وب‌نوشته‌های یک شیشه‌بر

علی مصلحی
وب‌نوشته‌های یک شیشه‌بر

روزنامه‌نگاری که کارمند بانک بوده و اکنون شیشه‌بری می‌کند

طبقه بندی موضوعی
بایگانی

بهشت با رساندن نوک زبان به نوک بینی

چهارشنبه, ۱۳ خرداد ۱۳۹۴، ۰۱:۳۸ ب.ظ

نقل است که روزی «معاویه» برای نماز در مسجد آماده می‌شد. به خیل عظیم جمعیتی که آماده اقتدا به او بودند نگاهی از سر غرور انداخت.
 «عمروعاص» که در نزدیکی او ایستاده بود، در گوشش نجوا کرد که: بی‌دلیل مغرور نشو! این‌ها اگر عقل داشتند به جماعت تو نمی‌آمدند و «علی» را انتخاب می‌کردند.
 «معاویه» برافروخت. «عمروعاص» قول داد که حماقت نماز‌گزاران را ثابت می‌کند.
 پس از نماز، بر منبر رفت و در پایان سخن‌رانی گفت: از رسول خدا شنیدم که هر کس نوک زبان خود‌ را به نوک بینی‌اش برساند، خدا بهشت را بر او واجب می‌نماید و بلافاصله مشاهده‌کرد که همه تلاش می‌کنند نوک‌ زبان‌ِشان را به نوک بینی‌ِشان برسانند تا ببینند بهشتی‌اند یا جهنمی؟
 «عمروعاص» خواست در کنار منبر حماقت جمعیت را به «معاویه» نشان دهد، دید معاویه عبایش را بر سر کشیده و دارد خود را آزمایش می‌کند و سعی می‌کند کسی متوجه تلاش ناموفقش برای رساندن نوک زبان به نوک بینی نشود.
 از منبر پایین آمد در گوش «معاویه» نجوا کرد: این جماعت احمق خلیفه احمقی چون تو می‌خواهند. «علی» برای این جماعت حیف است.

موافقین ۰ مخالفین ۱ ۹۴/۰۳/۱۳

نظرات  (۹)

۱۶ خرداد ۹۴ ، ۰۲:۴۲ A.ravankav Noavaran
منبع؟
» عمروعاص» که در نزدیکی او ایستاده بود، در گوشش نجوا کرد که: بی‌دلیل مغرور نشو! این‌ها اگر عقل داشتند به جماعت تو نمی‌آمدند و «علی» را انتخاب می‌کردند.«

این سوال پیش می آید:

 که چه کسی نجوای در گوشی آنان را شنیده است!!؟

آیا نجوای در گوشیی که شنیده شود نجوای در گوشی نام دارد!!

چطور وقتی عمروعاص به معاویه میگوید: که حماقت نماز‌گزاران را ثابت می‌کند!
آیا معاویه با اینکه از حیلهء عمروعاص خبر داشت باز دست به چنین کاری میزند تا خودش رو ثابت کنه که جزو بهشتیانه یا نه؟؟!!

خواهشا کورکورانه مطالب دینت رو دنبال نکن!
در موردش فک کن ،فقط فکر!

این مطالبی در سایت ها قرار میگیرند تنها افراد ( ببخشید ) بی دین و جاهل آنها را قبول میکنند!
درواقع افرادی هستند که قدرت تشخیص دروغ از باطل رو ندارند!


برای این تشخیص باطل و حق کافیه مطالعهء درست کرد ، دور از جهل و تعصب!


» عمروعاص» که در نزدیکی او ایستاده بود، در گوشش نجوا کرد که: بی‌دلیل مغرور نشو! این‌ها اگر عقل داشتند به جماعت تو نمی‌آمدند و «علی» را انتخاب می‌کردند.«

این سوال پیش می آید:

 که چه کسی نجوای در گوشی آنان را شنیده است!!؟

آیا نجوای در گوشیی که شنیده شود نجوای در گوشی نام دارد!!

چطور وقتی عمروعاص به معاویه میگوید: که حماقت نماز‌گزاران را ثابت می‌کند!
آیا معاویه با اینکه از حیلهء عمروعاص خبر داشت باز دست به چنین کاری میزند تا خودش رو ثابت کنه که جزو بهشتیانه یا نه؟؟!!

خواهشا کورکورانه مطالب دینت رو دنبال نکن!
در موردش فک کن ،فقط فکر!

این مطالبی در سایت ها قرار میگیرند تنها افراد ( ببخشید ) بی دین و جاهل آنها را قبول میکنند!
درواقع افرادی هستند که قدرت تشخیص دروغ از باطل رو ندارند!


برای این تشخیص باطل و حق کافیه مطالعهء درست کرد ، دور از جهل و تعصب!


مصلحی عزیز.نکند ک این داستان سازی جناب عالی هم جعلی مبارک برای ترویج فضیلت باشد. وگرنه چگونه استدلالای برادر محمدی به ذهن بیدار و هشیار  و طالب حقیقت شما نرسید..؟!
۱۷ خرداد ۹۴ ، ۱۴:۱۴ لبیک یا حسین
این روایت از خود عمروعاص لعنت الله علیه نقل شده. دنبال گیرنده نجوا می گردین؟؟
سلام
مطلب جالبی بود
ممکنه منبعشو بگید؟
۲۰ خرداد ۹۴ ، ۱۴:۳۵ شیعه مخلص علی
سلام، کسی نشنیده بلکه خود عمروعاص این قضیه را فاش ساخته است همانند این است انسان خودش اسرار درونی خود را فاش کند، پس اشکال آقای محمدی ناشی از بی دقتی است.
واقعا آموزنده بود. ممنون. 
سلام، از قول پیغمبر ص نگفت. از قول خودش گفت هر کس زبان به بینی برساندچون میخواست حماقت مردم را برساند. 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی