وب‌نوشته‌های یک شیشه‌بر

علی مصلحی
وب‌نوشته‌های یک شیشه‌بر

روزنامه‌نگاری که کارمند بانک بوده و اکنون شیشه‌بری می‌کند

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
پیوندها

«آینده‌نیوز» و نقض حریم خصوصی شهروندان

جمعه, ۲۱ مرداد ۱۳۹۰، ۰۴:۳۵ ق.ظ

کسب درآمد حلال و افزایش سرمایه و نحوه خرج‌کردن آن جزء حقوق قانونی هر شخص است و هیچ شخص، مقام، یا رسانه‌ای حق ندارد مانع از کسب درآمد یا افزایش سرمایه شخصی شهروندان شده و یا درباره نحوه هزینه‌نمودن آن، صاحب سرمایه را به هر وسیله‌ای تحت‌فشار قرار دهد.

وب‌سایت «آینده نیوز» که خود را «رسانه مستقل ایرانیان» معرفی می‌نماید، در تاریخ بیستم مردادماه ۹۰ با انتشار یادداشتی تحت عنوان «جابر انصاری‌ها و عسگراولادی‌های مسلمان، از بیل گیتس چه کم دارند؟» به قلم «مهدی‌خرم‌دل» به‌سادگی اصول بنیادی و اساسی احترام به حقوق و آزادی‌های فردی، موضوع اغلب قوانین عمومی و تخصصی از جمله قانون اساسی کشور و اصول حرفه‌ای اخلاق روزنامه‌نگاری را نادیده گرفته، و ضمن نقض بی‌طرفی و عدم قضاوت نسبت به سوژه خبر، آشکارا حریم خصوصی و اسرار شخصی دوتن از شهروندان خوش‌نام کشور را نقض نمود.

اصل ۴۰ قانون اساسی تصریح می‌دارد: «هیچ‌کس نمی‌تواند اعمال حق خویش را وسیله اضرار به غیر یا تجاوز به منافع عمومی قرار دهد.»
بدون کم‌ترین تردید «حق‌ آزادی‌بیان» به‌هیچ رسانه‌ای اجازه «اضرار به‌غیر یا تجاوز به منافع عمومی» را نمی‌دهد.

همچنین اصل ۶ از اصول بین‌المللی اخلاق حرفه‌ای در روزنامه‌نگاران نیز حفظ حریم و اسرار خصوصی و شؤون انسانی که با قوانین ملی و بین‌المللی مربوط به حفظ حقوق و شهرت افراد، منع افترا، تهمت، توهین و مخدوش کردن شهرت افراد هم‌آهنگ است را، بخشی لاینفک از معیارهای حرفه‌ای روزنامه‌نگاری می‌داند.

این‌که سرمایه‌داری در گوشه دیگری از عالم تمام سرمایه خود را بین فقرا تقسیم نموده و کشور نویسنده یادداشت با تعداد قابل‌توجه فقیران دست به گریبان است، به هیچ عنوان مجوزی برای رسانه مذکور صادر نمی‌کند که با ذکر نام اشخاص آن‌هم با تصریح در تیتر نوشته، شهروندان خوش‌نام و سرمایه‌دار کشور خود را مورد مواخذه قرار دهد.
این نوشته در آینده نیوز

مرتبط
شرق و احترام به اصول روزنامه‌نگاری

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مرداد ۹۰ ، ۰۴:۳۵
علی مصلحی

شرق و احترام به اصول حرفه‌ای روزنامه‌نگاری

يكشنبه, ۱۶ مرداد ۱۳۹۰، ۰۴:۲۳ ق.ظ

روزنامه «شرق» که از ابتدای کار تلاش زیادی نموده‌است که رفتار رسانه‌ای خود را تا حد امکان با اصول حرفه‌ای روزنامه‌نگاری منطبق نماید، و در این راه به‌گواهی اکثر مخاطبین و کارشناسان درصد موفقیت بالایی نیز داشته است، در شماره ۱۳۱۰ روز چهارشنبه ۱۲مرداد خود، در یک تلقی اشتباه ابتدایی‌ترین اصول حرفه‌ای روزنامه‌نگاری را فراموش، و متن سؤال کاربر یک سایت و پاسخ مدیر آن‌را دقیقا از تارنمای مربوطه برداشت، و ذیل عنوان «بن‌بستی نداریم، چاره‌جویی نمی‌خواهیم» و با عنوان «در پاسخ به این سؤال شرق» در روزنامه منعکس نمود.

اگرچه با توجه به شباهت نام کاربر وب‌سایت «آهنگ‌راه» و تنظیم‌کننده گزارش روزنامه «شرق» می‌توان حدس زد که کاربر مربوطه از طرف روزنامه سؤال خود را پرسیده است، اما شایسته است متوجه باشیم شخصیت حقیقی ما با شخصیت حقوقی کارمند و نماینده یک رسانه دو شخصیت مستقل است.

در اصول اخلاقی فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران ‏آمده‌است: «روزنامه‌نگار تنها باید با استفاده از روش‌های ‏منصفانه، خبر، عکس و سایر اطلاعات را به‌دست بیاورد. یک ‏راه منصف‌بودن این‌است که همیشه خود را خبرنگار معرفی ‏کنید، برای به‌دست آوردن اطلاعات سر مردم کلاه ‏نگذارید، خود را جای کس دیگری جا نزنید و کسی را ‏تهدید نکنید.» ‏باید هنگام اعلام سؤال اشاره دقیق شود که آیا این یک سؤال شخصی است و یا سؤال از طرف روزنامه است که شخص به نمایندگی از طرف آن روزنامه می‌پرسد.

در توضیحی و تذکری که «محمدخویینی‌ها» مدیر سایت مورداشاره در وب‌سایت خود آورده، به این مورد اشاره و اعتراض، و از «شرق» خواسه‌شده که در شماره آینده منتشره نسبت به درج این مطلب اقدام نماید.
این نوشته در نیوزبان 

مرتبط:
سلاخی اخلاق به پای سیاست
رسانه‌های ایران خبر تولید نمی‌کنند

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ مرداد ۹۰ ، ۰۴:۲۳
علی مصلحی

سلاخی اخلاق به پای منافع حقیر سیاسی

جمعه, ۱۴ مرداد ۱۳۹۰، ۰۴:۱۰ ق.ظ

وب‌سایت به اصطلاح خبری «ایران‌خبر» که در تبلیغات خود را «آژانس ایران خبر» می‌نامد، بیش و پیش از آن‌که یک آژانس یا بنگاه خبری باشد، یک بنگاه دروغ‌پراکنی و شایعه‌سازی است و در این راه به آسانی ساده‌ترین و ابتدایی‌ترین اصول اخلاق را به پای اهداف سیاسی خود قربانی می‌کند.

به‌طور قطع می‌توان گفت؛ از مجموع اخبار منتشره توسط این سایت؛ صحت، دقت و مستندبودن خبر، سهم بسیار ناچیزی را به‌خود اختصاص می‌دهد.
 البته این سهم ناچیز هم با غرض‌ آلوده‌نمودن اخبار صادق به اخبار دروغ و شایعات، به‌طوری که تمیز درست و غلط از هم کمی دشوار باشد و اندک مخاطب سرگردان خود را گم‌راه و سرگردان‌تر نماید، در دستور کار این وب‌سایت قرار گرفته‌است. در واقع عمدا آب برای صید ماهی مقصود گل‌آلود می‌شود.

در چنین فضای آلوده‌ای سایت فوق‌الذکر، چند روز پیش در خبری کذب و مجعول ادعا نمود که: «"عبدالله رمضان‌زاده" سخن‌گوی دولت اصلاحات مشاعرش را از دست داده.»
این وب‌سایت در یک گستاخی آشکار، رفتار زننده و زشتی را برای تشریح خبر خود از قول «هم‌شهریانی که رمضان‌زاده را می‌شناسند» به این فعال سیاسی اصلاح‌طلب نسبت داده و نوشته است: «هم‌شهریانی که رمضان‌زاده را می‌شناسند، می‌گویند، او به طور کامل مشاعرش را از دست داده‌است به‌طوری که اهل خانه مجبور هستند که او را در اتاق حبس نمایند چرا که در غیر این‌صورت دست به اعمال ناشایستی مانند .... می‌زند!»

این در حالی است که دکتر «عبدالله رمضان‌زاده» به هم‌راه ۶ نفر دیگر از فعالین سیاسی اصلاح‌طلب، که پس انتشار فایل صوتی سخن‌رانی سردار مشفق - یکی از فرماندهان قرارگاه ثارالله سپاه- برعلیه وی اعلام جرم نموده بودند، (+) دست‌ِکم از ۶ ماه پیش تا کنون در زندان به‌سر می‌برد و به غیر از چند مورد مرخصی کوتاه تا کنون در منزل نبوده است.

متاسفانه طی چند سال اخیر به‌ویژه پس از کودتای انتخاباتی ۲۲ خرداد ۸۸ مجموعه حاکمیت با اقدامات مشابه به این رفتار دامن‌زده و فضای روانی لازم برای این‌گونه تحرکات کور را مساعد نموده است.
این نوشته در امروزنیوز اینجا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ مرداد ۹۰ ، ۰۴:۱۰
علی مصلحی

به بهانه ۵ سالگی رادیو زمانه

چهارشنبه, ۱۲ مرداد ۱۳۹۰، ۰۳:۴۵ ق.ظ

«رادیو زمانه» از سیزدهم مرداد ۱۳۸۵، هم‌زمان با شب صدمین سال‌گرد جنبش مشروطه، فعالیت خود را آغاز نموده‌است. یعنی سیزدهم مردادماه امسال «رادیو‌زمانه» ۵ ساله می‌شود.

«زمانه» رادیو - وب‌سایتی است که در تمام زمینه‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و ... خبر، گزارش، گفت‌وگو و تحلیل رادیویی (صوتی) و نوشتاری دارد. با این حال بیش‌ترین فعالیت‌های این رادیو - وب‌سایت، تاکنون، پشتیبانی و پوشش اخبار فعالیت‌های با موضوع حقوق‌بشر در جامعه ایرانی بوده‌است.

«زمانه» تلاش نموده در تهیه مطالب و برنامه‌ها، وفاداری و احترام به منشور روزنامه‌نگاری و اخلاق حرفه‌ای رسانه‌ای بیش‌ترین سهم وسواس و نظارت را، در فعالیت‌هایش داشته باشد.
 انتشار مطالب در چنین چهارچوبی، اگرچه خود، به‌تنهایی می‌تواند به‌ترین مدرسه تجربی روزنامه‌نگاری و کارگاه آنلاین رسانه‌ای برای مخاطبین تیزهوش و علاقه‌مند باشد، با این حال این رسانه، با وجود آن‌که علاوه بر انتشار مطالب نوشتاری، انتشار رادیویی هم‌زمان آن‌را نیز در اختیار مخاطبین خود قرار می‌داده‌است و از این منظر از یک تنوع رسانه‌ای برخوردار بوده، در کنار این دو نوع، بخش آموزش آنلاین رسانه‌ با کمک «درسنامه» نیز در دستور کار این رادیو-‌ وب‌سایت قرار گرفته‌است.

«درسنامه» با هدف آموزش مهارت‌های مبتلابه کاربران رسانه و اینترنت از حدود یک‌سال پیش آغاز به‌کار نموده و از این راه دست‌آوردهای ارزش‌مندی برای مخاطبینی که علاقه‌مند به فراگیری این مهارت‌ها بوده‌اند، به‌هم‌راه داشته‌است.
 مهارت‌هایی که‌ اغلب پیش‌پاافتاده و ساده می‌نمود، اما پس از فرا‌گیری مشخص شده‌است که اگرچه ساده می‌باشد، اما آن‌گونه که فرض می‌شده پیش‌پاافتاده نبوده بلکه برعکس، آشنایی با این مهارت‌ها به‌شدت مورد نیاز کاربران اینترنت و رسانه می‌باشد.

آشنایی با این مهارت‌های مقدماتی دروازه جدیدی برای ورود به دنیای حرفه‌ای رسانه و اینترنت، بر روی مخاطبین می‌گشاید. دنیای جدیدی که ورود به آن تلاش و جدیت پی‌گیر کاربران را طلب می‌نماید.

من از سال گذشته و تقریبا اولین روز‌ها و دوره‌های شروع به‌کار «درسنامه» داوطلب آن و کاربر این وب‌سایت بوده‌ام.
طی این مدت دوره آموزش «وبلاگ‌نویسی» و «روزنامه‌نگاری مقدماتی و متوسطه» را تمام کرده و اکنون در حال آموزش دوره «ایمیل» هستم.
دوره‌های «عکاسی» و «امنیت‌ در اینترنت» را نیمه‌کاره‌‌‌ رها کردم تا دوباره در فرصتی مناسب از نو شروع کنم و متاسفانه به‌رغم آن‌که تکلیف ارسالی من برای دوره روزنامه‌نگاری پیش‌رفته‌ توسط این سایت تایید شده بود، به علت تاخیر در ثبت‌نام از دوره حذف شدم.

ارزش‌مندی این مهارت‌ها و وظیفه رسانه‌ای ایجاب می‌کند در آستانه پنج‌سالگی این رسانه قدر‌شناسی خودم را از این خدمات اعلام و آرزو نمایم که دست‌اندرکاران این رسانه در اهداف پیش‌رو موفق‌تر از گذشته باشند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ مرداد ۹۰ ، ۰۳:۴۵
علی مصلحی

اقتدار بدون مانور، مانورهای بدون اقتدار

دوشنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۰، ۰۳:۱۴ ق.ظ

رسانه ملی ایران از چند سال پیش قسمتی از به‌ترین وقت خود در ساعات پربازدید، در ایام تعطیلات نوروز را اختصاص به پخش برنامه «قوی‌ترین مردان ایران» داد.
 برنامه‌ای که در آن عده‌ای از مردان تنومند با عضلات برجسته، کارهای خارق‌العاه می‌کردند. وزنه‌های بسیار سنگین را در کم‌ترین زمان جابه‌جا می‌کردند. ماشین‌های سنگین را با خود می‌کشیدند و ... و در هر برنامه نیز یکی به‌عنوان برنده معرفی می‌شد تا در برنامه فینال با بقیه برگزیده‌ها رقابت و نهایتا قوی‌ترین مرد سال ایران معرفی شود.

این برنامه بعدها با استقبال مردم به روزهای دیگر سال نیز راه پیدا کرد. نمایش این صحنه‌ها که بار خشونتی مخفی و منفی را به‌همراه داشت، جدای از آن‌که برای بازی‌گران آن شهرتی کاذب را فراهم می‌کرد، برای طیف وسیعی از جوانان که به‌دلیل مشکلات عدیده اجتماعی قادر به بر‌آورده‌نمودن کف آرزوهای حقیقی و ذاتی خود هم نبودند، ایجادکننده سرخوردگی و افسردگی بود و به شکل خاموشی ایجاد خشونت خفته می‌نمود.

 این رقابت منفی آرام و خاموش رشد می‌کرد و تا بدان‌جا پیش می‌رفت که رقابت موضوع خشونت می‌شد.

قانون‌گریزان و نیروهای شرور اجتماع، از این غفلت به‌ترین استفاده را نموده و از بین جوانان سرخورده و افسرده و وانهاده به‌نفع خود یارگیری نمودند.
آثار این تمرد را می‌شد به شکل افزایش لات‌بازی‌های محلی و جاهلی‌گری و قداره‌بندی، از یک‌طرف و از طرف دیگر گرایش به سمت باندهای توزیع و فروش مواد مخدر و مشروبات الکلی و گرایش به سمت فساد اخلاق مشاهده نمود.

در این میان مسؤلین امر به جای چاره‌اندیشی و حل کارشناسانه مسئله، به پاک‌کردن صورت مسئله و مخالفت با کارشناسان اقدام نمودند.

نیروی انتظامی جمهوری اسلامی از چند سال پیش تلاش نمود با برگزاری مانورهای خشمگین ضربت محلی، همراه با تبلغات وسیع و فراوان به‌رغم مخالفت آشکار کارشناسان حقوقی (+) و قضایی (+) و فرهنگی (+)، تحت‌عنوان «ارتقای امنیت اجتماعی» (+) با نمایش اقتدار پلیس با این پدیده مبارزه نماید.

 در مرحله اول این طرح (+) نیروهای پلیس با صورت‌های پوشیده و اغلب شبانه وارد مخفی‌گاه اراذل و اوباش محلی شده و ضمن برخورد خشن و تحقیرآمیز در محل زندگی، آن‌ها را بازداشت و بعدا با رفتار تحقیرآمیز مثل آفتابه بر گردن انداختن (+) و گرداندن در سطح شهر، فیلم‌برداری و نمایش آن در رسانه ملی، تحقیر آن‌ها را شدت بخشیدند.

این طرح علاوه بر جمع‌آوری اراذل و اوباش و مزاحمین نوامیس مردم در سطح محلات، فروش و توزیع‌کنندگان مواد مخدر را نیز با هدف مبارزه با روند رو به افزایش مصرف این مواد، پوشش می‌داد.
طرح بعد از آن در چندین مرحله و در دیگر شهرستان‌ها ادامه یافته و هم‌اکنون نیز ادامه دارد.

دیروز رسانه‌ها خبر از قتل خیابانی «روح‌الله‌ داداشی» قوی‌ترین مرد ایران دادند که پس از یک زدوخورد عریان در خیابان‌های شهر اتفاق افتاده است.
چندی قبل نیز رسانه‌ها خبر از زدوخوردی دیگر داده بودند که برخلاف، این‌بار قربانی از مردم عادی و قاتل یکی از «قوی‌ترین‌مردان ایران» بود.(+) قتلی که «امیر قرایی» قاتل آن بود و آن زمان مرحوم «داداشی» در مصاحبه با رسانه‌ها از وقوع آن ابراز تاسف نموده بود.(+)

این‌که امکان دارد به‌رغم رعایت بیش‌ترین استانداردهای امنیتی و توجه کافی به بسترهای لازم تعادل روانی شهروندان و قانون‌مندی بالای کشور، بازهم «روح‌الله‌ داداشی» قوی‌ترین مرد ایران کشته شود و یا «قرائی» مرد دیگری از همین صنف مرتکب قتل شود، امر بعیدی نیست اما چنین اتفاقی در صورت تحقق در بدترین شرایط یک استثنا است نه قاعده کلی.

طی دست‌ِکم یک‌سال گذشته بارها و بارها اخبار خشونت‌آمیز از این دست به شکل بی‌سابقه‌ای در رسانه‌ها منعکس شده‌است که در ساده‌ترین شکل از تشدید روزافزون خشونت و نیاز به چار‌ه‌جویی عاجل برای آن، حکایت می‌کند.
 این البته جدای از اخبار پرشمار و متعددی است که اخیرا از خشونت، و تجاوزهای دسته‌جمعی بر علیه زنان، اجازه ورود به رسانه‌ها و انتشار را پیدا کرده‌اند.

مشاهدات عینی شهروندان، به‌علاوه منابع رسمی نیز حکایت از رواج و گسترش بیش از پیش مصرف مواد مخدر حتی در اماکن عمومی می‌کند.
مسؤلین امنیتی و فرماندهان ارشد انتظامی اما کماکان اصرار بر تکرار تجربه آزمون و خطایی دارند که نتایج خطای آن به‌شهادت علائم موجود، بارها بر همگان ثابت‌شده و قبل از آن هم توسط کارشناسان امر رصد و مورد اعتراض قرار گرفته بود.

قتل دردناک «روح‌الله داداشی» قوی‌ترین مرد ایران پس از زدوخورد عریان در خیابان‌های شهر یک‌بار دیگر به روشنی این هش‌دار را به‌دنبال دارد که غفلت چند سال اخیر حاکمیت و خصوصا نیروهای امنیتی و انتظامی از مقوله امنیت و تمرکز شدید بر دفع خطر فتنه و جریان انحرافی و سرنا را از سر گشاد باد‌کردن، (+) توان آن‌ها برای دفاع از حقوق شهروندان و حفظ امنیت را به‌شدت کاهش داده و برای جبران این نقص چاره‌جویی فوری لازم است.

روزگاری نه‌چندان دور در این کشور «رضاخان میرپنج» تلاش می‌کرد با سوزاندن نانوا و پختن قصاب و با ارعاب و نمایش پوشالی اقتدار امنیت ایجاد کند. به همان اندازه که او موفق بود، نمایش‌های پوشالی اقتدار امروز هم موفقیت‌آمیز خواهد بود.
 تا دیر نشده باید چاره‌ای اندیشید.
این نوشته در امروز نیوز این‌جا

در همین رابطه:
توجه نیروی انتظامی از مسائل اصلی به مسائل فرعی جلب شده است
صداو سیما مقصر اصلی این اتفاقات است

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ تیر ۹۰ ، ۰۳:۱۴
علی مصلحی

خبرگزاری‌های ایران خبر تولید نمی‌کنند

دوشنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۰، ۰۱:۰۴ ق.ظ

خبرنگاری جزء مشاغل سخت و زیان‌آ‌ور طبقه‌بندی شده و در اکثر کشور‌ها خبرنگاران از امتیازهای ویژه‌ برای این طبقه‌بندی برخوردارند.

«تولیدخبر» کار طاقت‌فرسایی است و گاهی حتی نیاز به خطر‌کردن، شجاعت، و ورزیدگی خاصی دارد.
بعضی از خبرنگاران به ترفندهای خاص و خطرناک و با حضور مستقیم در محل خبر و مشاهده عینی سوژه، تولید خبر می‌کنند. این محل خبر ممکن است میدان جنگی سخت، محل درگیری چند مست لایعقل، محل درگیری خیابانی پلیس و تظاهرات کنندگان معترض و مواردی مشابه باشد که ناگفته پیداست در چنین فضاهایی خطر خبر نمی‌کند و محتمل است ناغافل برسد و خبرنگار خود سوژه خبر بعدی باشد که موضوع آن «مرگ» است.

خطرکردن و به استقبال مرگ رفتن، شهامت ویژه‌ای طلب می‌کند که این شهامت، از ایمان به کار خبرنگاری و ایمان به این‌که این کار ارزش خطر‌کردن دارد، آغاز می‌شود. ناگفته پیداست که چنین فضایی با پشت میز نشستن و کپی‌کردن خبر از منبعی و انتشار آن با دخل و تصرفی اندک و یا حتی بدون کم‌ترین دخل و تصرف، جور در نمی‌آید.

اما چرا این نقیصه گریبان‌گیر خبرگزاری‌های کشور شده‌است؟
بدون کم‌ترین تردید به سیاست‌گذاری کلان مدیران این خبرگزاری‌ها در عزل و نصب و استخدام کارمندان بر‌می‌گردد.
در اکثر این خبرگزاری‌ها تخصص و شجاعت ویژه داشتن و آشنایی با چم و خم‌های این حرفه و تحصیلات هم‌سو با آن در درجه اول اهمیت نیست. اصلی‌ترین شرط برای هم‌کاری و پذیرش و استخدام شروط عمومی تعریف‌شده‌ای است که کم‌ترین مناسبتی با تخصص ندارد.
از طرف دیگر مدیران این خبرگزاری‌ها خود نیز به ارزش و اهمیت والای کار تولید خبر و نقشی که رسانه پویا و فعال در پروسه توسعه متوازن یک کشور می‌تواند بازی کند، واقف نیستند و بیش‌تر به کارکردهای سطحی با بازده کوتاه‌مدت، آن‌هم برای منافع طیفی خاص توجه دارند.
 البته ناگفته پیداست که اکثرا هم کارگزار این طیف خاص هستند و در صورت عدم توجه به نظرات آن‌ها باید عطای کار را به لقایش ببخشند.

 دست آخر این‌که همه ارکان یک خبرگزاری باید به پروسه تولید خبر و کار خبرگزاری پیش از اندشیدن به یک شغل، به عنوان یک خدمت نگاه کنند. که نمی‌کنند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ تیر ۹۰ ، ۰۱:۰۴
علی مصلحی

جولان دروغ‌گویی

سه شنبه, ۷ تیر ۱۳۹۰، ۱۲:۴۳ ق.ظ

منکر نمی‌شوم که آدمی با تمام دقت و وسواس و مراقبت و تقوی، باز هم مصون از خطا و اشتباه نیست.
آدمی همیشه در معرض لغزش و خطا قراردارد و دقت و وسواسی که در زندگی دارد، به علاوه تقوی و مراقبت فردی بر اعمال، تعیین‌کننده نسبت آدمی با خطا و اشتباه و گناه است.
 هر چه این تقوی و مراقبت ضعیف شود، آدمی در معرض خطای بیش‌تری است و هر چه مراقبت و تقوی بیش‌تر، خطا کم‌تر.

این یک اصل عام اخلاقی است و استثنایی ندارد. اصول‌گرایان را‌‌ همان اندازه شامل می‌شود که اصلاح‌طلبان را. غربی‌ها را‌‌ همان اندازه دربر می‌گیرد که شرقی‌ها را. مسلمان و مسیحی و بی‌دین و دین‌دار در برابر آن مساوی‌اند.

اصول‌گرایان به معنای عام کلمه طی دست‌ِکم ۶ سال گذشته، بیش‌ترین نسبت را با خطا و گناه داشته‌اند.
 این نسبت نزدیک با خطا آن‌قدر تکرارشده و ادامه داشته است که، خطا الگویی رفتاری‌ِشان شده‌است.

با دقت و وسواس بسیار و به‌سختی شاید بتوان در سکنات این طیف سیاسی رفتاری مطابق با راستی و درستی و صواب پیدا کرد. این موارد آن‌قدر ناچیز است که به‌سختی به چشم می‌آید.
ا
ین مسئله باعث شده است که اعضای این طیف ذره‌بین به‌دست در رفتار جناح رقیب دنبال خطا باشند و اگر خطایی یافتند، «ارشمیدس‌»وار فریاد شادی یافتم یافتم‌ِشان کرکننده گوش فلک باشد.

وبلاگ «خرچنگ‌زاده در غربت» یک وبلاگ‌ اصول‌گراست و در بین وبلاگ‌نویسان این طیف باید اقرار صادقانه نمود که نویسنده و وبلاگ‌نویس قابلی است. اما به‌رغم این‌ها نتوانسته است از عادات زشت اصول‌گرایان دور بماند. الگوی رفتاری آن‌ها را طابق‌النعل‌بالنعل عمل می‌نماید و درست همین‌جاست که کوس رسوایی خود را می‌زند.

بر خلاف نوشته اخیر وبلاگ که معتقد است «من معتقدم آدم اگر قرار است دروغ بگوید، باید یک طوری دروغ بگوید که مو لای درزش نرود. طوری که هر کس و ناکسی آن را باور کند. یک طراحی درست و دقیق و حساب‌شده که هیچ حرفی درش نباشد»، من معتقدم که آدم اصلا نباید دروغ بگوید. اما عرض کردم که اصول‌گرایان که قاعدتا عادت به بادکردن سرنا از سر گشاد دارند، آن‌قدر با خطا و دروغ همزیستی داشته‌اند که حالا باید برای «دروغ» هم تئوری بنویسند.
 اما اگر شما خبر داشتید بار کجی به منزل رسیده باشد، تئوری دروغ آقای خرچنگ‌زاده هم نتایج علمی‌اش را به ارمغان خواهد آورد!

وبلاگ‌نویس در روز روشن چراغی به‌دست گرفته و در جنبش سبز دنبال سرسوزنی خطا می‌گردد. و چه سخت به کاهدان زده است.
نه از آن‌رو که جنبش سبز مصؤن از دروغ و خطا باشد نه خیر! دقت نمایید: چند روز پیش در فضای مجازی که به هیچ عنوان تحت کنترل و اراده و اداره نه‌تنها جنبش سبز که حتی حاکمیت با آن‌همه ابزار و امکاناتش هم نیست، خبری منتشر شد مبنی بر حمله اشرار به استخر. فضای روانی جامعه به خاطر اخبار و اتفاقات مشابه در «خمینی‌شهر» و «کاشمر» به‌شدت آماده پذیرش چنین اخباری بود. در چنین شرایطی استبعادی ندارد که دروغی توسط عده‌ای نا‌شناس به نام جنبش سبز یا جنبش قرمز یا اصول‌گرا و ... جعل و در فضای روانی فوق منتشر و به‌شدت تکثیر و تبلیغ و به‌گستردگی در شبکه‌های جهانی اشتراک‌گذاری و توزیع شود. اگر چنین می‌بود و چنین می‌شد هم گناه آن به هیچ روی بر گردن جنبش سبز و هوادارن صادق آن نبود. هیچ قانونی نیامده است تا ثبت وبلاگ با نام سبز را فقط و فقط در انحصار هواداران جنبش سبز قرار دهد. مخالفان آن‌ها هم می‌توانند وبلاگ‌هایی با پس‌وند یا پیش‌وند سبز داشته باشند و به واسطه آن اهداف خراب‌کارانه یا خیر‌خواهانه خود را دنبال کنند.
دست بر قضا همین چند مدت پیش هم وب‌سایتی با آدرسی بسیار نزدیک به آدرس «جرس» و با قالب و لوگوی دقیق شبیه به آن وب‌سایت، جعل و طراحی و اهداف خراب‌کارانه خود را در فضای مجازی دنبال می‌نمود البته نیروهای جنبش سبز آن‌قدر هوش‌یار هستند که در چنین دام‌هایی گرفتار نشوند.

بگذریم. سخن اصلی آن است که خبر حمله اراذل و اوباش به استخر زنانه ــ که توسط یک مقام آگاه در پلیس تهران تکذیب شده و همین تکذیب مایه مسرت فراوان وبلاگ «خرچنگ‌زاده‌ در غربت» شده است تا شاهد مقصود خود که یافتن خطای جنبش سبز باشد، را در آغوش کشیده و در وبلاگ خود در وصف دورغ‌گویی و دروغ‌پردازی سبز‌ها داد سخن داده و شادی کند، نه‌تنها دروغ نبوده، بلکه تکذیبیه مورد استناد ایشان دروغ بوده‌است. اما از آن‌جا که دروغ و خطا و درنوردیدن مرزهای اخلاق عادت عادی اصول‌گرایان شده، افزایش خطا فرصت هماهنگی در دروغ‌‌گفتن را از آنان سلب و این به‌هم‌ریختگی باعث شده است تا اندکی پس از تکذیب نیروی انتظامی، یک نماینده مجلس خبر از بازداشت حمله‌کنندگان به استخر زنانه را بدهد.

حالا خواهید توانست حال آدمی را درک کنید که در انبار کاه سوزن را یافته است اما به‌زودی متوجه شده سوزن پرکاهی بیشتر نیست. البته ایشان در دفاع از رساله علمی خود در باب دروغ‌گویی موفق است. اگرچه نتایج داده‌ها از منظر علمی دقیق نیست، اما مطمئنا استاد راهنما و هیئت‌داوران با پیاده‌نظام حاکمیت و نویسنده وبلاگ خرچنگ‌زاده هماهنگی تام دارند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ تیر ۹۰ ، ۰۰:۴۳
علی مصلحی

منش ویژه آیت‌الله «بروجردی»

سه شنبه, ۳۱ خرداد ۱۳۹۰، ۱۲:۳۹ ق.ظ

در یکی از روزهای بهار سال ۱۳۳۱ که نوجوانی ۹ساله بودم، گروهی از طلبه‌های جوان و سیاسی از تهران عازم قم شده‌بودند تا با آیت‌الله «بروجردی» دیدار کنند. طلبه‌ی جوانی که بعد‌ها فهمیدم «نواب‌صفوی» بود، سخنان تندی ایراد می‌کرد که هیچ‌چیز از آن در خاطرم نمانده‌است.

بعدها خبردار شدم که «نواب» و یارانش قصد دیدار با آیت‌الله «بروجردی» را داشتند که ایشان آن‌ها را نپذیرفته بودند.

من از پدرم شنیدم چندروز بعد که اصحاب آیت‌الله «بروجردی»، از جمله پدرم در محضر ایشان بودند، یکی از بزرگان و از مدرسین حوزه (ظاهرا پدر آیت‌الله فاضل‌لنکرانی، مرجع معاصر) علت این رفتار را از آقای «بروجردی» سؤال کرده و می‌پرسد؛ چرا این افراد را که خواهان حکومت اسلامی هستند، نپذیرفتید؟
 ایشان در جواب می‌گویند: ین آقایان می‌خواهند شاه را بردارند ولی امثال شما را به‌جای او بگذارند.
 
شخص دیگری (ظاهرا مرحوم آیت‌الله کبیر) که از علمای بزرگ و فقهای برجسته بوده‌است می‌پرسد: مگر چه اشکالی دارد؟
آیت‌الله «بروجردی» درجواب می‌گویند: اشکال بزرگ این امر در این‌جا است که، شاه با اسلحه توپ و تفنگ به جان مردم می‌افتد، با این اسلحه می‌شود مقابله کرد ولی اگر شما به‌جای او نشستید، اسلحه شما ایمان و عقاید مردم است که به جان مردم می‌اندازید. با این اسلحه نمی‌توان به‌راحتی مقابله کرد و لذا دین و ایمان مردم به بازی گرفته می‌شود.

دکتر صادق طباطبایی - خاطرات سیاسی اجتماعی (۱) - نشر عروج -تهران - ۱۳۸۷ -صفحه۲۷

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ خرداد ۹۰ ، ۰۰:۳۹
علی مصلحی

پارسی بنویسیم

شنبه, ۷ خرداد ۱۳۹۰، ۰۷:۰۴ ق.ظ

قبل از هر چیز مایلم بگویم «پارسی» بنویسیم نه «فارسی». به این دلیل که، چون در زبان «عربی» چهار حرف «گ» «چ» «پ» و «ژ» وجود نداشته و ندارد، برای راحتی تلفظ واژه «پارسی» که نماد زبان و فرهنگ کشور ما می‌باشد، در سال‌های ظاهرا آغازین حضور اسلام در کشور ایران حرف «پ» که واژه «پارسی» با آن شروع می‌شود، به «ف» تغییریافته و از آن زمان تاکنون ما زبان خود را «فارسی» و نه «پارسی» می‌نامیم و می‌دانیم. من تمایل دارم زین پس «پارسی» بگویم و از دوستان هم خواهش کنم که این‌گونه بنامند و بنویسند.

و اما استفاده از رسم‌الخطی که بتواند به خواندن به‌تر نوشته کمک کند، و رعایت اصول نگارش پارسی همیشه مورد توجه نویسندگان پارسی‌زبان، و مخاطبین آن نوشته‌ها بوده‌است.
 از طرف دیگر، امروزه با گسترش روزافزون وبلاگ‌های پارسی، و علاقه وبلاگ‌نویسان به جذب مخاطب بیش‌تر، یکی از توصیه‌های اهالی وبلاگ به هم‌راهان خود برای جذب مخاطب همین رعایت نکات نوشتاری منطبق با اصول و قواعد زبان پارسی است.
از طرف دیگر توجه به این نکات ضمن در برداشتن محاسن موارد قبلی، کمک زیادی به زیبایی نوشته ما می‌کند.

از جمله این نکات مهم رعایت «نیم‌فاصله» در نوشتار پارسی است.
دقت نمایید: ما تلاش می‌کنیم بنویسم «نشسته‌ ام» و خیلی هم دل‌ِمان می‌خواهد این فاصله کذایی بین «نشسته» و «ام» نیفتد. اما نتیجه می‌شود «نشستهام» که شکل ظاهری دیگر و معنی دیگری پیدا می‌کند.
 به همین شکل تمام حروف چسبان در زبان پارسی هنگامی که قرار است به حرف قبلی خود نچسبند، در صفحه کلیدهای معمول شکل دیگری پیدا می‌کنند، و در صورتی‌که از فاصله استفاده کنیم، ظاهر خوبی ندارند و گاهی نیز ممکن است در معنای موردنظر ایجاد اشکال نمایند.

چاره چیست؟
اگر به رسم‌الخط نوشته حاضر ـ و اکثر نوشته‌های این وبلاگ ـ دقت کنید این مشکل حل شده‌است.
من یک نسخه نرم‌افزاری مخصوص صفحه کلید فارسی که به من کمک می‌کند تا به هنگام برخورد با چنین مشکلی به جای «فاصله» از «نیم‌فاصله» استفاده کنم را، روی رایانه‌ام نصب نموده‌ام.

شما هم می‌توانید این نرم‌افزار را از این‌جا دانلود و نصب نمایید و درباره نحوه نصب و استفاده از آن هم‌چنین راهنمایی‌های دیگر درباره «غلط‌‌نامه» پارسی به این‌جا  سر بزنید.

اما راه‌حل دیگری در این‌باره استفاده از نرم افزار «ویراسباز» زبان پارسی است.
استفاده از این نرم‌افزار به نظر می‌رسد از بعضی جهات به‌تر هم باشد. اولا نیاز به دانستن زبان رایانه و نصب نرم‌افزار که شاید برای بعضی از دوستان مشکل باشد نیست.
دیگر این‌که این نرم‌افزار کمک می‌کند علاوه بر آن‌که نیم‌فاصله‌ها در نوشته شما رعایت شود، زبان نوشتار شما را کامل پارسی می‌کند.

برای راهنمایی بیشتر درباره «ویراسباز» و نحوه استفاده از آن این‌جا و این‌جا را بخوانید.
دست آخر هم سری به وبلاگ «محمد‌کاظم‌ کاظمی» بزنید و تگ یا برچسب‌های «نگارش» را دنبال کنید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ خرداد ۹۰ ، ۰۷:۰۴
علی مصلحی

دین‌گریزی در لباس دین

جمعه, ۶ خرداد ۱۳۹۰، ۰۶:۴۷ ق.ظ

پسر جوانی به‌عمد یا سهو، تلفنی مزاحم خانواده‌ای می‌شود و مزاحمت‌های مکرر پسر جوان و نوع رفتار او در خانواده و بستگان خانواده ایجاد شک و اختلاف نموده و شک و اختلاف، باعث طلاق زوج جوانی از هم‌دیگر به‌علت شک و بد‌دلی می‌شود.
خانواده پی‌گیر می‌شوند و خط تلفن مزاحم ردیابی و مزاحم دستگیر و به حکم دادگاه روانه زندان می‌شود. پس از چندی با نوشتن نامه‌ای به قاضی پرونده اظهار ندامت و پشیمانی نموده و درخواست تخفیف مجازات دارد که با درخواست او موافقت می‌شود مشروط بر آن‌که «ظرف یک‌سال، یک جزء از قرآن کریم را حفظ کرده‌باشد.» (+)

مجموعه دستگاه قضایی کشور طی سال‌های اخیر نه‌تنها نتوانسته کمکی به کاهش میزان جرم نماید، بلکه در پایین‌ترین سطح، در کاهش انگیزه‌های جرم در مجرمین بازدداشت‌شده نیز ناکام بوده است.

تمام تلاش دستگاه قضایی کشور طی این همه سال به جای مبارزه با «جرم» مصروف مبارزه و تنبیه و مجازات «مجرم» شده و همین نوع نگاه به جامعه، جرم و مجرم باعث تشدید میزان جرم و ناتوانی و بی‌علاقةگی دستگاه قضایی و قضات بی‌سواد آن، از ایفای نقش اصلی قضاوت و دادخواهی و ایجاد اعتماد و امنیت در بین شهروندان، شده‌است.

سازوکار فراگیری و ایمان‌آوری به آموزه‌های دینی در تمام مکاتب آسمانی با دقت و ظرافت خاصی طراحی و توصیه شده‌است. بدون تردید عدم توجه به ظرافت‌های پیچیده این قواعد و اصول، نه‌تنها که عدم توجه بلکه سهل‌انگاری و برخورد خشن و هم‌راه با جبر نسبت به آن با واکنش منفی، ایستادگی در مقابل آموزه‌های دینی روبه‌رو، و به دین‌گریزی منجر می‌شود.

قائل شدن شروطی برای تخفیف مجازات مجرمین که مناسبتی با نوع جرم آن‌ها نداشته، نه‌تنها کمکی به کاهش انگیزه‌های جرم در آن‌ها نمی‌نماید، بلکه مجرم با تلقی خشونت از‌ آن شرط برای تمام عمر از آن گریزان بوده و آن شروط به جای آن‌که «جرم‌زدا» باشد ناخواسته در‌خدمت «جرم‌زایی» قرار می‌گیرد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ خرداد ۹۰ ، ۰۶:۴۷
علی مصلحی