زنان و ورود به ورزشگاه از احمدینژاد تا روحانی
در بین اغلب سیاستمداران ایران معاصر، در بیشتر موارد، نفس
نیک یا بدبودن ذاتی امری، برای اقبال یا رویگردانی از آن موضوعیت ندارد.
اصلا اینجا، نیک و بد ذاتی وجود ندارد.
در قاموس اینها، «نیک» یعنی
کاری که من انجام میدهم، و «بد» یعنی همین کار اگر رقیب آنرا انجام دهد.
به همین دلیل، وقتی رقیب در صدد انجام کاری برمیآید ـــ که تعریفی بدیهی
بر حسن و قبح ذاتی آن مترتب نیست، اما قابلیت ایراد و اشکال و جانبداری و
دفاع را به یکسان دارد، و در عینحال نفع و اقبال عمومی جامعه را هم در پی
دارد ــ چون طرح رقیب است و بهنام رقیب ثبت خواهد شد، با تمام توان در
مقابل آن ایستاده و مانع از از انجام آن توسط رقیب میشوند.
حالا اگر همین سیاستمدار در مقامی قرار بگیرد که بخواهد طرح اشارهشده را
به سرانجام برساند، نهتنها هیچ پشتیبان اجتماعی برای انجام آن نخواهد
داشت، که سکوت یا مقاومت در مقابل آن هنگام اجرا توسط رقیب هم، به شکلی
آزاردهنده در مقابل خود او خودنمایی خواهد کرد و انجام طرح غیرممکن خواهد
شد.
این رویکرد غیرمستقیم مددرسان سیاست منفی صفر و صد، یا سیاه و سفید مطلق دیدن آدمها و دولتها در عرصه سیاست است.
«احمدینژاد» و دولتش بد بودند. شکی نیست! سالها زمان نیاز است تا آثار
مخرب سیاستهای غلط او از جامعه زدوده شود و قسمی هم قابل زدودهشدن نیست،
درست!
اما این آدم و مجموعهاش که سیاه مطلق نبودند. کار خوب هم کردند. طرح خوب
هم داشتند. شوربختانه موانع رقبا باعث شد بعض طرحهای خوب دولت وی، به
سرانجام نرسد.
از جمله این طرحها که قابلیت دفاع و نقد به یکسان داشت و تعریفی
بدیهی بر قبح آن مترتب نبود، همین طرح حضور بانوان در ورزشگاهها بود.
این طرح اگر در زمان اعلام توسط «احمدینژاد» اندکی مورد حمایت از طرف
اصلاحطلبان یا اعتدالیون قرار میگرفت، الان به سرانجام رسیده بود و دیگر
لازم نبود وقت و انرژی و هزینه دوباره یک دولت و جامعه متوجه طرح مجدد و
داستان تکراری مخالفتهای سنتی با آن از نو شود.
اما چرا در آن زمان مورد حمایت از طرف این دو گروه قرار نگرفت، یا با سکوت
داوطلبانه آنها مواجه شد، پاسخ به همان سیاست و رویکردی برمیگرد که
انجام یک فعل یا طرح اگر از طرف من باشد درست و الا غلط است و اگر فعل و
طرحی از اقبال و رضایت بالای عمومی برخوردار است، فقط باید به نام من و
جناح من و دولت من ثبت شود.
اقدامات «خانم مولاوردی» برای تسهیل شرایط در اجراییشدن طرح حضور بانوان
در ورزشگاهها شایسته تقدیر فراوان است. انصافا باید دستمریزاد گفت. این
نقد چیزی از ارزش زحمات ایشان کم نمیکند، اما پاسخ نخنماشده مجموعه دولت
اعتدال که شوربختانه خانم «مولاوردی» مامور اعلام و ابلاغ آن بود، به هیچ
عنوان توجیه مناسب و قانعکنندهای بر سوءمدیریت دولت در این زمینه نیست.
چه آنکه مخالفت مراجع پدیده جدیدی نیست و قبلتر از آن و در دولت
احمدینژاد هم وجود داشت.
افکار عمومی گمان میکرد دولت با ظرافت و تدبیر این مشکل را مرتفع نموده و
سپس وعده عملی و اجراییشدن طرح را داده است.
اما راه تدبیر برای حل این
مشکل، همراهی و حمایت از این طرح در دولت سابق بود که ظاهرا دولتمردان
فعلی علاقهای به گشایش راه خود از این مسیر نداشته و ندارند.