وب‌نوشته‌های یک شیشه‌بر

علی مصلحی
وب‌نوشته‌های یک شیشه‌بر

روزنامه‌نگاری که کارمند بانک بوده و اکنون شیشه‌بری می‌کند

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
پیوندها

فیلتر، آبی که در هاون حکومت کوبیده می‌شود

شنبه, ۱ خرداد ۱۳۸۹، ۱۱:۰۶ ق.ظ

ایجاد یک وبلاگ برای کسی مثل من در تمام سرویس‌های ارائه‌دهنده خدمات وبلاگ وطنی و غیروطنی، مثل آب‌خوردن نیست. کمی زمان می‌برد. کمی بیشتر از خوردن یک لیوان آب.
 ثبت یک وبلاگ و «آپ‌‌دیت» به قول فرنگی‌ها و به‌روز کردن به قول خودمان هم هزینه‌ای را بر دوش صاحب یا مدیر وبلاگ بار نمی‌کند. البته بدون هزینه هم نیست اما در مقابل عشق و علاقه‌ای که یک وبلاگ‌نویس دارد، این هزینه اصلا به چشم نمی‌آید.

اما فیلترکردن یک وبلاگ، به‌آسانی خوردن یک لیوان آب نیست و ظاهرا بسیار هم برای متولیان امر، هزینه در بر دارد.
 متولیان «فیلترینگ» در ایران، این هزینه را از جیب مبارک خودشان نمی‌پردازند، بلکه مسئولیت پرداخت این هزینه مستقیما متوجه بنده و امثال بنده، یعنی شهروندان عادی این کشور است.

سازوکار «سانسور» و«فیلتر» برای پاس‌داری از چهارچوب‌های اخلاقی اجتماع و جلوگیری از رواج خشونت اخلاقی و تشدید بی‌بندوباری توسط ابزار قدرت‌مند «رسانه» پیش‌بینی شده و به همین دلیل هم پرداخت هزینه آن بر اساس یک تعهد نانوشته اما اخلاقی برعهده عموم شهروندان جامعه گذاشته شده است.
در این‌که تا چه اندازه این سازوکار و این قاعده درست است یا نه و در صورت تایید، مراتب آن چیست و کدامست فعلا بحثی نیست.

اما آیا محدودیت اطلاع‌رسانی از طریق کانالیزه‌کردن اطلاعات و محدود نمودن کانال‌های دریافت اطلاعات به منابع محدود که طی یک‌سال گذشته بیش از هر زمان دیگر در دستور کار قرارگرفته، برای مجریان طرح وافی به مقصود بوده‌است؟
به عبارت بهتر آیا جریان حاکم از در بند نمودن نویسندگان و خبرنگاران و روزنامه‌نگاران مستقل و مخالف، و فیلترینگ شدید رسانه‌های دیجیتالی و آن‌لاین(سایت‌ها و وبلاگ‌ها) نتایج مورد نظر را به‌دست آورده‌است؟

واقعیت‌های شفاف جامعه طی یک‌سال اخیر نشان می‌دهد عطش مردم برای اطلاع از جریانات پشت پرده سیاست، بسیار شدیدتر از هر زمان دیگر شده و این اتفاق مبارک، ناشی از فقدان گردش آزاد اطلاعات و عدم رسانه‌های مستقل است.

از طرف دیگر چنین فقدانی ناخواسته کانال‌های دریافت اطلاعات را زیرزمینی و مخفیانه نموده، و زمینه برای گسترش شایعه و سوءاستفاده‌های دیگر به‌راحتی فراهم می‌شود. این اتفاق علاوه بر مخاطرات اجتماعی مخصوص به خود، به افزایش عطش پیش‌گفته نیز مساعدت می‌رساند.
ناگفته پیداست که از این منظر «فیلترینگ» چاقویی است که تا کنون دسته خود را بریده‌است.

امافرض بگیریم که نیت مقدس است و اطلاعات آزاد مروج بی‌بندوباری و بسترساز جرم و جنایت بوده و «سانسور» «فیلتر» و بگیروببندها برای جلوگیری از جرم و جنایت و حذف بسترهای آن برقرار شده است.
به شهادت آمار منتشره توسط مراکز رسمی آماری کشور، که به جرات می توان ادعا کرد در تهیه و تنظیم و اعلام آن درصد قابل‌توجهی کتمان واقعیت وجود دارد، هیچ‌گونه کاهش در آمار بزه‌های اجتماعی از جمله (مصرف مواد مخدر خصوصا انواع صنعتی آن،طلاق، فساد جنسی، تجاوز به عنف و...) نه‌تنها گزارش نشده، بلکه تمامی گزارش‌ها موید افزایش آنست.
 از این زوایه می‌توان نتیجه گرفت که طرح محدویت اطلاع‌رسانی با شکست مواجه شده‌است.

وبلاگ «mmmirhoseyn۲.blogspot.com» که امروز صبح فیلتر شد، یازدهمین وبلاگ من است که طی ۸ ماه گذشته مشمول لطف سازمان «فیلترینگ» حکومت می‌شود و بیشترین خسارت من تنها سردرگمی و ازدست‌دادن بسیار محدود چند مخاطب بوده است، والسلام.
 اما بزرگ‌ترین منفعت آن‌که همین فیلترشدن‌ها، بیشترین مشوق من به خدمتی بوده‌است که انجامش در راستای اهداف جنبش سبز مردم بزرگ ایران، از عهده من بر می‌آمده و تا کنون خدای بزرگ این لیاقت را از من نگرفته و امیدوارم در این مسیر به‌عنوان یک سرباز کوچک لیاقت هم‌راهی را داشته باشم.
اگر به سرویس‌های فیلترشکن مجهز نیستید، و البته علاقه‌مند دنبال‌کردن وبلاگ من هستید، به اندیس آدرس فوق یک شماره اضافه کنید، یعنی عدد ۲ را به عدد ۳ تغییر دهید. وبلاگ بدون فیلتر در خدمت شماست.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ خرداد ۸۹ ، ۱۱:۰۶
علی مصلحی

روسپی‌گری سیاسی

چهارشنبه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۸۹، ۰۶:۴۳ ق.ظ

پس از نزدیک به چهار سال رجزخوانی و ماجراجویی هسته‌ای توسط آقای «احمدی‌نژاد» و حمایت‌های نابخردانه مجموعه نظام و از جمله نمایندگان خائن مجلس و رهبری نظام از این رفتارها، که تصویب چهار قطعنامه بر علیه ایران و تحریم‌های جهانی و انزوای شدید بین‌المللی را به‌همرا داشت، بالاخره دولت «مدیریت جهانی» از رجزخوانی خسته‌شده و اعلام کرد که حسب دستور غرب و شرق و برزیل و ترکیه و همه‌جای دنیا حاضر است از مواضع سوپر انقلابی خود کوتاه آمده و در مقابل «دادن مروارید غلطان، آبنبات دریافت» نماید.

تردیدی وجود ندارد که این عقب‌نشینی و چرخش در مواضع صریح حکایت از فلج‌شدن اقتصاد ایران ناشی از وضع تحریم‌های جهانی می‌باشد و اگرچه دستگاه دیپلماسی و شاخه رسانه‌ای و تبلیغاتی آن بیشترین تلاش خود را طی ۵ سال گذشته به کار گرفت تا نشان دهد، تحریم‌ها کم‌ترین تاثیری بر اراده ملت ایران(بخوانید دولت ایران) نداشته، اما بالاخره گذاشت و همان دستگاه تبلیغی با بی‌شرمی کامل آن‌را به پای موفقیت دولت ایران نوشت.

در توافق‌نامه اخیر هسته‌ای تهران، چندین کشور نقش اصلی و محوری را بر عهده داشتند و از آن جمله کشور ترکیه. همان کشوری که مردادماه سال گذشته محافل رسمی‌اش خبر ترانزیت ۱۸/۵ میلیارد دلار طلا و پول از کشور ایران توسط سرمایه‌داری به نام «اسماعیل صفاریان‌نسب» به آن کشور را رسما اعلام و تایید نمودند و حتی نخست‌وزیر آن کشور در یک مراسم رسمی خدا را به خاطر رسیدن این هدیه شکرگذاری نموده بود.

 در همین احوال البته عالی‌ترین مقامات رسمی ایران خروج این پول و طلا را به ترکیه تکذیب یا در مورد حجم آن ابراز تردید می‌نمودند و تکذیب و تردیدها هنوز هم به قوت خود باقی است.

آقای «اردوغان» علیرغم نزدیکی بسیار زیاد ظاهری با آقای «احمدی‌نژاد» و استراتژی هسته‌ای او، از چند روز قبل از بر‌گزاری نشست، رسما اعلام کرد که در نشست حاضر نخواهد نشد چون ایران حاضر به همکاری نیست و در واقع حضور خود را مشروط نموده و تلویحا تهدید به عدم حضور نموده بود.
 اما پس از انتشار این اخبار ایشان برای اخذ «در غلطان» تشریف‌فرما شدند.
از این پس شاهد سردشدن روابط آقای «اردوغان» و آقای «احمدی‌نژاد» خواهید بود.

آقای «عطاءالله مهاجرانی»در یک اقدام شتاب‌زده و به‌قصد جانماندن از کاروان تقسیم غنایم این فتح بزرگ!!! مقاله ای با عنوان «معاهده‌ای بهنگام» در سایت «جرس» نوشته و در یک روسپی‌گری مضحک سیاسی هم‌صدا با «حسین شریعتمداری» در «کیهان» به استقبال جشن این پیروزی ملی رفته است و دردآور آن‌که در یک نعل وارونه‌زدن، اقدام زشت خود را، هم‌راه و هم‌رای بزرگانی چون «عزت‌الله سحابی» دانسته و نوشته است:«پیمان ایران، ترکیه، برزیل گامی است که حکومت ایران به سوی منافع ملی و پرهیز از ماجراجویی برداشته است. همین گام را بایست تایید و تحسین کرد. چنان که برخی از چهره‌های شاخص سیاسی، از جمله مهندس عزت‌الله سحابی که نگاه و تفسیرش از وقایع امروز ایران بسیار دقیق و هوش‌مندانه است، از پیمان مزبور حمایت کرده‌اند.»

جهت اطلاع ایشان عرض می‌کنیم که بیانیه جمعی از «فعالین ملی و مذهبی» که قسمتی از آن مورد استناد نام‌برده قرار گرفته، روز یک‌شنبه یعنی یک‌روز زودتر از نشست تهران و اخذ تصمیمات و صدور بیانیه پایانی آن صادر شده و ظاهرا و حتما روح تنظیم‌کنندگان بیانیه از تصمیمات نشست تهران هم بی‌خبر بوده‌است.

از طرفی سه تن از امضاکنندگان بیانیه آقایان «عزت‌الله سحابی» «احمد صدر حاج سیدجوادی» و «ابراهیم یزدی» همان‌ها هستند که در پی سکوت کامل و هماهنگ مجموعه محافل و مقامات رسمی در واکنش به خبر خروج ۱۸/۵ میلیارد سرمایه ایران، با ارسال نامه‌ای به «رجب طیب اردوغان» اعلام نمودند که: «چنین حجم عظیمی از طلا و دلار نقد، بی‌تردید نمی‌تواند به بخش خصوصی و اشخاص حقیقی تعلق داشته باشد و علی‌القاعده باید به بانک مرکزی ایران و خزانه دولت ایران تعلق داشته باشد که برای مقاصد...[نقطه چین در متن اصلی است] و به‌طور غیرقانونی از ایران خارج شده است».
امضاکنندگان نامه سپس از نخست‌وزیر ترکیه خواسته بودند که این "سرمایه ملی ایرانیان به خزانه دولت ایران مسترد گردد.

ضمن این‌که آقای «عزت‌الله سحابی» در مصاحبه خود با سایت جرس به تاریخ بیست‌ودوم اردیبهشت‌ماه جاری صراحتا از«لزوم برکناری آقای احمدی‌نژاد برای حفظ ایران و جمهوری اسلامی» سخن گفته بود.

هم‌چنین در تاریخ بیست‌وهفتم اردیبهشت‌ماه جاری نیز آقای «احمد صدر حاج سیدجوادی» در مصاحبه با همان سایت، ضمن انتقاد شدید از دیپلماسی دولتین نهم و دهم فرموده بود: «حاکمیت حاضر است به قیمت مصالحه با بیگانگان در مقابل جنبش داخلی بایستد.»

با چنین احوالی چگونه ممکن است بیانیه تحلیلی و تشویقی بزرگ‌واران فوق به مسولین برای اتخاذ سیاست‌هایی با هزینه کم‌تر به منزله بیانیه تایید اقدامات و تشویق آن دولت تلقی شود و آن‌هم با دخل و حذف و تفسیربه‌مطلوب نمودن؟

ناگفته نماند که راقم این ستور با توجه به تجربه آشفتگی‌های مکرر در سیاست‌های دیپلماتیک آقای «احمدی‌نژاد» و رفتارهای خلاف قانون و قاعده و عرف بین‌المللی و بی‌احترامی به تمام توافقات حاصل‌شده قبلی، مطمئن است که در آینده‌ای نزدیک شاهد بسیج جهانی بر علیه کشور ایران برای تخطی از موارد موافقت نشست تهران و یک ماجراجویی جدیدخواهیم بود و باز چون همیشه پرداخت هزینه این به‌اصطلاح توافق و ماجراجویی بعدی آن برعهده ملت مظلوم ایران خواهد. و الا چه دلیل دارد آدم عاقل با تفاهم و توافق و ... مخالف باشد؟
مطالب مرتبط:
بیانیه تهران عقب نشینی آشکار
بیانیه نشست تهران را قبول نداریم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ ارديبهشت ۸۹ ، ۰۶:۴۳
علی مصلحی

خیمه‌شب‌بازی

شنبه, ۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۹، ۰۶:۱۸ ق.ظ

روزنامه «کیهان»در تاریخ ۷۸/۲/۱ در مطلبی تحت‌عنوان «درخواست استفاده از عامل سیا» در ستون خبر ویژه نوشت که آقای «هوشنگ امیراحمدی» با مساعدت آقای «رحیم مشایی» در ایران است.

نزدیک به دو سال بعد از پخش این خبر توسط روزنامه «کیهان» و در بهمن‌ماه گذشته آقای «مشایی» مشاور و ریس‌دفتر رییس‌جمهور، در جلسه هفتگی «جامعه اسلامی وعاظ» و در پاسخ به سئوالی در مورد «هوشنگ امیراحمدی» گفت: «خدا شاهد است که این دروغ است. من به همین جهت علیه روزنامه کیهان شکایت کرده‌ام و حتما این روزنامه محکوم خواهد شد.اگر این روزنامه محکوم نشود من مسلمان نیستم. چون دروغ بسیار بزرگی را نوشته است.»

کم‌تر از دو هفته پیش، دادگاه مطبوعاتی روزنامه «کیهان» در پی شکایت‌های متعدد و از جمله شکایت آقای «مشایی» برگزار و با صدور حکم برائت از تمامی موارد اتهامی به کار خود پایان داد.
حالا باید «جامعه اسلامی وعاظ» تشکیل جلسه داده و آقای «احمدی‌نژاد» را به‌علت انتساب یک غیرمسلمان به سمت ریاست‌دفتر خود، مواخذه نمایند.

اما اخیر یک مقام مشابه آقای «مشایی»، در پاسخ به اتهاماتی متفاوت با اتهامات آقای «مشایی» و در پاسخ به نگرانی‌های همان «جامعه اسلامی وعاظ تهران» ادعای جالبی نموده‌است. ادعایی در راستای ادعای آقای «مشایی».

و اما پس از آن‌که آقای «عبدالله رمضانزاده» استاندار اسبق کردستان در دوره اصلاحات، اتهاماتی را متوجه آقای «محمدرضا رحیمی» استاندار اسبق همان استان در دوره سازندگی و معاون اول ریس‌جمهور تقلبی امروز کرد، و پاسخی جز زندان دریافت نکرد، اخیرا آقای «الیاس نادران» نماینده حامی ریس‌جمهور تقلبی در مجلس اتهاماتی مشابه و البته سنگین‌تر را متوجه نام‌برده نمود و پس از آن چند تن از نمایندگان دیگر اصول‌گرا از جمله آقایان «توکلی» و «زاکانی» نماینگان اصول‌گرا و طرف‌دار آقای «احمدی‌نژاد» و «مطهری» نیز با ایشان در طرح و توجه اتهام همراه شدن.
 اما طرح آن اتهامات بزرگ، کوچک‌ترین واکنش و توضیحی را به‌دنبال نداشت یا دست‌ِکم تاکنون به دنبال نداشته است.

اما پس از آن‌که با همان عملیات مخصوص پشت‌پرده، آب‌ها از آسیاب افتاد، آقای «رحیمی» اخیرا به حرف آمده و در واکنش به اتهامات آقایان نماینده، ادعا نموده است که: «اگر یکی از این اتهامات ثابت شود، حاضرم دستم را قطع کنم».

البته که همان‌طور که در مورد کیهان و آقای «مشایی» اتفاق افتاد، و تمام حساسیت «جامعه اسلامی وعاظ» تمام شد و آب از آب هم تکان نخورد، در مورد اخیر هم همین اتفاق خواهد افتاد. اما دیری نمانده است تا پرده از روی این عروسک‌های «خیمه‌شب‌بازی» فرو افتاده و حقیقت چهره‌های دروغین‌شان بر ملا شود.
 اما آن‌روز مردم چونان امروز تنها تماشاگران ساده «خیمه‌شب‌بازی» نخواهند بود.
مطالب مرتبط:
افتضاح قوا
آقای رحیمی تکلیف مسلمانی چه شد
نامه  نادران به رحیمی
همه چیز در مورد آقای رحیمی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ ارديبهشت ۸۹ ، ۰۶:۱۸
علی مصلحی

لحاف ملا

جمعه, ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۹، ۰۶:۰۵ ق.ظ

ظاهرا دوره حساسیت آقای دکتر «احمدی‌نژاد» به ثروت‌های بادآورده و دانه‌درشت‌ها و پی‌گیری سوء‌استفاده‌های مالی آقازاده‌ها و ... تمام‌شده و «مدیریت جهان» فرصت رسیدگی به امورجزئی از این دست را به ایشان نمی‌دهد.
 حامیان پرو‌پاقرص و رای‌دهندگان به این «مردی از جنس مردم» هم این‌روزها یا شعارهای آن‌روزهای آقای دکتر را فراموش کرده‌اند، و یا از نزدیک در جریان برنامه‌های متعدد ایشان برای «مدیریت جهان» قرار دارند و با توجه به شلوغی برنامه‌ها، توقع پی‌گیری شعارها درباره «ثروت‌های بادآورده» و «فساد مالی بعضی دانه‌درشت‌ها» و ... از ایشان را ندارند.

اگر فراموش نکرده باشید، آقای «احمدی‌نژاد» در شب سیزدهم خردادماه گذشته و در مناظره رودررو با «میرحسین موسوی» در یک اقدام زشت و به‌قصد تخریب شخصیت رقیب، با طرح اتهاماتی بر علیه آقای «ناطق‌نوری» و فرزندانش و همچنین فرزندان آقای «هاشمی» در هیئت اولین مصلح اجتماعی بزرگ و حامی فعال محرومان و مستضعفان، ظاهر شد و رقیب را به هم‌راهی با نام‌بردگان متهم کرد.
اتهامی که پیش از طرح، واهی و کذب‌بودنش مشخص بود.

پس از انتخابات طرف‌داران ایشان، طرح اتهام در مورد آقای «ناطق‌نوری» را به سکوت برگزار کردند هم‌چنان‌که خود ایشان(ناطق نوری) نیز ترجیح داد و سفارش شد که بهتر است در قبال این هتک حیثیت اجتماعی- که جدای از آبروی نام‌بردگان، بازی خطرناکی بود و باید در جامعه سالم بر علیه مطرح‌کننده اتهام و به‌قصد تنویر افکار عمومی و جلو گیری از شیوع بیمارگونه این نوع اتمام‌زنی و شبهه‌افکنی‌ها به‌عنوان یک نا‌بهنجاری اجتماعی ،اقامه دعوا می‌شد که نشد!-سکوت کند.

در مورد آقای «هاشمی» اما اوضاع کاملا متفاوت بود و از همان لحظات ابتدای طرح اتهام تاکنون، شخص ایشان و مجموعه خانواده و نزدیکانشان کانون توجه رسانه‌ها بوده و طرف‌داران آقای «احمدی‌نژاد» بارها و بارها از تریبون‌های متعدد، ضمن تخریب مجدد ایشان، خواستار پی‌گیری قضایی اتهامات مطرح‌شده توسط آقای «احمدی‌نژاد» در مناظره سیزدهم خرداد۸۸ شدند.
درخواست‌های مکرر کار را بدانجا کشاند که حکم جلب آقای «مهدی هاشمی» توسط دادستانی تهران صادر و از طریق تمام رسانه‌های داخلی و خارجی منعکس شده و روی آن مانور سیاسی خاصی نیز داده شد.

اما همه می‌دانشتند که آقای «مهدی هاشمی» که دانشجوی دوره دکتری در دانشگاه آزاد ایران است، از ماه‌ها قبل به بهانه ادامه تحصیل تا اخذ مدرک دکتری از ایران خارج و هم بنا به اظهارات شخص خودش و هم اظهارات شفاف پدرش، قصد مراجعت دوباره به ایران را ندارد.
حکم جلب ایشان پس از این اظهارات صادر شده بود.

به فاصله یک‌ماه پس از صدور حکم بازداشت و جلب آقای «مهدی هاشمی»، اخیرا همسر و دو فرزند ایشان هم به سلامتی کشور ایران را به‌قصد پیوستن به ایشان در کشور انگلیس ترک نمودند، و در این میان نه‌تنها آب از آب تکان نخورد، بلکه همان مشغولیت بسیار شدید آقای «احمدی‌نژاد» به پروژه «مدیریت جهان» اجازه نداد تا ایشان از این خروج مطلع شود تا درباره آن به مدافعین و طرف‌دارن خود توضیح دهد و البته عرض کردم طرف‌داران ایشان هم به شلوغ‌بودن سر ایشان واقفند و به همین دلیل اصلا خواستار هیچ‌گونه توضیح یا موضع‌گیری از طرف ایشان هم نیستند و البته اکنون دوره آب‌گل‌آلود انتخابات و رقیب پاک‌دستی چون «میرحسین» هم سپری شده‌است.

«ملا‌نصرالدین» به‌اتفاق همسر محترمه روی پشت‌بام منزل خوابیده بودند که در کوچه جنگی درگرفت. شب سردی بود، ملا پتو به خود پیچیده به کوچه آمد. طرفین دعوا، دعوا فراموش کرده پتوی ملا را دزدیده و متواری شدند. دعوا هم خوابید. ملا بدون پتو نزد همسر برگشت. همسرش پرسید: دعوا بر سر چه بود؟
 ملای بخت‌برگشته فرمودند: بر سر لحاف ملا!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ ارديبهشت ۸۹ ، ۰۶:۰۵
علی مصلحی

ایران با ظرفیت ۱۵۰میلیون فقیر

چهارشنبه, ۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۹، ۰۵:۵۳ ق.ظ

این آگهی در یکی از روزنامه‌های کشوری ثبت و منتشر شده‌است، که ریس‌جمهور آن کشور با خنده و تمسخر مدرنیته و علم، ادعا می‌کند؛ کشور متبوعش ظرفیت ۱۵۰میلیون نفر جمعیت را دارد و به‌همین دلیل اجرای طرح کنترل جمعیت و تنظیم خانواده از طرف دولت‌مردان سابق کار اشتباهی بوده‌است.

البته به هیچ‌ عنوان شما فکر نکنید که این کشور «ایران» و روزنامه منتشرکننده این آگهی هم روزنامه «ایران»است. نه‌خیر! کشور ایران گنجایش ظرفیت بسیار بیشتر از این‌ها را هم دارد. ولی ریس دولت و جمهور آن آدمی متمدن و مدرن است که به چنین خرافه‌هایی هیچ اعتقادی ندارد و این‌که زبان آگهی نیز فارسی است، از کجا معلوم در دنیا کشور فارسی‌زبان دیگری نباشد؟
باور نمی‌کنید؟ سندش در وزارت خارجه موجود است.

مرتبط:
دیگه دوتا بچه کافی نیست

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ ارديبهشت ۸۹ ، ۰۵:۵۳
علی مصلحی

از کرامات شیخ ما

جمعه, ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۹، ۰۵:۴۷ ق.ظ

چند سال پیش روزنامه کیهان تیتری به این مضمون زده‌بود از قول مقام رهبری:
«مردم ما می‌توانند از راه‌آهن استفاده کنند»

این جمله در راستای افتتاح خط‌آهنی ظاهرا در استان خراسان به زیور تکلم آراسته شده‌بود، و پس از آن نیز روزنامه وزین «کیهان» همت مضاعف نموده و به زیور طبع آرسته گردانیده بود.

امروز در وب‌گردی‌هایم در بالاترین به این تیتر برخوردم: «وقتی بسیجی دست به قلم می‌شود» و بلافاصله کلیک کردم این عکس آمد:

در مورد فرمایش وزین آقای «‌خامنه ای» در مورد استفاده مردم ایران از راه‌آهن دوستی به طنز گفت: من اگر جای روزنامه کیهان و آقای «شریعتمداری» بودم تیتر می‌زدم: «از کرامات شیخ ما اینست ؛ شیره را خورد و گفت شیرین است»

و من امروز درباره این عکس به این نتیجه رسیدم که: از کرامات شیره هم اینست شیخ ما خورد و گفت بی‌دین است!!.

به راستی جدای از همه اجحاف و ظلم و ناراستی‌های موجود، چه اتفاقی افتاده است که این‌گونه کودکانه، مبتذل و تمسخر‌آمیز در باره اتفاقات گفت‌وگو می‌شود و بدتر از آن، گاف‌های گفتاری بزرگان قوم، توسط مبلغین و تیم‌های رسانه‌ای، کلمات آسمانی و وحی منزل تلقی‌شده و با بی‌پروایی منعکس می‌شود؟

به راستی اگر شما کارمند ساده یک اداره بودید و مدیر اداره، متنی این‌چنین را برای تکثیر در اختیار شما قرار می‌داد، آیا وظیفه خود نمی‌دانستید برای حفظ آبروی ریس یا مدیرتان متذکر شوید که این نوع ادبیات مایه تمسخر حتی دوستان خواهد شد دشمنان یا رقبا که جای خود دارد؟

پس چه شده‌است که بالا و پایین با هم این‌گونه به بی‌آبرویی خود هم‌دست و هم‌داستان شده‌اند؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ ارديبهشت ۸۹ ، ۰۵:۴۷
علی مصلحی

من می خورم و تو می‌کنی بدمستی؟

يكشنبه, ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۹، ۰۵:۳۹ ق.ظ

 
همین‌طوری بی‌خودی که نه! تو لیست وبلاگ‌های به‌روزشده، یه وبلاگ اومد که شکل و شمایل ظاهری و جند حدیثی که پشت سر هم درباره رابطه «زنا» و «زلزله» گذاشته بود توی پروفایل، به علاوه شعاری که بر پیشانیش نوشته بود ( مرگ بر اوباما.لعنت بر میرحسین) هم‌چنین شعار «مرگ بر ضد ولایت‌فقیه» هنگام بدرقه و خروج، نشان می‌داد که طرف از اوناس.

خب حالا اینارو گفتم که بگم نمی‌دونم سایت «البرز» مال کیه و به چه جناحی وابسته است؟ والا وبلاگ که با صدای بلند داد می‌زد ولایتی است اونم چه ولایتیی؟!!.

پست وبلاگ سه تا لینک بود؛ اولی: «احضار مدیران VOA به اتهام آزار جنسی کارمندان» از سایت «رجانیوز» که خط‌وربطش توضیح اضافی نیاز ندارد.

دومی لینکی بود با عنوان «جزئیات جلسه خصوصی ۵ نماینده‌ مجلس با مشایی» از سایت دوست و برادر «زاکانی» یعنی «جهان نیوز».

یکی هم لینکی بود از همین سایت «البرز» با عنوان «توزیع مشروب در سلف یک دانشکده دولتی».

انعکاس این اخبار و خصوصا خبر سرو الکل در سلف یک دانش‌کده نشان از حساسیت مدیر وبلاگ و هم‌چنین سایت «البرز» می‌داد، اما نکته جالب برای من عکسی بود که این سایت برای انتقال و انعکاس خبر خود انتخاب نموده بود‌.
البته قبلش بگم خدایی‌ش من اهل آب شنگولی نیستم ولی عکس انتخابی سایت یه‌جورایی آدم‌رو به هوس می‌انداخت.

اما خدایش شما قضاوت کنید اگر چنین عکسی در روزگار اصلاحات منعکس می‌شد، تکلیف عکاس و خبرنگار و صاحب امتیاز و مدیرمسئول و ... با کرام‌الکاتبین نبود؟

یه کم یاد مصاحبه اون خبرنگار بدبخت افتادم با یک بانوی بدبختی که الگوی خودش را «اوشین» اعلام کرده بود. حکم اعدامش صادر شده بود اما خدا را شکر اجرا نشد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ ارديبهشت ۸۹ ، ۰۵:۳۹
علی مصلحی

جامعه رو به عقب

جمعه, ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۹، ۰۵:۰۶ ق.ظ

سال‌ها پیش تلوزیون ایران فیلم کوتاهی را پخش کرد از مردی که در یک روز نسبتا شلوغ، از خانه خارج می‌شود و مسیر بین خانه تا بانک را طی کرده، وارد بانک شده و مجددا همین مسیر را تا خانه طی می‌کند.
 اما جالب‌بودن فیلم برای مخاطب آن‌روز تلوزیون ایران این بود که به جز این مرد، تمام عناصر موجود در فیلم از انسان‌های دیگر گرفته تا خودرو و موتورسیکلت و دوچرخه و ... برعکس حرکت کرده و رو به عقب می‌رفتند. یعنی بر خلاف مسیر و جهت این آقا.
 حتی نکته جالب این بود که در قسمتی از فیلم یکه شانه تخم‌مرغ ریخته‌شده و شکسته از روی زمین جمع شده و به شکل تخم‌مرغ‌های سالم در شانه تخم‌مرغ قرارمی‌گرفت.

آن‌روزها کمتر بینندگان از تکنیک فیلم‌برداری و سینما اطلاع داشتند و این فیلم تعجب شدیدی در بین مخاطبین این رسانه برانگیخت.
فریب رسانه‌ای بکری برای جذب مخاطب بود. کمی زمان سپری شد تا مردم متوجه شوند که این فیلم، لحظاتی بسیار کوتاه از زندگی مردی را روایت می‌کند که خلاف عرف و جریان و مسیر جامعه از خانه تا بانک را عقب‌عقب رفته و از او در این مسیر بر‌عکس‌رفتن فیلم تهیه‌شده و بعدا فیلم را وارونه نمایش داده‌اند.
 حالا مردم فکر می‌کردند تنها او درست می‌رود و همه مردم و دیگر اجزا طبیعی جامه برعکس.

این‌روزها هر اتفاق طبیعی در این کشور افتاد، باید تعجب کرد. هر چیزی اگر سر جای خود بود جای تعجب فراوان دارد.
 یعنی با اتفاقات چهارسال اخیر، همه‌چیز از مسیر اصلی و جایگاه واقعی خود خارج شده‌است. در چنین آشفته‌بازاری، خطا درست است و درست خطا.

«علی معلم‌دامغانی» علیرغم آن‌ها که به عمد یا سهو خواستند ارزش‌های سخنوریش را منکر شوند و او را بی‌سواد بی‌سواد معرفی نمایند، سخنور است و انصافا سخنور خوبی هم هست. خوب از پس وزن و قافیه و معنا بر آمده‌است. شاه‌کارهای مثنوی او در سال‌های دهه شصت و هفتاد ستودنی است:
باور کنیم ملک خدا را که سرمد است / باور کنیم سکه به نام «محم» است
راوی بخوان که رستم افسانه می‌رسد / جوهرفروش همت مردانه می‌رسد
راوی بخوان که افسر سیارگان مه است / راوی بخوان که «مهدی موعود» در ره است

اما با همه این حرف‌ها این استاد سخن‌وری، شاعر نیست و بویی از هنر و شعر و ادب از آن‌رو که به قول و سروده به‌گمانم جامی:
تا نشود شرع تو را نام‌دار/ نام‌زد شعر مشو زینهار
نبرده است و ایضا بویی از معرفت.

ابتدای سخن عرض کردم که هیچ چیز سر جایش نیست اما با همه این حرف‌ها صدور حکم برکناری دکتر «حسن بلخاری» از ریاست پژوهش‌گاه هنر فرهنگ‌ِستان هنر توسط «علی معلم‌دامغانی» واقعا برایم تعجب‌آور بود و برای «معلم» و دستگاه هنر و فلسفه و فرهنگ‌ِستان ایران اسباب شرم.
مطالب مرتبط:
معلم دامغانی، حسن بلخاری را در سمت خود ابقاء کرد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ ارديبهشت ۸۹ ، ۰۵:۰۶
علی مصلحی

نگاه کودتا به توکلی

دوشنبه, ۶ ارديبهشت ۱۳۸۹، ۰۴:۵۵ ق.ظ
 با تبرک نام و یاد استاد «محمدعلی اسلامی‌ندوشن» و به قول اون کاکوی شیرازی که گفت: «نمی‌دونم چطو شد که ایطو شد» منم متوجه نشدم که چطو شد که من این کاریکاتور بسیار زیبا را ندیدم یعنی دیر دیدم . و خوب البته ما که اسیر «بالاترین» و «دنباله» و ... هستیم، گاهی زیبایی‌های جزئی در سایت‌های اصول‌گرا را از دست می‌دهیم.
حالا به جبران دیردیدن، بیایید همه با هم ببینیم نگاه کاریکاتوریست حامی آقایان «مشایی» و «رحیمی» و البته «احمدی‌نژاد» را به آقای «احمد توکلی» که دست بر قضا در انتخابات دوره نهم ریاست‌جمهوری به نفع آقای مهندس «میرحسین موسوی» کنارگیری کرد و در انتخابات دور دهم هم از طرفداران پر و پا و دست و دهان قرص همین «میرحسین موسوی» خائن بود. حالا هم که «میرحسین» بدون تقلب و دروغ رای آورده، دست از سر او بر نمی‌دارد.

نکند خدای ناکرده ایشان - یعنی «احمدآقا توکلی» - در نمازجمعه معروف ۲۹ خردادماه گذشته حضور نداشته است؟
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ ارديبهشت ۸۹ ، ۰۴:۵۵
علی مصلحی

وقتی دم خروس بیرون می‌زند

يكشنبه, ۲۹ فروردين ۱۳۸۹، ۰۷:۵۴ ق.ظ

روز دوشنبه سوم اسفندماه سال گذشته، از شبکه ی فارسی «bbc» برای اولین‌بار فیلمی از حمله‏‌ی گارد ویژه و لباس‌شخصی‏‌ها در روز ۲۵ خرداد۸۸ به کوی دانشگاه تهران پخش شد.
شبکه خبری «bbc» ساعت‌ها قبل از پخش این فیلم، زمان و ساعت پخش آن را اعلام و تبلیغ نموده‌بود.
 بافاصله کم‌تر از یک‌روز در شرایطی که تماشای صحنه‌های رقت‌انگیز فیلم، بینندگان در سراسر جهان خصوصا ایران را در بهت و حیرت و تاثر ناشی از رافت انسانی فرو برده‌ بود، صداوسیما و رسانه‌های دولتی ایران خبر دستگیری «عبدالمالک ریگی» تروریست و شرور ایرانی، توسط سربازان گم‌نام امام زمان را روی خروجی‌های خود فرستادند.

پوشش بسیار وسیع خبری بازداشت «ریگی» توسط رسانه‌های هم‌سو با کودتا، از طرف افکار عمومی بین‌المللی و جنبش سبز در داخل و خارج کشور، طرحی برای تحت‌الشعاع قراردادن و انحراف افکارعمومی از توجه به فیلم کوی دانشگاه تلقی و هم‌زمان، اطلاعات ارائه‌شده توسط وزیر اطلاعات ایران درباره زمان و نحوه دستگیری «ریگی» با تردید و تشکیک جدی مواجه شد.

از طرف دیگر، هنوز تنور اطلاعات و اخبار رسانه‌های ایران از داغی نیفتاده بود که رسانه‌های رسمی کشورهایی که در گزارش وزیر اطلاعات ایران بدان‌ها اشاره شده بود، همه و یا قسمت‌هایی از اطلاعات موجود در گزارش وزارت اطلاعات ایران درباره خود را تکذیب نمودند.

سئوالات جواب خود را یافت و تردیدهای افکار عمومی به واقعیت پیوست. اما رسانه‌های دولتی و رسمی و منابع اطلاعاتی ایران به‌طور کامل و یک‌دست در مورد تردید‌افکنی‌ها و سئوالات مطرح‌شده و تکدیبیه‌ها و واکنش‌های رسمی بین‌المللی سکوت کامل اختیارنموده و تلویحا بر صحت اطلاعات و اخبار خود علیرغم تناقضات آشکار موجود در آن اصرار نمودند.

حرف اصلی اطلاعات و اخبار منابع اطلاعاتی و رسانه‌ای ایران، تقدم پخش فیلم بر دستگیری «ریگی» و فقدان هرگونه ربط رسانه‌ای و سیاسی بین آن و اصرار و اشاره به دستگیری «ریگی» ساعاتی قبل از اعلام خبر آن بود.
 اما تناقاضات موجود و تکذیبیه‌ها و تردیدها نشان می‌داد که، نام‌برده دست‌ِکم یک‌هفته پیش با کمک کشور یا کشورهای دیگری دستگیر و اعلام خبر آن بلافاصله ساعاتی پس از پخش فیلم «کوی دانشگاه» توسط «bbc»، برای کم‌رنگ‌کردن اثر این فیلم و انحراف مسیر افکار عمومی به سمت دیگری طراحی و اجرا شده‌است.

کم‌تر از دوماه پس از نمایش فیلم حمله به کوی دانشگاه توسطbbc و نمایش دستگیری «ریگی» توسط رسانه ملی ایران، به‌تازگی آقای «کامران دانشجو» وزیر علوم دولت کودتا با خبرگزاری «مهر» مصاحبه نموده و در آن مصاحبه ضمن ادعای خنده‌دار برگزاری انتخاباتی بدون کمترین جابه‌جایی رای، در پاسخ سئوالی در مورد فیلم «کوی دانشگاه» پخش‌شده توسط «بی‌بی‌سی» فرموده‌اند: «پخش فیلم منسوب به کوی دانشگاه از سوی BBC با هدف تحت‌الشعاع قراردادن دستگیری ریگی بود»

این ادعا که تلویحا تقدم دستگیری «ریگی» بر پخش فیلم کوی دانشگاه توسط bbc یعنی همان گمانه‌زنی و سناریویی که دوماه پیش دولت کودتا آن‌را به سکوت و تکذیب گذرانده بود، در حالی از طرف ایشان مطرح می شود که هنوز خاطره صحنه‌های رقت‌انگیز فیلم و توحش نسبت به دانشجویان مظلوم، ازذهن بینندگان پاک نشده‌است.

ظاهرا تاریخ مصرف سناریوی پیش‌گفته یعنی هدایت افکار عمومی به سمت خبر دستگیری آقای «عبدالمالک ریگی» و انحراف از جنایات کودتاچیان در کوی دانشگاه، سپری شده و زمان مصرف روی دیگر سناریو به نفع رزیم فرارسیده است.

جدای از گاف بزرگ نهفته در اظهارات جناب وزیر، ایشان خوب می‌دانند که، اگر پخش یک فیلم۹ دقیقه‌ای آن‌قدر پتانسیل برای بازتاب رسانه‌ای و تحت‌الشعاع قراردادن افکار عمومی داشته؛ حتما حرف حقی هم برای گفتن داشته است. اما ظاهرا هم آن‌زمان و هم اکنون ازطرف دولت‌مردان کودتا و مسبسبین حادثه چشمی برای دیدن و گوشی برای شنیدن «حقیقت» باقی نمانده است.

دم خروس بیرون‌زده کم‌کم بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود و به‌زودی خروس سرقت شده خودنمایی خواهد کرد.
آنان‌که دیروز در حلقه‌های خصوصی در کنار هم متعهد می‌شدند برای حفظ منافع اسلام از خطر «موسوی» و «کروبی» و «خاتمی» به مردم دروغ بگویند، حالا حلقه‌هایشان تنگ‌تر شده و در حلقه‌های کوچک‌تر تصمیم می‌گیرند برای حفاظت منافع اسلام از خطر «الیاس نادران» به مردم دروغ بگویند.
 به‌زودی محدودیت منابع کار را به جایی خواهد رساند که برای حفظ منافع اسلام از خطر «ارباب حلقه‌ها» به مردم دروغ بگویند.
 آما آیا گرسنگی اجازه شنیدن دروغ‌های بیشتر به مردم خواهد داد؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ فروردين ۸۹ ، ۰۷:۵۴
علی مصلحی