وب‌نوشته‌های یک شیشه‌بر

علی مصلحی
وب‌نوشته‌های یک شیشه‌بر

روزنامه‌نگاری که کارمند بانک بوده و اکنون شیشه‌بری می‌کند

طبقه بندی موضوعی
بایگانی

بهلول و شراب

سه شنبه, ۹ خرداد ۱۳۹۶، ۰۵:۲۸ ق.ظ

روزی «بهلول» بر «هارون الرشید» وارد شد. دید «هارون» مشغول نوشیدن شراب است. «هارون» که می خواست خود را از خوردن شراب تبرئه کند، از «بهلول» پرسید: اگر کسی انگور بخورد حرام است؟ «بهلول» گفت: نه. «هارون» پرسید; اگر بعد از خوردن انگور آب بخورد حرام است؟ «بهلول» گفت: نه. «هارون» پرسید; اگر بعد از خوردن انگور و آب، مدتی در کنار آفتاب بنشیند حرام است؟ «بهلول» گفت: نه. «هارون» گفت: پس چطور همین انگور و آب مدتی را در کنار آفتاب بگذرانند حرام است؟! «بهلول» به «هارون» گفت: اگر خاک بر سر انسان بریزند، سر او می شکند؟ «هارون» گفت: نه. «بهلول» گفت: اگر بعد از خاک ریختن مقداری آب بر سر او بریزند، سرش می شکند؟ «هارون» گفت: نه. «بهلول» گفت: اگر بعد از ریختن خاک و آب، شخص در کنار آفتاب بنشیند، سرش می شکند؟ «هارون» گفت: نه. «بهلول» پرسید: اگر همین آب و خاک را با هم مخلوط کنند و از آن خشتی بسازند و کنار آفتاب بگذارند تا خشک شود و بعد بر سر انسان بزنند آیا سر او می شکند یا نه؟ «هارون» گفت: البته که خشت سر انسان را می شکند. «بهلول» گفت: همچنانکه از ترکیب آب و خاک در کنار آفتاب، خشت درست شده و سر آدم را می شکند، از ترکیب آب و انگور در کنار آفتاب نیز شرابی بدست می آید که از نوشیدن آن، صدمه های فراوانی به انسان وارد می شود و لذا شرع آن را نجس و حرام قرار داده است و موجب حد شرعی می شود. «هارون» از جواب «بهلول» حیرت زده شده و دستور داد تا بساط شراب را بردارند. 

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۶/۰۳/۰۹
علی مصلحی

بهلول

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی