وب‌نوشته‌های یک شیشه‌بر

علی مصلحی
وب‌نوشته‌های یک شیشه‌بر

روزنامه‌نگاری که کارمند بانک بوده و اکنون شیشه‌بری می‌کند

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
پیوندها

۲۴۱ مطلب با موضوع «سیاست» ثبت شده است

در شرایطی که انتخاب ریس دفتر ریس‌جمهور و سایر مناصب دولتی ‌آقای «مشایی» به هیچ عنوان نیاز به رای و انتخاب مستقیم مردم ندارد، و حتی بدون رای اعتماد و دخالت نمایندگان مجلس و با نظر مستقیم ریس‌جمهور صورت می‌گیرد، روزنامه «کیهان» در سرمقاله امروز خود به قلم «حسین‌شریعتمداری» ریس دفتر ریس‌جمهور را به‌عنوان کسی که «بدون رأی ملت، این روزها صاحب رأی ملت شده‌است» معرفی و به انتقاد شدید و بی‌سابقه از «محمود‌ احمدی‌نژاد» پرداخته‌ است.

سرمقاله‌نویس «کیهان» که مصاحبه جمعه‌ شب ریس‌جمهور با شبکه خبر(+) و اظهارات افنخار‌آمیز ایشان درباره «منشورکورش» را دست‌مایه اعتراض خود قرارداده بود، بدون توجه به واکنش شادمانه و پیشنهاد کودکانه؛ عودت ندادن منشور به موزه و کشور فرستنده، توسط همین روزنامه هنگام ورود منشور به کشور، ریس‌جمهور را مورد سؤال قرارداد که: «جناب آقای احمدی‌نژاد با کدام منطق علمی و اسلامی آن‌هم از جای‌گاه رئیس‌جمهور ایران اسلامی می‌فرمایند اگر دنیا از ما درباره مدیریت ایرانی سؤال کند، در پاسخ آن‌ها «منشور کوروش» را ارائه می‌کنیم؟!»

نویسنده در ادامه پس از ارائه تصویری سیاه از وضعیت کشور ایران در زمان رژیم پهلوی، تقصیر همه آن‌ها را به گردن «منشور کورش» انداخته و سؤال می‌کند: «جناب احمدی‌نژاد از منشور کوروش انتظار چه معجزه‌ای دارند که آن‌را به‌جای اسلام عزیز می‌گذارند و عرق شرم بر پیشانی ملت پاک‌باخته و ایران‌دوست می‌نشانند؟!»

وی هم‌چنین پس از اعلام این‌که کشور ایران هم‌اکنون مقتدرترین؟؟ کشور منطقه می‌باشد، و علت اصلی این اقتدار حضور اسلام ناب محمدی(ص) بر کرسی اداره کشور است، سؤال می‌کند: «چرا باید جای آن با منشور کوروش عوض شود؟!...آیا اظهارات برادر عزیزمان آقای احمدی‌نژاد، نگاهی معکوس به واقعیات ملموس و مصداق شکستن نردبان بعد از صعود به بام نیست؟!»

اما قسمت مهم، برجسته و در عین حال جالب‌توجه نوشته امروز «شریعتمداری» قسمتی بود که ایشان به قول منبری‌ها گوشه را به کربلا زد تا به برخلاف ادعای اصلی نوشته که سعی می‌کرد بهانه نوشتن را اظهارات ریس‌جمهور در مصاحبه با شبکه خبر نشان دهد، پاسخ حمله شدید آقای «احمدی‌‌نژاد» به «کیهان» در مصاحبه با روزنامه ایران(+) را بدهد، و به آقای «احمدی‌نژاد» متذکر شود که اسناد موثقی از «صاحب رای نبودن او» در دست دارد که در صورت لزوم افشا خواهد شد. ایشان متذکر می‌شود:‌ «جناب احمدی‌نژاد- و رئیس دفتر ایشان که بدون رأی ملت، این‌روزها صاحب رأی ملت شده‌است»، اما چه کسی و کدام ناظر آگاه است که نداند ریس دفتر ریس‌جمهور به رای مردم نیاز ندارد و آن‌کسی که به رای مردم نیاز دارد و بدون آن رای بر کرسی غصبی ریاست‌جمهوری تکیه‌زده، شخص آقای «احمدی‌نژاد» است. نکته‌ای که آقای «شریعتمداری» به‌تر از هرکس دیگری بدان اشراف و از آن اطلاع دارد. و اسناد آن‌را برای روز مبادا نزد خود حفظ کرده‌ است.

روز مبادا آیا نزدیک می‌شود؟ باید منتظر ماند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۸۹ ، ۰۱:۵۲
علی مصلحی

حمله شدید «احمدی‌نژاد» به «کیهان»»

يكشنبه, ۲۸ شهریور ۱۳۸۹، ۰۱:۲۷ ق.ظ

تنها سه روز پس از حمایت آشکار و تمام‌قد رهبری نظام از «محمود احمدی‌نژاد» و دولت متبوعش، که تیتر یک روزنامه «کیهان» را به خود اختصاص داد، رییس‌جمهور در مصاحبه با روزنامه «ایران» از روزنامه «کیهان» به‌شدت انتقاد کرد(+) و صریحا خواستار محاکمه رسانه‌هایی شد که با تهمت‌زدن و بی‌آبرو کردن افراد اخلاق اسلامی را زیر پا می‌گذارند.

رییس‌جمهوری با اشاره به مواضع برخی رسانه‌ها که خود را طرف‌دار دولت می‌دانند؛ گفت: «برخی اتفاقات در رسانه‌های ما می‌افتد که من از اساس به آن‌ها اعتقاد ندارم، آن‌هایی که راجع به خود من است، من شخصاً گذشت می‌کنم، اما آیا مثلاً یک رسانه می‌تواند به زن یک رئیس‌جمهور اروپایی نسبتی بدهد؟ این با کدام اسلام می‌خواند؟ ممکن است مخالف ما باشد ولی آیا من می‌توانم نسبتی به او بدهم. حتی اگر فردی انحراف اخلاقی دارد، یک رسانه نمی‌تواند این‌را بنویسد. چرا که خلاف شرع است.»

روزنامه «کیهان» که به نظر قاطع آگاهان سیاسی یکی از نردبان‌های اصلی صعود «احمدی‌نژاد» به جای‌گاه ریاست‌جمهوری بوده‌است، و هم‌واره مشی هم‌راهی و هم‌فکری هم‌راه با حمایت از دولت را در دستور خود داشته، طی چند ماه گذشته و به‌دنبال گسترش اعتراضات عمومی بر علیه اقدامات و اظهارات عجیب و غریب ریس‌دفتر ریس‌جمهور، عملا به تریبون اصلی و پای‌گاه اجتماعی سامان‌دهنده این حملات تبدیل، و این اعتراضات را در جریان همایش «ایرانیان خارج از کشور» که با مدیریت ریس‌دفتر ریس‌جمهور برگزار می‌شد، به اوج خود رساند.

«شریعتمداری» در این مرحله در چند شماره پیاپی، حجم زیادی و به جوابیه‌ها و فرکانس‌های نارضایتی ارسال‌شده از طرف ریس‌جمهور و هوادارانش از موضعی بالا برخورد نموده، و هیچ توجهی نکرد.

«‌کیهان» اگرچه تلاش می‌کرد در تمام مطالب دامن آقای «احمدی‌نژاد» را از اتهامات مطرح‌شده پاک نگاه دارد، و فاصله بین ایشان و ریس دفترش را بیش‌تر نماید، اما حواس‌َش به نوع رابطه آن‌ها و جای‌گاه والای آقای «مشایی» در نظر ریس‌جمهور نبود.
صبر ریس دفتر زیرک ریس‌جمهور هم بسیار بیش‌تر از این‌ها بود و هست.

باید صبرکرد و منتظر واکنش «کیهان» ماند که با توجه به ظرافت‌ها و حساسیت‌های خاص موجود در روابط آن‌ها بعید به‌نظر می‌رسد به این سرعت اتفاق بیفتد؛ اما «شریعتمداری» آدمی نیست که چنین حمله‌ای را بدون پاسخ بگذارد.

از طرفی طی سالیان گذشته کم‌تر سابقه داشته است که «شریعتمداری» به روابط و بازی‌های پشت‌پرده تن داده و از جواب دادن به چنین خفت آشکاری منصرف شود.
بدون شک اگر طی روزها یا هفته‌های آینده سایت‌های منتسب به جنبش سبز به شکل واحد اقدام به انتشار یک سند جدید از «شورای عالی امنیت ملی(+)» یا نوار سخنرانی محرمانه یک «سردارمشفق» دیگر نمودند؛ مطمئن باشید که این اطلاعات توسط شخص آقای «شریعتمداری» و با ظرافت خاصی در اختیار این سایت‌ها قرار گرفته است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ شهریور ۸۹ ، ۰۱:۲۷
علی مصلحی

«فقیه» و «شیخ» شجاع و نامه‌هایی برای مردم

يكشنبه, ۲۸ شهریور ۱۳۸۹، ۱۲:۳۸ ق.ظ

 اخبار ضد و نقیضی از بعضی سایت‌ها نقل می‌شود درباره مثلا اتفاقات پشت‌پرده اجلاسیه اخیر خبرگان رهبری، درباره اعتراض رهبری به نطق افتتاحیه «هاشمی» و هم‌چنین قهر «هاشمی» در پی تلاش عده‌ای برای ردصلاحیت آیت‌الله «دستغیب» و گنجاندن نام «کروبی» و «موسوی» به‌عنوان «سران فتنه» در بیانیه پایانی و ... که پیش از آن‌که خبر خوش باشد، جدای از صحت و سقم، برای دل‌خوش کردن عوام است و باید آن‌را خبر بد دانست به فرض صحت.

آن خبرگانی که صلاحیت بعضی‌ها را تایید می‌کنند به‌تر است که صلاحیت آیت‌الله «دستغیب» را رد کنند و نام «موسوی» و «کروبی» چه در بیانیه پایانی اجلاس بیاید چه نیاید، در زمره پرافتخار «سران فتنه» یک‌سال و اندی است که ثبت‌شده. اما آن‌ها که نام‌ِشان نه به درخواست نمایندگان «مجلس‌خبرگان»، بلکه به‌خاطر قدرناشناسی خودشان از لیست مورد احترام مردم یعنی همان لیست معروف «سران‌فتنه» خط خورد و دارد کاملا حذف می‌شود، باید از آیندة نزدیکی که تایید و نظر مردم، کارساز و چاره‌ساز خواهد بود اندیشه کنند.

رسانه‌های معتبر عمومی ایران و جهان طی روزهای گذشته به‌شکل وسیع دو نامه را منتشر نمودند که یکی خطاب به نمایندگان «مجلس‌خبرگان» توسط فقیه شجاع معاصر حضرت آیت‌الله «دستغیب»، و دیگری خطاب به ریس آن مجلس توسط شیخ شجاع معاصر‌ آقای «مهدی کروبی» نوشته شده‌بود.


برخورد با هردو نامه به یک‌شکل بود. همان برخوردی که یک‌سال‌ونیم پیش رهبری نظام نسبت به نامه سرگشاده «اکبر هاشمی رفسنجانی» داشت، حالا «اکبر هاشمی‌رفسنجانی» نسبت به نامه شیخ شجاع داشت و نمایندگان «مجلس‌خبرگان‌رهبری» هم همان بی‌اعتنایی را نسبت به نامه هم‌راه و هم‌شان سابق‌شان آیت‌الله «دستغیب».

 به‌واقع اگر ایشان اعتنایی به نامه‌ها می‌کردند باید شگفت‌زده می‌شدیم و نویسندگان نامه هم بیش و پیش از هر کس دیگری می‌دانستند که جواب نامه‌هایشان چه خواهد بود، اما آن‌ها نامه‌هایشان را برای مردم نوشتند، ضمن آن‌که این نامه‌ها از زمره همان نامه‌هایی‌ست که در روز رستاخیز به‌دست راست انسان‌ها می‌دهند و از معصوم نقل است که نویسنده آن نامه‌ها خود صاحب نامه‌ها هستند.
 از این روست که شیخ و فقیه شجاع نامه عمل و وظیفه خود را‌ می‌نگارند که وظیفه‌اشان نامه‌نگاری است و وظیفه دیگرانی را متذکر می‌شوند، تا بر وظیفه تذکر در روز حساب سرافکنده و روسیاه نباشند. همان روزی که بسیاری دیگر بر وظیفه انجام نداده خود شرمنده و سر بزیر خواهند بود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ شهریور ۸۹ ، ۰۰:۳۸
علی مصلحی

به‌فاصله بسیار کوتاهی پس از پایان‌کار هشتمین اجلاس «خبرگان رهبری» حمله به «هاشمی‌رفسنجانی» ریاست مجلس خبرگان رهبری که با توجه به حساسیت شرایط اجلاس و جای‌گاه ریاست آن، به‌طور موقت تعطیل شده‌بود، مجددا در دستور کار قرار گرفت.

روزنامه «کیهان» که همیشه سکان‌دار و پیش‌قراول حمله به ریس«مجمع تشخیص مصلحت نظام» و «مجلس خبرگان رهبری» و خانواده ایشان بوده‌است، در صفحه ۱۴ شماره امروز خود در مطلبی تحت‌عنوان «سفرهای سؤال‌برانگیز خارجی خانواده هاشمی»(+) آمار کل مسافرت‌های وابستگان درجه چندم خانواده ایشان طی چند هفته گذشته را اعلام، و مجددا ادعاها و اتهامات پیش‌گفته خود درباره این خانواده، خصوصا «مهدی هاشمی» را تکرار کرد.

به نظر می‌رسد در شریطی که اخیرا یک منبع رسمی خبر از ممنوع‌الخروج بودن آقایان «میرحسین‌موسوی» و «مهدی کروبی»(+) می‌دهد و چندماه پیش هم مراجع اطلاعاتی مانع از خروج ریس‌جمهور سابق آقای «خاتمی»(+) که قصد شرکت در «اجلاس سالانه شورای تعامل در زمینه خلع سلاح هسته‌ای» در ژاپن را داشت، شده بودند، سفرهای متعدد خانواده و بستگان ریس‌مجلس «خبرگان رهبری» و سکوت رسانه‌های مدعی اصول‌گرایی امثال «کیهان» در هنگام وقوع این مسافرت‌ها و اعتراض بلافاصله آن رسانه‌ها پس از پایان اجلاس، نوعی حق‌السکوت بوده که در حق آقای «هاشمی» پرداخت شده و ایشان متقابلا متعهد شده‌اند که این اجلاسیه را نیز به خیر و خوشی برگزار نمایند.

از طرف دیگر پس از پایان اجلاس و صدور بیانیه پایانی آن، در دیدار ریس و اعضای مجلس «خبرگان‌رهبری» با رهبری نظام آقای «خامنه‌ای» در اظهارات شفافی تمام‌قد از دولت آقای «احمدی ‌نژاد» و اقدامات او دفاع نموده و اعلام نمودند؛ که هم‌چنان به دفاع خود از ایشان ادامه خواهند داد.(+)

این اظهارات در شرایطی صورت می‌گرفت که ریس‌مجلس‌‌ «خبرگان رهبری» در بیانات افتتاحیه‌ این اجلاس(+) در اظهاراتی با بیان این‌که: «قانون، حتی قانون غلط، محور هر ملتی است و تخلف از آن به معنای دیکتاتوری، استبداد و... است» بدون ذکر نام، تلویحا آقای «احمدی‌نژاد» را به دیکتاتوری متهم و ماجراجویی‌های دولت را مشکل‌ساز اعلام نموده‌بود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ شهریور ۸۹ ، ۱۵:۳۲
علی مصلحی

قرآن‌هایی که بر نیزه می‌سوزند

يكشنبه, ۲۱ شهریور ۱۳۸۹، ۰۳:۱۲ ب.ظ

بیاییم کمی با خودمان خلوت کنیم و ببینیم؛ از خدا بزرگ‌تریم یا خدا بزرگ‌تر از ماست؟
خیلی سؤال سختی نیست. خیلی هم فکرکردن نمی‌خواهد. خیلی هم وقت ما را نمی‌گیرد. شاید به جواب قانع‌کننده‌ای برای دیگران نرسیم. اما مهم نیست. مهم این‌است که خودمان به یک جواب قانع‌کننده برسیم.

اسلام را برای خدا می‌خواهیم، یا برای خودمان؟ خدا را برای خدا می‌خواهیم یا برای خودمان؟
جیب یا کیسه گشادی که به نام دین دوخته‌ایم، به‌کام دین و برای خداست یا برای خودمان؟

اصلا اجازه بدهید از دین فارغ شویم! از خدا فارغ شویم! بزرگ‌مردی از سلاله مروت و مردانگی زمانی خطاب به نامردمانی که مروت را قربانی می‌کردند فرموده است: «اگر دین ندارید، آزادمرد باشید.» بیایید آزاد‌مردی را هم رها کنیم. آیا «انسان» هستیم یا نه؟ می‌دانید انسان بودن یعنی چه؟ منظورم این نیست که به ارزش‌های تعریف‌شده و موردقبول انسان‌ها، یا اخلاق به معنای مطلق آن باور و اعتقاد داریم یا نه؟ نه! منظورم این‌است که مثلا اگر از ما سؤال کنند فلانی! حاضری سر تو را به‌زور در کاسه پر از مدفوع توالت فروکنند؟ آیا می‌گوییم آری؟ یعنی این حس برای من و تو مشمئزکننده نیست؟

هست! مطمئنا هست! فقط یک دیوانه می‌تواند احساس بد و ناراحت‌کننده به این رفتار و رفتارهای مشابه آن نداشته باشد. والا هر انسانی در هر جای‌گاهی با هر اعتقادی و با هر تعریفی که از اخلاق و شرع و هنجار داشته باشد، به حکم فطرت و ذات انسانی از این اتفاق دچار تنفر و اشمئزاز و انزجار جسمی و روحی و روانی می‌شود.

کمی شرم را فرو گذاریم و دقیق‌تر نگاه کنیم. حدود یک‌ماه پیش نامه‌ای منتسب به «حمزه کرمی» از زندانیان حوادث پس از انتخابات پرحرف و حدیث ۲۲ خرداد سال گذشته، خطاب به دادستان کل کشور در رسانه‌ها منتشر شد که در آن زندانبانان جمهوری اسلامی را متهم می‌کرد که بر علیه وی بدترین شکنجه‌ها و از جمله فروکردن سر در کاسه پر از مدفوع توالت را، اعمال نموده‌اند.

نامه از طریق اکثر رسانه‌های مجازی و شبکه‌های اجتماعی گسترش و انتشار وسیعی یافت و صدای آن مثل یک بمب در تمام دنیا ترکید و به‌گوش همه مردم دنیا رسید، اما متاسفانه در کشور ایران هیچ‌کس نه این نامه را خواند و نه صدای این زندانی گرفتار و دربند را شنید.
همه به این نتیجه رسیده‌بودند که همه‌جا امن و امان است.

کم‌تر از یک‌ماه بعد از انتشار آن نامه، حالا نامه‌ای مشابه و یا شاید بدتر از آن از یکی دیگر از زندانیان درگیر با همان پرونده و پرونده‌ها، آقای «عبدالله مومنی» خطاب به رهبری نظام منتشرشده که همان اتهامات را بر علیه زندانبانان جمهوری اسلامی، به عریانی و وضوحی کاملا شفاف مطرح می‌کند. اما این‌بار هم نامه ناخوانده ماند و صدا ناشنیده.
گویی صدایی از تمامی زندانیان معاصر سیاسی اوین به گوش می‌رسد که:
«من(ما) گنگ خواب‌دیده و عالم(ایران) تمام کر / من عاجزم ز گفتن و خلق از شنیدنش»

در همین حال و احوال اما یک کشیش دیوانه (بخوانید عمروبن‌العاص) در آن سر ینگه دنیا به طرف‌دارانش اعلام کرد «قرآن‌ها را بر نیزه کنید.» (بخوانید آتش زنید)

تمام چشم‌های کور و گوش‌های کری که طی یک‌ماه گذشته دردنامه «حمزه کرمی» و «عبدالله مومنی» را ندیده و فریادهای الغوث الغوثشان را نشنیده بودند، به‌ناگاه بیدار شده، چشم‌ها باز و گوش‌ها به‌زنگ، که نکند کسی از سپاه «علی» شمشیر بر قرآنِ‌برنیزهِ «معاویه» وارد کند.

به‌راستی اسلام را برای خدا می‌خواهید؟ قرآن را برای هدایت مردم می‌خواهید؟ یا برای تظاهر به آن برای سنگینی جیب‌ها و کیسه‌های دوخته‌شده؟
 آیا شما قرآن‌های آتش‌گرفته در عزت‌کده اوین را در این یک‌سال گذشته ندیدید؟ و صدای انسانیتی که مظلومانه در پای مثلث «زر و زور و تزویر» قربانی می‌شد را نشنیدید؟
آیا چشمان شما بر تصویرهای رقت‌انگیز مویه مادران داغ‌دیده بر جنازه‌ها و قبرهای فرزندان قربانی‌شده در جشن پیرزوی «احمدی‌ن‍ژاد» در انتخابات دهم، کور بود؟

این‌که تعمدا خود را به کوری و کری و خواب‌زدگی داوطلبانه زده‌اید؛ نتیجه آن شده‌است که خیلی از حقایق عریان جامعه که همه در یک‌قدمی حضورتان اتفاق می‌افتد را نبینید.
 شما به‌آسانی گور بزرگی که با دستنان خود حفر نموده و با شتاب به سمت آن در حرکت هستید را نمی‌بیند.
 اصلا چرا را ه دور برویم؛ چرب و شیرین دنیا چنان باد غفلتی را در وجودتان دمیده که، فراموش‌ِتان شده مرگی هست، زوالی هست، آخری هست، عاقبتی هست، همه‌چیز همیشه و بردوام نیست و نخواهد ماند. اما می‌توان امروز سرنوشت خوب فردا، عاقبت خیر پیش‌رو را رقم زد. ولی غفلت باعث شده‌است سرنوشت بد و عاقبت شری برای خود رقم بزنید.
این نوشته در خودنویس این‌جا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ شهریور ۸۹ ، ۱۵:۱۲
علی مصلحی

با آبروی‌رفته چه باید کرد؟

سه شنبه, ۲۶ مرداد ۱۳۸۹، ۰۳:۴۵ ق.ظ

«علیرضا افتخاری» در شرایطی به فکر جبران مافات و برگرداندن آب‌رفته به جوی افتاده‌است که دیگر بسیار دیر شده‌است.

بدتر از آن شرایط حاکم بر مجموعه حاکمیت است که حضرت والا آن‌قدر طی این سال‌ها سرگرم تولید آثار بوده که فرصت مطالعه که سهل است، فرصت دیدن و شنیدن هم پیدا نکرده‌اند و الا به این سادگی مرتکب اشتباه و گاف‌های پشت‌سر آن نمی‌شدند.

در پی حمایت آهنگ‌ساز، نوازنده، خطاط، قاری‌قرآن و خلاصه استاد برجسته و بلندمرتبه موسیقی و آواز ایران؛ استاد «محمدرضا شجریان» از جنبش عظیم و سبز مردمی ایران در سال گذشته، حاکمیت دروغ و کودتا در یک اقدام شتاب‌زده و بدون تامل، پخش آواز ملکوتی «ربنا»ی ایشان، که نزدیک به سه دهه مهمان سفره‌های آسمانی افطار مردم ایران بود را از دستور کار پخش در رسانه ملی ایران حذف کرد.

این اقدام شتاب‌زده واکنش اعتراضی شدید مردم مذهبی و علاقه‌مند را به‌دنبال داشت و اگرچه بلافاصله صدا و سیما ابتدا در عقب‌نشینی آشکار اعلام کرد که «هنوز فرصتی برای پخش ربنا شجریان نداشته‌ایم»، اما در اقدام سخیف دیگری، برای پاسخ‌گویی به اعتراضات گسترده مطرح‌شده در سطح رسانه‌های مجازی، به سراغ نمایندگان مجلس رفت تا از زبان آن‌ها برای این رفتار خود و کاهش فشار افکار عمومی، اخذ تاییده نموده و تلاش کرد توپ را به زمین نمایندگان بیاندازد.

واکنش بعضی از نمایندکان فاقد اخلاق و شخصیت مجلس به این اعتراضات بسیار جالب و در عین حال تاسف‌برا نگیز است.
یکی از نمایندگان عضو فراکسیون انقلاب اسلامی برای نشان‌دادن اوج نفرت کودکانه‌اش به بزرگی استاد «شجریان» به خبرنگار صداوسیما گفت: «صدای یک چوب خشک از صدای شجریان به‌تر است!»

یکی دیگر از نمایندگان عضو این فراکسیون هم در این‌باره گفت: «من حالم از شنیدن ربنای این... به‌هم می‌خورد. واقعا جای تاسف بود که ما سر سفره افطار مجبور بودیم صدای ربنای کسی را بشنویم که... و حالت مشمئز‌کننده‌ای به من دست می‌دهد وقتی صدای او را می‌شنوم.»

در همین حال «حمید ترقی» عضو برجسته «موتلفه اسلامی» در اظهارات عجیبی که از یک ذهن بیمار برمی‌آید، ادعا کرد: «علاقه‌مندان به این دعا با صدای شجریان دشمن انقلاب هستند.»

حالا و در شرایطی که رسانه رسمی به‌علاوه مجموعه حاکمیت، تمام‌قد برای تخریب کودکانه استاد به میدان آمده و در این کارزار از هرگونه رفتار خلاف ادب و اخلاق نیز پرهیز ندارند، آقای «علیرضا افتخاری» ــ همان آوازه‌خوانی که چند روز پیش همین رسانه ملی خبر حضور و چاق‌سلامتی‌اش با ریس‌جمهور کودتا در حاشیه مراسمی به مناسبت روز خبرنگار را به‌عنوان یک سوژه ناب و با آب و تاب خاص پخش نمود، و خبرگزاری «فارس» رفیق گرمابه و گلستان همان رسانه ملی هم او را با لقب پر طمطراق استادی مفتخر نموده و روزنامه «وطن امروز» ارگان جمعی از پیاده‌نظام کودتا بدون توجه به حضور مکرر تلفنی «علیرضا افتخاری» در یک برنامه مبتذل موسیقی در شبکه تلوزیونی «پارس» در نوشته‌ای مضحک شخصیت او را به‌دلیلی که نویسنده ادعا می‌کرد هم‌خوابه «bbc» و«voa» نیست، ستوده بود ــ  به ناگهان از در دوستی درآمده و تلاش کرد آبروی‌رفته را بازسازی کند و در یک چرخش صدوهشتاد درجه خواستار پخش دعای «ربنا» با صدای استاد «شجریان» از صداوسیما شده و تاکید کرد «"ربنا"ی شجریان در کائنات منتشرشده و در بند پخش از رسانه‌ها نیست و صداوسیما نیز به‌تر است به‌جای جای‌گزینی، "اولین نسخه و نسخه اول" را پخش کند، چرا که این نوا از عمق اعتقادات شجریان بر جان و دل مردم مسلمان می‌نشیند.»

ظاهرا آقای «افتخاری» این‌روزها آن‌قدر سرگرم و درگیر رتق‌وفتق اعتراضات مربوط به حضور در جمع کودتاگران و روبوسی جانانه با آقای «احمدی‌نژاد» بوده‌اند که فرصت نکرده‌اند فرمایشات نمایندگان مجلس هم‌راه و هم‌رای با آقای ریس‌جمهور محبوب او درباره «ربنا» و «چوب خشک» و «استاد شجریان» و «حال به‌همخوردن» و ... را بشنوند والا در تلاش برای بازگرداندن آب رفته به جوی تدبیر به‌تری اتخاذ می‌کردند.

زنده‌یاد «حمید مصدق» سال‌ها پیش سروده‌است:
گیرم که آب رفته به جوی آید
با آبروی‌رفته چه باید کرد؟

مرتبط:
رسانه ملی و معضلی به‌نام شجریان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ مرداد ۸۹ ، ۰۳:۴۵
علی مصلحی

اخراج تاوان دست‌بند سبز

دوشنبه, ۲۵ مرداد ۱۳۸۹، ۰۳:۲۶ ق.ظ

اگر بخواهیم به کمک آیه و حدیث و روایت و اخلاق، ثابت کنیم که رفتار مجموعه ورزش کشور با «علی کریمی» اعجوبه فوتبال ایران اشتباه بوده‌است، راهی به جایی نمی‌بریم. چرا که به همان اندازه و حتما که بیش‌تر آن‌ها برای رد نظر ما، آیات و روایات و احادیث و تفاسیر و خلاصه مستندات مذهبی ارائه می‌کنند.

اما آن‌چه مشخص است و آن‌ها به کمک هیچ ابزاری غیر از دروغ نمی‌توانند ردکنند، آنست که نتیجه این نوع نگاه به مذهب و دیدن مذهب از دریچه سیاست و مذهب سیاسی داشتن، باعث شده‌است امر «مذهب» که علی‌القاعده یک امر آسمانی، قدسی و شخصی است، در همه امور مداخله داده شده و به‌دنبال این نگاه ابزاری، آلوده به اغراض شخصی سیاست‌مداران و ابزار سیاست‌ورزی آن‌ها طی سال‌های اخیر شده و به اندازه همان سیاست نازل، و لاجرم مورد تنفر قرارگرفته و نتایج عملی آن آنست که به جرات می‌توان گفت بیش از هشتاددرصد مردم در سراسر کشور در ماه مبارک رمضان نه‌تنها تمایلی به روزه‌گرفتن ندارند، بلکه تمایلی به پنهان‌کردن روزه‌نبودن خود هم ندارند.

به عبارت ساده‌تر؛ نتیجه نگاه ابزاری به امر مقدس دین باعث شده‌است مردم تنفر خود از سیاست را در تظاهر به بی‌دینی نشان دهند.
 این اتفاق بدون شک نتیجه رفتار و نگاه امثال آقای «آجرلو» و دیگر دست‌اندرکاران غریبه و غیرمتخصص در دستگاه ورزش کشور و کسانی است که به هیچ عنوان متعلق به دنیای ورزش و قهرمانی نیستند، اما در شرایطی که هیچ‌چیز و هیچ‌کس در جای‌گاه واقعی خود نیست، آن‌ها هم در جای‌گاه ورزش قرار گرفته و نتیجه این شده‌است که می‌بینیم و می‌شنویم.

در مورد جادو گر فوتبال ایران «علی کریمی» و اتفاقات مربوط به او، تا آن‌جا که مشخص است در این هوای گرم فوتبال بازی‌کردن و تمرین‌داشتن و نتیجه‌گرفتن و در کنار همه این‌ها، روزه‌گرفتن هم کاری است بس طاقت‌فرسا و به جرات می‌توان گفت از عهده کم‌تر کسی حتی آقای «آجرلو» و مربیان و کادر فنی تیم «استیل آذین» و مجموعه تنظیم‌کننده «منشوراخلاقی» برمی‌آید.
در نتیجه می‌توان ادعاکرد برای صاحبان باشگاه‌ها هم روزه‌گرفتن و مبادی آداب مذهب بودن بازی‌کنان یک باشگاه و تیم، فرع بر نتیجه‌گیری باشد.

 با توجه به این شرایط به‌نظر نمی‌آید اکثر ورزش‌کاران در چنین شرایطی روزه‌دار باشند. چنان‌که بازی‌کنان هم‌تیمی «کریمی» هم بدان اعتراف نموده‌اند.
اما چرا و به چه دلیل روزه‌نبودن یک نفر این‌گونه مشکل‌ساز و به‌دنبال آن علی‌رغم توصیه صریح دین اسلام، خبرساز می‌شود، باید جواب را در جای دیگری جست‌وجو کرد.

به جرات می‌توان گفت اگر «علی کریمی» یک دهم حمایت‌های آشکار «حسین رضازاده» از آقای «احمدی‌نژاد» را درباره ایشان انجام می‌داد و آن‌گونه آشکار در میادین بین‌المللی با بستن بازوبند سبز، حمایت آشکار خود از جنبش سبز ملت ایران را آشکار نمی‌کرد، نه‌تنها روزه‌خوردن و تظاهر آن محل اشکال نبود که همه آیات و روایات مستند تنبیه امروز او، مستند توجیه رفتار او شده و حالا به راحتی جای متهم و شاکی عوض‌شده و سردار سپاه آقای «آجرلو» اینک به جای آقای «کریمی» بر صندلی اتهام نشسته بود.

بلواگران بر علیه «علی کریمی» اگر به دین معتقد باشند و درد دین داشته باشند، بیش از نود درصد آیات و روایات و احادیث و تفاسیر، مومنین را به آبروداری و پرده‌پوشی گناهان توصیه می‌کند، نه رسانه‌ای کردن گناه احتمالی یک انسان.
مرتبط:
منشور بی‌اخلاق، اخلاق بی‌منشور

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ مرداد ۸۹ ، ۰۳:۲۶
علی مصلحی

دفاع از رسوایی

پنجشنبه, ۲۱ مرداد ۱۳۸۹، ۰۴:۳۷ ب.ظ

واکنش‌های خام و شتاب‌زده به نامه دادخواهی ۷ تن از سران اصلاحات:
قانون اساسی به صراحت اشاره دارد که همه شهروندان در مقابل قانون یک‌سان هستند و از حقوق یک‌سان برخوردار. این یک اصل بدیهی حقوقی و از اصول اولیه پای‌بندی به قانون است.

براساس این اصل تمام حقوقی که به یک شهروند آزاد در راس هرم مدیرتی کشور متعلق است، بدون کم‌ترین تفاوتی به یک زندانی در آستانه اعدام هم تعلق می‌گیرد و هردو اگرچه از نظر پای‌گاه اجتماعی در دو جای‌گاه کاملا متفاوت و شاید متناقض قرار داشته باشند، اما در مقابل قانون یک‌سان تلقی می‌شوند و حقوق یک‌سانی دارند.

اواخر اردیبهشت‌ماه گذشته ۱۷۵تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در واکنش به دادگاه روزنامه «کیهان» و در نامه‌ای به ریس قوه قضاییه اعلام نمودند که خبر محاکمه «حسین شریعتمداری» مدیر مسؤل روزنامه «کیهان» موجب شگفتی آن‌ها شده‌است. به عبارت ساده‌تر یعنی این‌که آقای «شریعتمداری» انسانی است فراتر از سایر انسان‌ها و علی‌رغم تصریح روشن و بدیهی قانون اساسی در اصل ۳۴ که دادخواهی را جزء حقوق مسلم و اولیه هر شهروند می‌داند، نمایندگان مجلس که علی‌الاصول باید پاس‌دار این حق و سایر حقوق موکلینشان عموما باشند، شاکیان متعدد روزنامه «کیهان» را فاقد این حق می‌دانستند و از این بابت از احضار، محاکمه، و رسیدگی حتی صوری قوه قضاییه به شکایت‌های فراوان بر علیه ایشان شگفت‌زده شده‌بودند.

امضاکنندگان نامه فوق نمی‌دانستند که با امضا و انتشار رسمی این نامه، پرده از جهالت عمیق خود نسبت به مهم‌ترین و اصلی‌ترین وظیفه خود در برابر حقوق شهروندان و وظایف حاکمیت نسبت به آن حقوق برداشته، این رفتار فروکاستن مجموعه شهروندان جامعه به آقای «شریعتمداری» و به‌دنبال آن فروکاستن شان و جای‌گاه نمایندگی مجلس را به‌دنبال خواهد داشت.

متن نامه اشاره‌شده به‌هیچ عنوان بر اساس وظیفه نمایندگی به روند دادرسی و مثلا اشکالات قانونی در روند برگزاری دادگاه تا رسیدن به نتیجه اعتراضی ندارد، به اصل محاکمه ایراد دارد و مدعی است شاکیان دادگاه مورد اشاره «حق شکایت» ندارند. دقت می‌فرمایید!؟ حق شکایت ندارند.

نمایندگان فوق به‌راحتی می‌دانند که اراده‌ای در کل نظام قضایی جمهوری اسلامی برای صدور حداقل تنبیه برای امثال آقای «شریعتمداری» و محکوم‌نمودن او وجود ندارد و نتیجه دادگاه که به تبرئه‌ی ایشان منجر می‌شود را، از قبل پیش‌بینی نموده بودند و اصولا باتوجه به منش مسؤلین این قوه قابل پیش‌بینی بود، اما با این وجود دست به این خبط سنگین و تخلف آشکار زدند.

البته که از نمایندگانی که متخب واقعی مردم نباشند و به کمک و هم‌راهی کیهانیان به آن جای‌گاه دست یافته باشند، توقعی غیر از این نمی‌توان داشت.
اما نکته جالب‌توجه آن‌َست که شاکیان آقای «شریعتمداری» هم خوب می‌دانستند که این شکایت و آن دادگاه رهی به دهی آن‌چنان‌که باید در زمان خود نمی‌برد، اما برای آن‌که در مقابل تاریخ روسفید بمانند و برای پاسخ به آیندگان و از طرفی برای انجام وظیفه‌ای که بر دوش داشتند، دست به این اقدام ظاهرا بی‌نتیجه زده‌بودند.

این شکایت، عصبانیت نمایندگان مجلس که نمایندگان واقعی مردم نبودند را برانگیخت و به‌دنبال آن نامه مورد اشاره نوشته شد که سندی آشکار بر جهالت و بی‌سوادی آنان از یک‌طرف و اثبات این‌که آنان نمایندگان واقعی مردم نیستند از طرف دیگر شد.
از طرفی این نامه و آن شکایت به‌عنوان یک سند تاریخی در بین اسناد رسمی کشور، به‌عنوان برگ برنده و سند افتخار شاکیان و سند روسیاهی نمایندگان مربوط در تاریخ خواهد ماند.

اما اخیرا تعدادی از چهره‌های اصلاح‌طلب بازداشت‌شده پس از انتخابات پر حرف و حدیث دهم ریاست‌جمهوری به‌تازگی با ارسال نامه‌ای به‌عنوان ریاست محترم قوه قضاییه نسبت به یک فایل صوتی از سخنان آقای «مشفق» از کادرهای عالی‌رتبه سپاه و نیروهای امنیتی واکنش نشان داده و خواستار پی‌گرد قضایی آن سخنان شده‌اند.

 اگرچه طبق معمول، همان بی‌اراده‌گی پیش‌گفته کماکان در قوه قضاییه موجود است و این دادخواست هم سرانجام به‌تری از دادخواست بر علیه روزنامه «کیهان» و آقای «شریعتمداری» در دستگاه قضایی پیدا نخواهد کرد، اما امروز قضاوت مردم و فردا دستگاه قضاوت تاریخ به آن واکنش درخور نشان خواهد داد.

این نامه و شکایت نه که خشم تنها نمایندکان مجلس که خشم عریان اکثر لایه‌های دور و نزدیک حاکمیت را به‌دنبال داشته و اکثرا از تریبون‌های دراختیار، بی‌توجه به عواقب سخنان‌ِشان نسبت به اقدام اصلاح‌طلبان و این حق مسلم انسانی واکنش نشان داده‌اند.

 اغلب واکنش‌های خام هم از ناشنیدن اصل سخنان آقای «مشفق» توسط کنش‌گران حکایت دارد.
روزنامه «کیهان» دیروز در مطلبی با عنوان «فتنه‌گران برای فرار از مجازات دست به عملیات روانی زده‌اند»، از قول تعدادی از نمایندگان مجلس، چند تن از اعضای تشکل‌های دانشجویی بسیجی، و یک نفر که «کیهان» از او به‌عنوان کارشناس حقوقی نام می‌برد، و با خبرگزاری فارس مصاحبه نموده‌بود، رفتار قوه قضاییه را در دادن «مرخصی‌های بی‌حد و مرز» به هفت تن از به قول «کیهان» عوامل فتنه، «سؤال‌بر‌انگیز» خوانده و اعلام نموده بود که در «در سایه رفتار و سکوت مبهم قوه قضاییه» کارشناسان مسائل حقوقی و سیاسی به‌سخن آمده و عمل «گستاخانه» و مجرمانه فوق را تحلیل نمودند.
نکته جالب تمام تحلیل‌ها همان‌طور که در تیتر کیهان هم مشهود است «فرار از مجازات» افرادی بود که در حال سپری کردن ایام مجازات جرم ناکرده بودند.

امروز و در ادامه همان عصبیت و عصبانیت، تعدادی از نمایندگان مجلس مجددا در اظهاراتی خلاف قانون از قوه قضاییه خواسته‌اند که به جای «اولویت دادن به شکایت فتنه‌گران» به خواسته ملت مبنی بر محاکمه سران فتنه توجه کند.

«فاطمه آلیا» نماینده مجلس در اظهاراتی اعلام نموده «وقتی عوامل فتنه به خود اجازه می‌دهند بی‌شرمانه از فرزندان انقلاب شکایت کنند، و برخی محاکم قضایی هم به‌جای رسیدگی به جرم فتنه‌گران به شکایت آن‌ها علیه ملت رسیدگی می‌کنند، فتنه‌گران جسور شده و به‌خود اجازه می‌دهند بعد از آن شکایت‌ها حالا از سربازان امام زمان شکایت کنند و این بسی بی‌شرمی است.»

«ولی اسماعیلی» عضو شورای مرکزی فراکسیون اصول‌گرایان مجلس هم، ضمن اعلام این نکته که «تاکنون انتظارات موجود از قوه قضاییه بر آورده نشده است» خواستار برخورد «قاطعانه» قوه قضاییه در این زمینه شد.

اما از این اظهارات جالب‌تر اظهارات آقای «چوپانی» است که «فارس» ایشان را کارشناس مسائل حقوقی معرفی می‌نماید.
بنا بر گزارش «کیهان» از گفت‌وگوی آقای «چوپانی» با خبرگزاری «فارس» ایشان «تکرار جرم توهین و افترا نسبت به نهادهای قانونی از سوی متهم در حین سپری‌کردن دوران مرخصی را غیرقابل پذیرش خواند.»

اگرچه براساس قاعده «اثبات شی نفی ماعدا نمی‌کند» نمی‌توان نتیجه گرفت که پس توهین و افترا از طرف کسی که دوران مرخصی را سپری نمی‌کند و یا اصلا مجرم نیست، قابل پذیرش است؛ اما نوع گفتمان آقای کارشناس حقوقی، حقیقتی را در خود مکتوم دارد، و آن این‌که نه‌تنها متهمین حوادث پس از انتخابات بلکه تمام اصلاح‌طلبان و اصلا هر آن‌که با ما نیست از اغلب حقوق اساسی و از جمله «حق دادخواهی» محروم است. ترجمه آزاد همان نامه سرگشاده ۱۷۵ نمایده مجلس به ریس قوه قضاییه و اظهارات خانم «آلیا» و آقای «اسماعیلی» در مورد اخیر.

این اظهارات در شرایطی صورت می‌گیرد که بیش‌ترین واکنش قوه قضاییه به شکایت مطرح‌شده توسط هفت تن از سران اصلاح‌طلب انتقال مجدد «محسن صفایی‌فراهانی» از امضاکنندگان نامه فوق به زندان اوین بوده‌است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مرداد ۸۹ ، ۱۶:۳۷
علی مصلحی

آگاهی را پاس بداریم

سه شنبه, ۱۹ مرداد ۱۳۸۹، ۰۴:۳۴ ب.ظ

ادعای کمک یک‌میلیارد دلاری «احمد جنتی» به‌همان اندازه کودکانه و مضحک بود که ادعای یک سایت اصول‌گرا مبنی بر فقر مالی و اجبار به مسافرکشی مهندس «میرحسین موسوی»، و ادعاهای «اسفندیار رحیم‌مشایی» درباره فرهنگ ایرانی به‌همان اندازه دروغ و عاری از واقعیت است، که حمله شدید آقای «مصباح یزدی» به آن ادعاها.
 و در همین راستا ادعای «اصول‌گرایی» به‌همان اندازه دروغ و فریب و کلاه‌برداری است که طرف‌داری از ولایت‌فقیه و شعار توخالی «ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند.»

هیچ بر هیچ و پوچ بر پوچ به نام دین و ولایت و اصول‌گرایی و آخرت و سعادت، سی سال است که بر گرده مردم مظلوم و ورشکسته ــ البته به تقصیر ــ سوارند و سواری می‌گیرند بی‌توجه به آن‌چه که احتمال دارد جان و توان این انسانی که برگرده‌اش نشسته‌ای و بی‌محابا می‌تازانی تمام شود و البته صبر و طاقتش. که امروز به‌سر آمده‌است و این به‌سرآمدن از همه‌جا و همه‌جهت حاجت به بیان ندارد که عیان است.

اما هم‌چنان‌که نوشتم ملت ورشکسته و هم البته به تقصیر و البته که این تقصیر هنوز هم در تشخیص علت ورشکستگی و تقصیر ادامه دارد، اما شکرخدا هر روز بیش‌تر از دی‌روز و فردا بیش‌تر و به‌تر از امروز رنگ می‌بازد و مردم کم‌کم خادم و خائن را از هم بازمی‌شناسند و خواهند شناخت.

«میرحسین موسوی» البته که آدم میلیاردر و اشرافی‌گرایی نیست. اما آن اندازه هم محتاج نیست که یک دستگاه پراید که ظرفیت چهار مسافر دارد را راه‌اندازد و محافظانش را در آن جای‌داده و در مسیری برای سوارکردن یک مسافر و گرفتن کرایه از او برای تامین مخارج زندگی‌َش آمدوشد نماید.

مردمی که این خبر را خواندند، بلافاصله پرسیدند: این سایت مال دوستان «موسوی» است یا دشمنان‌َش؟ و وقتی متوجه شدند به دوستان «موسوی» ربطی ندارد، تازه متوجه می‌شوند که به چه آدم حقیری رای داده‌اند.
مردم هم‌چنین وقتی سخنان «جنتی» درباره کمک غرب به سران فتنه را شنیدند، البته که باور نکردند و در دل گفتند؛ که این آقا یا خانم طرف‌دار «موسوی» چه دروغ‌هایی می‌گوید؟ ولی وقتی به خانه رسیدند و از تلوزیون ملی ایران این خبر را شنیدند حالا متوجه می‌شوند که به سفارش چه کسی به او رای داده‌اند؟

نخبه‌گان که به آقای «احمدی‌نژاد» رای نداده‌اند، اما کم نیستند آدم‌هایی که خرج سنگین شهریه دانشگاه آزاد پسر و تامین جهیزیه برای دختر و اجاره خانه و مایحتاج روزانه فرصتی برای کسب اطلاعات از منابع غیررسمی برایشان نمی‌گذارد، ولی آن‌قدر هم بی‌سواد و بی‌علاقه به فرهنگ و ملیت و سرنوشت خود نیستند و حالا وقتی می‌شنوند که «اشفندیار رحیم مشایی» گفته است که «فرهنگ ایرانی» اتفاقات فرهنگ‌سوز دوران چهارسال تصدی ایشان بر میراث فرهنگی را به یاد می‌آورند و متوجه می‌شوند که با پشتوانه چه دروغ‌گوی بزرگی به «احمدی‌نژاد» رای داده‌اند.

مراجع و روحانیون سرشناس، روی‌خوشی به دولت نشان نمی‌دهند . این بسیار روشن و مشخص است. الا آقای «مصباح یزدی» و حالا وقتی «مصباح یزدی» فرمایشات «مشایی» را محکوم می‌کند مردم البته که گیج می‌شوند که: ایشان اگر با آن فرمایشات مخالف است، پس چرا بر خلاف تمام مراجع با آقای «احمدی‌نزاد» رفتار می‌کند؟

حالا «آگاهی» متولد شده‌است.
و «دروغ» نفس‌های آخر را می‌کشد.
یادمان نرود ریس‌جمهورمان گفته بود: «" آگاهی" چشم اسفندیار حاکمیت دروغ است.»
آگاهی را پاس بداریم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ مرداد ۸۹ ، ۱۶:۳۴
علی مصلحی

وقتی «کدخدایی» سخن‌گوی آقای «جنتی» می‌شود

يكشنبه, ۱۷ مرداد ۱۳۸۹، ۰۳:۲۵ ب.ظ

در همه دنیا همه چیز آدابی دارد، سوادی دارد، تجربه‌ای را باید آموخت، اطلاعاتی را باید کسب کرد. نهایتا این‌که در هر فن و علمی خاصی باید پس از کسب مهارت‌های لازم در حوزه آن فن یا علم، بسترهای تجربه‌اندوزی و شاگردی و پادویی را برای خود فراهم نموده، پس‌آن‌گاه وارد بازار کار و فعالیت و قبول مسؤلیت شد.

اگر در هر مرحله از این پروسه، سستی، کاهلی و یا بی‌دقتی صورت پذیرد، آینده کاری و حرفه‌ای انسان با مخاطره روبه‌رو خواهد شد.
این‌ها البته مربوط به جوامع متمدن و پیش‌رفته است که برای تخصص و تعهد هم پای هم ارزش قائل‌َند و چنان‌چه مسؤلیتی به شخصی با وجود داشتن اسنادی موید تخصص و تعهد توامان واگزار شد و در مرحله اجرا و عمل مشخص شد که تخصص او با مدرک ارائه‌شده مطابقت ندارد، لاجرم عذر ایشان خواسته شده و کل خسارات احتمالی ناشی از این تقلب از او دریافت می‌شود.

«روابط عمومی» که از شاخه‌های شناخته‌شده علوم مدرن معاصر می‌باشد نیز از این قاعده مستثنی نیست و نه‌تنها مستثنی نیست که باید متولیان امور اطلاع‌رسانی و روابط عمومی در تمام ارگان‌ها با توجه به حساسیت حوزه کاری، حتما تخصص‌های لازم برای این حوزه را فراگرفته باشند.

قاعده کلی آن‌است که مسؤل روابط عمومی یا سخن‌گوی یک نهاد مشخص فقط مسئولیت پاسخ‌گویی در مورد نوع کار، شرایط، اخبار، شبهات و ... و یا سؤالات درباره همان نهاد را بر عهده داشته و برای حفظ موقعیت عمومی و جای‌گاه برتر آن نهاد در اجتماع از هرگونه واردشدن در بحث‌های جانبی و یا مربوط به مسائل دیگر خود‌داری نموده و چنان‌چه در یک جلسه پرسش و پاسخ عمومی مسؤل یک نهاد توسط نمایندگان افکار عمومی به چالشی که به حوزه کاری نهاد متبوع وی ربط مستقیم ندارد، اما ایشان از آن اگاهی دقیق دارد هم کشانده شد، رندانه از پاسخ امتناع کرده و دریافت پاسخ را به مسئول روابط عمومی نهاد یا شخص ثالث ارجاع می‌دهد.

حتی در بعضی موارد مسؤلین روابط عمومی اگر احساس کنند پاسخ‌شان به یک سؤال ممکن است آبروی نهاد و یا موسسه مربوط را با چالش جدی رو‌به‌رو کند، با رندی خاصی جواب را به کسب اطلاع دقیق از مسؤلین موسسه موکول می‌کنند.
 اگرچه این رفتار در منظر افکار عمومی تعبیر به فرار از پاسخ‌گویی می‌شود و بدون مشکل نیست، اما به هر جهت به‌تر از پاسخی است که مشکلات بزرگ‌تری را برایشان به‌دنبال داشته باشد.

در اکثر کنفرانس‌های خبری، خبرنگاران رسانه‌ها سخن‌گویان رسمی و مسؤلین روابط عمومی را درباره رفتار و اظهارنظرهای حقیقی اشخاص حقوقی سؤال‌پیچ می‌کنند و سخن‌گویان و مسؤلین روابط عمومی هم با یک پاسخ مشخص و ساده که «این سؤال را از خود شخص بپرسید» خود و موسسه یا نهاد را درگیر رفتار درست یا اشتباه شخصی یک عضو موسسه نمی‌کنند.

مقدمه طولانی شد اما می‌ارزد به این‌که بدانیم چه‌قدر مسؤلیت‌ها در کشور ما به افراد غیرمتخصص یا ناآگاه و متاسفانه کوتوله سپرده می‌شود، و چه خسارت‌های بزرگی که ار ناحیه این بی‌دقتی متوجه سرمایه‌های عمومی کشور نمی‌شود.

چنان‌چه اطلاع دارید آقای «احمد جنتی» دبیر «شورای نگهبان» در یک اجتماع عمومی ادعایی را در رابطه با در دست‌داشتن سندی مطرح نمودند که براساس آن ادعا شد که دول خارجی به آن‌چه که او «سران فتنه» می‌نامد مبلغ کلانی کمک مالی نموده و قرار بوده‌است که مبلغ بسیار سنگین‌تری را بعدا پرداخت نمایند.

در این ادعا اگرچه به نام کشور خاصی که تامین‌کننده مبلغ موردنظر آفای «جنتی» باشد، اشاره‌ای نشده، اما کشور «عربستان سعودی» به‌ واسطه‌گری در این معامله متهم شده‌است. اتهامی که می‌تواند عواقبی را برای دیپلماسی و روابط خارجی ما در نگاه کلان و هم‌چنین با کشور موردنظر به‌دنبال داشته باشد.

به‌دنبال این ادعا «مهدی کروبی» کاندیدای معترض به نتایج انتخابات خود را در جای‌گاه متهم احساس و بلافاصله با ادبیات تند و شدیدی به این اظهارات واکنش نشان داد.

چند روز بعد از واکنش شدید «کروبی» حزب «مشارکت ایران اسلامی» نیز با صدور یک بیانیه رسمی خواستار تحقیق و تفحص قوه قضاییه درباره اظهارات «جنتی» شد.

در اظهارنظرهای شخصیت‌های رسمی نیز به طنز و تمسخر از این اظهارات و سخنان یاد و سرانجام «میرحیسن موسوی» و «مهدی کروبی» علی‌رغم آن‌که مشخص بود که مراجع رسمی تقلید هیچ واکنش قابل‌توجهی نخواهند داشت، در نامه‌ای مشترک به عنوان مراجع معروف تقلید از آن‌ها خواستند که نسبت به رفتار آقای «جنتی» و خصوصا اظهارات اخیر ایشان موضع گرفته و مانع از آبروریزی بیش از پیش روحانیت شوند.

امروز و پس از آن واکنش‌ها نوبت آقای «کدخدایی» سخن‌گوی شورای نگهبان بود که در نشست‌های خبری موسمی تعریف‌شده خود به سؤالات نمایندگان رسانه‌های خبری و مطبوعات در مورد «شورای نگهبان» پاسخ دهد و چنان‌چه پیش‌بینی می‌شد اکثر خبرنگاران و نمایندگان مطبوعات علاقه‌مند به شنیدن نظر سخن‌گوی آن شورا درباره اظهارات جنجالی دبیر شورا بودند. کاری که به هیچ عنوان در چارچوب وظایف او نیست و سخن‌گوی شورای نگهبان وظیفه پاسخ‌گویی به اظهارات شخصی اعضا آن را ندارد، و چنان‌که از آن اطلاع هم دارد و دادن اطلاع هم زیانی را متوجه شورای نگهبان نمی‌کند؛ شرایط کاری و عرف رفتاری مسؤلین روابط عمومی و سخن‌گویان ایجاب می‌کند که سخن‌گو، آدرس گوینده را به سؤال‌کننده داده و از او بخواهد که جواب این سئوال را از آقای «جنتی» بخواهید.
 اما با کمال تعجب ایشان در پاسخ به سؤال یک خبرنگار در مورد آن اظهارت، پس از آن‌که پاسخ را به آقای «جنتی» محول کرد، بلافاصله نسبت به اظهارات ایشان موضع مثبت گرفته و در یک خطای آشکار رفتاری، سرنوشت اظهارات سؤال‌برانگیز و غیراخلاقی او را به آبروی «شورای نگهبان» گره زده و شان سخن‌گویی خود را در حد وکیل‌مدافع شخصی آقای «جنتی» پایین آورده و اظهار داشت:«آیت‌الله جنتی نیز حتما اسنادی در این خصوص داشته است و هر زمان به جرم افرادی که مقابل نظام ایستاده‌اند رسیدگی شود، اسناد دریافت کمک‌های میلیاردی نیز به دادگاه ارائه خواهد شد.»

این خطای آشکار ضمن آن‌که بی‌اطلاعی آقای سخن‌گو را از چهارچوب کاری و عرف رفتاری یک سخن‌گو افشا می‌نماید، عملا ثابت می‌نماید که ایشان از مسائل حقوقی نیز اطلاع درستی ندارند و اطلاع ندارند که با فرض محال صحت فرمایشات آقای «جنتی» و وجود اسناد دقیق و غیرقابل خدشه، چنان‌چه آن اسناد در یک دادگاه رسمی مورد بررسی و کارشناسی دقیق قرار نگرفته و مجرمی برای آن ثابت نشده‌است، اظهار آن در مجامع عمومی خلاف قانون است.
حالا بهتر است شما هم خبر داشته باشید که ایشان و آقای «جنتی» از شورایی حقوق می‌گیرند که وظیفه‌اشان نگهبانی از قانون است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ مرداد ۸۹ ، ۱۵:۲۵
علی مصلحی