آقای «مجتهدزاده»! داشتم داشتم حساب نیست
«پیروز مجتهدزاده» تحصیلکرده و دنشآموخته جغرافیای سیاسی دانشگاه است. اما کنشهای اجتماعی و رسانهای وی نشان میدهد که، ظاهرا سواد و اطلاعات علمی مربوط به این رشته را طوطیوار فرا میگرفته و بدون آنکه این درسها تاثیری در منش و شخصیت فردی او گذاشته و ایشان را به یک شخصیت علمی و آکادمیک تبدیل کند، فقط بر اندوختههای حافظه او اضافه میشده است.
کنشهای رسانهای آقای «مجتهدزاده» جدا از اینکه ابدا قرابتی با شخصیت آکادمیکی در آن سطح ندارد، با شخصیت سنی ایشان نیز نمیخواند و در حالی که از آدمی در این سن و با این میزان از تحصیلات انتظار میرود سنجیده و آرام و علمی سخن بگوید، به سیاق جوانانی که هنوز از خامی جوانی متاثر هستند و در دامهای ناخواسته و ناشناخته تعصبهای کور ناسیونالیستی میافتند سخن میگوید و واکنش نشان میدهد.
در تازهترین مورد، آقای مجتهدزاده ناخوانده به دیالوگ و دوئل توییتری وزیر امور خارجه موقر، آرام و منطقی ایران با وزیر امور خارجه امارات متحده عربی وارد شده و تلاش کرده است تا در این دوئل جایگاه یک کمکتیرانداز یا بیسیمچی ــ البته در لباس دیپلماسی ــ برای آقای ظریف را برای خودش دستوپا کند. (+)
تردیدی نیست که جایگاه یک مقام سیاسی و خصوصا وزیر امور خارجه کشوری مثل ایران که به دلیل شرایط و موقعیت خاص، کوچکترین رفتار آن با دقت رصد و تعبیر میشود، بسیار خطیر و حساس است و کنش و واکنشهای یک مقام سیاسی با یک شخصیت آکادمیک در باره موضوعی واحد لزوما نباید یکسان باشد و یکسان مورد قضاوت قرار بگیرد. از این منظر ممکن است یک وزیر در جایگاه یک مقام سیاسی و در بزنگاه دیپلماتیک رفتاری داشته باشد، و همان وزیر در رابطه با همین موضوع اما در جایگاه یک استاد دانشگاه یا تحلیلگر سیاسی رفتاری دیگر و حتی متناقض.
بر این اساس از شخصیت آکادمیک و در این مورد مشخص از آقای «مجتهدزاده» ابدا توقع نمیرود که مثل آقای «ظریف» به کنش وزیر امور خارجه امارات متحده عربی واکنش نشان دهد، بلکه انتظار میرود که چهارچوبهای حقوقی و بینالمللی در رابطه با موضوع را تشریح و با زبانی آکادمیک و علمی تبیین نماید.
میدان برای وزیر اما میدان سیاستورزی و دفاع از حیثیت و حقوق ملی است و تفاوت آشکاری با فضای آرام و علمی مجامع آکادمیک دارد و باید با تیزهوشی و ظرافت، انتخاب کلمات دقیق، و دیپلماسی مناسب از کارزاز سربلند بیرون آید.
با این همه اما آقای «مجتهدزاده» که اصلا کسی از او کمکی نخواسته و نیازی به حضورش نبوده، ناگهان وارد معرکه شده و نهتنها توقعات ادب آکادمیک را برآورده نکرده که بدون توجه به ظرافتهای خاص، با تمسک به ادبیات متعلق به لمپنها، روی پوست خربزه خزیده و از آنطرف بام سقوط کرده است.
اینکه در نامه این استاد دانشگاه و دانشآموخته جغرافیای سیاسی، کشور امارات متحده عربی، به خاطر کوچک و فاقد پشتوانه و قدمتبودن، مورد تخفیف و تحقیر قرار گرفته و در یک خطای آشکار و تلویحا اشاره شده است که اگر کشوری ابرقدرت چنین ادعا میکرد، ایراد نداشت، پرده از عمق کمسوادی و کماطلاعی استاد جغرافیای سیاسی از جغرافیای سیاسی و حقوق بینالملل برمیدارد.
از طرفی اگر چنین معیارهایی برای برتریجویی و یا تخفیف کشوری، قابل استناد و اشاره باشد، شوربختانه باید اذعان کرد که امارات متحده عربی در فاکتورهای متعدد و فراوانی برتر و بالاتر از ایران است و داشتم داشتمهای آقای «مجتهدزاده» در مورد ایران، نمیتواند سرپوشی بر «ندارم»های ما و داشتههای بالای یک کشور همسایه باشد.
دخیل بستن به معیارهای انتزاعی برای برتریجوییهای ناسیونالیستی و ملی، رفتاری متعلق به عوام است و شان یک چهره علمی و استاد دانشگاه اجل از آنست که به دام چنان عوافریبیهایی گرفتار آید.
