وب‌نوشته‌های یک شیشه‌بر

علی مصلحی
وب‌نوشته‌های یک شیشه‌بر

روزنامه‌نگاری که کارمند بانک بوده و اکنون شیشه‌بری می‌کند

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
پیوندها

۲۴۱ مطلب با موضوع «سیاست» ثبت شده است

عوام‌فریبی

جمعه, ۲۰ فروردين ۱۳۸۹، ۰۶:۱۷ ق.ظ

دقیقا یک سال پیش در چنین روزهایی، روزنامه کیهان در خبری با عنوان «‌استجابت دعای احمدی‌نژاد» نوشت:
«دکتر محمود احمدی‌نژاد در پایان سخنان خود در جمع پرشور مردم اصفهان در میدان امام خمینی دست به دعا برداشت و از درگاه باریتعالی باران را برای مردم درخواست کرد. به گزارش خبرنگار ما به دنبال این دعا از شام‌گاه چهارشنبه بارش و رحمت الهی در سطح استان اصفهان آغاز شد به گونه‌ای که در چند مرحله، شدت باران و تگرگ در شهر اصفهان به‌ویژه صبح پنج‌شنبه به اوج خود رسید و موجب آب‌گرفتگی برخی از نقاط شهر شد.»

روز چهارشنبه گذشته هم در حاشیه سفر آقای «‌احمدی‌نژاد » به ارومیه، روزنامه ایران در خبری با عنوان «دعای ریس‌جمهور بلافاصله مستجاب شد» نوشت:
«احمدی‌نژاد در پایان سخنان خود در جمع مردم ارومیه در ورزش‌گاه تختی از آن‌ها خواست برای بارش باران دعا کنند و خود نیز از خداوند متعال خواست که باران رحمت را بباراند که به محض اتمام سخنان رئیس‌جمهور باران در ارومیه کم‌کم شروع به باریدن کرد و رفته‌رفته شدت آن نیز افزوده شد.»

سال گذشته به استثنای اغلب کاربران شبکه مجازی اینرنت و وبلاگ‌نویسان که علی‌القاعده از طرف «اصول‌گرایان» به بی‌دینی و التقاط متهم هستند، مراجع رسمی و متولیان امور مذهبی واکنش درخورتوجهی به این تحریف و عوام‌فریبی نشان ندادند.
 
ظاهرا همین وضعیت امسال هم در برابر این نوع سوء‌استفاده از دین و باورهای مذهبی مردم وجود دارد و خواهدداشت.

از طرف دیگر سکوت شخص آقای «احمدی‌نژاد» در قبال این نوع انعکاس خبر و تیتر و برجسته‌کردن شخصیت ایشان در حد یک معصوم، حکایت از رضایت عمیق ایشان از چنین نگاه و فضایی که به دنبال آن ساخته می‌شود، دارد.

پوشیده نیست که بهره‌برداری‌های نادرست و سوء‌استفاده از عقاید مردم ممکن است نتایج آنی و کوتاه‌مدتی را به‌همراه داشته باشد، اما شکی نیست که در درازمدت خسارت‌های بسیار زیادی را متوجه متولیان چنین سوءاستفاده‌هایی خواهد کرد و از طرف دیگر سست‌شدن پایه‌های ایمان مذهبی نزد مردم را به‌دنبال خواهد داشت.

در این ره‌گذر آن‌چه موجب؛ ابتدا تعجب و بعد تاسف و تاثر شدید است، سکوت متولیان امور مذهبی و نگهبانان ایمان مردم است. کسانی که امور زندگی‌ِشان از محل دریافت‌ها و شهریه‌های دینی که توسط مردم در قالب خمس و ذکات و نذورات پرداخته می‌شود، می‌گذرد.

و کافی بود این حرف از دهان «خاتمی» که هم روحانی است و هم سید، صادر می‌شد. حالا بیا و تماشا کن رونق بازار و کسب‌وکار صنف کفن‌پوش را و به قولی ایمان و امان به سرعت باد، می‌رفت که کفن‌پوشان رسیدند.

در همین رابطه: ادعای بارش باران پس از دعای احمدی‌نژاد و مقایسه آن با خورشید‌گرفتگی در زمان فوت فرزند پیامبر اسلام.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ فروردين ۸۹ ، ۰۶:۱۷
علی مصلحی

فصل‌الخطاب

پنجشنبه, ۱۹ فروردين ۱۳۸۹، ۰۶:۰۲ ق.ظ

 
در یکی از دوره‌های «مجلس شورای ملی» سابق، طرحی به مجلس تقدیم شده و مورد بررسی نمایندگان قرار می‌گیرد.
طرح بدون مخالف در آستانه رای‌گیری و تصویب با اکثریت مطلق آراء است که نماینده‌ای اعلام مخالفت نموده و برای بیان دلائل مخالفت خود با طرحی که در آستانه تایید اکثریت بوده پشت تریبون می‌رود.

در آن‌زمان نماینده «مشهد» با توجه به سابقه و سن بالا، اکثرا علیرغم آن‌که هیچ‌گونه عضویتی در ترکیب هیئت‌رئیسه نداشته، اما اغلب در جایگاه هیئت‌رئیسه می‌نشسته است و کسی جرات اعتراض به ایشان را نداشته. در همان حال، صندلی متعلق به ایشان در بین نمایندگان خالی بوده است.
 آن‌روز هم طبق معمول ایشان در جایگاه هیئت‌ریسه حضور داشته است.

نماینده معترض ضمن نطقی کوتاه اما مستند و مستدل نظر تمام نمایندگان را نسبت به موافقت با طرح پیشنهادی عوض می‌نماید و در عرض مدت کوتاهی، کم‌تر از یک‌ساعت، اکثریت مطلق نمایندگان متوجه اشتباه بزرگ خود می‌شوند و طرح در آستانه تصویب از دستور کار مجلس خارج می‌شود.

نماینده «مشهد» که طبق معمول صندلی‌اش بین نمایندگان خالی است و غیرقانونی در جایگاه هیئت‌رئیسه نشسته است، نماینده معترض را مخاطب قرار می‌دهد و می‌پرسد: « آقای ... این‌ها که شما بیان فرمودید، درد بود، بفرمایید درمان چیست؟ راه چاره کدامست؟ و نماینده بصیر و آگاه، با جدیت و جراتئی منحصر‌به‌فرد و برای اولین‌بار رو به نماینده مشهد نموده و می‌گویند: «اولین راه‌چاره آنست که شما از جایگاه هیئت‌رئیسه برخاسته و برصندلی خودتان بنشیند».
***
نزدیک به پنج سال است که افرادی با کمترین میزان دانش و تخصص و آگاهی، به ناحق و صرفا به پشتوانه و استفاده از تنگ‌نظری وسوءاستفاده از اختیارات قانونی شورای نگهبان، در جایگاه نمایندگی مردم قرار گرفته، هم‌زمان قوه مجریه کشور نیز با اراده و نظر مقام رهبری به طور کاملا غیرقانونی دو دوره است که در اختیار گروهی قرار دارد که علاوه بر این‌که کمترین اطلاع، تجربه، و سابقه اجرایی در کارنامه مدیریتی خود ندارند، فاقد کم‌ترین تعهد اخلاقی نسبت تکالیف قانونی خود و حقوق متقابل شهروندان و جان و مال و ناموس آن‌ها می‌باشند.

نتیجه چنان شده‌است که هر از گاهی نماینده‌ای پرچم اعتراضی را نسبت به خیانت‌های متعدد پنهان و آشکار متولیان نااهل، و غاصب بلند می‌کند و پیش از آن‌که کمترین اثری به حال رعیت بی‌چاره داشته باشد، با اشاره و تماسی از دفتر مقام رهبری، موضوع «فصل‌الخطاب» مطرح، و موضوع مورد اشاره خاتمه یافته تلقی می‌شود.

آقای «‌الیاس نادران» نماینده اصول‌گرا، و مدافع آقای «احمدی‌نژاد» در مجلس شورای اسلامی که اخیرا آقای «محمدرضا رحیمی» معاون اول ریس‌جمهور را «ریس حلقه فساد مالی خیابان فاطمی» معرفی و خواستار بازدداشت وی شده، بارها اعتراضات مستند، شفاف و آشکاری را بر علیه رفتارهای خارج از عرف و قاعده و قانون قوه مجریه و در راس آن آقای «‌احمدی‌نژاد» در صحن علنی مجلس مطرح نموده و نتیجه روشن، شفاف و آشکار آن، اصرار بیش از پیش و شدت یافتن آن رفتارها با لجاجت بیشتر توسط ریس و مجموعه دولتین نهم و دهم بوده‌‌است.

 کافی است سری به بایگانی نطق‌های اعتراض نمایندگان مجلس هفتم و هشتم بزنید. سیاهه بلندبالایی از این موارد خواهید یافت که پس از آن‌که بی‌توجهی مکرر ریس دولت سروصدایی در مجلس به پا نموده، اشاره مقام رهبری «فصل الخطاب» و کورکننده نطق و سرو صدا بوده‌است.

به عنوان نمونه ماجرای مرحوم «علی کردان» به عنوان وزیر کشور و نطق‌های مخالفان و موافقان آن‌را به‌هنگام رای‌گیری ایشان یاد‌آوری می‌نمایم. شما خود حدیث مفصل از این مشت نمونه خروار بخوانید و بنگرید که چگونه علیرغم آن‌که تمام نمایندگان بلااستثنا متوجه مدرک تقلبی و دورغ‌گویی وی شدند، نامه‌ای و اشاره‌ای ایشان را بر صندلی وزارت نشاند، و در کمتر از ۴ ماه بعد همین نمایندگان به استیضاح وی رای دادند. این‌بار البته شدت افتضاح کار را از دست برهان «فصل‌الخطاب» خارج نموده بود.

آقایان «الیاس نادران» «علی مطهری» «احمد توکلی» «علی‌رضا زاکانی» و تمامی نمایندگانی که «سبزها» را فتنه می‌دانید! دردها را مردمی که به شما رای داده یا نداده‌اند از شما بهتر می‌دانند،
خطبه‌های نمازجمعه ۲۹ خردادماه سال گذشته را فراموش کرده‌اید: « ...البته نظر ایشان به نظر بنده نزدیک‌تر است...»

بالاتر از ریاست قوه قضاییه کسی قرار گرفته که البته نظر آقای «احمدی‌نژاد» به نظر او نزدیک‌تر است. همان که مقیاس و معیار خوبی و بدی از نظر شما، نظر اوست و حرف و نظر او «فصل‌الخطاب» است.
 آیا اولین راه چاره آن نیست که : شما «وکیل السلطنه‌ها» از جایگاه «وکیل‌الرعایایی» برخاسته و روی صندلی خالی و متعلق به خودتان بنشینید.؟
در همین رابطه: علی مطهری: اتهامات رحیمی جدی است. احمدی نژاد همکاری کند

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ فروردين ۸۹ ، ۰۶:۰۲
علی مصلحی

ریاضت و رضایت، یا عوام فریبی؟

سه شنبه, ۱۷ فروردين ۱۳۸۹، ۰۵:۲۹ ق.ظ

«محسن مخملباف» در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری دهم در نامه سرگشاده‌ای که بیانیه رسمی ایشان در حمایت از کاندیداتوری مهندس «میرحسین موسوی»هم محسوب می‌شد، به خاطره زیبایی مربوط سال‌های اول انقلاب و برخورد نزدیک با بانوی سبز ایران بانو «زهرا رهنورد» همسر نخست‌وزیر کشور این‌گونه اشاره نموده بود:
«...من یک روز در آسانسور روزنامه‌ای سوار شدم، خانمی به همراه دختربچه کوچکی سوار آسانسور شد. به رسم آن دوران من سرم را پایین انداختم و چشمم به کفش پاره این خانم افتاد. یک دفعه آن خانم مرا شناخت و پرسید: شما فلانی هستی؟ گفتم: بله. و او هم گفت: من هم زهرا رهنورد هستم. گفتم: خوشوقتم و رویم نشد بگویم سال‌هاست منتظر دیدار شما بودم. وقتی از آسانسور خارج شدم، فقط آن کفش پاره در نظرم بود. در آن زمان او همسر نخست‌وزیر کشور بود. امروزه من و شما کفش‌پاره را ملاک خوبی کسی نمی‌دانیم. از بس که عوام‌فریبانه آن را خرج کرده‌اند. اما در آن روزگار ما شیفته آن داستان حضرت علی بودیم که عده‌ای جمع شده بودند تا او را به حکومت راضی کنند و او مشغول وصله‌زدن به کفش پاره‌اش بود و می‌گفت: دنیایی که شما به من پیشنهاد می‌کنید، برای من بی‌ارزشتر از این کفش پاره است.»

حقیقتا امروز پوشیدن کفش و کاپشن پاره و داشتن زندگی فقیرانه، حتی ساده‌زیستی برای هیچ‌کس، از شهروندان و رعیت فرودست جامعه گرفته تا رهبران و مدیران فرادست اجتماع، نه‌تنها افتخار و ارزش نیست، که در مورد شهروندان سطح پایین نوعی تنبلی و الکی خوش‌بودن و در مورد مردم بالادست نوعی فریب‌کاری و ریا و عوام‌فریبی معنا می‌دهد.

دوستی نقل می‌کرد از نزدیک آقای «احمد توکلی» نماینده اصول‌گرای مجلس و کسی که به داشتن زندگی فقیرانه افتخار می‌کند را از نزدیک دیده و از او سئوال نموده است که آقای توکلی! امروزه در خانه فقیرترین قشر اهالی روستای ما آشپزخانه‌های همراه با کابینت یافت می‌شود، چگونه حقوق شما که یک استاد دانشگاه و نماینده مجلس هستید، کفاف نصب یک سرویس کابینت در آشپزخانه منزل را نمی‌دهد؟ و آقای « توکلی» در پاسخ اعلام می‌کند که حقوق او کفاف بسیار بیشتر از آن‌ها را هم می‌دهد اما ایشان علاقه‌ای به داشتن امکانات نوین و مدرن ندارند.

علیرغم آن‌که بر این تعصب در ریاضت و زندگی فقیرانه داشتن انتقادهای اساسی و جدی وارد است، اما خدا پدر و مادر ایشان را بیامرزد که اعلام می‌کند پول دارد اما می‌خواهد آدم اهل ریاضتی باشد.
اما این‌که فرزند یک استاد دانشگاه که در تهران به دنیا آمده و در تهران بزرگ‌شده و پدرش سال‌ها سابقه استانداری داشته و اینک شهردار تهران است و نامزد ریاست‌جمهوری ولی نمی‌داند «سونا» چیست؛ نه‌تنها از آن حرف‌ها نیست، بلکه در فرهنگ اخلاقی غیر دینی و در تمام فرهنگ‌ها با پشتوانه وحیانی، تنها یک معنی می‌تواند داشته باشد و آن‌هم «دروغ» است.

یا باید پسر آقای «احمدی‌نژاد» که در فیلم تبلیغاتی ۵ سال پیش پدرش اعلام کرد نمی‌داند «سونا و جکوزی» چیست دروغ‌گو باشد، یا آنان‌که اعلام نمودند ایشان در شهر بزرگ‌شده.

در راستای عوام‌فریبی‌های گذشته، اخیرا سایت پرچم متعلق به یکی از نزدیکان آقای «‌احمدی‌نژاد» به کشف بزرگ و جدیدی دست‌یافته و آن را با آب و تاب مخصوص منعکس نموده است.
 در این کشف که قبل از سایت پرچم به نام‌های متعدد دیگری با افتخار به ثبت رسیده و خیلی جدید به‌شمار نمی‌رود؛ «منابع درآمد مخفی احمدی‌نژاد» معرفی و همچون گذشته با افتخار تکرار شده است که ایشان نه تنها از حقوق ریاست‌جمهوری استفاده نمی‌کنند، بلکه حق ماموریت‌هایشان را هم نمی‌گیرند. و در شرایطی که به دلیل ریس‌جمهورشدن «میهمان‌ها و دیدارکنندگان»شان زیاد شده، هزینه زندگی را از طریق وام‌های قرض‌الحسنه و به سختی تامین می‌نمایند.

این عوام‌فریبی و ریا و تبلیغ ریاضت در شرایطی صورت می‌گیرد، که طی پنج سال گذشته منابع عظیم ناشی از فروش نفت با استثنایی‌ترین قیمت و همچنین صادرات مقادیر معتابه کالاهای غیرنفتی، با سیاست‌های مستبدانه و غیرکارشناسی آقای «احمدی‌نژاد» به‌سادگی هدر رفته و طلایی‌ترین دوره و فرصت اقتصادی کشورهای نفتی، با اصرار ایشان بر خودمحوری و بی‌توجهی به نظرات کارشناسان، عملا تبدیل به فرصت‌سوزی و خسارت شد.
در جنین شریطی برای هفتاد میلیون شهروند ایرانی که مدیریت ریس‌جمهورشان این‌گونه زیان‌آور و خسارت‌بار بوده است، ریاضت و فروتنی شخصی‌اش محلی از اعراب نخواهد داشت و تنها درخواست همه آن‌ها از او این خواهد بود که: «زندگی کن و اجازه بده دیگران هم زندگی کنند.»

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ فروردين ۸۹ ، ۰۵:۲۹
علی مصلحی

«فارسی‌وان» اشاعه ویروس ابتذال

جمعه, ۱۳ فروردين ۱۳۸۹، ۰۶:۲۰ ق.ظ

چند سال پیش نویسنده‌ای در اعتراض به فیلترینگ موجود در اینترنت مقاله‌ای را در یکی از روزنامه‌های ایران به چاپ رسانده بود تحت عنوان: «سایت‌های سکسی فعال، سایت‌های سیاسی فیلتر».

آن‌روزها مثل حالا از فیلترشکن و نرم‌افزارهایی که می‌تواند خارج از عرف مخابرات ایران، مستقیما به سرورهایی خارج از کشور متصل شوند (vpn) به این شکل گسترده خبری نبود و یا بود و کاربران از وجود آن اطلاع زیادی نداشتند.

بزرگترین دلیل شرکت مخابرات به‌عنوان متولی اینترنت و یا دولت‌مردان ایران برای نصب و تعبیه نرم‌افزارهای مخصوص فیلترینگ بر سر راه اینترنت، مبارزه با ابتذال و جلوگیری از امکان دردسترس آزاد بودن سایت‌های مستهجن بوده و هست. اما عملا شکل اتفاقی که افتاده چیز دیگری است، و اکثر هزینه‌هایی که از این بابت، مسئولیت پرداخت آن‌را شهروندان ایرانی برعهده دارند، متوجه سایت‌های سیاسی و هنری می‌باشد و دسترسی به سایت‌های مستهجن اگر کار آسانی نباشد، کار سختی هم نیست.

 این یک ادعا یا بلوف سیاسی نیست. واقیعتی است که به عریانی در فضا و شرایط موجود قابل مشاهده می‌باشد.

در کنار مبارزه ناموفق چندین‌ساله با تهدیدات فرهنگی و ابتذال اینترنتی از طریق «فیلترینگ»، اخیرا مبارزه با ابتذال از طریق ارسال پارازیت بر روی امواج ایستگاه‌های ماهواره‌ای، در دستور کار مقامات عالی‌رتبه ایران قرار گرفته‌است.
 این اقدام واکنش شدید کشورهای اروپایی و غربی دارنده ایستگاه‌های ماهواره‌ای و استفاده‌کنندگان از آن را به‌همراه داشته است.

اما نکته دردناک و تاسف‌آور در این رابطه اینست که؛ این‌روزها شهروندانی که مسئولیت پرداخت هزینه‌های سرسام‌آور ارسال پارازیت، در کنار هزینه فیلترینگ سایت‌های اینترنتی را بر عهده دارند اکثرا در خانه‌های خود شادمانه مجموعه سریال‌های مبتذل و مخرب فرهنگی را به تماشا نشسته‌اند که از طریق شبکه ماه‌واره‌ای پخش می‌شود و هیچ‌گونه پارازیت، قطع، و پرشی هم متوجه پخش آن نیست.

به‌راستی چرا بینندگان سریال‌های نازل و فاقد کمترین ارزش اخلاقی و یا هنری مثل سریال‌های شبکه «فارسی وان» از خود نمی‌پرسند که؛ اگر هدف ارسال پارازیت بر روی امواج ماه‌واره مبارزه با ابتذال است، چرا این ابتذال فقط در شبکه‌های ماه‌واره‌ای خبری «بی.بی.سی» و «صدای آمریکا» مشاهده می‌شود و این سریال سرگرم‌کننده که تابلوی واقعی ابتذال و مبلغ ازهم‌گسیختگی اخلاقی و به نوعی اشاعه ویروس ابتذال به عریان‌ترین وجه و شفاف‌ترین شکل آن می‌باشد، مصداق ابتذال از نظر متولیان پارازیت نیست؟

و چرا شبکه پخش‌کننده سریال‌های مجموعه «فارسی وان» و ایستگاه ماه‌واره‌ای پخش‌کننده آن، هیچ‌گونه اعتراضی را همچون اکثر ایستگاه‌های ماه‌واره‌ای به کشور ایران ندارد؟

مطلب در شرایطی جالب می‌شود که توجه داشته باشیم، اگرچه غیر از کشور ایران کشورهای فارسی‌زبان دیگری هم در دنیا وجود دارد، اما نوع ترجمه و ادای دیالوگ‌های این سریال نشان می‌دهد، این سریال پیش از کشورهای فارسی زبان «افغانستان» «تاجیکستان» و ... برای تغذیه مخاطب فارسی‌زبان ایرانی تولید و پخش آن در دستور کار قرار گرفته‌است.

اما تاسف و دردناکی این اتفاق زمانی شدت می‌یابد، که سیاست‌های سازنده سریال با سیاست‌های فریبنده فرهنگی دولت‌مردان معاصر ایران، هم‌سو و هم‌رنگ از آب درمی‌آید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ فروردين ۸۹ ، ۰۶:۲۰
علی مصلحی

مونوریل مرغی که یک پا داشت

دوشنبه, ۹ فروردين ۱۳۸۹، ۰۶:۰۹ ق.ظ

«‌محمد خلیلی» برادر کوچک ما بود، در آب پرید و آسمانی شد. پدرش سفارش داد روی سنگ قبرش نوشتند :
« سر ارادت ما و آستان حضرت دوست / که هرچه بر سر ما می رود ارادت اوست»
این پست به روح بزرگ و خردسالش تقدیم می‌شود.


آقای «احمدی‌نژاد‌» پس از چندی که از شهرداری تهرانش سپری شده بود، برای حل گره کور ترافیک تهران، طرح احداث «مونوریل» را به شورای شهر تهران،ــ‌که تمام اعضای آن یک‌دست از یک جناح دست‌چین شده و به اصول‌گرایی مشهور بودند و ضمنا شهردار وقت تهران، یعنی همان پیشنهاد‌دهنده طرح البته مبتکرانه «مونوریل» نیز منصوب و منتسب آنان بود‌ــ جهت تصویب پیشنهاد کرد.

پیشنهاد این طرح در شرایطی صورت می‌گرفت که تا آن‌زمان سهم «‌مونوریل» از حمل و نقل ریلی در شهر، فقط ۵درصد بود و احداث آن ۵ درصد هم در مناطقی صورت می‌گرفت که، یا جاذبه‌های فوق‌العاده توریستی احداث آن را توجیه منطقی می‌نمود و یا با کمبود فضای طبیعی برای احداث «مترو» روبه‌رو بودند.

از طرف دیگر «مونوریل» در خیابان‌هایی احداث می‌گردد که به‌علت فضای پهن خیابان، هیچ‌گونه مزاحمتی برای واحدهای تجاری و مسکونی دو طرف خیابان ایجاد نکند. اگر به خطوط احداث‌شده در دنیا نگاه کنید، مطلقاً در میان پل‌ها یا خیابان‌های با عرض بیش از ۱۵۰ متر یا نقاطی که محیط‌زیست، با حرکت در بستر آن نابود می‌گردد احداث شده است .

در آن زمان هیچ‌کدام از دلایل فوق در مورد شهر «تهران» صادق نبود.

در پیش‌نویس اولیه طرح اعلام شده‌بود که قیمت احداث یک کیلومتر «منوریل» معادل ۱۷میلیون دلار پیش‌بینی می‌شود، درحالی‌که ارزان‌ترین پروژه «مونوریل» در دنیا با استفاده از تکنولوژی ارزان‌قیمت و فاقد کیفیت و استانداردهای پذیرفته‌شده، در کشور «چین» به هزینه هر کیلومتر ۴۹ میلیون دلار ساخته شده بود.

طرح جهت بررسی به کارشناسان امور شهری و حمل و نقل تحویل شد و جواب بررسی‌ها فقط یک چیز بود: مخالفت کلیه کارشناسان ترافیکی، زیبایی شهری، مهندسان عمران، کارشناسان میراث فرهنگی و ... با طرح فوق.

وزیر کشور و مجموعه دولت هشتم باتوجه به دلایل فوق مانع اجرای طرح شدند، اما مقدمات اجرای طرح با اصرار فقط یک نفر؛ آقای «احمدی‌نژاد» شهردار وقت تهران، با هزینه بسیار سنگین آغاز شد و اهالی ساکن حوالی فلکه دوم صادقیه، در میان جدل‌های رسانه‌ای کارشناسان و دولت و شهردار بر سر مناسب و موجه‌بودن یا نبودن طرح شاهد «رویش هندسی سیمان، آهن و سنگ» در اطراف محل زندگی‌ِشان شدند.

و البته این‌روزها همان اهالی ساکن در حوالی فلکه یا میدان دوم صادقیه، به‌علاوه تمام مردم تهران و به‌علاوه‌تر همه مردم ایران ــ‌البته اگر چشم بصیرتی داشته باشند‌‌‌‌ــ، شاهدند و می‌بینند که همان استوانه‌های برساخته از آهن و سیمان و سنگ که روزی با اصرار شهردار وقت تهران با هزینه سنگین از جیب ملت از زمین سر برآورد، امروز هم با هزینه‌های گزافی باز هم از محل همان جیب قبلی تخریب می‌گردد تا سند روشنی از بی‌توجهی به رایزنی و خسارت‌های ناشی از انجام اقدامات و ابتکارات فاقد پشتوانه کارشناسی را صرفا برای ثبت در تاریخ و نه برای عبرت !!!؟ به‌دست دهد.

در همین رابطه سایت «الف» وابسته به «احمد توکلی» نماینده اصول‌گرا و ریس مرکز تحقیقات استراتژیک مجلس و حامی آقای «احمدی‌نژاد» در انتخابات ریاست‌جمهوری دهم سئوالاتی را مطرح کرده است که در حالی که خواندنی و پرسیدنی است باید از ایشان که وکیل مردم هستند خواست پاسخ‌گویی سئوالات فوق باشند.
آیا چشم بینا یا گوش شنوایی در میان اصول‌گرایان وجود ندارد؟
علی‌المدبر فتامل

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ فروردين ۸۹ ، ۰۶:۰۹
علی مصلحی

ارزیابی شتاب‌زده

شنبه, ۷ فروردين ۱۳۸۹، ۰۵:۵۰ ق.ظ

هنوز کار شمارش آرا انتخابات پارلمانی اخیر همسایه غربی، (عراق) به‌طور درست و حسابی شروع نشده، بخش خبری ساعت ۱۴ رسانه‌ملی ایران، از شکست سنگین! «فهرست مورد حمایت آمریکا و غرب» (فهرسا العراقیه به رهبری ایاد علاوی) خبر داد و اعلام کرد شمارش مقدماتی آرا نشان از شکست سنگین این فهرست می‌دهد.

اگرچه در خبر رسانه‌ملی و گزارش خبرنگار اعزامی صدا و سیمای جمهوری اسلامی از واژه «شمارش مقدماتی» استفاده شده‌بود، اما نوع خبرنویسی و اعلام آن، شادمانی ناشی از پیروزی سنگین فهرست موردنظر و نه مورد حمایت دولت ایران (فهرست دولت قانون به رهبری نوری‌المالکی) را رسما تبلیغ و اعلام می‌نمود.

یکی دو هفته بعد از این گاف رسمی صدا و سیمای ملی و دستگاه دیپلماسی ایران، ظاهرا روز گذشته کار شمارش آرا انتخابات پارلمانی عراق به اتمام رسیده و نتایج نهایی و رسمی آن خبر از نه‌تنها شکست سنگین، بلکه پیروزی نسبی فهرستی که از نظر دولت ایران، مورد حمایت آمریکا و غرب بودند (العراقیه به رهبری ایاد علاوی) می‌دهد. (+)

چند ماه پیش از این و در ماه‌های میانی سال گذشته نیز در حالی که کار شمارش آرا انتخابات ریاست‌جمهوری همسایه شرقی (افغانستان) هنوز به پایان نرسیده و نتایج رسمی و پذیرفته‌شده آن اعلام نشده بود، ریس‌جمهور اسلامی ایران، آقای «احمدی‌نژاد» به‌عنوان اولین ریس دولت، پیروزی آقای «حامد کرزای» و انتخاب مجدد ایشان به ریاست‌جمهوری «افغانستان» را به ایشان تبریک گفت.

اگرچه در مورد اخیر پس از کش‌و‌قوس‌ها و کشمکش‌های فراوان بر سر نتایج انتخابات و پس از تایید رسمی تقلب وسیع و آشکار در انتخابات، نهایتا با کناره‌گیری نامزد شاکی، آقای «کرزای» به‌عنوان ریس‌جمهور معرفی شد، اما پیام تبریک زودهنگام و پیش از رسمیت‌یافتن نتایج انتخابات، به کاندیدای پیش‌تاز، نه‌تنها یک برد دیپلماتیک و دیپلماسی موفق به حساب نمی‌آید، بلکه نشانه ضعف رایزنی و به قولی «بی‌گدار به آب‌زدن» رسمی است.

این شلختگی و شتاب‌زدگی در دیپلماسی خارجی ایران در دولتین نهم و دهم بار‌ها اتفاق افتاده، و نه‌تنها مجموعه دستگاه دیپلماسی از رفتار خود پشیمان نیست، بلکه آن‌ها را نمرات موفق در کارنامه سیاسی و اجرایی خود دانسته و به آن افتخار هم می‌نماید.

گذشته ازخسارت‌های بی‌شماری که این انفاقات و ناشی‌گری‌ها و رفتارهای خام سیاسی برای امنیت، دیپلماسی، اقتصاد، تمامیت ارزی، و نهایتا اقتدار ملی کشور در سطح کلان و در سطح جهانی به همراه دارد، موضع‌گیری شتاب‌زده، عاری از تدبیر و فاقد سیاست‌ورزی‌های معمول در مورد اتفاقات سیاسی که در کشورهای همسایه در جریان است، زنگ خطری را برای اتفاقات سخت‌تری در صورت استمرار این رفتار به صدا در می‌آورد. فراموش نخواهیم کرد کشور افغانستان در گذشته‌ای نه‌چندان دور جزئی از خاک ایران بوده و بی‌کفایتی‌هایی از این دست آن‌را از خاک ایران جدا نموده‌است.

در مورد همسایه غربی نیز هنوز شهروندان دو کشور خاطره سیاه جنگ هشت ساله بین ایران و عراق را فراموش نکرده‌اند و هنوز در دل بعض ساده‌اندیشان کینه‌هایی از جنگ، گرمای آتش زیر خاکستری را اعلام می‌نماید.

آیا نمایندگان محترم مجلس و در راس آن‌ها اعضای کمیسون امنیت ملی گوشی برای شنیدن این حرف‌ها دارند؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ فروردين ۸۹ ، ۰۵:۵۰
علی مصلحی

«کاسپین ماکان» نعل وارونه

چهارشنبه, ۴ فروردين ۱۳۸۹، ۰۵:۳۹ ق.ظ

نسل‌کشی، فردکشی، خون‌ریزی، قتل و ... بد است و محکوم و مذموم. خواه در خیابان‌های ایران و توسط نیروهای دولتی وابسته به «محمدعلی‌شاه قاجار» باشد، یا به‌دستور «محمدرضا‌شاه پهلوی» و توسط پلیس ایران، یا در زمان جمهوری اسلامی و توسط نیروی انتظامی. خواه در خیابان‌های لبنان و فلسطین و غزه و بیت‌المقدس باشد، و خواه در جنگل‌های ویتنام جنوبی یا «هیروشیما» و «ناکازاکی» توسط آمریکا. با بمب‌های اتمی و شیمیایی و خوشه‌ای و ناپالم باشد، یا با یک سلاح سرد کوچک. مقتول «ندا آقاسلطان» باشد یا مردم بی‌پناه لبنان و فلسطین و بوسنی و ترکستان شرقی و چچن و ... .
هیچ فرقی نمی‌کند، خون‌ریزی بنا بر تعلیم تمام ادیان آسمانی و تمام آیین‌های بشری و مجمامع حقوقی جهانی محکوم است.

بر این قیاس و قاعده آقای «کاسپین ماکان» چنان‌چه همسر رسمی بانو «ندا آق سلطان» می‌بود، و به‌دلیل تعلمات شدید روحی و روانی ناشی از، ازدست‌دادن همسر و هم‌راه زندگی، خود را نیازمند تسلی یک دولت بیگانه احساس می‌کرد هم، به هیچ عنوانی حق نداشت برای تسلی خاطر به دامن رژیم اشغال‌گر قدس پناه ببرد که سالیان سال است جرم وجنایت‌های ضدبشری و نسل‌کشی آن رژیم سروصدای تمام رسانه‌های جهانی و مجامع رسمی و غیررسمی حقوق بشر در سراسر جهان را درآورده ، و اگر نسل‌کشی رزیم صهیونیستی اسراییل وحشیانه‌تر و شدیدتر از نسل‌کشی معروف «هالو کاست» و نسل‌کشی یهودیان به‌دست «هیتلر» در جنگ جهانی دوم، نباشد کم‌تر نیست.

بگذریم از این‌که اخیرا کشف شده‌است که نام‌برده نه‌تنها هم‌سر و هم‌راه بانو «ندا آقا سلطان» نبوده بلکه سال‌هاست که از او جدا شده و در شرایط فعلی که همه آب‌ها گل‌آلود شده، فرصت را برای صید ماهی مقصود مناسب یافته است.

و دردآورتر این‌که آدمی که در ساده‌ترین اصول اخلاقی و حقوقی و روابط خانوادگی درمانده است، خود را مدافع حقوق زنان معرفی نماید.
‌روشن‌گری: بعدها مشخص شد «کاسپین ماکان» همسر «ندا آقا سلطان» بوده و از آن مرحومه جدا نشده.
.در همین رابطه: «ندا آقا سلطان» چند بار باید کشته شود؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ فروردين ۸۹ ، ۰۵:۳۹
علی مصلحی

سینما در بند

چهارشنبه, ۴ فروردين ۱۳۸۹، ۰۵:۱۹ ق.ظ

 کم‌تر از یک‌ماه پیش «جعفر پناهی» کارگران مطرح و ارزش‌مند سینمای ایران و کارگردان «بادکنک سفید» «دایره» و...، به دلیل اعلام‌نشده «حمایت و هم‌راهی با جنبش سبز ایران» در منزل شخصی به همراه میهمانانش بازداشت شد.

خبر بازداشت این کارگردان مطرح سینمایی، با واکنش عمومی اهالی سینما و هنر در ایران و جهان همراه شد. تعدادی از چهره‌های مطرح جهانی سینمای ایران با صدور بیانیه و ارسال نامه سرگشاده به این بازداشت اعتراض نمودند.

در این‌که آقای «جعفر پناهی» سینماگر محبوب و ارزش‌مندی است و سلیقه سینمایی او با سلیقه سینمایی عموم هم‌راهان و طرف‌داران جنبش سبز هم‌خوان است شکی نیست.
هم‌چنین در این‌که آثار ارزش‌مند و برجسته این سینماگر دوست‌داشتنی طی سال‌های گذشته، متاثر از تنگ‌نظری‌ها، و افکار ساده‌انگارانه و فاقد وجاهت هنری و سینمایی و ارزشی طیف مخالف جنبش سبز، با حذف، سانسور وعدم مجوز نمایش روبه‌رو بوده است حرفی و شکی نیست.
 و بالاخره در این‌که شاید و نه که شاید بلکه حتما افکار و سلیقه سینمایی آقای «محمد نوری‌زاد» با سلیقه و نگاه آقای «پناهی» هم‌خوانی نداشته و ظاهرا امروز هم ندارد و چه بسا می‌توان حدس زد که آقای «نوری‌زاد» به نوعی از عوامل پشت‌پرده‌ای بوده است که اسباب عدم صدور مجوز برای نمایش آثار درخور آقای «پناهی» را فراهم نموده باشد؛ اما با همه این احوالات و حرف‌ها و حدیث‌ها هرچه نباشد بالاخره آقای «محمد نوری‌زاد» هم یک هنرمند و نویسنده و سینماگر است.

 متاسفانه باید گفت علیرغم آن‌که از ابتدای بازداشت این هنرمند معترض به رویه‌های خشونت‌آمیز سران و دولت‌مردان جمهوری اسلامی، طیف وسیعی از اهالی جنبش سبز واکنش‌های خود را به بازداشت او اعلام، و با خانواده‌اش اعلام هم‌دردی نموده و نام او را به‌عنوان یک سرباز اهل قلم جنبش سبز گرامی داشته‌اند، بازداشت او به‌غیر از یکی دو مورد، اعتراض یا واکنش جدی را در میان اهالی هنر و خصوصا اهای سینما به دنبال نداشته است.
 از این زوایه و در این رابطه متاسفانه باید گفت اهالی سینما نمره مثبتی را در کارنامه خود ثبت ننموده‌اند.
 
با این احوال اخیرا نامه سرگشاده‌ای با امضای ۴۵ تن از اهالی هنر و خصوصا اهالی سینما منتشر شد که در آن خواستار آزادی غیر مشروط «جعفر پناهی» و «محمد نوری‌زاد» شده بودند. این در حالی است که آقای «محمد نوری‌زاد» از حدود ۵ ماه پیش (چهار ماه زود‌تر از آقای پناهی) بازداشت شده و به گفته دختر این هنرمند؛ از آن‌زمان تا کنون با خانواده‌اش هیچ‌گونه تماسی نداشته است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ فروردين ۸۹ ، ۰۵:۱۹
علی مصلحی

اصول گرایش به دروغ و فریب

يكشنبه, ۱ فروردين ۱۳۸۹، ۰۵:۱۰ ق.ظ

جناح راست یا اصول‌گرایان در یک تقسیم‌بندی کلان به دو دسته تقسیم می‌شوند. یک‌دسته جمعیت ساندیس‌خور بی‌سوادی هستند که همیشه مستبدین تاریخ بار خود را بر دوش این جماعت بارگیری، و مزدشان را به کیک و ساندیسی داده‌اند و صد البته که جماعت هم راضی بوده‌اند و تازه مزد خود را از کار انجام شده بیشتر هم می‌دانسته‌اند.

راز فعال بودن و از دست ندادن این جماعت، بی‌خبری و بی‌اطلاعی صرف از همه جاست. برای این‌ها هیچ شخص، مکان، معنی و ... تقدس دائمی ندارد و تمام مقدسات آن‌ها به محض مشاهده یک بسته ساندیس یا کلوچه و کیکی تغییر ۱۸۰ درجه می‌دهد.
 کافی است «تقی به توقی» بخورد، بلافاصله کاروان تخم‌مرغ و پرده و ماژیک و شعار، از درب خانه شیخ شجاع به سمت خانه آقای «احمدی‌نژاد» راه عوض می‌کند و شعار «کروبی بی‌سواد - عامل دست؟؟؟؟ موساد» می‌شود «احمدی بی‌سواد... الخ»

و اما دسته دوم دسته به اصطلاح «باسواد، درس‌خوانده، فارغ‌التحصیل انگلیس و مثلا باخبر و...» این جناح است که در حال حاضر آقایان «احمد توکلی» «علی لاریجانی» «محمدرضا باهنر» «غلامعلی حدادعادل» و افرادی از این دست آن‌را نمایندگی می‌کنند. می‌خواهم بگویم به حضرت عباس بی‌سواد‌ترین آدم گروه اول بر باسواد‌ترین آدم گروه دوم شرف دارد. چرا؟

خدا وکیلی یک جستجوی بسیار ساده و ابتدایی در اینترنت درباره نطق‌های قبل از دستور و یا فرمایشات رسانه‌ای حضرات طی پنج سال گذشته انجام بدهید، و نتایج جست‌وجو را کنار هم بگذارید. به خدا از خنده روده‌بر می‌شوید و بعد هم به این نتیجه می‌رسید که «افلاطون» و «ارسطو» و «سقراط» و «بوعلی سینا» به گور پدرشان خندیده‌اند که فرموده امد: «النقیضان لایجتمعان و لایرتفعان».

تمام حرف‌های امروز آقایان ضد و نقیض حرف‌های دیروزشان از آب در می‌آید و به قولی آب هم از آب تکان نمی‌خورد.
چه کسی یادش رفته که حضرات اقتصاددانی (آقایان «توکلی» و «نادران») که این‌روز‌ها بیانیه شدیداللحن صادر کرده‌اند خطاب به ریس‌جمهور و هل من مبارز طلبیده‌اند(+) و اتفاقا اعتراضشان به خودسری‌ها و فرصت‌سوزی‌ها و خسارت به بارآوردن‌های آقای «احمدی‌نژاد» به کرات صورت گرفته است و از آ‌‌ن‌طرف هم آب از آب تکان نخورده؛ در انتخابات جاری ریاست جمهوری از چه کسی حمایت کردند؟
 و چه کسی یادش رفته که وقتی «میرحسین» در شب مناظره اعلام کرد که: «این روحیه به دیکتاتوری منجر می‌شود» چه کسانی سکوت اختیار کردند؟ و درآتش حمایت از ریس‌جمهوری که دیکتاتوریش را حداقل چهار سال بود آقایان به‌عینه مشاهده می‌کردند، دمیدند؟ و دردآور آن‌که وقتی همین صدا و سیمای دولتی (تو بگو مگر ایران صداو سیمای غیردولتی هم دارد) تمام هم و غم خود را بر توجیه نارسایی‌های دولت نهم ودهم و تشکر از او می‌گذارد، مگر نمایندگان مجلس مرحوم ششم بیانیه تشکر با امضای حداکثری صادر می‌کنند؟

بله دسته اول خواب‌اند و از این خواب لذت هم می‌برند. جمعیت‌ِشان هم نسبت به دسته دوم تقریبا ۹۵ به ۵ است. یعنی دسته اول فراوانی ۹۵ دارند و درمقابل دسته دوم فراوانی ۵. اما همین دسته دوم ۵ درصد راهنما و مراد اغلب اکثریت ۹۵ درصدی دسته اول هستند و خودشان را به خواب زده‌اند.
از قدیم گفته‌اند و چه به‌جا و سخته گفته‌اند که: آن‌که خواب است را می‌شود بیدار کرد اما بیداری آن‌که خود را به خواب زده غیر ممکن است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ فروردين ۸۹ ، ۰۵:۱۰
علی مصلحی

خانم «کروبی» شما آقای «هاشمی» نیستید

سه شنبه, ۲۵ اسفند ۱۳۸۸، ۰۶:۱۱ ق.ظ

 در طول سی‌ویک سالی که از انقلاب اسلامی می‌گذرد، به‌کرات اتفاق افتاده که آقای «هاشمی رفسنجانی» شخصا و یا یکی از نزدیکانش از طرف او، تهدید به افشاگری نموده‌اند، و بارها و بارها با تهدید به استفاده از این سلاح و عدم استفاده از آن، رقیب یا دشمن احتمالی را از صحنه به در کرده و کارک خود کرده‌اند آن‌گونه که مراد و منظورشان بوده است.

این سلاح - تهدید به افشاگری - طی سی سال گذشته، بارها به قصد سوء‌استفاده‌های مالی و اخلاقی از یک‌طرف و به قصد پوشاندن و مخفی‌کردن و در پرده نگه‌داشتن چنین مواردسوئی از طرف دیگر، آن‌قدر به کرات مورد استفاده قرار گرفته که این‌روزها دیگر پیش از آن‌که سلاح برنده‌ای بر ضد رقیب باشد، یک ترفند نخ‌نما شده و رنگ‌باخته، و به عنوان سند اتهاماتی نامشخص که در ورای حرف‌ها و تهدیدهای استفاده‌کننده مکتوم است، بر علیه خودش نزد افکار عمومی به‌کار گرفته می‌شود.

پیش‌فرضیه‌ها و زمینه‌های جامعه‌شناسی این سازوکار بر این فرضیه استوار است که؛ در راس هرم قدرت اتفاقات و سوء‌استفاده‌هایی از قدرت می‌شود و اغلب شهروندان در بدنه اجتماع و قاعده هرم، نسبت به این اتفاقات و حقوق خود و تکالیف دولت‌مردان نسبت به آن حقوق ناآگاهند، و این ناآگاهی و جهل عمومی زمینه و بستر مناسب برای این سوءاستفاده‌ها را فراهم می‌نماید.

در شرایط فعلی ناشی از خیزش سبز ملت ایران و بسترسازی‌های آگاهی‌بخش آن، که از دوم خرداد ۷۶ آغاز، و هر چه به سمت روزهای اخیر نزدیک شده بر شدت آن و آگاهی و آشنایی مردم نسبت به حقوق متقابل خود و دولت‌مردان و سهم‌شان از حقوق شهروندی و سرمایه‌های متعدد اجتماعی خصوصا آزادی‌های اساسی که زمینه‌ساز و تضمین‌کننده سایر حقوق و سرمایه‌هاست بیش از پیش کاربرد تهدید به افشاگری را بی‌اثر نموده است.

آخرین مورد استفاده ناکام از این سازوکار، تهدید به افشاگری بر علیه آقای «یزدی» توسط آقای «هاشمی» بود که دیدیم آن‌قدر بی‌اثر بود که «هاشمی» از خیر آن گذشت.

اما در این میان آن‌چه اخیرا مورد تاسف و تاثر شدید بنده قرار گرفت و متاسفانه به آن توجه هم نشد، تهدید اخیر خانم «کروبی» به افشاگری بود که متاسفانه باید گفت در چنین شرایطی این تهدید نه‌تنها به زیان رقیب و جناح مقابل نیست، بلکه به‌علت فقدان رسانه‌های خبری رسمی و آزاد و همچنین در اختیار رقیب قرارداشتن تمام رسانه‌های رسمی و آزاد، این تهدید حکم آب دهانی را دارد که سر بالا پرتاب شود و حاصلی جز شرم‌ساری برای خود به دنبال نخواهد داشت.

مردم ما هنوز سوءاستفاده غیراخلاقی آقای «احمدی‌نژاد» از رسانه رسمی در جریان مناظره‌های انتخاباتی بر علیه آقایان «هاشمی» «ناطق» «صفایی‌فراهانی» و «کروبی» و ... را فراموش نکرده‌اند و متاسفانه هیچ‌گاه فرصتی برای رفع سوءظن‌های ایجاد‌شده در برابر افکار عمومی برای متهمین فراهم نشد.
 از آن‌روز تاکنون شبهات فراوانی در اذهان حتی طرف‌داران نام‌بردگان در مناظره ها، بدون پاسخ باقی مانده است.

با همه این حرف‌ها گاهی یک افشاگری آن‌قدر بزرگ و ارزش‌مند هست که با وجود تمام محدودیت‌های موجود، خبر آن راه رسیدن به چشم و گوش‌های حتی بسته و حداقل تاثیرگذاری را پیدا می‌کند.
مردم ما مزه شیرین افشاگری‌های رفتار تلخ مسولین در وقایع کهریزک را هیچ‌گاه فراموش نخواهند کرد که علیرغم فقدان رسانه و شرایط نابرابر، این‌روزها خبر برگزاری دادگاه متهمان توسط همان رسانه‌ها مخابره می‌شود.

بله خانم «کروبی» شما آقای «هاشمی» نیستید. مطمئنیم دامن سرکار عالی و خانواده محترمتان به هیچ نحسی آلوده نیست که ترس از افشاشدن آن مانع از افشاگری امروزتان شود. بنابراین افشا کنید اثبات و ارسال آن با ما. ما رسانه‌ایم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ اسفند ۸۸ ، ۰۶:۱۱
علی مصلحی