رپرتاژ
قاعده اینست که هیچ بقالی خیلی راحت ترش بودن ماستش را لو نمیدهد و خیلی راحت نمیگوید: ماست من ترش است. بنابراین آدم در نگاه نخست ادعای یک کاسب، صنتگر و نهایتن بیزینسمن رو باور نمیکنه و میگه این داره تبلیغ خودش رو میکنه. باید دید در عرصه عمل به قول معروف چند مرده حلاجه.
اما خوب، آدم ناچار به خوردن ماست، ساختن خونه و خرید خدمات برای گذران زندگی هم هست و باید راهی پیدا کنه که کدوم ماست ترش نیست، کدوم خدمات صادقانه و منصافه است و کی قصد نداره کلاه سر آدم بذاره.
بعضی آدما هستند که دیگه چوپان دروغگو شدن. یعنی به قول معروف خودشون رو بکشن هم کسی باور نمکنه که گرگی در کار باشه یا مثلا کار طرف خوب باشه یا کار اونکسی که این چوپان داره تعریف و تبلیغش رو میکنه.
با این وصف وقتی فرصت نیست که آدم همه کارها رو در عرصه عمل امتحان کنه و این احتمال رو هم باید داد که بابت هر امتحان و خدای ناکرده بدبودن کار باید هزینهای داد و هزینههای امتحان ممکنه آدم رو بدبخت کنن و به ورشکستگی بکشونن، و از طرفی خونه شما رنگ میخاد و نردهها و درها و پنجرهها زنگ خورده و رنگ قبلی یه خورده از ریخت افتاده و اگر «سنار سهشی» خرجش نکنید ممکنه چند روز دیکه به بار و به دار هم نباشه، من پیشنهاد میکنم با توجه به این که من تا حالا از گرگی خبر ندادم که دروغ باشه، پس به من اعتماد کنید و اگر کار رنک و نقاشی ساختمون دارید، به اوس مهدی ما بسپرید.
نمیگم کارش سکه است ولی تایید میکنم خوب کار میکنه، منصف هست، ضما گواهینامه فنی از مراجع معتبر داره و دست و دل و پا و چشمش هم پاکه.
اگه خدای ناکرده این حرفا که گفتم نبود، من میشم چوپان دروغگو و دیگه نمیتونم اینجا خبر از وجود گرگ، نه ببخشید خبر از وجود یه اوسا، کاسب و هنرمند و ... دیگه بدم که هم شما راضی باشید هم من و هم اون اوسایی که من معرفی کردم.