وب‌نوشته‌های یک شیشه‌بر

علی مصلحی
وب‌نوشته‌های یک شیشه‌بر

روزنامه‌نگاری که کارمند بانک بوده و اکنون شیشه‌بری می‌کند

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
پیوندها

سال ۸۹ اندک‌اندک به روزهای پایانی خود نزدیک می‌شود، اما مردم ما و خصوصا والدینی که در سال‌جاری مشمول عنایت و رحمت خداوندی شده و صاحب نوزاد شده‌اند، هنوز چشم‌به‌راه مبلغ ۱میلیون تومانی هستند که آقای «احمدی‌نِژاد» وعده داد به متولدین ۸۹ بپردازد. این وعده اکنون عملی نشده و آن‌گونه که کارشناسان می‌گویند شرایط تحقق آن نیز وجود ندارد.

«احمدی‌نژاد» در روزهای آغازین سال‌جاری وعده داد که به هر نوزاد ایرانی متولد سال ۸۹ یک‌میلیون تومان پرداخت خواهدنمود.
 همان زمان بعضی از نمایندگان مجلس نسبت به این خلاف قانونی دولت، اعتراض نمودند، اما نه دولت و آقای «احمدی‌نژاد» به اعتراضات توجهی نمودند، و نه نمایندگان معترض پی‌گیر اعتراض قانونی شدند.

اما حالا درحالی‌که اندک‌اندک به روزهای پایانی سال ۸۹ نزدیک می‌شویم، «جمال‌ دامغانیان» عضو هیئت‌مدیره بانک‌ ملی، در حاشیه همایش «تجربه سیاست‌گذاری پولی در کشورهای اسلامی» در جمع خبرنگاران اظهار نموده‌اند که «از ابتدای سال‌جاری تا کنون ۹۶۰ هزار نوزاد متولدشده و پیش‌بینی می‌شود که تا پایان سال این رقم به یک‌میلیون و۴۰۰ هزار برسد.»

بنابراین برای تحقق و عملی‌شدن وعده ریس‌جمهور بودجه ۱۴هزار میلیار تومانی مورد نیاز است که به گفته آقای «دامغانیان» تاکنون هیچ مبلغی در این رابطه به بانک‌ ملی ارائه نشده‌است. و به‌نظر هم نمی‌رسد با توجه به شرایط جاری ارائه شود.

در این میان می‌مانند جمعیت نزدیک به ۱میلیون و ۴۰۰هزار خانواده‌ با جیب بزرگ و دوخته‌شده خالی، و کلاه‌گشادی که بر سر خود و فرزندان‌شان رفته‌است.
این نوشته در امروز این‌جا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ دی ۸۹ ، ۱۳:۳۱
علی مصلحی

جنتی و اقرار به تزیینی‌بودن رای مردم

سه شنبه, ۱۴ دی ۱۳۸۹، ۰۱:۲۴ ب.ظ

کم‌تر کسی باور می‌کرد هوش‌مندی بالای سیاسی آقای «خاتمی» در اعلام پیش‌شرط‌های اصلاح‌طلبان برای شرکت در انتخابات آتی، پیش‌فرضی برای اجرای آخرین پرده‌ها از رسوایی اصول‌گرایان باشد.
اما ذکاوت «خاتمی»، «احمدجنتی» را واداشت زودتر از موعد اعلام و اقرار کند که؛ نیازی به رای اصلاح‌طلبان نیست. و کدام ناظرآگاهی است که باور کند ایشان و سایر هم‌فکران‌ِشان کم‌ترین ارزش و اعتباری برای رای و اراده مردم قائل‌ بوده‌اند؟

صرف‌نظر از کمیت وزن سیاسی اصلاح‌طلبان، و بدون در نظرگرفتن بی‌اعتمادی شدید داخلی و بین‌المللی نسبت به متولیان پروسه انتخابات در ایران، حرف «احمد جنتی» بسیار قابل توجه‌است.
این حرف، حدیث‌نفس و حرف دل اصلی اصول‌گرایان است که برای اولین‌بار باید «جنتی» را به‌دلیل این شهامت و شفافیت و صراحت‌نطر ستایش کرد.

اصول‌گرایان از ابتدای انقلاب هیچ ارزشی برای رای مردم قابل نبوده و هم‌واره حضور و رای مردم را در حد نمایش و تزیین و تبلیغ به‌نفع خود قبول داشته و چنان‌که احتمال می‌دادند رای، اراده و خواست مردم، چیزی غیر از خواست آنان باشد، با تمام ابزار و امکانات موجود و ممکن جلو تحقق این اراده و خواست را می‌گرفتند.

نظارت استصوابی، دخالت مستقیم و غیرمستقیم در کار هیئت‌های اجرایی و مصادره به‌مطلوب نمودن آن‌ها، ردصلاحیت گسترده داوطلبان با گرایش فکری متفاوت، و ... ابزارهایی بوده‌است که اصول‌گرایان و در راس آن‌ها شورای‌ نگهبان طی سی سال گذشته برای جلوگیری از تحقق رای و خواست مردم و یا تقلیل اراده آن‌ها بدان متوسل‌شده و پس از اخذ نتیجه مطلوب اما ناحق، دموکراتیک و مردمی‌بودن نظام را با تمام توان رسانه‌ای تبلیغ نموده‌اند.

مگر آن‌که اشتباه محاسباتی و پیش‌بینی‌ها اشتباه از آب در‌آید، چنان‌که در دوم خرداد ۷۶ این اشتباه محاسبات اتفاق افتاد و نتیجه آن نشد که خواست و نظر آنان بود، آن شد که مردم می‌خواستند.
 مردم فراموش نکرده‌اند که اصول‌گرایان و به‌خصوص آقای «جنتی» دبیر شورای نگهبان بارها و بارها، به این اشتباه محسباتی اقرار، و اعلام نمودند که؛ اجازه تکرار اشتباه دوم خرداد را نخواهند داد. البته ایشان و اصول‌گرایان هیچ‌گاه به صراحت اقرار نمی‌نمودند که نیازی به رای مردم ندارند. بلکه با خودقیم و ولی‌خواندن و صغیر پنداشتن مردم اعلام می‌نمودند که، اجازه فریب‌خوردن مردم و سوءاستفاده از آن‌ها را نخواهیم داد. همان کاری که -به زعم خودشان برای جلوگیری از فریب مردم- به‌گستردگی در انتخابات مجلس هفتم و ریاست‌جمهوری نهم انجام داده و در کودتای انتخابانی‌ ریاست‌جمهوری دهم با جعل و سرقت و تقلب و خیانت آشکار تکمیل نمودند. و بلافاصله شور و شعور و حضور ستایش‌برانگیز مردم در پای صندوق‌های رای ریاست‌جمهوری دهم، مصادره به مطلوب شده و تا کنون نیز از آن به حماسه ۴۰ میلیونی و به‌عنوان بیمه نظام و حاکمیت و حجت مردمی بودنشان تبلیغ شده است.

اما چه شده‌است که آقای دبیر محترم شورای نگهبان، به این نتیجه رسیده‌است که دیگر نیازی به این بیمه و این حماسه حضور و تزیین و تبلیغ ندارد؟
ظاهرا و نه که ظاهرا بلکه قطعا مجموعه نظام به روشنی دریافته‌اند که پایگاه‌های مردمی‌شان علی‌رغم در اختیارداشتن تمام ابزارها و جای‌گاه‌های اختصاصی، و خرج‌کردن از کیسه دین، به‌شدت متزلزل‌شده و کیسه دین در اختیار و معرفی‌شده به‌شدت تهی و خالی از اعتبار شده و دیگر مستمسکی برای فریب و دل‌مشغولی مردم موجود نیست.
 در چنین شرایطی کم‌کم لازم است اعلام شود نیازی به رای مردم نیست. اما این اعلام باید به تدریج و طی پروسه خاصی صورت گیرد. نقطه شروع آن عدم نیاز به حضور اصلاح‌طلبان است که در ابتدایی‌ترین تصور و با فرض قبول نتایج اعلام‌شده انتخابات ریاست‌جمهوری دهم، دست‌ِکم ۱۳ میلیون رای را نمایندگی می‌کنند.

 ۱۳ میلیونی که طی سال‌های گذشته بیش‌ترین تلاش برای اخذ رای‌شان برای تبلیغ و تزیین صورت‌ می‌‌گرفته است. اما همین‌که مشروعیت مردمی نظام دیگر این‌روزها نیاز و مسئله حاکمیت نیست و در شرایطی که اعتبار بین‌المللی حاکمیت در مجامع رسمی و غیررسمی جهانی، طی چهار سال گذشته به‌شدت تنزل یافته، حاکمیت نیازی به شارژ اعتبار دروغین گذشته نداشته و ترجیح داده است این رای را نداشته باشد و در مقابل دردسر حضورشان را هم.

 و حالا به‌تر است که در آخرین سنگرها با تمام احتیاط لازم از آخرین لحظات عمرش دفاع نماید. (این چنان‌چه که عرض کردم فرض کم‌ترین شرایط ممکن است. در حالی که به شهادت رفتار حاکمیت در جریان انتخابات دهم و تقلب آشکار در انتخابات و کودتای انتخاباتی بدون شک شرایط بسیار متفاوت از شرایط مفروض فوق است).

مجموعه حاکمیت به‌نمایندگی و سخن‌گویی «احمدجنتی» طی سی سال گذشته برای از دست‌ ندادن امتیازات و حفظ وضعیت و شرایط موجود، مجبور به دروغ‌گویی و تبلیغ و تزیین مشروعیت‌دروغین مردمی بود، اما امروز دیگر آن‌ها چیزی برای از دست دادن ندارند پس چه به‌تر که دست به ریسک‌های دردسرساز و مخاطره‌آمیز نزنند.

پیش‌شرط‌های آقای «خاتمی» در حکم حکایت جوانی بود که مادرش را برای فروش به بازار می‌برد و در مقابل اعتراض مردم اعلام می‌کرد؛ نگران نباشید قیمتی می‌گویم که کسی نخرد.
پیش‌شرط‌های «خاتمی» اگرچه در بازار اصلاح‌طلبان مورد توجه واقع نشد، اما در اردوگاه اصول‌گرایان، خام‌گویی و توهم خریدارن را به‌همراه داشت. این هنوز از نتایج سحر است.
این نوشته در جرس این‌جا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ دی ۸۹ ، ۱۳:۲۴
علی مصلحی

شهید بهشتی و براندازی دین؟

پنجشنبه, ۹ دی ۱۳۸۹، ۱۲:۱۵ ب.ظ

سال گذشته در گیرودار بازداشت‌ فعالین سیاسی و پلمپ دفاتر احزاب اصلاح‌طلب و ستادهای تبلیغاتی نامزدهای معترض، پس از پلمپ «دفتر حفظ و نشر آثارشهید بهشتی» در میدان هفت‌تیر تهران، مسؤلین قضایی اعلام نمودند که از این دفتر جزوه‌های احزاب چپ، مجاهدین و حزب توده کشف شده، و بلافاصله از این کشف شاه‌کار خود نتیجه‌گیری نمودند که معترضین به نتایج انتخابات در فکر انقلاب مخملی و براندازانه بوده، و نقشه راه این براندازی را در نشریات سازمان‌هایی که در اوایل انقلاب، فعالیت‌هایی این‌چنین داشتند، جست‌وجو می‌نموده‌اند.

نکته جالب در این گزارش‌ها آن بود که به هیچ عنوان از این مکان به عنوان «دفتر حفظ و نشر آثار شهید بهشتی» که سابقه ۳۰ ساله داشت اشاره نشده، و همیشه از آن به‌عنوان دفتر مشاور ارشد «موسوی» و دفتر پی‌گیری وضعیت شهدا و مفقودین حوادث بعد از انتخابات نام برده می‌شد.

همان زمان، دکتر «علی‌رضا بهشتی» فرزند شهید «بهشتی» اعلام نمود که این جزوه‌ها نه مال امروز و دیروز، که سی سال است در آن مکان موجود، و متعلق به شهید مظلوم می‌باشد که برای بحث و مناظره با اعضای حزب توده و مجاهدین و هم‌چنین پاسخ به شبهات آن‌ها توسط ایشان مورد مطالعه قرار می‌گرفته است.

به‌رغم آن‌که سال گذشته حاکمیت از این ترفند طرفی نبست و بیش از پیش آبروی خود را بر باد داد، اما آن اتفاق باردیگر تکرار شده و این‌بار «حیدر مصلحی»، وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی، در سخنانی ضمن طرح اتهام‌های تازه‌ای علیه رهبران جنبش سبز، خبر از کشف جزوه‌ی براندازی دین از منزل دکتر «علی‌رضا بهشتی» داده‌است.

وی که به‌مناسبت سال‌گرد تظاهرات حامیان دولت در روز نهم دی سال گذشته در جمع شماری از طلاب حوزه علمیه قم سخن‌رانی می‌کرد، در این‌باره گفته است: «از منزل یکی از سران رده‌اول فتنه که در واقع اتاق فکر آنان بود، جزوه بسیار تکان‌دهنده‌ای به‌دست آمد که در آن طرح براندازی دین از ایران، پیش از انتخابات تاکنون ترسیم شده بود.»

تکرار سناریو‌های مضحک و شکست‌خورده‌ی این‌چنینی، بیش از پیش حکایت از این واقعیت دارد که لشکر شکست‌خورده دروغ و دغل و فریب، غرق‌شدن خود را درک نموده و به عریانی فروغلطیدن در گرداب دروغ‌های خودساخته را بیش از پیش مشاهده می‌نماید و در چنین شرایطی به هر حشیشی برای جلوگیری از غرق‌شدن، تشبث می‌جوید.
 اما گرداب دروغ و نیرنگ هرلحظه بیش‌تر و بیش‌تر آن‌ها را در خود فرو بلعیده و دست یازیدن به این ترفندها، پیش از آن‌که کمکی به نجات‌شان بنماید، بیش‌تر به سمت غرق‌شدن هدایت‌شان می‌کند.
این نوشته در جرس این‌جا

در همین رابطه:
پاسخ علیرضا بهشتی به ادعاهای وزیر اطلاعات

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ دی ۸۹ ، ۱۲:۱۵
علی مصلحی

ساندیس نیوز، ساندیس سایبری

پنجشنبه, ۹ دی ۱۳۸۹، ۱۲:۰۶ ب.ظ
واژه «ساندیس» پس از انتخابات جنجالی ریاست‌جمهوری دهم و اعتراضات گسترده به نتایج آن وارد ادبیات سیاسی طنز ایران شد و به‌دلیل این‌که شرکت‌کنندگان در تظاهرات تبلیغی و نمایشی برای تبلیغ سلامت انتخابات و کلا مدافعان نظام، با این نوشیدنی پذیرایی می‌شدند، این نوشیدنی خاص، بار منفی «کودنی» «ابلهی» «حزب‌‌بادی» و معانی معادل آن‌را به‌خود گرفت و به شکل گسترده توسط طنزپردازان جنبش سبز مورد استفاده قرارگرفت.

در نوشته‌ها و طنزهای اعتراضی «ساندیس‌خور» معادل کسانی بود که در نهایت جهالت و صرفا جهت نوشیدن یک نوشیدنی بی‌ارزش، به کم‌ترین بها حاضر بودند در مقابل خیانت‌های آشکار مسؤلین نظام در حق توده‌ها، سکوت نموده و نه‌تنها سکوت نموده که در مانورهای تبلیغی آن‌ها نیز شرکت گسترده داشته باشند، و بدتر از آن در عملیات سرکوب مردم نیز شرکت نمایند.

با این توضیح، این کلمه در حکم ناسزایی تلقی می‌شد که معترضان به نتایج انتخابات به مدافعان به سلامت انتخابات و طرف‌داران حاکمیت و البته توده جاهل آن نثار می‌کردند.

حالا اگر شما با وبلاگی با نام «ساندیس‌نیوز» برخورد کنید، بلافاصله گمان می‌کنید این وبلاگ متعلق به اهالی جنبش سبز است. اما این‌طور نیست این وبلاگ که از دو روز پیش روی فضای مجازی فعال شده، با توجه به شکل و ظاهر آن، هم‌چنین لینک‌های معرفی‌شده در سمت چپ وبلاگ، حکایت و روایت از تعلق آن به دوستان حزب‌اللهی و بسیجی مدافع‌نظام و ولایت و طبقه‌بندی شده در ۶۳درصدی می‌کند که به «سران فتنه» رای نداده‌اند، و ضمنا حالا در قالب سربازان کوچک ارتش سایبری نظام شناخته می‌شوند.

از طرف دیگر تعداد قابل‌توجه برچسب‌ها و کلمات کلیدی متعلق به «حسین‌قدیانی» و وبلاگ قطعه ۲۶ نشانه‌ای دیگریست از این‌که مدیر یا مدیران این وبلاگ از دوستان نزدیک این نویسنده جوان هم‌سو و هم‌صدا با روزنامه «کیهان» می‌باشند.

طنز مضحکی در نام‌گذاری وبلاگ نهفته است. این نام، پیش از آن‌که نقد «جنش‌سبز» باشد، تمسخر کاروانیان ۹ دی ۸۸ است و این تمسخر نه به دست رسانه‌های بیگانه یا خودی‌های بیگانه‌نشین، که توسط همان ارتش سایبری و البته از روی جهلی که از شرب «ساندیس» دست می‌دهد، صورت می‌پذیرد.
 و این جای تعجب نیست. چه این‌که اگر غیر از این می‌بود جای تردید و تعجب داشت.

اما از این‌ها که بگذریم، واقعیت جالبی در این اتفاق مجازی و مضحک و اصطلاحا حضور سایبری نهفته است. ۶۳ درصدیان طی دو سال گذشته تبلیغات فراوانی برای ایمیل ملی و اینترنت ملی و حمایت‌های جدی و آشکار از میزبانان وبلاگ وطنی ‌نمودند و در همان حال سیل وبلاگ‌نویسان و فعالان عرصه خبر ورسانه و روزنامه‌نگاری آنلاین بودند که بی‌توجه به این تبلیغات در حال کوچ به سرویس‌های اینترنتی بیگانه بودند، هم به دلیل عقب‌ماندگی فنی هم مسائل امنیتی و البته نوعی اعلام اعتراض به حاکمیت. حالا جالب است که هم‌راهان سایبری و شاخه اینترنتی این جماعت وبلاگ خود را روی دامنه‌ COM ثبت نموده و از ثبت وبلاگ خود رو دامنه ملی و وطنی IR‌ امتناع نموده‌اند.
این‌هم البته یکی از فوائد بسیار نوشیدن «ساندیس» است که فبلا درباره آن توضیح داده شد.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ دی ۸۹ ، ۱۲:۰۶
علی مصلحی

قطر، جام‌جهانی‌فوتبال، ایران

دوشنبه, ۶ دی ۱۳۸۹، ۱۱:۴۷ ق.ظ

«سعیدلو» ریس سازمان تربیت‌بدنی، که در قطر به سر می‌برد، از آمادگی ایران برای هم‌کاری با قطر به‌منظور برگزاری بازی‌های جام جهانی ۲۰۲۲ خبر داد.
 آقای «سعید‌لو» گفته که «ما آمادگی خود را برای برگزاری برخی بازی‌های جام جهانی که شرایط آب و هوایی قطر اجازه برگزاری آن‌ها را نمی‌دهد، اعلام کردیم.»

همان‌طور که هیچ کشوری نمی‌تواند راسا و بدون نظر و انتخاب «فدراسیون‌ بین‌لمللی‌ فوتبال» (فیفا) میزبان جام جهانی فوتبال ــ که هر چهار سال یک‌بار به میزبانی کشوری برگزار می‌گردد ــ بشود، و میزبانی جام جهانی پس از داوطلب میزبانی‌شدن نیازمند طی‌کردن پروسه نفس‌گیر رضایت و انتخاب «فیفا» می‌باشد، به همان صورت کشور میزبان کم‌ترین حقی در تغییر کوچک‌ترین قانون مصوب آن فدراسیون ندارد و موظف است وظیفه میزبانی خود را طبق نظام‌نامه خاص «فیفا» که منشوری جهانی و بین‌المللی و مورد تایید اکثر کشورهای عضو می‌باشد، انجام دهد.

احتمال تخطی از این منشور، و یا احتمال آن‌که کشوری نتواند امکانات لازم و شایسته را برای برگزاری بهینه این مسابقات تدارک نماید، ممکن است به تجدیدنظر «فیفا» در تصمیم اتخاذشده و سلب امتیاز میزبانی از کشور انتخا‌ب‌شده، منجر شود.

از نگاهی دیگر چنان‌چه لازم آید در قوانین، منشور و مرام‌نامه تاییدشده فعلی، تغییراتی ایجاد شود، طی پروسه خاصی اعلام عمومی شده و پس از اخذ نظر کارشناسان موافق و مخالف و نهایتا رایگیری، تغیییرات ایجادشده رسما به تمام اعضا‌‌ء ابلاغ و توسط سخن‌گوی فدراسیون اعلام می‌شود.

طی نزدیک به یک قرن گذشته که مسابقات جام جهانی فوتبال هر چهار سال یک‌بار برگزار می‌شده، سابقه نداشته است که یک کشور میزبان باشد و سهمیه و امتیاز میزبانی را با کشور دیگری به اشتراک بگذارد.

به نظر می‌رسد هیچ‌یک از این اتفاقات در پروسه انتخاب همسایه جنوبی ایران «قطر» به‌عنوان میزبان جام جهانی فوتبال در سال ۲۰۲۲ نه اتفاق افتاده و نه قرار بوده است اتفاق بیفتد. والا هنگام اعلام رسمی میزبانی آن کشور این موضوع نیز رسما از طرف سخن‌گوی آن فدراسیون به اطلاع علاقه‌مندان فوتبال در سراسر دنیا می‌رسید.

اما علی‌رغم این‌ها روزگذشته آقای «سعیدلو» معاون ریس‌جمهور و ریس سازمان‌ تربیت‌بدنی، در جمع خبرنگاران از اعلام آمادگی ایران برای کمک به «قطر»‌به منظور میزبانی جام‌جهانی ۲۰۲۲ و هم‌چنین موافقت نسبی امیر قطر با برگزاری برخی دیدارهای این جام‌جهانی در ایران خبر داد.

اگر طی چند روز آینده طبق معمول یکی دو ماه اخیر، این خبر توسط یک مقام اجرایی دیگر تکذیب نشده یا ‌واکنش طرف قطری را به‌دنبال نداشته باشد، باید اذعان کرد که پرت‌وپلاگویی مسؤلین ایرانی طی پنج سال گذشته، تبدیل به یک اپیدمی منطقه‌ای شده و در اولین فرصت گریبان‌گیر کشور «قطر» و مسؤلین اجرایی آن کشور شده‌است.

جدای از این نکته که طنزی تلخ را روایت می‌کند، به نظر می‌رسد کشورهای منطقه فرصت برای سوءاستفاده، کلاه‌برداری و تحقیر مردم و سرزمین مقدس‌مان را در نتیجه بی‌کفایتی دولت‌مردان آن مناسب‌دیده و با دادن وعده پوچ و مضحک «اشتراک میزبانی» سعی در دوشیدن بیش از پیش و غارت سرمایه‌های مادی و معنوی کشور دارند.

جدای از همه این‌ها با فرض صحت این همه حرف و حدیث، این خبر نه‌تنها نمی‌تواند و نباید اسباب خوشحالی باشد، بلکه اسباب سرافکندگی و شرم‌ساری ملی و آدرس غلط‌دادن برای سرپوش گذاشتن بر اشتباهات مکرر مسولین مربوطه می‌باشد.

در همین رابطه:

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ دی ۸۹ ، ۱۱:۴۷
علی مصلحی
 امام‌جمعه محترم شیراز در خطبه‌های نمازجمعه این هفته، پس از تشکر و اعلام حضور وزیر راه در این استان فرموده‌اند: «تصمیمات غلط در مورد راه‌آهن شیراز ـ‌ اصفهان مربوط به دوران اصلاحات بوده که مسؤلان بعدی را مجبور به ادامه این طرح کرد.»

تا این‌جای کار خدا را هزارمرتبه شکر که بالاخره یک مقام عالی‌رتبه اصول‌گرا و مدافع نظام و حاکمیت، غلط‌بودن طرح را رسما و از طریق تریبون مهم و مطرح خطبه‌های نمازجمعه اعلام نموده‌اند و قبول کرده‌اند که در حوزه مدیریت دولت نهم این اشتباه و به تعبیر ایشان غلط صورت گرفته‌است.

اما از این اتفاق مبارک که بگذریم، اگر قرار بود که تصمیمات دولت اصلاح‌طلب که به نظر ایشان غلط بوده ادامه داشته باشد، چه نیازی به رای‌آوردن اصول‌گرایان و تعویض مدیریت اجرایی کشور با صرف آن همه هزینه بود؟ اجازه می‌دادند که همان دولت اصلاح‌طلب مجددا رای آورده و بر سر کار بماند و همان اشتباهات را - البته به زعم ایشان - ادامه بدهد.

از طرف دیگر اگر قرار است که دولتی که جای‌گزین دولت دیگر شده، اشتباهات دولت قبلی را تکرار نموده و ادامه دهد، چرا «جمهوری‌اسلامی» رویه گذشته و اشتباه رژیم پهلوی را ادامه نداد و برای نظام خود قانون‌اساسی جدید نوشت و سیستم مدیریتی، قضایی، تقنینی جدید تعریف نمود؟

از منظری دیگر اما، همیشه انسان را جایزالخطا دانسته‌اند اما آن‌چه مورد نکوهش قرارگرفته و قابل سرزنش بوده‌است، تکرار اشتباهی است که اتفاق‌افتاده و نتایج غلط خود را نشان داده‌است. از این منظر ظاهرا نمی‌توان و نباید اشتباه‌کنندگان اولیه را ــ با فرض قبول اشتباه ــ سرزنش و مواخذه نمود و گناه خود را بر گردن آن‌ها انداخت، و حالا که یک مقام عالی‌رتبه - اگرچه یک مقام اجرایی نیست، ولی از آن‌جایی‌که بر اساس یک قانون نانوشته، خطبه‌های نمازجمعه حرف و نظر نظام تلقی شده و مورد استناد می‌باشد- غلط بودن و اشتباه دولت نهم را رسما اقرار نموده مردم منتظر خواهند بود مقامات قضایی نسبت به این اظهارات واکنش شایسته نشان دهند.

اما از این‌ها که بگذریم، علی‌رغم آن‌که طرح‌ها و رفتارهای دولت اصلاحات و اصولا هیچ دولتی را نمی‌توان وحی‌منزل و عاری از خطا و اشتباه تصور نمود، اما به‌نظر می‌رسد با توجه به واکنش اعتراضی شدید متخصصان و متولیان امر منصوب به اصلاح‌طلبان به این طرح، احتمال وجود خطا و اشتباه در این طرح دست‌کم بسیار بعید می‌نماید.
 چه این‌که معمولا اعتراض به برنامه‌ای که نهایتا بر ملاکننده خطای معترض باشد، علی‌القاعده با این شدت و گستردگی صورت نمی‌گیرد و شدت و گستردگی اعتراضات اصلاح‌طلبان نشان می‌دهد که دولت آقای «احمدی‌نژاد» بر خلاف رای و نظر کارشناسان و خبرگان امر و برخلاف مصالح مردم منطقه و صرفا برای استفاده تبلیغاتی و انتخاباتی آن خطا و اشتباه را مرتکب شده و فرمایشات امروز امام‌جمعه شیراز و دوستان دیگر از این جمع و نمونه، پیش از آن‌که کمکی به اصلاح اشتباه و مساعدتی برای وضعیت لغزان حاکمیت باشد، خراب کردن پلی دیگر و پرده‌برگرفتن از بی‌آبرویی نهفته دیگر و یک دروغ‌گویی محض است.
البته در شرایطی که اقرار و اعتراض به دروغ و رویه بی‌اخلاقی نزد دولت‌مردان از طریق مهره‌های جداشده امروز و هم‌راهان دیروز صورت می‌گیرد، نمی‌توان از حضرات توقع دروغ‌نگفتن داشت.

ده‌ها سال پیش «ابن‌یمین» شاعر ارزنده پارسی، نسخه درمانی درستی برای آن‌ها پیچیده‌است:
آن‌‌کس که نداند و نداند که نداند / در جهل مرکب ابد‌الدهر بماند.
این نوشته در جرس این‌جا

در همین رابطه:
قطار دروغ و فریب هنوز به شیراز نرسیده است
چالش استان‌دار و وزیر راه
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ دی ۸۹ ، ۱۱:۲۷
علی مصلحی

ISI، کله پاچه و ژورنال‌های پول

دوشنبه, ۱۵ آذر ۱۳۸۹، ۰۲:۴۷ ق.ظ

حمید ضیایی‌پرور :چندی پیش برخی از دانشجویان یکی از دانشگاه‌های فنی معتبر تهران مقاله‌ای را با عنوان «بهینه‌سازی‌ و طراحی شبکه‌های جغرافیایی با استفاده از روش کله پاچه» جهت درج در نشریه EGU از نشریات معتبر و مورد تأیید ISI به دفتر این نشریه ارسال می‌کنند.

این دانشجویان خوش ذوق، نام نویسندگان مقاله را به صورت «ب. گوسفند، خ. بز و ج. بره سفید» اعلام می‌کنند و مدعی می‌شوند که هر سه دارای مدرک PhD در «مهندسی علوم زمین» هستند.

جالب آن‌که این مقاله تحت شمارهEGU2009-6632 برای چاپ در شماره 11 مجله مذکور پذیرش می‌شود و در نوبت چاپ قرار می‌گیرد! این دانشجویان در خلاصه‌ مقاله خود هدف از تدوین آن‌را «پیداکردن روشی قابل اعتماد برای بهینه‌سازی در طراحی و تغییر شکل شبکه‌های رصد» عنوان کرده و نام این روش جدید را روش کله‌پاچه گذاشته‌اند.

نویسندگان مقاله در بخش آخر خلاصه مقاله خود آورده‌اند: «برای داشتن نتایج بهتر توصیه می‌کنیم که از این روش صبح اول وقت به همراه ملزوماتی چون: زبون، چشم و البته پاچه استفاده کنید. همچنین استفاده از آبلیمو پس از قسمت دوم ضروری است.»
قبل‌تر نیز یک گروه از دانشجویان، نرم افزاری را طراحی کرده بودند که قادر بود بخش‌هایی از مقالات ده‌ها ژورنال تخصصی را کپی کرده و طوری به هم بچسباند که به ظاهر دارای معنی باشد و این مقالات با ذکر دقیق منابع علمی و رسم نمودارها و جداول تحلیلی، شکل و شمای یک مقاله علمی پژوهشی را دارا بوده و چندین مقاله‌سازی‌ با روش مذکور در ژرونال‌های علمی دنیا پذیرش گرفته یا منتشر شده است.

این دو ماجرا از یک سو نشان‌دهنده آسیبی است که در حوزه تولید دانش و نشر مقالات علمی در ایران وجود دارد و از سوی دیگر حاکی از آفتی است که گریبان‌گیر نهادهای علمی ایران شده که سعی دارند به هر قیمت ممکن حتی با روش مقاله‌سازی،‌ آمار مقالات منتشره خود را در مجلات ISI بالا ببرند و از این موضوع نیز با عنوان تولید علم نام می‌برند.

این آفت، یعنی سعی در انتشار مقالات علمی در ژورنال‌های خارجی بدون اینکه در محافل علمی داخل کشور، چیزی برای عرضه داشته باشند، باعث ایجاد فضای کاذب تولید علم در کشور شده و در آینده می‌تواند ضربه‌های جبران‌ناپذیری بر پیکره نظام علمی ایران وارد کند.

سیستم اطلاع‌رسانی علمی کشور نیز به جای پیشگیری از چنین انحراف‌هایی، تنها راهی که در پیش گرفته جلوگیری از افشای تقلب‌های علمی در ایران است. اگر اجازه داده شود که دانشگاهیان خود بر یکدیگر نظارت داشته باشند، جلوی چنین روندهایی در زمان کوتاه گرفته خواهد شد در غیر این صورت حتی آنهایی که مقاله‌سازی‌ کرده و یا دست به کپی مقالات دیگران در داخل و خارج می‌زنند همچنان حاشیه امنی خواهند داشت و اطمینان پیدا می‌کنند که هیچ کس قادر به برخورد با آنها نیست.

.

منبع: همشهری آنلاین

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ آذر ۸۹ ، ۰۲:۴۷
علی مصلحی

روزجهانی معلولان

جمعه, ۱۲ آذر ۱۳۸۹، ۱۱:۰۴ ب.ظ

 برای نخستین‌بار در سال ۱۹۹۲ روز سوم دسامبر به عنوان «روز جهانی‌ معلولان» از طرف سازمان ملل متحد نام‌گذاری و معرفی گردید.

لزوم درک شرایط معلولان در جوامع و توجه شایسته به آن‌ها در چارچوبی درست، هم‌راه با وقار و حفظ شخصیت ارزش‌مند انسانی معلولان، و بررسی شرایط جهانی برای کاهش کمی معلولیت‌ها از اهداف اصلی این روز می‌باشد.

شرایط بد اقلیمی، بهداشتی و ناآگاهی نسبت به شرایط مناسب تغذیه، رعایت نکردن اصول علمی در دوران بارداری، بی‌توجهی به هش‌دارهای کارشناسان بهداشت و مهم‌تر از همه این‌ها، فقر در کنار عوامل ثانویه‌ای چون جنگ، تصادف، حوادث طبیعی از عوامل اصلی معلولیت می‌باشند که هم‌گرایی و هم‌فکری جامعه انسانی در سطح جهانی می‌تواند به کاهش چشم‌گیر عوامل و در نتیجه کاهش معلولیت کمک شایان‌توجهی داشته باشد.

در کشور ایران و بعد از جنگ هشت ساله و تقدس نگاه به معلولانی که به‌دلیل حضور در جبهه‌های جنگ به معلولیت نائل شده بودند، متاسفانه نگاه مردم به معلولان دچار طبقه‌بندی بسیار بدی شد و اگر معلولی در جامعه شناخته می‌شد که معلولیت‌َش ناشی از جنگ نبود، نگاه به او با نوعی تحقیر هم‌راه بود و در نقطه مقابل؛ نگاه به معلولان جنگ که حالا جان‌باز خوانده می‌شدند، با نوعی تقدس هم‌راه بود.

این نگاه متاسفانه از بالا و توسط اکثر مراجع سیاسی و مذهبی شروع و تبلیغ شد، و نه‌تنها که در تعریف جای‌گاه ارزش‌مند اجتماعی‌شان، بلکه شامل حقوق مادی و شرایط اقتصادی‌ِشان در اجتماع هم شد.

شاید بارها در سطح جامعه مشاهده نموده باشیم که نظام به‌شدت خود را موظف می‌داند به معلولی که معلولیت‌َش ناشی از حضور در جنگ بوده خدمات ارائه نماید و در طرف مقابل علاقه‌ای به ارائه خدمات به معلول دیگری در همین سطح و یا شاید به مراتب بیش‌تر که معلولیت‌َش ناشی از عوامل طبیعی و خدادادی بوده، ندارد و با ایجاد موانع متعدد در مقابل خدمات‌رسانی به آن‌ها سنگ‌اندازی می‌شده است.
گو این‌که این معلولان انسان حساب‌نشده و مثل سایر انسان‌ها حق حیات و زندگی ندارند.

سال‌ها از پایان جنگ هشت‌ساله ایران می‌گذرد و جامعه هنوز تاوان خسارت‌های مادی و معنوی آن سال‌ها را می‌پردازد و خواهد پرداخت. اما معلولی که در نتیجه فقر و فلاکت ناشی از جنگی که صدها و یا هزاران سال پیش به وقوع پیوسته و او در آفرینش آن نقشی نداشته هم انسان است و نیازمند توجه. هم‌چنان‌که من و تو نیازمند توجه هستیم و هم‌چنان‌که من و تو از ترحم و تحقیر بر‌آشفته می‌شویم.

با گرامی‌داشت این روز یک‌بار دیگر نگاه‌ِمان به جامعه معلولان را نو کنیم. از نزدیک‌ترین افراد کنارمان‌ شروع کنیم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ آذر ۸۹ ، ۲۳:۰۴
علی مصلحی

زنبورهای عسل دیابت گرفته‌اند

جمعه, ۵ آذر ۱۳۸۹، ۱۰:۴۹ ب.ظ

«محمد مجتهدشبستری» همان شخصی است که چند ماه پیش در اعتراض به محدودیت علوم انسانی در دانشگاه‌های ایران مقاله ارزش‌مند «فرمان علیه فهم» را نوشته و متشر نمود و البته ناگفته پیداست که وبلاگ «معناگرا» متعلق به ایشان هم از دایره شمول لطف و مرحمت فیلترینگ دولت و حاکمیت محروم نبوده‌است.
 ضمنا هم‌زمان با داغ شدن بحث‌های نظری درباره سنگسار در حاشیه اخبار مرتبط با سنگسار بانو «سکینه‌ محمدی‌آشتیانی» که حاکمیت به‌شدت از آن دفاع می‌نمود، نوشته‌ای از ایشان در رد «سنگسار» و عدم کفایت ادله برای اثبات شان فقهی آن در شرایط حاضر نوشته و منتشر شد.

«سروش‌ دباغ» فرزند دکتر «عبد‌الکریم‌ سروش» است که نیازی به معرفی ندارد. طی یک‌سال گذشته دو نامه سرگشاده تند توسط پدر ایشان به رهبری نظام نوشته‌شده که مفهومی غیر از اعتراض به شرایط موجود در بر نداشته است.
 البته ممکن است راه پدر و پسر از هم جدا باشد. اما اشتراک نظر در آثار هر دو نشان می‌دهد که چنین نیست. مگر آن‌که رنگ رخساره قلم بازتاب سر ضمیر نباشد.

«مقصود فراستخواه» همان کسی است که در جریان استیضاح «مهاجرانی» وزیر ارشاد دولت اصلاحات، از او به عنوان یک چهره منحرف که «وحی و عصمت انبیا و فرامکانی و فرازمانی بودن قرآن را انکارکرده» یاد، و وزیر باید پاسخ‌گوی مصاحبه ایشان با روزنامه «ایران» می‌بود.

بر این سیاهه می‌توان نام‌های بسیاری اضافه کرد که منش و روش حاکمیت را نه‌تنها طی ۵ سال گذشته، که حتی طی سی سال گذشته مورد نقد جدی قرار داده و هم‌واره به‌دلیل همین نوع نگاه و نقد، بازخواست شده و نتوانسته‌اند در جای‌گاه واقعی خود باشند.

اما دکتر «محقق‌داماد» اگر چه ممکن است در این طبقه معترض طبقه‌بندی نشود، اما نامه سرگشاده و انتقادی آتشین سال گذشته ایشان خطاب به ریاست قوه قضاییه و اعتراض شدید به رویه قضایی ناظر به حوادث پس از انتخابات دهم ریاست‌جمهوری و اعتراض به جابه‌جایی حاکم و محکوم، در رفتار قضایی مورد اشاره، ایشان را در زمره معترضین اصلی دست‌ِکم ریاست‌جمهوری آقای «احمدی‌نژاد» طبقه‌بندی نمود.

اما به یک‌باره و ناگهان پس از انصراف «یونسکو» از برگزاری همایش فلسفه در ایران، و اقدام عجولانه، خام و حاکی از رنجش تهران در برگزاری این همایش بدون حضور یونسکو، همه این مغضوبین و معترضین به یک‌باره محبوب و عزیز! شده، هر آن‌چه طی این سال‌ها درباره آن‌ها نوشته و گفته‌شده بود به یک‌باره به دست فراموشی سپرده و همه آن‌ها میهمانان عزیز!؟ همایش حاکمیتی شدند که خودشان بزرگ‌ترین معترضان آن به شهادت آثاری بودند که سال‌هاست منتشر شده و در همه جای دنیا قابل دسترسی است.

بدون شک استقلال‌رای یکی از مولفه‌های اصلی و برجسته در حوزه دانش و دانشگاه و از مشخصات بارز یک استاد دانشگاه است.
 دفاع از نظرات علمی و پاسخ‌گویی به سؤالات جامعه علمی در چهارچوب همین استقلال معنا پیدا می‌کند، اما جامعه‌شناسی، فلسفه، علم، شعر، صاحب‌نظربودن و ... منهای جامعه و مردم جامعه به تعبیر زیبای مرحوم استاد «زرین‌کوب» به «هزیان‌های‌ بی‌خودانه در بیابان» می‌ماند.

استاد فلسفه‌ای که نزدیک به دوسال است متوجه غیبت «ندا آقاسلطان» در کلاس درس نشده و چهره خونین «محسن‌ روح‌الامینی» را از نزدیک ندیده یا صدای مادران داغ‌دار جامعه را نشنیده و... یا به‌تر از هر کس دیگری شنیده و خود را داوطلبانه به نشنیدن زده، به‌راحتی می‌تواند در همایش فلسفه‌ای شرکت و سخن‌رانی نماید که سخن‌ران مراسم افتتاحش «محمود‌ احمدی‌نژاد» باشد؟

 اما نام‌هایی که بدان‌ها اشاره شد، همه این واقعیت‌ها را از نزدیک دیده و شنیده‌ و در کنار دانشجویان و جامعه بارها و بارها هم‌دردی خود را هم اعلام نموده بودند، با این‌حال مرتکب این خطای بزرگ علمی و رفتار فرهنگی شدند.

بدون تردید جامعه این‌گونه رفتار را از هیچ‌کس خصوصا جامعه علمی به‌سادگی قبول نکرده و از کنار آن نخواهد گذشت.
این رفتار ثبت امتیاز منفی بزرگی در کارنامه علمی و رفتار فرهنگی این اساتید توسط مردم را به‌دنبال خواهد داشت.
پانویس:
تیتر عنوان مجموعه شعری از «اکبر‌ اکسیر»

در همین رابطه: نقدی بر عدم واکنش روشن‌فکران ایرانی در برابر درج نام‌ِشان به‌عنوان شرکت‌کنندگان همایش «روز جهانی فلسفه»
همایش فلسفه و روشن‌فکران ما

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ آذر ۸۹ ، ۲۲:۴۹
علی مصلحی

کلیسا، کاندوم، کج‌فهمی

دوشنبه, ۱ آذر ۱۳۸۹، ۱۰:۳۶ ب.ظ

دست‌ِکم ۱۵۰سال پس از استفاده مردم دین‌دار و بی‌دین اروپا و به‌دنبال آن دیگر مناطق از یک اختراع پزشکی ــ که ضمن این‌که ارتباط جنسی بدون بارداری را ممکن می‌سازد، نقش پررنگی هم در جلوگیری از انتقال انواع و اقسام ویروس‌ها و بیماری‌های مقاربتی برعهده دارد ــ «پاپ» رهبر کاتولیک‌های جهان اخیرا استفاده از «کاندوم» را مجاز دانسته است.

اگر پیروان شریعت «مسیح» در سراسر دنیا می‌خواسنتد منتظر صدور مجوز «پاپ» و «واتیکان» برای استفاده از این دست‌آورد علمی و یا هر دست‌آورد علمی مشابه بمانند، می‌شد تصور نمود که اکنون جامعه مسیحی مشکل میلیون‌ها زن و مرد مبتلا به ایدز و بیماری‌های مشابه را داشت که از طریق مقاربت جنسی منتقل‌شده و گسترش یافته‌اند، ‌به‌علاوه این‌که دست به گریبان مشکل بزرگ‌تر انفجار جمعیت در نتیجه حرص آدمی به داشتن رابطه جنسی و استفاده‌نکردن از این ابزار بود و یا با جامعه مادران بیماری روبه‌رو بود که بیماری‌ِشان ناشی از استفاده از دیگر داروهای کنترل بارداری، اما با عوارض منفی است.

اما جامعه اروپای کاتولیک با اکثر این مشکلات دست به گریبان نیست و اگر هست در مقیاسی خرد(۱) و آ‌ن‌هم به‌واسطه وجود اندک شهروندان متعصب و مقاوم در برابر علم و متواضع در برابر کلیسا و یا شهروندان بی‌بندوبار در برابر توصیه‌های بهداشتی و پزشکی.

این نگاه متمدن به علم و دست‌آوردهای علمی و تنظیم روابط زندگی و شهروندی و فرهنگی بر اساس تعالیم علمی پیش از تعالیم خرافی کلیسا، دست‌ِکم ۲۰۰سال برای اروپای معاصر زمان برده و بیش از میلیون‌ها قربانی داشته است.

بسیار صبر و زمان نیاز بود تا دست‌آوردهای علمی نتایج درخشان خود را در جامعه به شفافیت نشان داده و نقش سحر خرافه و تعصب و جهل کلیسا ــ که برساخته خواست‌های دروغین اربابان کلیسا به مرور زمان و نه یک ایده مترقی آسمانی بود ــ را باطل نماید.
 این صبر به وقوع پیوست و این زمان آرام آرام سپری شد و آن نقش‌ها یکی یکی باطل.

امروزه کلیسا نمی‌تواند نقش علم را باطل کند، لاجرم آن را می‌پذیرد اگرچه بسیار دور و دیر. اما دور و دیری که کم‌ترین خسارت را به‌دنبال داشته و دارد.

در سویی دیگر اما در جوامع سنتی مسلمان و از جمله کشور ایران، اگرچه امکان مقاومت‌های اندکی در برابر خرافه‌هایی که لباس دین پوشیده‌اند، از چند دهه پیش آغاز شده و نتایج آن هم امروز قابل مشاهده است، اما مقاومت اغلب شهروندان در مقابل دست‌آوردهای آزموده‌شده علمی جهانی و متظرماندن بر صدور مجوز مراجع رسمی سنتی دینی برای استفاده از این دست‌آوردها و امکانات، متاسفانه هنوز به سرعت و شتاب قربانی می‌گیرد و همین مقاومت‌ها شتاب زمان برای رسیدن جامعه به ایده‌ال فرهنگ اجتماعی برساخته براساس تجربه آزموده دیگر ممالک را کند می‌نماید.

از نقش شهروندان عادی در این فرایند ناخوش که بگذریم، دردآورتر سو‌ءتعبیر و جهالت یا سوء‌استفاده بعضی از لایه‌های رسمی حاکمیت، باعث مقاومت در برابر این نتایج و دست‌آوردها شده، ضمن آن‌که نقش مستقیم خود را در این فرایند بازی می‌کند، از طرف دیگر به استحکام پایه‌های خرافه در مجامع رسمی و غیررسمی دینی اما غیرعلمی نیز کمک غیرمستقیم می‌نماید.

به عنوان مثال دقت کنیم در شرایطی که سالیان سال است ممالک مترقی آزمون و خطا نموده‌، به این نتیجه رسیده‌اند که در ایام بهار و تابستان شروع زودتر ساعت اداری بیش‌ترین نتایج از نظر کاهش هزینه ادارت و بالطبع افزایش میزان کار و فرصت شهروندان و کارمندان را به‌دنبال دارد، و بر همین اساس بیش از ۱۰ سال چنین تصمیمی در این کشور نهادینه شده، ناگهان کسی از راه رسیده و صرفا با تشخیص مغایرت ساعت۱۲ با وقت نماز و وقت شرعی، با آن مخالفت نموده و تصمصم را لغو می‌نماید. حالا محاسبه نمایید چه میزان از وقت و انرژی و امکانات کشور باید صرف دفاع از تصمیم قبلی، رد تصمیم فعلی و هزینه‌های جانبی آن شود، به‌علاوه خساراتی که اجرای ناشیانه و موقت خواست یک مقام بالامرتبه اجرایی به کشور تحمیل می‌کند.

یا مثلا تصور نمایید در شرایطی که اعتبار علمی دانشگاه‌های معتبر جهان به واحد‌های علمی در حوزه علوم انسانی و اعتبار کرسی‌های معتبر استادی به استادان برجسته علوم انسانی است و انفکاک بین علوم انسانی و علوم تجربی به علت خویشاوندی علمی چندهزار ساله عملا غیرممکن است، ناگهان یک شخصیت عالی‌رتبه دستور حذف و تعدیل و کاهش رشته‌های درسی و واحد‌های علوم انسانی را بدهد.

بر همین قیاس مشاهد رفتار پر شتاب قطار سیاست کشور بر دوری از علم و نزدیکی به خرافه به نام دین قابل رصد و مشاهده است.

این جماعت، دور و دیری دیگر نقش ارزش‌مند علم و در پرتو آن دین را خواهند پذیرفت، باین تفاوت که این دوری و دیری و تا آن‌زمان کشور و مردم مظلوم آن را مجبور به پرداخت هزینه‌های فراوان و قربانیان زیادی خواهد کرد. مگر آن‌که شرایط به همتی بلند جور دیگری رقم بخورد و با اندیکی صبر سحر نزدیک باشد.
پانویس:
۱- آلودگی و انحطاط جوامع امروز غربی که در بنگاه‌های خبری جوامع شرقی روی آن تبلیغ فراوان می‌شود، اولا آن‌قدر که می‌شنویم نیست و ثانیا دلایل دیگری دارد.
این نوشته در خودنویس این‌جا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آذر ۸۹ ، ۲۲:۳۶
علی مصلحی