وب‌نوشته‌های یک شیشه‌بر

علی مصلحی
وب‌نوشته‌های یک شیشه‌بر

روزنامه‌نگاری که کارمند بانک بوده و اکنون شیشه‌بری می‌کند

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
پیوندها

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عباس کیارستمی» ثبت شده است

ژاپنی‌ها نمی‌دانستند دزدگیر چیست

يكشنبه, ۲۹ آذر ۱۳۹۴، ۰۲:۵۱ ب.ظ

«عباس  کیارستمی» که جدیدترین ساخته‌اش «مثل یک عاشق» بر پرده سینماهای جهان در حال اکران است، در گفت‌وگویی  با «کاترین بروکس»، خبرنگار وب‌سایت «هافینگتن پست»که ایسنا آن را ترجمه کرده حرف‌های جالبی از ناآشنایی ژاپنی‌ها با دزدگیر را بازگو کرده است.
به گزارش پارس توریسم، «کیارستمی» درباره موانع پیش‌رویش برای ساخت فیلم در خارج از ایران گفت: برخی جزئیات بودند که چندان مهم به نظر نمی‌رسیدند و آن‌گونه که تصور می‌کردم قبل از آمدن به ژاپن برای ساخت فیلم قابل توجه نبودند، اما باید آنها را می‌پذیرفتم.
وی افزود: یکی از موارد جالب درباره صدای فیلم زمانی بود که در ایران، من در فیلمنامه نوشتم که در یکی از صحنه‌ها ما صدای دزدگیر خودرو در خیابان می‌شنویم. اما وقتی عوامل ژاپنی فیلم هنگام فیلمبرداری در توکیو صدا را شنیدند، با تعجب پرسیدند که صدا چیست؟ و ما در پاسخ گفتیم که این صدای دزدگیر خودرو است. اما آنها نمی‌دانستند یعنی چه! چون در ژاپن خودرویی سرقت نمی‌شود که نیار به آن باشد.
منبع: تابناک

مرتبط:
+ رفتگر بجنوردی قاعده هست یا استثنا
۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ آذر ۹۴ ، ۱۴:۵۱
علی مصلحی

از این نمد «سلمان رشدی» کلاه می‌دوزد

جمعه, ۱۷ مهر ۱۳۹۴، ۰۸:۲۵ ب.ظ
سال ۱۹۹۵ «بادکنک سفید» اولین ساخته بلند سینمایی «جعفر پناهی» نامزد معرفی به «اسکار» شد.
پناهی تا قبل از آن به عنوان دستیار کارگردان فعالیت می‌کرد و به‌ جز چند فیلم کوتاه، فیلمی را کارگردانی نکرده بود. «بادکنک سفید» اولین فیلم بلند سینمایی پناهی در نقش کارگردان بود و از بخت بلند او، حالا نامزد معرفی به معتبر‌ترین جشنواره سینمایی جهان هم شده بود.
 
تا پیش از این و در ۱۹۷۷ «دایره مینا» ساخته «داریوش مهرجویی» و در ۱۹۹۴ «زیر درختان زیتون» ساخته «عباس کیارستمی» نامزد حضور در اسکار شده بودند و موفقیتی نداشتند. اما برای «پناهی» که در آن زمان نه کارنامه‌ای درخور توجه داشت و نه نامی مطرح بود، همین نامزدشدن خودش موفقیت بزرگی حساب می‌شد که البته بود و «پناهی» را ناگهان از ساخته و پله اول به ره صدساله در سینمای بین‌المللی هدایت و پرتاب کرد.

در همان سال، اتفاقی در حوزه سیاسی افتاده بود که ایران اعلام کرد؛ به نشانه اعتراض به آن اتفاق، «بادکنک سفید» را به اسکار نمی‌فرستد و مثلا اسکار را تحریم می‌کنیم!
 این در شرایطی بود که نفرستادن یک اثر هنری ایرانی که نامزد حضور در معتبرترین جشنواره سینمایی جهان شده بود، نه‌تنها واکنش مناسبی به آن اتفاق نبود، بلکه رسما حکم خودزنی داشت و نمره مثبت و دادن آوانس به طرف مقابل محسوب می‌شد.
 
«بادکنک سفید» البته آن سال توسط تهیه‌کننده فیلم ظاهرا و بدون دخالت دولت ایران به اسکار رفت و اگرچه پذیرفته نشد، اما کار خودش را کرد و دست‌کم دنیا «جعفر پناهی» را شناخت و خشتی گذاشته شد که سه سال بعد «بچه‌های آسمان» در اسکار پذیرفته شده و ۱۵ سال بعد «جدایی نادر از سیمین» برنده اسکار شود.

۲۰ سال پس از آن اتفاق، ایران در اعتراض به حضور «سلمان رشدی» از شرکت در نمایش‌گاه کتاب «فرانکفورت» انصراف داد و به قولی آن‌را تحریم کرد.
وزارت ارشاد در بیانیه‌ای که صادر کرده؛ از سایر کشور‌های اسلامی خواسته «در برابر این اقدام تحریک‌آمیز اعلام موضع نمایند.»

 تا کنون هیچ خبری مبنی بر انصراف هیچ کشور مسلمان دیگری از شرکت در نمایش‌گاه فرانکفورت گزارش نشده و بعید به نظر می‌رسد کشور دیگری حاضر باشد به نشانه اعتراض به یک کنش سیاسی یا مذهبی، برای خود و نویسندگانش محدودیت خودخواسته ایجاد، و هنرمندان و نویسندگانش را از طیف جدیدی از مخاطبان غیربومی و امکان مطرح شدن در عرصه بین‌المللی و جهانی محروم کند.
 
 ظاهرا همه کالاهای تولید شده در کشور ما حق دارند و باید مشتری و بازار جدید خود را پیدا کنند و در همه نمایش‌گاه‌های بین‌المللی و جهانی هم شرکت داده می‌شوند و شرکت می‌کنند و وقتی نوبت به تحریم و اعتراض و مسائلی از این دست می‌افتد، قرعه فال به‌ نام کالای فرهنگی می‌افتد و گوشت قربانی کتاب و فیلم و محصولات هنری و فرهنگی هستند.

«عطاالله مهاجرانی» نویسنده مسلمان ایرانی که اولین نقد را بر کتاب «سلمان رشدی» نوشت و مورد تایید و تشویق همه طیف‌های سیاسی هم قرار گرفت، الان نزدیک به ۱۰ سال است که در همسایگی «سلمان رشدی» زندگی، و کتاب می‌نویسد و منتشر می‌کند و قطعنا مخاطبانی مشترک با سلمان رشدی هم دارد و از این اشتراک ابدا هم ناراحت نیست. نه تنها ناراحت نیست که خوشحال هم هست که رمان نوشته شده توسط او علاوه بر مخاطبان مسلمان و ایرانی مخاطب جدیدی پیدا کرده و اگر کلام او ارزش داشته باشد، به دست مشتری بهتری رسیده و برای مشتری و مخاطب جدید، امکان مقایسه سخن و کلام با سخن و کلام نویسنده‌ی دیگر هم وجود دارد.
 اما به چه دلیل هنرمندان و شاعران و نویسندگان دیگر کشور ایران باید از این امکان و فعلیت محروم باشند، پرسشی است که البته پاسخ آن‌را متولیان امر باید بدهند.

 انصراف اعتراضی ایران از شرکت در نمایش‌گاه کتاب فرانکفورت، نتیجه مثبتی برای نویسندگان ایرانی ندارد، اما «سلمان رشدی» از این نمد دستکم‌ کلاهی را نصیب خود می‌کند.
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ مهر ۹۴ ، ۲۰:۲۵
علی مصلحی