وب‌نوشته‌های یک شیشه‌بر

علی مصلحی
وب‌نوشته‌های یک شیشه‌بر

روزنامه‌نگاری که کارمند بانک بوده و اکنون شیشه‌بری می‌کند

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
پیوندها

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «روحانی» ثبت شده است

در بین اغلب سیاست‌مداران ایران معاصر، در بیش‌تر موارد، نفس نیک یا بدبودن ذاتی امری، برای اقبال یا روی‌گردانی از آن موضوعیت ندارد. اصلا این‌جا، نیک و بد ذاتی وجود ندارد.
در قاموس این‌ها، «نیک» یعنی کاری که من انجام می‌دهم، و «بد» یعنی همین کار اگر رقیب آن‌را انجام دهد. به همین دلیل، وقتی رقیب در صدد انجام کاری برمی‌آید ـــ که تعریفی بدیهی بر حسن و قبح ذاتی آن مترتب نیست، اما قابلیت ایراد و اشکال و جانب‌داری و دفاع را به یک‌سان دارد، و در عین‌حال نفع و اقبال عمومی جامعه را هم در پی دارد ــ چون طرح رقیب است و به‌نام رقیب ثبت خواهد شد، با تمام توان در مقابل آن ایستاده و مانع از از انجام آن توسط رقیب می‌شوند.


حالا اگر همین سیاست‌مدار در مقامی قرار بگیرد که بخواهد طرح اشاره‌شده را به سرانجام برساند، نه‌تنها هیچ پشتیبان اجتماعی برای انجام آن نخواهد داشت، که سکوت یا مقاومت در مقابل آن هنگام اجرا توسط رقیب هم، به شکلی آزاردهنده در مقابل خود او خودنمایی خواهد کرد و انجام طرح غیرممکن خواهد شد.


این روی‌کرد غیرمستقیم مددرسان سیاست منفی صفر و صد، یا سیاه و سفید مطلق دیدن آدم‌ها و دولت‌ها در عرصه سیاست است.

«احمدی‌نژاد» و دولتش بد بودند. شکی نیست! سال‌ها زمان نیاز است تا آثار مخرب سیاست‌های غلط او از جامعه زدوده شود و قسمی هم قابل زدوده‌شدن نیست، درست! اما این آدم و مجموعه‌اش که سیاه مطلق نبودند. کار خوب هم کردند. طرح خوب هم داشتند. شوربختانه موانع رقبا باعث شد بعض طرح‌های خوب دولت وی، به سرانجام نرسد.

از جمله این طرح‌ها که قابلیت دفاع و نقد به یک‌سان داشت و تعریفی بدیهی بر قبح آن مترتب نبود، همین طرح حضور بانوان در ورزش‌گاه‌ها بود.
این طرح اگر در زمان اعلام توسط «احمدی‌نژاد» اندکی مورد حمایت از طرف اصلاح‌طلبان یا اعتدالیون قرار می‌گرفت، الان به سرانجام رسیده بود و دیگر لازم نبود وقت و انرژی و هزینه دوباره یک دولت و جامعه متوجه طرح مجدد و داستان تکراری مخالفت‌های سنتی با آن از نو شود.

اما چرا در آن زمان مورد حمایت از طرف این دو گروه قرار نگرفت، یا با سکوت داوطلبانه آن‌ها مواجه شد، پاسخ به همان سیاست و روی‌کردی برمی‌گرد که انجام یک فعل یا طرح اگر از طرف من باشد درست و الا غلط است و اگر فعل و طرحی از اقبال و رضایت بالای عمومی برخوردار است، فقط باید به نام من و جناح من و دولت من ثبت شود.

اقدامات «خانم مولاوردی» برای تسهیل شرایط در اجرایی‌شدن طرح حضور بانوان در ورزش‌گاه‌ها شایسته تقدیر فراوان است. انصافا باید دست‌مریزاد گفت. این نقد چیزی از ارزش زحمات ایشان کم نمی‌کند، اما پاسخ نخ‌نماشده مجموعه دولت اعتدال که شوربختانه خانم «مولاوردی» مامور اعلام و ابلاغ آن بود، به هیچ عنوان توجیه مناسب و قانع‌کننده‌ای بر سو‌ء‌مدیریت دولت در این زمینه نیست. چه آن‌که مخالفت مراجع پدیده جدیدی نیست و قبل‌تر از آن و در دولت احمدی‌نژاد هم وجود داشت.
افکار عمومی گمان می‌کرد دولت با ظرافت و تدبیر این مشکل را مرتفع نموده و سپس وعده عملی و اجرایی‌شدن طرح را داده است.
اما راه تدبیر برای حل این مشکل، همراهی و حمایت از این طرح در دولت سابق بود که ظاهرا دولت‌مردان فعلی علاقه‌ای به گشایش راه خود از این مسیر نداشته و ندارند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ تیر ۹۴ ، ۰۴:۴۸
علی مصلحی

«روحانی» مردود در آزمون اول

چهارشنبه, ۱۵ خرداد ۱۳۹۲، ۰۱:۱۴ ق.ظ

شهروز مفتاحی/جرس

 دکتر «حسن روحانی» در اولین و اصلی‌تر‌ین آزمون وفاداری به حقوق مردم عموما، و منتخبین و هوادارن خود خصوصا، تا کنون مردود شده‌است. این در شرایطی است که وی ــ‌ به فرض آن‌که از جمیع حهات توانایی موفقیت دز آزمون ۲۴ خرداد را داشته باشد ــ اما هنوز به رای مردم و هوادارن خود نیازمند است و هنوز از گردنه سخت انتخاب عبور نکرده‌است. با این توصیف، آدمی که در زمان احتیاج نمی‌تواند، یا نمی‌خواهد به حقوق همراهان نزدیک خود توجه کند، چه تضمینی وجود دارد که بعد از گرفتن رای مردم و عبور از گردنه احتیاج، به همین سادگی از کنار حقوق شهروندان معمولی عبور نکرده و حقوق منتخبین خود را قربانی مصلحتی نکند که نشان داده‌است بدان بیشتر از حقوق مردم وفادار است؟

جوانان معصومی که در شب سخنرانی آقای «روحانی» در جماران بازداشت شده و اکنون مهمان سلول‌های انفرادی سپاه هستند، حرفی و شعاری بیش از آنچه آقای «روحانی» این‌روز‌ها با شدت و حرارت از آن سخن می‌گوید بر زبان نرانده‌اند. نه به کسی توهینی کرده و نه به رفتار رادیکالی دست زده‌اند. تنها از «میرحسین موسوی» و «مهدی کروبی» نام برده‌اند، که ۴ سال زود‌تر از آقای «روحانی» خطر وجود «احمدی‌نژاد» و نتایج مدیریت او را شجاعانه فریاد زدند و از آن زمان تاکنون تاوان آن شجاعت را می‌پردازند.

این جوانان وقتی مشاهده نمودند که آقای «روحانی» اکنون‌‌ همان حرف‌های آقای «موسوی» و «کروبی» را البته با ۴ سال تاخیر و در کمال آزادی می‌زند، خواستار آزادی آن‌ها از حصر شدند. نه کمتر از این نه بیشتر. اما چه شد که این شعار‌ها و درخواست‌ها از طرف آقای «روحانی» و بیانیه‌نویسان ستاد وی شایسته آن تعابیر نامهربانه شد و گویندگان و مجریان آن شایسته زندان و انفردای در سایه سکوت آقای روحانی؟

آقای «روحانی» طی ۴ سال گذشته همواره ترجیح داده است که سیاست سکوت پیشه کند. هم در برابر کودتای انتخاباتی ۸۸ و اعتراضات و وقایع بعد از آن، و هم در برابر موضع‌گیری‌ها و واکنش حاکمیت به اعتراض‌ها. سکوت قسم دوم باعث شد تا اصول‌گرایان افراطی وی را در دسته «ساکتین فتنه» طبقه‌بندی نمایند.

از طرف دیگر طی ۴ سال گذشته، ایشان کوچک‌ترین و کمترین اعتراض رسمی و شفاف نسبت به عملکرد دولت «احمدی‌نژاد» نداشته و ترجیح داده در قبال آن سکوت پیشه کند تا «مصلحت» عالی نظام مجوز اعتراض به آن سیاست‌هار ا صادر کند. این‌که امروز ایشان کل سیاست‌ها ۴ و ۸ سال گذشته را زیر سؤال برده و بداخلاقی‌ها را بر می‌شمرد و با شجاعت از آن سخن می‌گوید، به دلیل شحاعت او نیست، مجوز چنین «شجاعتی» صادر شده و اگر دیروز اشاره به آن ضعف‌ها و سوءمدیریت‌ها و خسارت‌ها، مجازات حبس و حصر داشت، امروز شایسته پاداش است و این پاداش البته به کسانی تعلق می‌گیرد که بر آب و آبروی رفته مرثیه می‌خوانند و الا آنان‌که ۴ سال پیش هشدار می‌دانند که جلو خسارت‌ها و آبروریزی‌ها و سوءمدیریت‌ها را بگیرید، پاداش‌شان حبس و حصر است و کسانی هم که از آن‌ها حمایت کنند باید سرنوشتی مشابه داشته باشند.

پرسش مهمی که در قبال کوتاهی آقای «روحانی» و تیم همراه او نسبت به سرنوشت بازداشت‌شدگان حادثه جماران مطرح می‌شود، ابتدا این است که اگر بازداشت شدگان، در بوجود آمدن آنچه که او «رفتار خودسرانه و مغایر با اعتدال» می‌داند تقصیر نداشته‌اند، چرا بازداشت شده‌اند و چرا تا کنون وی نسبت به آزادی آن‌ها اقدامی صورت نداده‌است؟ و اگر به زعم ایشان تقصیری صورت پذیرفته و مقصر آن تقصیر مسول ستاد جوانان آقای «روحانی» بوده؛ چگونه ایشان و تیم مشاوران، مسؤلیت ستاد جوانان خود را به کسی واگذار نموده‌اند که قابلیت دارد چنین تقصیری را مدیریت کند؟

فارغ از این پرسش که پاسخ صریح و شفاف آقای «روحانی» را می‌طلبد، اصولا اتفاقات صورت پذیرفته در حسینه جماران و در سخترانی وی، نه‌تنها رفتار «رفتار خودسرانه و مغایر با اعتدال»ی نبود، که عین صداقت و شجاعت و اعتراض شجاعانه به قسمتی از سیاست‌هایی است که «احمدی‌نژاد» در صدور و اجرای آن نقش اول را داشته است.

آقای روحانی چگونه امروز حق دارد که تمام عملکرد آقای «احمدی‌نژاد» را، حالا که آب از سر گذشته و آبروها ریخته، زیر سؤال ببرد، اما آقایان «کروبی» و «موسوی» ۴ سال پیش حق نداشتند اخطار نمایند و چشم‌انداز معرفی کنند که اگر در بر همین پاشنه بچرخد، آن می‌شود که امروز شده‌است؟

اگر به زعم ایشان میر حسین و شیخ شجاع هم چنین حقی داشتند، پس جوانان هوادار او هم حق داشته و دارند که در حاشیه سخنرانی او به وضعیت حبس و حصر آن‌ها اعتراض نمایند و اگر مورد تعرض قرار گرفتند آقای «روحانی» باید مانع از تعرض به آن‌ها بشود که متاسفانه نشده و تا کنون نیز شواهدی از پیگیری حقوق آن‌ها توسط ایشان مشاهده نشده‌است.

با این تفاسیر، ساده‌ترین توقع عمومی و بدیهی‌ترین حقوق بازداشت‌شدگان حادثه جماران این است که آقای «روحانی» برای اثبات حسن‌نیت و نشان دادن ارزش و احترام حقوق منتخبین خود، قبل از هر اقدامی نسبت به رفع حبس و آزادی آن‌ها اقدام نموده و آزادی آن‌ها را فوری‌ترین و مهم‌ترین اقدام خود قلمداد و با این‌کار اثبات کند که در پیگیری و احقاق حقوق شهروندان از هیچ کوششی دریغ نمی‌کند. در غیر این‌صورت شهروندان به مصداق مثل معروف «سالی که نکوست از بهارش پیداست» میزان شجاعت و پایبندی به حقوق مردم نزد آقای «روحانی» را از همین آزمون دریافته و در تصمیم دشوار خود برای حضور در نمایش انتخاباتی حاکمیت تجدیدنظر اساسی خواهند نمود.
منشرشده در جرس این‌جا
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ خرداد ۹۲ ، ۰۱:۱۴
علی مصلحی