همسرش - این دو مرحوم - دشمنان ما بودند؛ اما دشمنان بی‌ضرر و بی‌خطر. این‌ها هیچ ضررى نداشتند»، و سپس با اعلام نجیب‌بودن و بی‌خطربودن آن‌ها پرسید: «مرحوم فروهر و مخصوصاً عیالش نه؛ آدم‌های نانجیب نبودند. حالا شما فکر کنید، کسى که مثل فروهر را می‌‏کشد، آیا می‌تواند دوست نظام باشد؟! می‌تواند براى نظام کار کند؟! چنین چیزى معقول است؟! من این را باور نمی‌کنم ... آن دستى که به فکر می‌افتد بیاید این‌ها را تصفیه کند و به قتل برساند - یا در داخل خانه‏‌هایشان، یا در میان راه، یا در خیابان، یا در بیابان - مگر می‌تواند بیگانه نباشد و تابع یک نمایش‌نامه از پیش طراحى‌شده‏‌اى نباشد؟!»(۱)

در همان دوره و زمان «روح‌الله حسینیان» ریس مرکز اسناد انقلاب اسلامی، دوست و هم‌کار نزدیک «سعید امامی» و قاضی تندرو دادگاه‌های اول انقلاب، با حضور در برنامه «چراغ» صداوسیما (+) و بعد از طریق مطبوعات هم‌سو(۲) و در ادامه با موضع‌گیری و رفتار صریح رسما اعلام کرد که «سعید امامی» قاتل نبوده و خودکشی نکرده و به‌دست مسؤلین رسیدگی‌کننده به پرونده قتل‌ها که مستقیما توسط ریس قوه‌قضاییه و غیرمستقیم توسط رهبر انقلاب تعیین می‌شوند، کشته شده‌است و ادعای خودکشی او را دروغ ساخته و پرداخته مسؤلین پرونده خواند.(۳)
وی حتی در یک دهن‌کجی آشکار و در شرایطی که برگزاری مراسم ترحیم «سعید امامی» با محدودیت‌های قانونی برگزار می‌شد، به مراسم ترحیم او رفته و ایشان را شهید خطاب کرد.(+)

ساده‌ترین برداشت از موضع‌گیری و رفتار آقای «حسینیان»، تقابل آشکار با تفسیر رهبری و مجموعه حاکمیت از اتفاق افتاده و مسائل حاشیه‌ای آن بود و اگر این اظهارات و موضع‌گیری‌ها آن‌روز نمی‌توانست مستند محکومیت و تنبیه و مجازات او باشد، دست‌ِکم در آینده می‌توانست صلاحیت وی برای کسب بعضی از امتیازات اجتماعی، از جمله نمایندگی‌مجلس، وزارت، ریاست بر موسسه و نهاد سیاسی و اجتماعی دولتی و رسمی (مرکز اسناد انقلاب اسلامی) را مخدوش نماید. اما در کمال تعجب یک دوره بعد، صلاحیت آقای «حسینیان» که در غیاب چهره‌های اصلی اصلاح‌طلب ــ که همه ردصلاحیت شده‌بودند ــ توسط همان نهادهایی که او آن‌ها را به دروغ‌گویی در مورد «سعید‌امامی» و پرونده قتل‌ها متهم کرده‌بود، تایید و او با حفظ سمت قبلی به جای‌گاه خطیر نمایندگی مجلس نیز راه پیداکرد و حتی در بین نمایندگان دوره هفتم و هشتم مجلس دارای نقش ویژه و سوگلی هم شد و وقتی که در دوره هشتم در اعتراض به رفتار هم‌راهان «احمدی‌نژاد» استعفا داد، با توصیه و تسلی و دل‌داری رهبری استعفای خود را پس گرفت (+) و هیچ کس هم از هیچ کسی نپرسید که تکلیف ادعاهای عجیب و غریب او بر علیه حاکمیت و دفاع از «سعید امامی» که توسط قوه قضاییه کشور به قتل و بعد از آن خودکشی متهم بود، چه شد؟

۲- «میرحسین‌ موسوی» نخست‌وزیر دوران دفاع مقدس و محبوب بنیان‌گذار جمهوری اسلامی که پس از اتمام دوره نخست‌وزیری به سکوتی عمیق رفته و بارها و بارها پیشنهاد دوستان اصلاح‌طلب خود، برای حضور در عرصه سیاست و نامزدی ریاست جمهوری به‌رغم اقبال عمومی عمیق و تضمین‌شده را رد نموده بود، پس از مشاهده مدیریت پریشان و آشفته و مخرب دولت نهم به ریاست «محمود‌ احمدی‌نژاد» در انتخابات دوره دهم احساس وظیفه نموده و وارد کارزار انتخابات شد و مهم‌ترین وعده‌های انتخاباتی خود را برگرداندن برنامه به مدیریت کشور و ایجاد دولتی برنامه‌محور و نه بر مبنای «رمل و خرافه و جادو»(+) معرفی و در مناظره انتخاباتی با «احمدی‌نژاد» هم مهم‌ترین انتقادات خود را متوجه حذف برنامه‌ریزی از مدیریت کشور و اداره کشور بر اساس خرافه و جادو و کف‌بینی و ... قرارداد.

این انتقادات و اعتراض «میرحسین» به خلاف‌گویی‌های آماری و دروغ‌های دولت نهم، هم‌چنین پی‌گیری جدی اعتراض به تخلف و تقلب و کودتای انتخاباتی دهم توسط او، با واکنش شدید آقای خامنه‌ای در خطبه‌های نمازجمعه معروف ۲۹خرداد۸۸مواجه شد و ایشان در شرایطی که تلاش می‌کرد در بین تمام توهین‌ها و اتهامات و تخلف‌های اخلاقی صورت‌گرفته توسط ریس‌جمهور، از آقایان «هاشمی» و «ناطق‌نوری» اعاده‌حیثیت و دل‌داری نماید، در همین حال لبه تند انتقادات خود را متوجه آقایان «میرحسین‌ موسوی» و «مهدی‌ کروبی» نمود که ظاهرا حالا قرار نبود در ادعای مطرح‌شده تقلب در انتخابات از خر شیطان به این سادگی‌ها پایین بیایند.

در این خطبه‌ آقای «خامنه‌ای» تمام تصویرهای معرفی‌شده از طرف «موسوی» و «کروبی» را خلاف واقع دانست و دقیقا فضای موجود کشور را برخلاف آن تصویرها شاداب و سرشار از امید تعریف نمود.
در قسمتی از خطبه‌ها در مذمت به‌اصطلاح سیاه‌نمایی‌ها و تخریب‌ها، برعلیه «احمدی‌نژاد» گفت:(+)
«... صریح‌ترین اهانت‌ها به رئیس‌جمهور قانونی کشور شد، حتی از دو سه ماه قبل از مناظرات هم، تهمت‌هایی زدند به کسی که رئیس‌جمهور قانونی کشور است، متکی به آراء مردم است، نسبت‌های خلاف دادند، رئیس‌جمهور مملکت را که مورد اعتماد مردم است به دروغ‌گویی متهم کردند، کارنامه جعلی برای دولت درست کردند، که ما که در جریان امور هستیم، می‌بینیم، می‌دانیم که این‌ها خلاف‌واقع است، فحاشی کردند، رئیس‌جمهور را خرافاتی، رمال، از این نسبت‌های خجالت‌آور دادند ... .»

این همان خطبه معروفی است که آقای «خامنه‌ای» از یک تریبون رسمی و به‌طور صریح، اختلاف‌نظراتش با نظرات آقای «هاشمی» و نزدیک‌بودن نظراتش به نظرات آقای «احمدی‌نژاد» را اعلام عمومی نموده و تلویحا اعلام نمود اجازه نخواهد داد پی‌گیری ادعای تقلب رهی به دهی برده و ایشان بسیار بیش‌تر از پیش از ریس‌جمهور معرفی‌شده و برنامه‌هایش دفاع خواهد نمود. برنامه‌هایی که «محسن رضایی» دیگر نامزد اصول‌گرا و معترض به نتایج انتخابات در گیرودار رقابت‌ها اعلام نموده بود؛ اگر ادامه پیدا کند مملکت به پرت‌گاه سقوط خواهد کرد و «میرحسین‌ موسوی» آن‌ها را براساس رمل و کف‌بینی و جادو‌گری دانسته بود.

۳- نزدیک به دو سال پس از آن خطبه‌ها و آن‌چه که به تعبیر رهبری «ادعاهای خجالت‌آور» معرفی‌ شده‌بود و توسط «میرحسین‌ موسوی» مطرح و پی‌گیری می‌شد، و تا کنون هم با تمام هزینه‌های سنگین ادامه دارد، حالا اکثر منابع درجه یک اصول‌گرا و نزدیک به رهبری نظام، همان ادعاهای «میرحسین» و «شیخ‌ شجاع» را با شدت و قوت بیش‌تر مطرح می‌کنند و از طرفی نیز منابع رسمی قضایی از بازداشت افرادی متهم به آشنایی با علوم غریبه و با اتهام هم‌کاری با قوه‌مجریه خبر می‌دهند.
 منابع غیررسمی اما معتبر نیز از بازداشت تعداد بیش‌تر (نزدیک به ۲۰ نفر) در این رابطه خبر می‌دهند.

همه این اخبار و اتفاقات در شرایطی به‌وقوع می‌پیوندد که ریس‌جمهوری که نظراتش به نظرات رهبری نظام نزدیک بوده، از پذیرش حکم حکومتی سرباز زده و تا کنون نیز حاضر نشده‌است در برابر مخالفت رهبری با استعفای وزیر اطلاعات کوتاه بیاید، همان‌گونه که «میرحسین‌ موسوی» و «مهدی‌ کروبی» حاضر نشدند در مقابل تقلب آشکار در انتخابات کوتاه بیایند. اما کوتاه‌نیامدن ریس‌جمهور، حرف حق معترضین به نتایج انتخابات را بر کرسی اثبات می‌نشاند.
***
گفتار و رفتار آقای «حسینیان» که دقیقا متقابل و متضاد با مفاد خطبه‌های نمازجمعه رهبری نظام است، نه‌تنها باعث محرومیت او نمی‌شود، که تشویق را هم برای او به‌دنبال دارد و ادعاهای آقایان مصباح یزدی (+) مرتضی نبوی (+)، حسین‌فدایی (+)، و ... که دولت را در تسخیر و تحت‌تاثیر اجنه و خرافه می‌دانند، نه‌تنها «خجالت‌آور» نیست، که دقیق و مستند محسوب، و براساس آن در یک شب چندین نفر بازداشت می‌شوند.

خطبه‌های نمازجمعه هر کدام حکم رکعتی از رکعت‌های نماز را دارد و باید پاک از هرگونه گناه و یا شبهه گناه باشد. در صورتی‌که حرف‌های بیان‌شده در خطبه‌ها براساس کینه و دروغ و ... و مغایر با واقعیات جامعه مسلمین باشد؛ باید گفت نه‌تنها دولت که کل جامعه در تسخیر جن و رمال و کف‌بین و ... است و خطبه‌های جمعه نیز بر همان مدار تنظیم و ایراد می‌شود.
گر مسلکانی از اینست که حافظ دارد
وای اگر از پی امروز بود فردایی!!

پانوشت:
(۱) خطبه‌های نماز جمعه تهران۱۳۷۷/۱۰/۱۸ و این لینک(+)
(۲)روزنامه جبهه ۱۲تیر ۷۸
(۳)هفته‌نامه ارزش ۱مهر ౭౮

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ ارديبهشت ۹۰ ، ۰۳:۲۴
علی مصلحی

هتاکی سفارش کدام اسلام است؟

پنجشنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۰، ۰۳:۰۴ ق.ظ
باور کنید فیزیک صورت هیچ آدمی، براساس قواعد دقیق علمی و براساس نصوص صحیح دین اسلام ــ که اداره‌کننده‌گان سایت‌های «جهان‌نیوز» و «رجا‌نیوز» خود را مقید به اطاعت از دستورات آن می‌دانند ــ و سایر ادیان آسمانی، دست هیچ شخصی نیست و هر شخص با فیزیک صورت و ظاهری خاص متاثر از ‍ژنتیک والدین و محیط و تاثیر و تاثرات خاص عوامل فوق و مسائلی دیگر از مادر متولد می‌شود.


اگربه توحید فاعلی اعتقاد داشته باشیم، همه این اختیارات فقط دست خداست و متفاوت و زشت و زیبابودن صورت انسان‌ها با نسبت‌های متفاوت، تنها حکمت خدا و براساس ارداه او تعریف و طراحی می‌شود.

«بلا‌ل‌حبشی» موذن مخصوص پیامبر اسلام، برده سیه‌چرده و ظاهرا زشتی بوده‌است که شدت علاقه پیامبر اسلام و خانواده گرامی‌اش به او، به ساده‌ترین شکل اعلام می‌نماید که در دین اسلام، زشتی یا زیبایی صورت و فیزیک خاص چهره نشانه برتری و فروتری نیست.
 در هیچ یک از ادیان آسمانی دیگر نیز هیچ نشانه‌ای دال بر برتری انسانی به دلیل ظاهر و صورت زیبا وجود ندارد.
تنها ملاک برتری انسانی در تمام مکاتب بشری و آسمانی از این منظر به جای «صورت زیبا» «سیرت زیبا» معرفی شده‌است.

بر اساس دستورات ادیان آسمانی و هم‌چنین توصیه‌های اصول اخلاقی، تمسخر کسی به‌دلیل چهره ناقص یا زشت یا به‌دلایلی مشابه به‌شدت مذموم و زشت تلقی و مورد نکوهش شدید قرارگرفته‌است.

شاید در بین مدیران و گردانندگان و خبرنگاران و گزارش‌گران و کارمندان سایت‌های «جهان‌نیوز» و «رجا‌نیوز» انسانی با فیزیک صورت خاص یا چهره زشت وجود نداشته باشد.
شاید در بین اعضای خانواده درجه اول و دوم و سوم و چندم حضرات گرداننده و مدیر سایت‌های فوق‌الذکر هم آدمی با مشخصات ظاهری فوق نتوان سراغ گرفت.
شاید در بین هم‌راهان و هم‌قطاران سیاسی و حزبی حضرات نیز چنین انسانی وجود نداشته باشد. و بزرگ‌ترین افتخار گرداننده‌گان و مدیر و کارمند و اقوام و هم‌راهان و هم‌قطاران سایت‌های «جهان‌نیوز» و «رجا‌نیوز» این باشد که زیباترین مخلوقات خداوند هستند و از این منظر خداوند نعمت را بر آن‌ها تمام کرده‌باشد. زهی سعادت و به قولی خوش به حال خود و خانواده و اطرافیان‌شان. انشاالله خداوند به همه آن‌ها «سیرت زیبا» هم عنایت فرموده باشند. چیزی که مطمئنا مدیران این رسانه‌ها از فقدان یا کم‌بود آن به‌شدت رنج می‌برند.

لفظ اهانت و تمسخرآلود‌ «جوجه‌اردک زشت» برخلاف ادعای سایت «رجا‌نیوز» که ادعا می‌نماید؛ توسط دوستان سرکار خانم «علی‌نژاد» به او داده شده، توسط سایت هتاک و بنگاه دروغ‌پراکنی «جهان‌نیوز» جعل و به قصد اهانت به ایشان اولین‌بار توسط این سایت به‌کار گرفته‌شد.
 از آن گذشته به فرض صحت ادعای «رجا‌نیوز» که ــ «معصومه قمی در میان دوستانش به دلیل فیزیک خاص صورتش به "جوجه اردک زشت" معروف است؛» ــ هیچ‌‌یک از اصول اخلاق شرعی، اخلاق به معنای عام کلمه، و اصول اخلاق حرفه‌ای روزنامه‌نگاری به نویسنده گزارش‌ و مدیران این سایت اجازه نمی‌دهد که در یک گزارش رسمی از عنوان طنز و اهانت‌آلود مصطلح در بین دوستان یک نویسنده یا فعال سیاسی به‌قصد تخریب عقیده و نظر سیاسی او در گزارش استفاده مستقیم بنمایند.

این هتاکی آشکار ممکن است لحظات کوتاهی برای هتاکان سرمستی کاذب فراهم نماید و کام‌یابی بزرگی را احساس نمایند. اما بدون‌شک قبل از هرچیز این اخلاق است که توسط مدعیان دین‌داری و مسلمانی به مسلخ می‌رود و دیری نخواهد پایید که این شتر بر در خانه اربابان هتک و فحاشی و اهانت زانو خواهد زد. سرافکندگی و شرم آن‌روز چاره‌ای نخواهد داشت آن‌چنان که امروز انگشت حسرت و تحیرگزیدن عده‌ای از هم‌راهان دیروز ریس‌جمهور تقلب و دروغ هویدا شده و برای سرافکندگی چاره‌ای نیست.
و سخن آخر این‌که:
گر مسلمانی از اینست که حافظ دارد
 وای اگر از پی امروز بود فردایی
پی‌نوشت:
خانم علی‌نژاد در پاسخ به ایمیل من نوشتند:
«سلام دوست عزیز و پوزش که دیر جواب دادم
متاسفانه آن زمان که جوان‌تر بودم یک‌بار خانم «شهلا شهرکت» در «زنان» با من مصاحبه کرد و تیتر زد: «جوجه اردک زشت اخراجی مجلس هفتم» و گفت دوستان مسیح او را این‌طور صدا می‌کنند ... اون موقع دلیل سیاسی داشت نه به خاطر فیزیک خاص صورت. دلیل آن هم مربوط به داستان «جوجه اردک زشت» بود که متاسفانه این حضرات از بی‌سوادی‌شان این زشتی را به صورت ربط دادند. بسیار ممنونم از نوشته شما دوست عزیزم ...»

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ ارديبهشت ۹۰ ، ۰۳:۰۴
علی مصلحی

سال گذشته نامه سرگشاده‌ای از «حمزه کرمی» به شکل فراگیر در رسانه‌ها منتشر شد، که در آن پرده از وحشیانه‌ترین شکنجه‌ها در زندان‌های ایران برمی‌داشت.
«حمزه کرمی» در این نامه‌ی خصوصیِ پنج‌صفحه‌ای به رهبری، شرح شکنجه‌هائی را که در طول هفتاد روز زندان انفرادی و ده ماه بعد از آن بر وی واردآمده را نوشته بود.
نقل شده‌است که آقای «هاشمی» پس از خواندن این نامه - که یکی از اسناد تاریخی حقوق بشر در دوران زمام‌داری آقای «خامنه‌ای» است - به گریه می‌افتد.

«هاشمی رفسنجانی» این نامه را شخصا نزد آقای «خامنه‌ای» می‌برد و به او می‌گوید: «این نامه را به دفتر شما ندادم، مبادا در پیچ‌وخم نامه‌های اداری فراموش شود، می‌خواهم شخصا برایتان بخوانم تا مبادا اگر به دست‌ِتان بدهم فراموشش کنید یا به‌دست یکی از کارگزاران بیت بدهید و به سرنوشت دیگر نامه‌ها دچار شود.»

وی تمام مفاد نامه پنج‌صفحه‌ای حمزه کرمی را برای رهبر جمهوری اسلامی می‌خواند و بعد از آقای خامنه‌ای می‌پرسد: «باز هم می‌گوئید اعتراف‌های یک‌سال اخیر زیر شکنجه اخذ نشده‌است!؟»

چند ماه پس از این حادثه و انتشار نامه‌ سرگشاده‌‌ای دیگر، اندکی بعد از آن با مضمونی مشابه از «عبدالله ‌مومنی» دیگر زندانی سیاسی، و نگرانی تمام محافل داخلی و خارجی، هم‌چنین نقض پی‌گیر حقو‌ق‌بشر در جمهوری اسلامی و ادامه بازداشت‌ها و سرکوب معترضان و منتقدان حکومت، جامعه جهانی را به واکنش واداشت و در پی آن، برای نخستین‌بار در ده‌سال گذشته، شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو به اعزام یک بازرس ویژه حقوق بشر به ایران رای داد.

چندروز پس از تصویب این قطع‌نامه، و در آخرین روزهای اولین ماه سال، «هاشمی رفسنجانی» میزبان تعدادی از اعضای مجلس خبرگان رهبری بود.
 در این جلسه پس از سخنان تعدادی از اعضا «هاشمی» در سخنان کوتاهی طبق عادت سی سال گذشته از توطئه‌های جهان غرب علیه جمهوری اسلامی سخن گفته و مدعی شد: «همین الان شورای حقوق‌بشر سازمان ملل در ژنو مشغول کار است و برنامه جدی آن‌ها این است که ایران را بسیار قوی به نقض حقوق‌بشر متهم کنند که این رشته خیلی بدی است و عواقبی دارد. می‌خواهند گزارش‌گر دیگری برای ما بگذارند که گزارش‌های نوبه‌ای بدهد و شرایط ایران را بگوید. حرف‌های زیادی می‌سازند و می‌گویند... .»

«هاشمی» در این جلسه ضمن اعلام اطاعت محض از رهبری آقای خامنه‌ای و نارضایتی از تندروی‌ها در جامعه اعلام می‌نماید که رهبری هم از این تندروی‌ها ناراضی هستند اما «در گزارش‌ها به گونه‌ای می‌نویسند که اتهام می‌زنند و می‌گویند فلانی فلان کار را کرده بود و ما از ولایت دفاع کردیم. یعنی حرف‌های دروغ می‌زنند.»

بدون تردید و با فرض تصور این‌که مدعای نقض حقوق‌بشر ساخته و پرداخته غرب و استکبارجهانی باشد، آقای «هاشمی» نمی‌توانند منکرشده و مخفی نمایند که در سال گذشته هنگام مطالعه نامه «حمزه‌کرمی» که صریحا از نقض حقوق انسانی و شکنجه با آن شکل شنیع در زندان‌های ایران پرده‌ برمی‌داشت، به‌شدت متاثرشده تا آن‌جا که این تاثر به گریستن ایشان منجر شده‌است، و مطمئنا علاقه نخواهند داشت منکر شوند که این نامه توسط ایشان به استحضار مقام رهبری رسیده‌است. بنابراین نامه‌ای که محتوایش در مورد نقض حقوق انسانی یک زندانی آن‌قدر رقت‌انگیز هست که می‌تواند تاثر شدید هم‌راه با گریه را برای «آیت‌الله» به‌دنبال داشته باشد، و مستقیما توسط شخص ایشان به استحضار رهبری رسیده، قطعنا با مدعای «نقض حقوق‌بشر ساخته و پرداخته غرب است» و مدعای دیگر «به رهبری گزارش دروغ می‌دهند» دست‌کم در مورد این گزارش و نامه منافات کامل دارد.

«حمزه‌کرمی» با استناد به اعترافاتی که زیرشکنجه گرفته‌شده‌بود به تحمل ۱۲ سال زندان محکوم شد و هم‌اینک دوران محکومیت خود را سپری می‌کند.
 شاید اگر آن نامه را نمی‌نوشت و یا آن «گزارش صحیح» توسط آقای «هاشمی» به رهبری داده‌نمی‌شد، حکم صادره در مورد ایشان این‌چنین سنگین نبود. اما این‌چنین شد.

با این توصیف ادعای نقض حقوق‌بشر برخلاف نظر «هاشمی» مدعای برساخته غرب و مجامع بین‌المللی نیست، بلکه واقعیتی است که از طرف نزدیک‌ترین افراد به حاکمیت مطرح و یکی از بلندمرتبه ‌ترین مقام‌های کشور را به تاثر و گریه انداخته‌است.

با این حال «آیت‌الله» هنوز معتقد است که حقوق‌بشر در ایران نقض نمی‌شود. این گزارش دورغی است که او اکنون به برگزیدگان خبرگان می‌دهد. اما آیا گزارشی که ایشان از آن نامه به رهبری داد هم بر اساس مدعای اخیر وی دروغ بود؟

«هاشمی رفسنجانی» مجاز است هرگونه که می‌خواهد به تطهیر نظام و متعلقات آن مشغول باشد و همان‌گونه که تاکنون تلاش می‌شده است، تمام عقب‌ماندگی‌ها و فقر و بدبختی مردم را مدعای غرب و خارجی‌ها بداند و کشور را کشور گل و بلبل تصور نماید. اما به نظر نمی‌رسد جنبش سبز با وجود دایره وسیع تکثر پذیرفته‌شده در آن، جایی برای کسی داشته باشد که در روز روشن فرمایشات چندماه  پیش خود را کتمان و برای تطهیر چهره ملکوک حاکمیت به وارونه‌گویی متوسل می‌شود.

و سخن آخر این‌که آقای «هاشمی» هنوز هم معتقدند که «به رهبری گزارش دروغ می‌دهند!؟»
این نوشته در خودنویس این‌جا

مرتبط:
هاشمی رفسنجانی
فرصت تاریخی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ ارديبهشت ۹۰ ، ۰۲:۳۷
علی مصلحی

 تنها یک‌روز پس از آن‌که اکثر قریب به اتفاق رسانه‌های رسمی و حکومتی ایران ــ به استثنای یکی دو رسانه نزدیک به دولت ــ خبر مخالفت رهبری نظام با استعفای «حیدر مصلحی» و ابقای ایشان در وزارت اطلاعات، به‌رغم پذیرش استعفا از طرف ریس دولت را منتشر نمودند، خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران «ایرنا» در یادداشت شدیداللحنی آن را «ادعا» اعلام، و شدیدا به انتشار فراگیر آن اعتراض نمود.

نحوه تنظیم یادداشت چنان القا می‌نماید که «مصلحی» دیگر وزیر نیست و رسما اعتراض دارد که؛ وقتی منبع رسمی خبری دولت خبر استعفا و قبول آن از طرف ریس‌جمهور را اعلام، و سایت‌های مذکور نیز با استناد به منابع خبری ریاست‌جمهوری آن‌را منتشر نموده‌ بودند، به چه دلیل این خبر از خروجی آن رسانه‌ها حذف و با استناد به خبر کدام منبع معتبر خبری، خبر مخالفت مقام رهبری با این استعفا و ابقای ایشان در وزارت جای‌گزین شده‌است؟

ایرنا در شرایطی به‌دنبال منبع خبر مخالفت رهبری با استعفای وزیر می‌گردد که بدون شک انتشار خبر منتسب به عالی‌ترین مقام و شخص اول مملکت از طرف رسانه‌ها با دقت و وسواس خاصی صورت می‌گیرد و به‌نظر می‌رسد در صورتی‌که حق با «ایرنا» هم باشد، و منابع خبر رسانه‌های مذکور در خبر درج نشده باشد، اما انتشار آن در تمام رسانه‌ها در کم‌ترین زمان ممکن بدون شک با تایید و تصدیق منبعی مطمئن با دفتر رهبری بوده و عواملی که به نظر یادداشت «ایرنا» " پشت‌پرده این ماجرا مدیریت فضای رسانه‌ای را تحت کنترل خود دارند" نمی‌توانند افراد حقیقی و یا حقوقیی باشند که غیر از انتساب به مقام اول کشور اجازه انتشار چنین خبری در این گستره را داشته باشند و یا به خود بدهند.

 یک درجه پایین‌تر، رسانه‌های کشور دست عواملی است که در اختیار شخص دوم مملکت و ریس‌جمهور بوده و ناگفته پیداست که عوامل مطبوعاتی تحت‌امر ریس‌جمهور چنان‌که این خطا را مرتکب شده‌باشند، غیر مستقیم این اعتراض به خود ایشان برمی‌گردد.
 غیر از آن نیز ایشان می‌توانند بلافاصله با احضار مسؤل مستقیم مربوط به این خطا، درخواست اصلاح و جبران خسارت‌های احتمالی را صادر نمایند.
با چنین فرضی اعتراض بر خود محلی از اعراب ندارد.

اما اصل آن‌َست که هیچ خطایی از طرف رسانه‌های منتشرکننده صورت نگرفته و آن‌ها بنا بر رویه همیشگی، اخبار این‌چنین را علاوه بر اطلاعیه رسمی دفتر رهبری و یا سایت رسمی ایشان، از افرادی دریافت می‌نموده‌اند که سال‌هاست منابع خبری این رسانه‌ها بوده و هیچ خبر منتشرشده در چنین رسانه‌ها که منابعش چنین افرادی بوده‌اند، تا کنون مورد تکذیب واقع نشده و دروغ نبوده است.
همین اطمینان به رسانه‌ها اجازه می‌دهد بدون کم‌ترین دغدغه خطا خبر را منتشر نمایند.

 بدون تردید ایراد خدشه در صداقت این منابع، پیش از آن‌که به یک خبر ساده استعفای وزیز لطمه بزند، لطمه اصلی آن در سطحی وسیع‌تر متوجه حیثیت کلان نظام خواهد شد. همان‌که حفظ آن تا کنون از اوجب واجبات بوده‌است و در صورت صحت این احتمال دیگر نخواهد بود.
این نوشته در امروز‌نیوز این‌جا

در همین رابطه:
اصرار خبرگزاری ایرنا به کناره‌گیری وزیر اطلاعات ایران

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ فروردين ۹۰ ، ۰۲:۱۱
علی مصلحی

حامیانی که «میرحسین» را خدوم نمی‌دانند

پنجشنبه, ۲۵ فروردين ۱۳۹۰، ۰۱:۴۰ ق.ظ

در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری دوره دهم، گروهی از اصول‌گرایانی که در دولت نهم سهم ناچیزی از مناسبات قدرت نصیب‌ِشان شده و بیم ازدست‌دادن قدرت در صورت ابقای «احمدی‌نژاد» در راس قوه مجریه را داشتند، تصمیم گرفتند وارد یک بازی برد برد شده و از نامزدی غیر از «احمدی‌نژاد» حمایت نمایند که بیش‌ترین احتمال پیروزی در مورد او وجود داشت.

جبهه «اصول‌گرایان حامی میرحسین موسوی» با چنین پیش‌فرضی در آستانه انتخابات هم‌چون همه «جامعه‌»«همسو»های خلق‌الساعة، اعلام موجودیت نموده و بلافاصله در همان شب ۲۲خرداد۸۸ اندکی پیش از مشخص‌شدن نتایج انتخابات، با انتخاب مشی سکوت کامل، تلاش نمود تا نقش و جای‌گاه خود را از خاطرات تاریخی مربوط به این انتخابات پاک نماید و برای بازیابی خود مترصد فرصت و شرایط مناسب ماند.

بدون شک اگر مقصود این گروه «اصول‌گرایی» بود که آقای «احمدی‌نژاد» نماینده معرفی‌شده از طرف تمام طیف‌های اصول‌گرا بود و باید به نفع شرایط سیاسی احزاب متبوع خود، با ایشان هم‌راهی، و در انتخابات هم از ایشان حمایت می‌نمودند.

اگر با خط‌‌مشی، روش و سیاست‌ها و رفتار ایشان طی دوره دولت نهم مخالفتی داشتند و از دید آن‌ها او نمی‌توانست تعریف آن‌ها از اصول‌گرایی را نمایندگی کند، آقای «محسن رضایی» دیگر نامزد اصول‌گرایان در صحنه حضور داشت و می‌باید از او حمایت نموده و روی ریاست‌جمهوری او سرمایه‌گذاری می‌نمودند.

 بر فرض ثالث که آقای «احمدی‌نژاد» و آقای «رضایی» هیچ‌کدام با تعاریف آن‌ها از اصول‌گرایی مطابقت نداشته و نظرات آن‌ها را نمایندگی نمی‌کردند، شایسته بود در بین خودشان شخص موجهی که بیش‌ترین نسبت را با تعاریف آن‌ها از «اصول‌گرایی» داشته و از مقبولیت عمومی نیز برخوردار بود، یافته و حول محور او وارد کارزار انتخابات می‌شدند.

 اما هیچ‌کدام از فرضیات فوق محقق نشد و آن‌ها در یک اقدام نادر، با حمایت از نامزد اصلی «اصلاح‌طلبان» در انتخابات اعلام حضور و موجودیت نمودند، و پس از انتخابات نیز با قبول دربست نتایج انتخابات و بدون کم‌ترین اعتراض و واکنشی، گو این‌که از قبل از نتایج خبر دقیق داشته و در یک تبانی با داور وارد بازی باخته شده‌اند، به سکوت سنگینی رفته و تلاش نمودند حتی از اظهارنظر شفاف در مورد حوادث بعد از انتخابات نیز پرهیز نمایند.

اما این سکوت چندان که قابل پیش‌بینی بود دوام نیاورد.
 در تازه‌ترین اظهارنظر، آقای «سیدرضا اکرمی» رئیس شورای سیاست‌گذاری جبهه اصول‌گرایان حامی میرحسین موسوی، در ملاقاتی که اخیرا با «هاشمی‌» داشته است، از ایشان گلایه‌کرده که به‌تر بود واژه «خدوم» را در مورد «میرحسین موسوی» به‌کار نمی‌برد.

اگرچه آقای اکرمی اندکی پس از انتخابات تاوان حمایت از «میرحسین‌ موسوی» را با برکناری از دبیری «جامعه وعاظ تهران» پرداخته بود، اما اظهار‌نظر اخیر ایشان نشان داد که نه ایشان و نه اصولا جبهه‌ای که ایشان ریاست شورای سیاست‌گذاریش را در حمایت از «میرحسین» برعهده داشت، کم‌ترین اعتباری برای «میرحسین» و اصول‌گرایی او قائل نبوده و تنها دلیل حمایت‌شان از ایشان، سهم‌یابی در قدرت بوده است، و اکنون که «میرحسین» به هر دلیلی (که از نظر آن‌ها مشروع است) به قدرت نرسیده، به‌تر است برای خودشیرینی نزد بانیان فعلی قدرت به «خادم»‌معرفی‌شدن نخست‌وزیر محبوب بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، توسط آقای «هاشمی» اعتراض شود تا شاید آب‌رفته به جوی بازگشته و از این نمد کلاهی نیز در ساختار قدرت نصیب آن‌ها شود.
این نوشته در امروز‌نیوز این‌جا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ فروردين ۹۰ ، ۰۱:۴۰
علی مصلحی

بهشت حزب‌الله یا چاله‌میدان؟

چهارشنبه, ۱۷ فروردين ۱۳۹۰، ۰۴:۳۲ ب.ظ

دوست داشته باشیم یا نداشته باشیم، متاسفانه در قضیه رفتار آقای «سعید‌ تاجیک» با فرزندان «هاشمی»(+) و فحاشی و بی‌ادبی و استفاده از ادبیات لات‌ها، حق با «حسین‌ قدیانی» است و این نوع ادبیات از اولین ساعات انقلاب در این کشور نهادینه‌شده و نه‌تنها توسط هیچ‌کس حتی مخالفین بنیان‌گذار نظام، مورد اعتراض قرار نگرفت، که حتی تشویق و ترغیب‌شده و هر سال در آستانه ایام دهه فجر دقیقا هم‌زمان با سال‌گرد انقلاب، سخن‌رانی تاریخی آن مرحوم بدون کم‌ترین تخفیف و سانسوری پخش و روی آن مانور هم داده می‌شود. سخن‌رانیی که در آن بنیان‌گذار از ادبیاتی استفاده می‌کند که به هیچ روی متعلق به صنف محترم روحانیون و حوزه‌های محترم علمیه و مراجع محترم تقلید نیست و فقط و فقط متعلق به جماعت قداره‌بند و جاهل و لات و اهالی چاله‌میدان است.

 ادبیاتی که در کلام بنیان‌گذار با جمله معروف «من توی دهن ...می‌زنم» شروع می‌شود و سی سال بعد توسط یکی از مریدان وی با جمله «دهنتو ... می‌دم یا دهنتو سرویس می‌کنم و ...» اوج می‌گیرد و هم‌زمان اعتراضات مقلدین و مریدان بنیان‌گذار را به اوج خود می‌رساند.

انقلاب شرایط سخت مربوط به خود را دارد و با توجه به تجربه‌های متعدد انقلاب، که در قرن بیستم اتفاق‌افتاده و تجربه‌شده و تقریبا اکثر سیاست‌مداران و کارشناسان امور سیاست و فرهنگ و جامعه به‌نوعی از نزدیک دستی بر آتش انقلاب داشته‌اند، بنابراین درک شرایط رهبران انقلاب و خطاهای دوره انقلاب کار سختی برای آگاهان نیست.
 اما پس از آرامش نسبی و فراهم‌شدن شرایط استقرار و ثبات، نوبت به بازخوانی رفتار انقلابی و احتمالا اشتباه و جبران خسارت‌ها و بسترسازی برای شرایط دوران استقرار و جلوگیری از تکرار اشتباهات گذشته می‌رسد. اتفاقی که در مورد انقلاب ایران فرصت وقوع پیدا نکرد.

«روح‌الله‌خمینی» انسان با استعداد و برجسته‌ای بود. قسمتی از شرایط تاریخی و جغرافیایی دوران او به‌گونه‌ای با شخصیت او رقم خورد. این اتفاق او را به یکی از سرنوشت‌سازترین انسان‌ها در قرن بیستم تبدیل کرد.
در بستر همین شخصیت و همین سرنوشت، سرنوشت دودمان پهلوی و کشور ایران در بهمن ۵۷ آن‌گونه رقم خورد. همه این‌ها به جای خود ارزش‌مند و درخور توجه. اما به‌نظر نمی‌رسد هیچ‌یک از مریدان منطقی او علاقه‌مند باشند او را برجسته‌تر و متعالی‌تر از معصومین تصور، و با زدن رنگ عصمت به تمام رفتار او، رفتار او را معیار درستی و نادرستی قرار دهند. کاری که متاسفانه توسط عده‌ای از مریدان غیرمنطقی و جاهل او تاکنون صورت‌گرفته و بر آتش آن نیز هر روز بیستر دمیده می‌شود.

سیاست‌مداران و کارشناسان اهل فرهنگ ما هیچ‌گاه فرصت نکردند یا نخواستند و یا خواستند و اجازه نیافتند که در دوران اسقرار، رفتار دوران انقلاب رهبران انقلابی خود را تشریح وتبیین و نقد کنند. اگر چنین اتفاقی صورت می‌گرفت بدون شک باید اعلام می‌شد که گفتار بنیان‌گذار در سخن‌رانی معروف ۱۲ بهمن ۵۷ در بهشت‌زهرا و استفاده از ادبیات سخیف «من توی دهن ... می‌زنم» و یا گفتار مشهور دیگر او چند سال بعد که «آمریکا هیچ "..." نمی‌تواند بکند»، و گفتارهایی از این نوع، متاثر از فضای بحرانی و مضطرب انقلاب و حواشی مربوط به آن بوده، و رفتار و گفتاری قابل نقد است.

اگر این اتفاق صورت می‌گرفت با اطمینان می‌توان گفت؛ هیچ‌یک از مسؤلین رده‌بالای سیاسی و دیپلماتیکی کشور به خود اجازه نمی‌دانند در سال‌های بعد از آن، سخنان خود را به گفتاری مشابه در تریبون‌های عمومی آلوده نموده و بزرگ‌ترین توجیه‌شان گفتار رهبر انقلاب باشد و بر این گفتار متوقع تشویق هم باشند.

فرصت دو سال گذشته جنبش سبز به همه ثابت کرد که بسیاری از اصلاحات باید در طول سی سال گذشته اتفاق می‌افتاد و نیفتاد تا به این اتفاقات ناگوار منجر شد. بسیاری از تابوهایی که ناگهان در ظرف زمانی کوتاه فروریخت و شکست و بسیار با هزینه اتفاق افتاد، باید در بستر زمانی سی سال گذشته بدون کم‌ترین هزینه و خسارت شکسته می‌شد و نتیجه مثبت و ارزش‌مند خود را به جامعه هدیه می‌کرد.

 از آن نقدنشدن‌ها «سعیدتاجیک» و «محمود‌ احمدی‌نژاد» و «منصور ارضی» و «سعید حدادیان» و ادبیات وارونه و هتاک‌شان متولد شد.
حالا که جامعه متوجه اکثر اشتباهات خود شده‌است، شایسته است منتقدین این رفتار، یا به هیچ عنوان به ادبیات سخیف ریس‌جمهور در سطح بین‌المللی و داخلی و هم‌چنین ادبیات آقای «سعید تاجیک» در فحاشی و هتاکی به خانواده «هاشمی» و یا ادبیات سخیف مداحان قدرت در نقد آقای «مشایی» و ادبیات مشابه آن‌ها معترض نباشند، و یا چنان‌چه اعتراضی به آن رفتار و گفتار و ادبیات دارند؛ آن‌ها را از گفتار مشابه رهبری و بنیان‌گذار نظام مستقل ندانسته و با قبول شخصیت انسانی رهبران نظام و معصوم‌نبودن آن‌ها در عین شفافیت، نفس زشت‌بودن این نوع از گفتار و رفتار از هر کسی در هر مقامی و هر مکانی را نقد نمایند و در این پروسه از تقسیم‌بندی و استثناسازی و خودی و غیرخودی خواندن اجتناب نمایند.
روشن‌گری:حسین قدیانی در این مطلب به این ادبیات بنیان‌گذار و رهبری تقدس داده بود ولی بعدا آن‌را به این شکل تعدیل نمود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ فروردين ۹۰ ، ۱۶:۳۲
علی مصلحی

چشم‌ها را باید شست

دوشنبه, ۱۵ فروردين ۱۳۹۰، ۰۶:۳۵ ق.ظ

 اخلاق حرفه‌ای روزنامه‌نگاری توصیه موکد دارد که روزنامه‌نگار باید تمام تلاش خود را به‌کار گیرد، تا از هرگونه قضاوت و پیش‌داوری نسبت به موضوع خبر، پرهیز نموده، و اخبار را بدون کم‌ترین جهت‌گیری مثبت یا منفی، با بی‌طرفی کامل گزارش نماید.

اگرچه بی‌طرفی مطلق و عاری‌بودن از قضاوت کار بسیار سختی است، و حرفه‌ای‌ترین و اخلاقی‌ترین و باسابقه‌ترین خبرنگاران و روزنامه‌نگاران نیز گاها در معرض خطر لغزش در مقابل اخبار یا سوزه‌هایی که به دلایل شخصی نسبت به آن علاقه یا کینه دارند قرار می‌گیرند؛ و احتمال لغزش‌های اندک نمی‌تواند صددرصد منتفی باشد، با این حال لغزش‌های بزرگ و آشکاری که به‌سادگی دست رسانه و خبرنگار و تنظیم‌کننده گزارش آن‌را در عدم بی‌طرفی و رعایت‌نکردن این اصل بدیهی رو کند، به‌راحتی می‌تواند اعتبار و آبروی حرفه‌ای رسانه را به‌مخاطره انداخته و رسانه را در دراز‌مدت با مشکل مواجه نماید.

وب‌سایت «خبرنگاران سبز» که چنان‌که از نام‌َش پیداست منعکس‌کننده اخبار مربوط به جنبش سبز می‌باشد و طی همین مدت کوتاه حضور، به‌رغم تمام محدودیت‌های موجود، موفق‌شده جای‌گاه خود را در بین رسانه‌های مجازی هم‌سو با جنبش سبز پیدا نماید، و بر این اساس از آن توقع بی‌طرفی مطلق نسبت به موضوعات اخبار و گزار‌ش‌های آن نمی‌رود، اما شایسته است که برای حفظ اعتبار اخلاقی خود از بعضی از لغزش‌های مشخص اخلاقی برحذر باشد.

پوشش خبر مربوط به «پاشیدن رنگ سبز» بر بنر تبلیغاتی فیلم «اخراجی‌ها۳» بر سردر سینمایی در شهر «آمل» (+) اگرچه یاد‌آور رفتار ناشایست آقای «دهنمکی» کارگردان فیلم در دهه هفتاد می‌باشد، اما از آن‌جا که رفتار یادشده توسط آقای «دهنمکی» در آن زمان غیراخلاقی و مستوجب نکوهش بود، رفتار شبیه‌سازی‌شده امروز دوستان سبز ما هم در شهر آمل رفتاری خلاف اخلاق و مستوجب نکوهش و تذکر است و شایسته بود این خبر با روی‌کرد منفی توسط این رسانه سبز منعکس‌شده و به دوستان ما که از تمسخر جنبش توسط کارگردان و فیلم او ناراحت بوده و ناراحتی‌شان را به این شکل بیان نموده‌اند، با یاد‌آوری رفتار دهه گذشته کارگردان توصیه می‌شد که:
چشم‌ها را باید شست
جور دیگر باید دید

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ فروردين ۹۰ ، ۰۶:۳۵
علی مصلحی
«میرحسین‌ موسوی» و «مهدی‌ کروبی» پیش از آن‌که زندانی شوند، و در آخرین اقدام سیاسی، با ارسال درخواست مشترکی به وزارت کشور، تقاضای صدور مجوز برای برگزاری یک راه‌پیمایی در حمایت از مردم و انقلاب «مصر» از میدان «امام‌حسین» به‌مقصد «میدان‌آزادی » نمودند.

با این درخواست همان‌طور که تقاضاکنندگان هوش‌مندانه قبل از تقاضا متوجه و مطلع بودند، موافقت نشد، اما مردم در پاسخ به این دعوت که در قالب درخواست مجوز از وزارت کشور عنوان شده بود، در زمان مقرر علی‌رغم حضور سنگین نیروهای نظامی و شبه‌نظامی لباس‌شخصی و به‌رغم خشونت فوق‌العاده، به خیابان‌ها آمده و با سردادن شعارهایی، ضمن اعلام حمایت صریح از رهبران جنبش سبز، به حاکمیت نیز که یک‌سال تمام تلاش تبلیغاتی خود را به‌کار گرفته بود تا اعلام نماید که چشم فتنه در ۹دی در‌آمد و جنبش‌سبز تمام شد هم، اعلام کند که جنبش سبز‌تر از همیشه زنده و پویا است و کم‌ترین عقب‌نشینی از مواضع و مطالبات شرعی و قانونی خود ندارد.
 
در این تظاهرات که تا ساعاتی از شب نیز ادامه داشت «صانع‌ زاله» دانشجوی دانش‌کده هنر تهران و «محمد مختاری» از فعالین جنبش سبز در تهران به شهادت رسیدند.

روز ۲۶ بهمن نمایندگان مجلس شورای اسلامی در اقدامی سخیف و دون شان انسان، در صحن علنی مجلس بر علیه سران جنبش سبز به‌علاوه آقای «خاتمی» شعار داده و حتی وقیح‌تر و مضحک‌تر از آن، در جای‌گاه قاضی و محکمه خواستار اعدام آن‌ها شدند.

تمام این اتفاقات کم‌ترین واکنش ریاست‌ وقت مجلس‌خبرگان و ریس‌مجمع تشخیص مصلحت نظام را دربر‌ نداشت. اما وقتی رسانه ملی با ایشان گفت‌وگو نموده و مشخصا نظر ایشان را در مورد راه‌پیمایی۲۵ بهمن پرسید؛ فرمودند که این اقدام حرام بوده است.

اگرچه آقای «هاشمی» بر اساس سنت همیشه‌گی حاضر نشدند نامی از سران فتنه ــ به قول اصول‌گرایان ــ ببرند، ولی همین‌اندازه هم نظر آن‌ها را تامین و مجموعه همین نظرها بازداشت «میرحسین‌ موسوی» و «مهدی‌ کروبی» را تسهیل کرد.

روز چهارشنبه گذشته پدر «میرحسین‌ موسوی» از دنیا رفت و این شرایط ویزه هم باعث نشد تا حاکمیت اجازه دهند شرایط بازداشت خانگی ایشان تعدیل شود.
 «میرحسین» فقط اجازه یافت در شرایط سنگین امنیتی هم‌راه با مامور لحظاتی در منزل پدری حاضر شده و با جنازه پدر وداع نموده و مجددا به بازداشت خانگی بازگردادنده شود.
 مراسم تشییع‌جنازه پدر ایشان هم فردای همان روز با دخالت نیروهای امنیتی به‌هم ریخت و جنازه پس از بازداشت بیش از ۷نفر از بستگان نزدیک متوفی، در شرایط شدید امنیتی به‌خاک سپرده شد. ظاهرا برگزاری مراسم ترحیم نیز با مشکل مواجه شده و برگزار نخواهد شد.

در چنین شرایطی در کنار تمام بزرگ‌وارانی که هر کدام به‌نوعی در رسته «سرا‌ن‌فتنه» طبقه‌بندی می‌شوند و به‌مناسبت درگذشت مرحوم «میراسماعیل‌ موسوی» پیام تسلیت به‌عنوان «میرحسین‌ موسوی» و خانواده ایشان صادر فرموده‌اند، آقای «هاشمی» که مجموعه اتفاقات۲۵بهمن را حرام اعلام نموده بود نیز پیام تسلیتی به‌عنوان خانواده «میر‌اسماعیل‌ موسوی» و به‌ویزه «میرحسین‌ موسوی» صادر فرمودند.

حالا سؤال این‌َست: اگر راه‌پیمایی ۲۵بهمن که به دعوت «میرحسین» انجام شد، حرام است؛ صدور پیام تسلیت برای کسی که بانی این فعل حرام بوده چه توجیهی می‌تواند داشته باشد؟
اما اگر راه‌پیمایی حرام نبوده و کار درستی بوده؛ چرا آقای «هاشمی» حاضر به مصاحبه با رسانه میلی و بیان حرف‌هایی جهت رضایت آن‌ها شده، و در عوض از اهرم سمت سیاسیی که در اختیار دارد استفاده نکرده تا مانع بازداشت رهبران جنبش شود؟
اگر سمت سیاسی مذکور فاقد اهرم‌های لازم برای تسلی دل دردمندان است، چرا ایشان از این سمت استعفا نمی‌دهند؟ در حالی که قبلا تهدید نموده‌بودند چنان‌که «کروبی» بازداشت‌شوند از همه سمت‌های خود استعفا خواهند داد؟
 و دست آخر این‌که چرا آقای «هاشمی» نمی‌خواهند برای یک‌بار در عمر شریف نزدیک به هشتاد ساله خود شفاف باشند و این خصلت بسیار منفی و زشت عدم شفافیت را با علاقه، به پای سیاست‌ورزی قوی خود نگذارند؟

و اما بزرگ‌واران در جنبش سبز که نزدیک به دو سال مدام توصیه موکد داشته و دارند که درصدد پرسش‌گری‌های این‌گونه از «هاشمی» نباشید که به تخریب ایشان منجر می‌شود، چرا یک‌بار برای همیشه نمی‌خواهند قبول کنند که تلاش‌ها برای جلوگیری از تخریب «خاتمی» و «هاشمی» و «کروبی» و «میرحسین» و ...زمانی ارزش داشته و دارد که این تکریم مصلحتی، ضامن حفظ جان و مال و ناموس مردم باشد.
 به‌راستی ارزش‌مند‌تر از جان انسان‌ها چه مصلحتی وجود دارد که برای حفظ آن باید شاهد کشتار دست‌کم۳۰۰نفر از شهروندان عزیز و مظلوم و بی‌گناه باشیم و پرسش نکنیم؟
 اگر قرار است که تکریم انسانی به جلوگیری از کشتار انسان یا انسان‌های دیگر منجر نشود چه ارزش و اعتباری دارد؟
روشن‌گری: بعدا خبر تهدید به استعفای هاشمی تکذیب شد این‌جا

در همین رابطه:
سال نو تحویل شد اما هاشمی «متحول» نشد
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ فروردين ۹۰ ، ۰۶:۰۲
علی مصلحی